اشتباه در هویت مجنی علیه و عناصر تشکیل دهنده جرم

دانلود پایان نامه

اما گروهی دیگر از حقوق دانان معتقدند که، هرچند با توجه به عدم تفاوت منطقی در ماهیت ریختن و پاشیدن و نیز تفسیر منطقی قانون، ریختن ماده شیمیایی را می توان ذیل عنوان پاشیدن و در نتیجه مشمول ماده دانست، اما شمول ماده بر انداختن مجنی علیه در ماده شیمیایی یا فرو کردن اعضای او در اسید، را نمی توان پذیرفت زیرا مقتضای تفسیر قوانین کیفری، تفسیر در حد قدر متیقن و مسلم متون قانونی است و بدون تردید توسعه مصادیق بدون وجود نص خاصی برای انها قابل پذیرش نخواهد بود و تنها در صورت تصریح قانون گذار می توان موارد فوق را مشمول ماده دانست که با توجه به فقدان چنین تصریحی عمل مرتکب مشمول سایر مواد ق.م.ا در خصوص قصاص نفس یا عضو خواهد بود. در واقع استدلال این گروه، لزوم تفسیر مضیق قوانین جزائی و رعایت اصل قانونی بودن می باشد (فلاح، 1391: 3). علی رغم اختلاف نظر بین این دو دسته از حقوق دانان، در خصوص اینکه اعمالی مانند انداختن یا فرو کردن اعضای بدن مجنی علیه در اسید تحت شمول ماده واحده قرار می گیرد یا خیر، در خصوص اینکه اعمالی نظیر تزریق کردن یا خوراندن اسید تحت شمول ماده قرار نمی گیرد، متفق هستند، لذا زمانی که شخصی مقداری از اسید را به دیگری می خوراند یا تزریق می کند، عمل وی را نمی توان جرم موضوع ماده واحده تلقی کرد.
از آنجا که اسیدپاشی جرمی است عمدی، خواست و اراده فاعل در ارتکاب رفتار مجرمانه ضروری می باشد؛ اراده ارتکاب همان خواستن فعل یا ترک فعل است. در عرف حقوقی گاه اراده را مرادف با عمد به کار می برند که متضمن همان عمد در فعل به معنی خواست فعل است. اراده در تمامی جرایم اعم از عمدی و غیر عمدی و حتی در جرایم خلافی وجود دارد، بنابراین زمانی می توان جرم را عمدی دانست که اراده ارتکاب با قصد مجرمانه مقارن باشد، لذا در صورتی که اراده ارتکاب بر قصد مجرمانه پیشی بگیرد، جرم واقعیت نمی یابد و هم چنین اگر اراده ارتکاب بلافاصله پس از قصد مجرمانه واقعیت پیدا نکند باز هم جرم محقق نمی گردد. در واقع رفتار مجرمانه باید از روی اراده و اختیار بر روی انسان مورد نظر انجام شده باشد، نه اینکه بر اثر عواملی مانند جنون، مستی، اجبار و هیپتونیزم هیچ گونه اختیاری در ارتکاب رفتار مجرمانه نداشته باشد؛ ارتکاب یابد (محمد صادقی،1389: 94).
اگر وقوع فعل یا ترک فعل مجرمانه را از لحاظ طول مدت تحقق در نظر بگیریم، جرم به جرم آنی و مستمر تقسیم می شود. به عبارت دیگر با توجه به این که دوام و استمرار عمل معین یا آثار و نتایج آن، ملحوظ نظر قانون گذار قرار گرفته باشد یا خیر، جرم به دو دسته مستمر و آنی تقسیم می گردد (ساولانی، 1392: 143). جرم آنی به فعل یا ترک فعلی گفته می شود که تحقق ان دفعتا یا در فاصله زمانی کوتاهی انجام می گیرد. در واقع وقتی عنصر مادی جرم در یک لحظه واقع می شود به آن جرم، جرم آنی می گویند. به عبارت دیگر هرگاه توصیف مجرمانه منحصرا متوجه عمل معین باشد که دفعتا انجام می گیرد در این صورت آن جرم را باید جرم آنی بشمار اورد. جرم موضوع ماده واحده نیز از جرایم آنی می باشد که به محض پاشیده شدن اسید محقق می گردد. هم چنین جرم موضوع ماده واحده جرمی ساده می باشد که عنصر مادی جرم با یک اقدام که همان پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی است محقق می گردد.
