ازدواج با فرزند خوانده و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

عموما کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست، توسط زن و شوهرهایی که یکی از آنها قادر به فرزند آوری نیست، به فرزندی پذیرفته می شوند که هردو طرف به گونه ای در شرایط بحرانی و حساسی هستند. چنانچه کودکان به دلیل فقدان و یا عدم امکان زندگی با پدر و مادرهای زیستی خود از داشتن محیط امن و گرم خانواده مدتی محروم بوده و مدتی نیز در شرایطی سخت در اماکن نگهداری زندگی کرده اند و زن و شوهرهای فاقد توان باروری نیز با شبح طلاق بر سر زندگی خود مدتی را سرکرده تا توانسته اند متقاعد به پذیرش فرزندخوانده شوند، لذا هر دو زخم خورده بوده و نیاز به آرامش و امنیت دارند.  
افرادی که کودکی را به فرزند خواندگی قبول می کنند یک ارزش،باور و تعهدی نسبت به او دارند.به قدری این ارزشها مهم است که فرد به آن پایبند می ماند.با تصویب چنین قانونی این ارزش ها زیر سوال می رود.
این لایحه  با باز گذاشتن دست پدر در دست درازی جنسی به دخترکی که قرار است فرزند او باشد در قالب همسر، در واقع زخم تازه و عمیق تری را بر پیکر دختر بی پناهی که به دنبال محیط فاقد تنش و سرشار از عشق والدین است وارد می سازد و زن را نیز، که فرزند را عامل مستحکم تر کردن پیوندش با همسر می دانست با این ترس رو به رو می کند که همین دختر عامل جدایی او از همسرش خواهد شد، لذا ترجیح می دهد دختری را به فرزندی نپذیرد. در این صورت رویای فرزند شدن کودک محتاج پدر و مادر و آشیانه زنی که با آمدن فرزند خوانده بنا بود حفظ شود با این قانون به راحتی به باد فنا خواهد رفت.
به نظر نگارنده کسانی که مدعی دفاع از این قانون هستند بسیار تعجب انگیز است ،زیرا این قانون مغایر با اخلاق و ارزش های جامعه است و آسیب های اجتماعی بسیاری همراه خود دارد. لذا باید در برخورد با این قانون با حساسیت زیادی برخورد می شد.
گفتار پنجم : روش های دفع ضرر احتمالی
نظر نگارنده بر مخالفت با این قسمت از اصلاح لایحه ازدواج با فرزند خوانده است.هر چند که پیش از این بدون آنکه تصریحی شود حکم قضیه جز این نبوده است و تا آنجا دانسته شده 3 نوع ازدواج این چنینی رخ داده است. اما با تصریح این موضوع مطلب جلب توجه کرده و می تواند مساله ساز باشد.
راهکار اول در جهت منع ازدواج سرپرست با فرزند خوانده به نظر می رسد این است که درجهت حذف کلی قسمت دوم تبصره یعنی حذف ((مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.)) و ممنوعیت ازدواج ما بین این افراد پیشنهاد می شود.
امکان ازدواج سرپرست با فرزند خوانده تبعات بسیار منفی دارد.ما در جهت حمایت از حقوق کودکان بی سرپرست و بد سرپرست خواستار بازنگری و حذف قسمت دوم تبصره مربوطه هستیم.زیرا در غیر اینصورت کسب امنیت و اعتماد برای خانواده ها غیر ممکن می شود.امکان این ازدواج ها به حمایت های قانونی از زنان و فرزند خواندگان خدشه وارد می شود.قانونگذار باید به این نکته توجه کند که امری هرچند ممنوع و مخالف قانون آمره نباشد اما ممکن است مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی باشد.هر قانونی باید مبتنی بر روش های علمی بر اساس نیاز ها و تحولات روز جامعه تصویب شود،و هدف قانونی آن فراهم کردن امنیت ، آسایش و اعتماد جامعه باشد نه ایجاد هرج و مرج.
تدوین تبصره ماده 26 قانون حمایت ازکودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست بر مبنای اینکه سرپرست می تواند با فرزند خوانده خود با تجویز دادگاه ازدواج کنند بی معناست.زیرا با ورود دختر خوانده به یک خانواده، همواره مادر خوانده دچار تشویش می شود که دختر خوانده او پس از رسیدن به سن بلوغ به جای اینکه در کنار و یاور او باشد ،تبدیل به رقیبی برای او خواهد شد،و او هیچگاه احساس مادرانه خود را نثار دختر خوانده نمی کند.همچنین پدر خوانده هرچند قبل از رسیدن به سن بلوغ نگاه پدر و فرزندی به این رابطه داشته باشد اما چون قانون به او اجازه ازدواج با دختر خوانده را داده است،بعد از سن بلوغ اخلاق و رفتار ونگاه او نیز ممکن است تغییر کند.
