استرس به عنوان کنشی متقابل و اثربخشی و کارایی

دانلود پایان نامه

برای نمونه یکی از وضعیت‌های پراسترس و مرتبط با شغل این است که از یک سو کارگر یا کارمند در معرض خواستها یا فشارهای زیاد کاری قرار گیرد و از سوی دیگر برای برآوردن این خواستها وقت محدودی در اختیار داشته باشد؛ طبیعی است که چون نمی‌تواند از پس انجام آنها برآید با ایرادگیری پی‌در‌پی سرپرستان روبرو می‌شود. اعتیاد به مشروبات الکلی به عنوان پیامد استرس شغلی سالانه بیش از 20 میلیارد دلار هزینه برای صنایع آمریکا ایجاد می‌‌کند. خسارتهای یک بیماری روانی افسرده (که ممکن است در نتیجه استرس شغلی دچار این اختلال شده‌باشد)، را می‌‌توان در قالب مخارج درمان، از دست‌رفتن ساعات کار و کاهش تولید بررسی نمود. بسیاری ازحادثه‌های ضمن کار ممکن است بر اثر استرس‌های شغلی اتفاق بیفتند. به‌طور تقریبی هر ساله در آمریکا بیش از دو میلیون کارگر بر اثر حادثه‌های ناشی از کار جان خود را از دست می‌دهند.
زیان دیگری که چندان به چشم نمی‌آید اما جبران ناپذیرتر از بقیه است، متوجه زندگی انسانها می‌شود. این موضوع از آن رو در خور توجه است که آثار استرس مانند بسیاری از بیماریهای روانی و عاطفی دیگر، از محیطی به محیط دیگر یا از حوزه‌‌ای به حوزه دیگر منتقل می‌شود. در زمینه اهمیت استرس شغلی باید گفت که در قرن حاضر، فشارهای عصبی و روانی بخش عمده‌‌ای از زندگی افراد را در ابعاد مختلف (محیط کار، محیط اجتماعی، محیط خانوادگی و. . . ) تحت تاثیر قرار می‌دهند. فشار عصبی- روانی یکی از بحرانی‌ترین مسائل زندگی کاری و تندرستی در جهان صنعتی و پیچیده امروز است. مدارک و شواهد کافی در این زمینه نشان می‌دهد که فشار عصبی شدید بر سلامت جسمی- روانی، کمّیت و کیفیت عملکرد فرد مؤثر بوده و باعث کاهش بهره‌وری، عدم رضایت شغلی، ترک خدمت، تأخیر و غیبت کارکنان می‌شود.
 این موضوع امروزه به عنوان یکی از مهمترین آفات سازمانها شناخته می‌شود. از جمله عوارض تنش‌های روانی می‌توان به دلواپسی‌، عصبی بودن، سردردهای مزمن، بالا‌رفتن فشارخون، زخم معده، بی‌خوابی و نگرانی اشاره کرد. تأثیرات این عوارض به صورت ارتباطات نامناسب بین اشخاص، بی‌نظمی در کار، تغییر شغل، غیبت، ترک شغل، افزایش میزان بروز حوادث حین کار، عجله در اجرای امور، نگرانی از شکست و سایر نارسایی‌های ناشی از درهم‌ریختگی سلامت روانی و جسمانی و در نهایت به صورت فرسودگی شغلی ظاهر می شود؛ که همه و همه اثربخشی و کارایی کارکنان را تحت تأثیر قرار داده و آنان را متزلزل می‌سازد (عسگریان، 1388)
 به همین دلیل، این مبحث در ارتباط با رفتار سازمانی و مباحث مربوط به آن و همچنین روانشناسی و بهداشت روانی کار، جایگاهی ویژه را بخود اختصاص داده‌است. از آنجاییکه میزان قابل توجهی از تنش‌ها ناشی از شرایط کار و متأثر از روابط وشرایط مرتبط با هر سازمان است، لذا استرس مشکلی سازمانی و هم مسئله‌ای فردی محسوب می‌شود. معمولاً تنش، کنترل و مدیریت آن در زمره مسائل اصلی و اساسی کار قرار می‌گیرد. بواسطه این نقش اثرگذار و اهمیت زیاد آن، طی سالهای1992 تا 1993 میلادی مهار، کنترل و مدیریت تنش‌ها جزء اساسی‌ترین اهداف و برنامه‌های محیط کار در اتحادیه اروپا قرار گرفت و تنش‌زدایی و توجه به سلامت روانی کارکنان در سرلوحه اهداف مدیریتی قرار داده‌شد (فقیه، 1390)