2-4 وسیله ارتکاب
هر جرم از سه عنصر قانونی، مادی و روانی تشکیل می گردد و برای محکوم شدن متهم، باید کلیه اجزا این عناصر توسط مرجع تعقیب به اثبات برسد (محمدصادقی، 1388: 53). حقوق جزا پندار نکوهیده و قصد سوء را تا زمانی که به منصه بروز و ظهور نرسد مجازات نمی کند، زیرا قصد سوء تا زمانی که انسان برای واقعیت بخشیدن به ان جازم نیست خطری برای نظم اجتماعی به بار نمی آورد، بنابراین شرط تحقق جرم آن است که؛ قصد سوء با ارتکاب عمل خاصی دست کم به مرحله ظهور و بروز برسد. فعل یا ترک فعل خارجی که تجلی نیت مجرمانه و یا تقصیر جزائی است، عنصر مادی جرم را تشکیل می دهد ( اردبیلی، 1388: 208). به هر حال مجرم باید مبادرت به ارتکاب فعل یا ترک فعلی کند که ملموس، محسوس و عینی بوده و در قانون عنوان مجرمانه داشته باشد. به عبارت دیگر کافی نیست که رفتار مجرمانه تنها توسط قانون معنی شود، بلکه وجود یک تظاهر خارجی ناشی از قصد مجرمانه یا خطای جزائی ضرورت دارد. رفتار انسان ممکن به صورت های مختلفی متعلق حکم جزائی قرار گیرد. گاه قانون گذار مخاطبان خود را از انجام دادن فعل خاصی منع می کند، در این صورت ارتکاب این فعل تخطی از نواهی قانون گذار و جرم به شمار می رود و گاه مخاطبان قانون گذار به انجام دادن فعلی تکلیف شده اند، این بار ترک فعل نقص اوامر قانون گذار و در نتیجه جرم محسوب می شود (اردبیلی، ج1، 1388: 209). قانون گذار در ماده 2 ق.م.ا هم فعل و هم ترک فعل را عنصر مادی جرایم لحاظ کرده است و در صورتی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، قابل مجازات می داند. جرم اسیدپاشی نیز از این قواعد مستثنی نمی باشد و قانون گذار صرف نیت مجرمانه و پندار نکوهیده را قابل مجازات نمی داند و تا زمانی نیز که رفتاری از مرتکب به منصه ظهور و بروز نرسد، قانون گذار مجازاتی بر مرتکب اعمال نمی کند. اصل بر این است که تحقق جرم نیاز به وسیله خاصی ندارد مگر در مواردی که قانون تصریح کرده باشد. در برخی جرایم وسیله ارتکاب، در تحقق عنصر مادی جرم تاثیری ندارد؛ مانند جرم قتل که وسیله ارتکاب حائز اهمیت نمی باشد و همین که نتیجه منظور یعنی قتل واقع شود کفایت می کند در این گونه جرایم ضرورتی ندارد که جانی برای تحقق نتیجه مجرمانه، از وسیله خاصی استفاده کند. اما در برخی جرائم مانند جرم موضوع ماده واحده، استفاده از وسیله خاصی، یعنی اسید و سایر ترکیبات شیمیایی، رکن اصلی تحقق این جرم می باشد و در صورت عدم استفاده از این ترکیبات، هرچند عمل مرتکب به نتایجی وخیم تر از نتایج مذکور در ماده منتهی گردد، منجر به تحقق جرم موضوع ماده واحده نمی گردد. اسید چون در فرض ماده ابتدا بر پوست بدن اثرگذار است نوعا کشنده نیست مگر نوع، غلظت و میزان آن به حدی باشد که کشنده تشخیص گردد (اقائی نیا، 1386: 312). اقدام مقنن در منحصر کردن تحقق جرم به ترکیبات شیمیایی، قابل انتقاد است زیرا با توجه به اصل تفسیر مضیق قوانین جزائی، پاشیدن ترکیبات غیر شیمیایی، هر چند منجر به صدماتی به مراتب شدید تر از صدمات مذکور در ماده واحده گردد را نمی توان تحت شمول ماده واحده دانست در صورتی که هر ماده سوزاننده ای می تواند برای انجام این جرم بکار رود، لذا بهتر بود که قانون گذار از عنوان کلی ترکیبات شیمیایی و غیر شیمیایی استفاده می کرد.