بنابراین قانونگذار باید به این مورد توجه کند که تصویب چنین موضوعی دارای نتیجه کاملا منفی است تا نتیجه های مثبت آن. این تبصره تنها نیاز عده محدودی از مردم را برطرف می کند،اما اثرات منفی زیادی باقی خواهد گذاشت که مهمترین آنها عدم رغبت خانواده ها بخصوص زنان خانواده برای فرزند پذیری است.لذا بهتر است یا اصلا فرزند خواندگی نداشته باشیم یا اگر مطرح است باید اخلاق در قانون ما رعایت شود.
دومین راه حل که به نظر می رسد بجای صیغه همسری میتوان صیغه فرزندی را خواندو برای همیشه فرزند خانواده و محرم آن ها باشد.لذا در قانون بهتر بود یکی از شرایط فرزند خواندگی ،انعقاد صیغه فرزند خواندگی و محرمیت تصریح شود.
سومین راهکاری که به ذهن متبادر می شود و بسیاری از فقها بر آن معتقدند ،شیر دادن و رضاع است.
چنانچه فرزند خوانده شیر خوار است،اگر مادر خوانده دارای شیر باشد با خوردن شیر او فرزند رضاعی آن ها می شود.اگر مادر پدر خوانده دارای شیر است و شیر او را بخورد خواهر رضاعی پدر خوانده محسوب می شود و محرم است.اگر خواهر پدر خوانده دارای شیر است و شیر او را بخورد دختر رضاعی خواهر او و محرم می شود.
آخرین راهکار که برای جلوگیری از این نکاح در صورت عدم اجرای راهکار های قبلی به ذهن خطور می کند ، اسقاط حق جزیی است.
ماده 959 قانون مدنی بیان می دارد :هیچ کس نمی تواند بطور کلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند .به استناد این ماده قانونگذار سلب حق تمتع را بطور عام و کلی ممنوع کرده است ،اما با توجه به مفهوم مخالف ماده ،سلب حق تمتع جزئی امکان پذیر است،مگر مخالف حقوق حریتی و شخصیتی باشد.می دانیم که نکاح تنها عقدی است که بر خلاف سایر عقود حتی برای یک لحظه مقتضای ذات آ ن یعنی استمتاع را نمی توان سلب کرد.اما در راجع به بحث ما قانونگذار در جهت حمایت از فرزند خوانده بهتر بود استثنائی قائل می شد ، مثلا تا سن 25 سالگی فرزند خوانده این ازدواج ممنوع باشد و پس از آن فرزند خوانده خود قدرت در تصمیم گیری دارد. در صورتی که امکان سوء استفاده از او است، خود مصلحتش را در بهتر از هر کس دیگری حتی دادگاه صالح در نظر دارد و مانع این امر می شد.حتی لطمه های روحی و روانی کمتر متضرر می شد.
فصل سوم
نتیجه گیری و پیشنهادات
نتیجه گیری :
مطالعات دانشگاهی گسترده در حوزه ی  مسائل خانواده در ایران نشان می دهد که عموم مسائلی که امروزه در خانواده ایرانی به نوعی «مشکل» تصویر شده اند، از قبیل آمار بالای از هم پاشیدن خانواده ها، بی تمایلی جوانان به ازدواج و فرزندزایی، چندهمسری و … راه حل هایی اجتماعی – فرهنگی و گاه حقوقی دارند. خانواده در ایران امروز در وضعیت بحرانی به سر نمی برد. اگر قصد بر تحکیم خانواده و حفظ ارزش های آن باشد، ده ها مسئله به روز هست که شایستگی بررسی و طرح در عرصه های سیاسی و اجتماعی را داشته باشد.
1- با تصویب چنین قانونی ،عملا قبح زنای با محارم را در جامعه ایران کمرنگ و زمینه رشد روابط نابهنجاری را تقویت می کنیم.چنین قوانینی دلیل ساختار شکنی است و مانند طوفان عمل می کند.در حال حاضر طوفان های بسیاری از جوامع غرب به جامعه ما رسیده است ؛دیگر نباید خودمان شکوفای طوفان جدیدی باشیم.
2- آسیب دیدگان این ازدواج ها اصولا فرزندخوانده ،سایر اعضای خانواده به خصوص مادرخوانده ای که ناگهان دختر خوانده اش “هووی” او می شود، ،جامعه و اجتماع هستند.
3- صرف نظر از این که اساسا مطرح شدن قانونی کردن ازدواج با فرزند خوانده چه معایبی را در بر دارد، به نظر می رسد بهترین گزینه در حال حاضر ممنوع کردن آن باشد نه منوط کردن آن به رای دادگاه.