از این رو در دنیای کنونی استرس به عنوان یکی از آفات نیروی انسانی شناخته شده‌است. اثرات مخرب استرس بر زندگی فردی و اجتماعی بسیار وسیع بوده و کارکنان یکی از آسیب‌پذیرترین قشرها در برابر استرس هستند (سعیدی، 1391). از این رو، یافتن راههایی برای کاستن از میزان استرس کارکنان، رسیدن به سطح بهینه سلامت روانی، پایداری و مقابله با استرس، همچنین پیشگیری از بروز عواقب جسمانی و روانی آن ضروری به نظر می‌رسد. علائم استرس شغلی در افراد مختلف، متفاوت بوده و به عوامل بیشماری از قبیل: موقعیت و شرایط کاری مختلف، مدت زمان قرارگرفتن در معرض استرس، و میزان استرس وارد‌شده به فرد بستگی دارد. اما نمونه‌های بارز علائم استرس شغلی عبارتند از: بی‌خوابی، حواس‌پرتی، اضطراب و غیبت از کار، افسردگی، خستگی، ناامیدی و عصبانیت در حد افراطی، بروز مشکلات خانوادگی و بیماری‌های جسمی از قبیل: بیماری‌های قلبی، میگرن، سردرد، سوء‌هاضمه و دیسک کمر.
2-11 دیدگاههای نظری استرس
2-11-1 استرس به عنوان پاسخ درونی
هانس سلیه را می توان نخستین کسی دانست که در سالهای 1956 استرس را به عنوان پدیده تازهای در نوع خود به طور کامل شرح میدهد. سلیه که توجه خود را بر پاسخ بدن در برابر خواستهایی که بر آن وارد میشود متمرکز کرده بود، معتقد بود که این پاسخ، پاسخی غیراختصاصی است. منظور او از این اصطلاح آن است که خواستهایی که بدن با، آنها روبرو می شود، خواه درونی و خواه بیرونی، هر چه باشند، پاسخ فردی که در معرض استرس قرار می گیرد، از الگوی عام و یکسانی پیروی می کند و این الگوی معین را سندروم سازگاری عمومی نامید.
اولین مرحله، مرحله هشدار است. در این مرحله، بدن پاسخ اولیهای در برابر عامل استرس از خود نشان می دهد. این مرحله فاصله زمان کوتاهی را در بر میگیرد که بدن مقاومت کوتاهی از خود نشان میدهد و در پی آن مقاومت طولانیتری فرد میرسد و تغییراتی در بدن رخ میدهد تا آن را برای پاسخ فوری آماده کند، ضربان قلب تند میشود، فشار خون بالا میرود و قند آزاد میشود، تا انرژی لازم را فراهم سازد. در صورتی که عامل استرس زا باقی بماند مرحله دوم یا مقاومت فرا می رسد. در این مرحله، پاسخ اولیه که در مرحله هشدار ظاهر شده بود جای خود را به پاسخهایی میدهند تا سازگاری طولانیتری را به وجود آورند. مفهوم همئوستازی نقش خود را در این مرحله بازی می کند. به این معنی که برگشتن به حالت تعادل برای بدن ضروری است. بنابه ضرورت در این مرحله، تلاش مداوم از جانب فرد صورت میگیرد تا با عامل استرسزا سازگاری برقرار کند یا به آن خو بگیرد. مرحله سوم مرحله از پا در آمدن است. این اصطلاح از نظر سلیه به این معنی است که بدن نمی تواند به طور نامحدود به مقابله خود با عامل استرس ادامه دهد. انرژی لازم برای ادامه سازگاری ته می کشد و فرد از توان میافتد. بنابراین وجه مشخصه مرحله سوم عبارت است از: از دست دادن مقاومت در برابر عوامل استرس، فرسودگی و از پا در آمدن که حتی ممکن است منجر به مرگ شود.