2-4-1 تعریف اسید
خوب و بد، زشت و زیبا، تاریک و روشن، سرما و گرما، زوج های متضادی هستند که رویارویی انها با یک دیگر به زندگی معنای ویژه ای می بخشد؛ در علم شیمی نیز با زوج هایی از این دست روبرو می شویم؛ فلز و نافلز، اکسایش و کاهش، اسید و باز، از جمله این زوج ها می باشند. در این بخش با اسید ها و بازها؛ دو دسته مهم و پرکاربرد از ترکیبات شیمیایی اشنا می شویم، ترکیباتی که ویژگی های بی مانند آنها از یک سو و تاثیرات متقابل انها از سوی دیگر، اثار مهمی را در زندگی ما بر جا نهاده اند (شیمی عمومی، 1387: 48). شیمی دانان مدت ها پیش از انکه ساختار اسید ها و بازها شناخته شود، با ویژگی های هر کدام و واکنش میان آنها آشنا بوده اند و مشاهدات بسیاری را در تاریخ علم تجربی ثبت کرده اند.
یکی از قدیمی ترین تعاریفی که از اسید ارائه شده، ان را ماده ای ترش مزه می داند که خاصیت خورندگی دارد و شناساگرها را تغییر رنگ می دهد. اسید کلمه ای فرانسوی است که از واژه لاتین (اسیدوس ، ترس) گرفته شده است. به طور کلی اسیدها، موادی ترش مزه با ph کمتر از هفت می باشند. از اسید ها به فراخور گذشت زمان و پیشرفت علم تعاریف گوناگونی ارائه شده که به معرو ف ترین تعاریف ارائه شده از اسیدها توسط شیمی دان ها اشاره می شود. در حدود 1800 سال پیش شیمی دان فرانسوی لاوازیه موادی که در ساختار انها اکسیژن وجود داشت را اسید می نامید و اکسیژن را عنصر اصلی سازنده اسید ها می دانست (ارشدی، 1387، 50) اما در سال 1810 همفری دیوی با کشف و بررسی خواص هیدروکلیریک اسید، که از دو عنصر هیدروژن و کلر تشکیل شده است، ضعف نظریه لاوازیه را که در کامل و فراگیر نبودن ان بود، نمایان کرد. همفری دیوی ترکیباتی را که در ان هیدروژن وجود داشت که می توان جای آن را با فلز عوض کرد اسید می نامید. مشاهدات بسیاری درستی دیدگاه دیوی را به اثبات رساند (سمیعی، 1387: 52). اما به تدریج با مطرح شدن مدل ارنیوس شیمی دان سوئدی ضعف نظریه دیوی نیز روشن گردید. نقص نظریه دیوی در این بود که تمامی مواد و ترکیباتی که در ساختار آن ها هیدروژن وجود داشت را اسید می نامید، اما چه بسیار موادی که در ان هیدروژن وجود داشت ولی خاصیت اسیدی نداشت و هم چنین بسیاری از موادی که در ان هیدروژن وجود نداشت ولی خاصیت اسیدی در ان یافت می شد (عزابادی، 1387: 50). ضعف نظریه دیوی موجب شد که ارنیوس شیمی دان سوئدی طی پژوهش های خود که در دهه 1810 انجام می داد، به مدل تازه ای برای اسید ها و بازها دست یابد. وی با پزوهش های زیاد خود در این زمینه، موادی را که ضمن حل شدن در آب، یون هیدروژن تولید یا آزاد می کنند وغلظت یون هیدروژن را افزایش می دهند اسید می نامید. ضعف نظریه دیوی در این بود که فقط خاصیت اسیدی محلول در اب را توجیه می کرد. در سال 1923 یوهانس برونستد و توماس لوری به طور مستقل تعریف تازه و فراگیرتری از اسید ها و باز ها ارائه کردند. بر طبق مدل آن ها، اسید ها موادی هستند که بتوانند یک یون هیدروژن یا پروتون به ماده ای دیگر بدهند. اما در همان سال شیمی دان مشهور آمریکایی؛ گیلبرت نیوتون، مدل دیگری از اسید و بازها را ارائه نمود وی دلیل ارائه مدل خود را ناتوانی مدل برونستد و لوری در توجیه کامل مفهوم اسید ها اعلام کرد (همان منبع، 263). تعریف گیلبرت نیوتون لوویس جدیدترین تعریف از اسید ها می باشد، اگرچه تا سال 1928 کار زیادی برای پیشرفت آن انجام نشده بود. در این تعریف اسید ماده ای است که به دلیل داشتن اربیتال خالی می تواند جفت الکترون بپذیرد، یعنی موادی که ضمن واکنش و پیوند، جفت الکترون ناپیوندی را می گیرد. بر طبق نظریه وی تنها پروتون اسید نمی باشد، بلکه گونه های بسیاری نیز یافت می شوند که اسید هستند (همان منبع، 264). بنابراین مشاهده می شود که شیمی دانان با توجه به عنصر سازنده اسید تعاریف متعددی از ان ارائه کرده اند.
2-4-2 انواع اسیدها
بطور کلی اسید ها را در دو دسته بزرگ اسید های معدنی و اسید های آلی می توان تقسیم بندی نمود؛ اسید های معدنی که خود شامل دو گروه بزرگ اسید های دوتایی یا اسید های بدون اکسیژن و اسید های چندتایی یا اسید های اکسیژن دار می باشند. اسیدهای بدون اکسیژن مانند هیدروکلیریک اسید، هیدروبرمیک اسید، هیدرو سولفوریک اسید و غیره و اسید های چندتایی یا اکسیژن دار شامل گروه اسید سولفوریک یا جوهر گوگرد، نیتریک اسید یا جوهر شوره، فسفریک اسید می باشند (تبارکی، 1374: 145)؛ گروه دیگر اسیدها که شامل اسید های آلی یا همان اسیدهای بدون خطر می باشند در بسیاری از میوه ها و گیاهان و اندام بدن موجودات زنده وجود دارد؛ مانند فرمیک اسید، اتانوییک اسید یا جوهر سرکه، بوتانوییک اسید یا جوهر کره و همچنین سیتریک اسید یا جوهر لیمو (شیروانی، 1385: 285). اسید های قوی به اسید هایی گفته می شود که ضمن حل شدن در آب بطور کامل در آن تفکیک می شوند و مقدار زیادی یون هیدروژن تولید می کنند؛ تنها تعداد کمی اسید قوی وجود دارد، اسید های قوی در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند. غلظت اسیدها اغلب بر حسب ph سنجیده می شوند ، هرچه مقدار ph کمتر بوده، غلظت ان اسید بیشتر می باشد. اسید های قوی شامل سولفوریک اسید، نیتریک اسید، هیدروبرمیک اسید، پرکلیریک اسید، هیدرو کلیریک اسید یا جوهر نمک وهیدرویدیک اسید می باشند که در ذیل به توضیح مختصر در خصوص آنها به دلیل کاربرد گسترده شان می پردازیم (اعتمادیان، 1374: 267). اسید سولفوریک از مهم ترین و پر کاربردترین اسید ها در جوامع بشری می باشد که از گوگرد ساخته می شود و در هر کشوری بعنوان معیار سنجش پیشرفت آن کشور در صنایع شیمیایی در نظر گرفته می شود. این اسید در قرن هشتم میلادی توسط جابربن حیان کشف شده است وی کشف خود را جوهر گوگرد نامید. برخی مورخان این کشف را به زکریای رازی نسبت داده اند (عزابادی، 54: 1378)، روش ساخت این اسید بدین گونه بود که کانی های دارای سولفات اهن یا سولفات مس را حرارت می دادند و در اثر این واکنش، سولفات به اکسید اهن یا مس و اب تجزیه می شود. اسید سولفوریک اسیدی قوی با ph پایین و بسیار خورنده می