2-11-2 عوامل محیطی استرس
استرس نزد مهندسان، مفهوم دیگری دارد. در مفهومی، استرس را حاصل نیروهایی می دانند که چنانچه بر قطعهای یا دستگاهی وارد شود، می تواند آن را در هم شکند بنابراین وقتی فشار تراکم از میزان مقاومت شیء بیشتر است آن شیء متلاشی می شود. در سال 1930 برای اولین بار «آدلف میر» این مفهوم را گسترش داد و درباره استرس یا فشار وارد بر افراد انسان نیز صادق دانست. میر چنین اظهارنظر میکند که پزشکان اطلاعات پزشکی مربوط به بیمار را در جدولهایی وارد میکنند. اطلاعاتی مانند سابقه، بیماریهای پیشین، شرایط زندگی فرد و اتفاقهایی که برای او رخ میدهد، از جمله مرگ عزیزان تا تغییر شغل: منظور از تهیه چنین جدولهایی مشخص کردن رویدادهایی است که ممکن است زمینه ساز بوده و فرد را در برابر بیماریهایی مستعد کرده باشد.
بعد هولمز و راهه (1967) این مفهوم را باز هم تعمیم بیشتری دادند. این دو رویدادهای استرسزای زندگی را رویدادهای برجسته و بیسابقه ای میدانند که فرد با آنها روبرو میشود و موجب دگرگونی مهمی در زندگی او می شوند. هر یک از این رویدادها در کل برابر است با شماری از آحاد تغییر زندگی. برخی از رویدادها آشکارا استرسزا هستند مانند طلاق (که نمره 73 را رقم می زند) و مرگ عضو نزدیک خانواده.
2-11-3 استرس به عنوان کنشی متقابل
 این الگو را که ریچارد لازاروس ارائه کرده، می توان گفت که امروزه بیش از هر الگوی دیگری مورد توجه قرار گرفته است و الگوی تبادلی (یا الگوی کنش متقابل) نام دارد. طبق این الگو استرس زمانی رخ می دهد که تعادل بین خواستها و منابع به هم میخورد و تاکید می کند که این تعادل یا بیتعادلی ماهیتی پیشرونده دارد. بعلاوه، این مدل بیانگر تاثیر متقابل فرد بر محیط و محیط بر فرد است. از این رو هر برخورد معینی که میان شخص و محیط رخ میدهد در بردارنده آثار ضمنی یا درگیریهایی برای فرد و محیط خواهد بود.