باشد و در صنعت بسیار مورد استفاده قرار می گیرد به طوری که در سال 2001، 765 میلیون تن از این اسید به ارزش 8 میلیارد دلار تولید شده بود (شیرازی، 1339: 249)؛ این اسید به بافت های بدن اسیب جدی می زند و مینای دندان را تخریب میکند و در صورت تنفس به ریه اسیب می رساند. به علت کاربرد گسترده این اسید، در دسترس همگان بوده و از جمله اسیدهایی است که در باتری خودروها بکار می رود و بعلت سهولت دسترسی از اسید های پر کاربرد در اسید پاشی می باشد. هیدروکلیریک اسید یا جوهر نمک نیز یکی از پرخطرترین اسید ها می باشد که علاوه بر کاربرد صنعتی و ازمایشگاهی برای باز کردن گرفتگی مجاری فاضلاب بکار می رود و به سهولت در دسترس همگان قرار دارد. حتی قطره ای از این نوع اسید جراحات عمیق و شدیدی را به دنبال خواهد داشت. نیتریک اسید یا جوهر شوره نیز در صنایع بسیاری از جمله مهمات سازی مورد استفاده قرار می گیرد. مواد منفجره مشهوری از جمله TNT به کمک این نوع از اسید ساخته می شود. مایعی است دود کننده، بی رنگ و بسیار خورنده که با مواد واکنش داده و موجب خورندگی آنها می شود. اسیدفلوریدریک گازی که در اب حل می شود و تجارت محلولی از ان به فروش می رسد که هفتاد درصد اسید خالص دارد. محلول تجارتی مایعی بی رنگ است که گازهای خطرناک و تحریک کننده ای دارد و چون اشیاء شیشه ای را می خورد، لذا آن را در ظروف پلاستیکی نگهداری می کنند.
این ها نمونه هایی از پرکاربردترین اسیدها و در عین حال خطرناک ترین آنها در عصر حاضر می باشند که به دلیل کاربرد گسترده ان، به سهولت در دسترس همگان قرار دارد و از اسیدهایی می باشد که در ارتکابی جرایمی هم چون اسید پاشی مورد استفاده قرار می گیرد.
از آنجا که جرم اسیدپاشی از جرایم عمدی می باشد، یکی از ارکان ضروری تحقق جرم موضوع، علم واگاهی فاعل به کیفیت فعل مجرمانه و به نامشروع بودن عمل ارتکابی می باشد. به عبارت دیگر فرض را باید بر این مبنا گذاشت که فاعل توان درک درست عمل مجرمانه را داشته و خواسته دقیقا عملی را مرتکب شود که قانون گذاربه حرمت آن حکم داده است و به حکم و موضوع جهل نداشته باشد. قاعدتا جهل به حکم مقنن باید نافی قصد مجرمانه و سوءنیت باشد، زیرا تا چیزی را انسان نداند، نمی تواند خواهان نقض آن باشد. با این حال در غالب نظام های حقوقی موجود، با استدلال بر لزوم اجرای قانون در مورد همه افراد جامعه و حفظ نظم عمومی، علی الاصول دفاع جهل حکمی پذیرفته نشده و این مطلب در اغلب نظام های کیفری دنیا اماره ای مطلق و غیر قابل رد می باشد که اصطلاحا به صورت قاعده (جهل به قانون رافع مسولیت کیفری نیست) بیان می شود. در خصوص جرم اسید پاشی نیز وضع بدین گونه می باشد و اگرچه مدت زمانی طولانی از تاریخ تصویب ماده واحده مورد نظر گذشته است، آگاهی فاعل به جرم بودن پاشیدن اسید، امری است مفروض و ادعای جهل نسبت به ان پذیرفته نمی شود (ساولانی، 1392: 175). البته لازم به ذکر است که جهل ناشی از تقصیر در هیچ یک از نظام های حقوقی دنیا پذیرفته نیست اما جهل قصوری به سبب