طبق الگوی لازاروس نخستین مرحلهای که در فرایند استرس و مقابله شکل میگیرد این است که فرد رویداد، وضعیت یا خواست معینی را که با آن روبرو شده است ارزیابی می کند. این ارزیابی که ارزیابی اولیه نامیده می شود گویای آن است که رویداد یا وضعیت پیش آمده ممکن است پیامدهای ناخوشایند به بار آورد. ارزیابی از آسیب وقتی صورت می گیرد که آسیبی تا به حال وارد شده باشد. در حالی که ارزیابی از تهدید به این معنی است که احتمال دارد در آینده آسیبی وارد شود. لازاروس همچنین ارزیابی دیگری را به نام ارزیابی چالش یا رویارویی با مشکل مطرح می کند. این ارزیابی زمانی پیش میآید که فرد معتقد است به جای آنکه فقط در برابر پیامدهای منفی خود را حفظ کند. می تواند با رویارویی با آن به نتیجه مثبتی برسد. اما ارزیابی ثانویه که در پی ارزیابی اولیه میآید، عبارتست از اینکه فرد با امکان انتخابی که دارد میکوشد راههای ممکن برای برخورد با مشکل را مشخص و انتخاب و در جای خود به کار برد. راههای انتخابی ممکن است درونی یا بیرونی باشد. یعنی راهی که در پیش گرفته میشود که با استفاده از منابع در دسترس ممکن میشود. یا پاسخی است که فرد در برابر مشکل از خود نشان می دهد و در واقع از درون او منشا می گیرد. در مقابلهای که با تاکید بر منابع موجود صورت می گیرد، امکانات مادی برای برطرف کردن مشکل ممکن است پولی باشد که از خویشاوندی قرض گرفته می شود. اما مقابلهای که به شکل پاسخ به مشکل صورت میگیرد مثلاً ممکن است که این باشد که فرد در معرض بیکاری، در پی یافتن کار دیگری بر آید (کوپر، لاک، 2000). طبق الگوی تبادلی یا کنش متقابل، آگاهی به این موضوع که برای مقابله با مشکل امکانات و منابعی وجود دارند که به موقع می توان روی آنها حساب کرده در ارزیابی هایی که در آینده نسبت به رویداد و یا وضعیت استرس زا می کنیم، تاثیر بسزایی دارد.
2-12 ابعاد استرس شغلی
استرس شغلی شامل دو بعد استرس فیزیکی و استرس روانشناختی است (لووالو، 1997؛ به نقل از سارافیو، 2002) که این ابعاد می‌توانند به سه طریق مورد بررسی قرار گیرند:
رویکرد متمرکز بر محیط: توصیف استرس به عنوان محرک؛ مانند داشتن استرس بالای شغلی.
رویکرد متمرکز بر پاسخ: این رویکرد هنگامی رخ می‌دهد که افراد در مواجهه با استرس، به موقعیت تنش خود اشاره می‌کنند و مثلاً می‌گویند: “وقتی می‌خواهم سخنرانی کنم احساس استرس زیادی دارم. “
رویکرد متمرکز بر فرایند: در این رویکرد رابطه بین شخص و محیط مورد توجه قرار می‌گیرد (لازاروس، 1999، لازاروس و فولکمن، 1984؛ به نقل از سارافینو، 2002)
2-13 اثرات استرس شغلی
استرس می‌تواند هم خوب و هم بد باشد که البته این امر به ماهیت، تداوم و منابع موجود برای مقابله با آن بستگی دارد (زاکارو و ریلی، 1987؛ به نقل از سارافینو، 2002). افزایش حجم کاری و استرس شغلی موجب کاهش زمان در تحقیق و تعارض میان فردی در روابط کارکنان شده و بر سلامت جسمی و هیجانی، روابط خانوادگی و فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت در کارکنان تأثیر منفی می‌گذارد (به نقل از گیلسپی و همکاران، 2010)
2-14 علل و منابع فشارهای روانی
فشار روانی را باید به عنوان یک معلول درنظر گرفت اما بنا به دلایل گوناگون نمی‌توان به علت واحدی برای آن اشاره نمود. از طرف دیگر به علت پیچیده بودن مسائل انسانی، گستره تفاوت‌های فردی در انسانها، تنوع مشاغل، گستردگی سازمانها، نهادها و موضوعاتی از این دست، نمی‌توان منابع فشارزا را بدقت معرفی کرد؛ همچنین باید اذعان نمود که انسان دارای توان پردازش اطلاعات بوده و ذهنی فعال دارد، لذا ارزیابی ذهنی و شناختی وی نقش مهمی در تشخیص و تعیین عامل فشار خواهد داشت. به هر حال، صرف‌نظر از علل گوناگون، فشارهای روانی و تأثیرات آنها در زندگی مدرن، باعث افت کارآیی و خستگی زودرس در افراد شده و در نهایت منجر به ناتوانی و استیصال آنها در انجام وظایف فردی و اجتماعی‌شان می‌شود.