وجود قوه قاهره، از فاعل رفع مسولیت می کند. علی الاصول در جرایم عمدی مانند جرم اسیدپاشی برای تحقق سوءنیت و قصد مجرمانه علاوه بر لزوم وقوف شخص مرتکب جرم بر حکم مقنن لازم است که وی بر موضوع ان حکم نیز وقوف و آگاهی داشته باشد، به عبارت دیگر فعل و انفعالات ذهنی مرتکب با انچه که واقعا در عالم خارج می گذرد تطابق داشته باشد. اشتباه موضوعی زمانی محقق می شود که انسان در نفس عملی که مرتکب می شود مشتبه باشد؛ شبهه موضوعی در جرایم عمدی اصولا موجب زوال عنصر معنوی جرم می شود. در مقابل در جرایم غیر عمدی که بر مبنای بی احتیاطی و بی مبالاتی و به عبارتی تقصیر جزایی است، اشتباه موضوعی تاثیری در مسولیت کیفری ندارد ( ساولانی، 1392: 271). در جرایم عمدی اشتباه ممکن است در یکی از عناصر تشکیل دهنده جرم یا در علل مشدده جرم وجود داشته باشد. حقوق جزا جهل و اشتباه موضوعی در جرایم عمدی را زمانی دفاع محسوب می کند که نسبت به امر یا اموری باشد که برای تحقق جرم ضروری بوده و آن امر از اجزای اصلی عناصر تشکیل دهنده جرم اتهامی باشد. برای مثال در جرم اسید پاشی، پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی رکن اصلی تحقق جرم می باشد، لذا زمانی که شخص ظرف محتوی اسید را به تصور اینکه اب است بر روی دیگری می پاشد به دلیل اشتباه وی نسبت به موضوع، جرم مورد نظر تحت عنوان اسید پاشی قابل مجازات نمی باشد و تنها از مرتکب دیه گرفته می شود (ساولانی، 1392: 172) اما اگر اشتباه نسبت به موضوعی باشد که برای توجه اتهام به متهم ضروری نباشد، هم چون اشتباه در هویت مجنی علیه، در این صورت دفاع محسوب نمی شود.
عنصر روانی جرم اسیدپاشی، عمد در پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی می باشد که قطعا مستلزم علم به ماهیت ماده ای است که بر روی دیگری ریخته می شو؛ عدم علم مرتکب نسبت به ماهیت وسیله که از ارکان مهم رکن معنوی جرم می باشد، باعث خروج عمل از عنوان عمدی می گردد (محمد صادقی، 1389: 270). با علم مرتکب نسبت به ماهیت اسید و خطرناک بودن آن، علم وی نسبت به نوع و درجه و غلظت اسید ضروری نمی باشد؛ برای مثال ضروری نیست که مرتکب به این مساله علم داشته باشد که اسید مورد استفاده اسید 96 درصد و یا اسید سولفوریک است و همین که بر این نکته واقف باشد ماده مورد استفاده اسید و خطرناک است برای تحقق جرم کفایت می کند.
مساله ای که باقی می ماند مربوط است به ادعای جهل مرتکب نسبت به خطرناک و اسیب رسان بودن ماده شیمیایی و چگونگی اثبات ان از سوی مرتکب. هرگاه فردی ادعا کند که به ماهیت ماده شیمیایی اگاه بوده ولی نسبت به این مساله که اسید می تواند اسیب رسان و خطرناک باشد ادعای جهل کند مسولیت مرتکب چگونه می باشد؟ با علم فرد نسبت به ماهیت ترکیبات شیمیایی، علم مرتکب نسبت به خطرناک بودن و اسیب رسان بودن اسید، مفروض انگاشته می شود. یکی از راه های اثبات این امر توسل به اگاهی یک انسان متعارف به خطرناک و آسیب رسان بودن نوعی اسید می باشد. برای مثال ادعای جهل نسبت به خطرناک بودن مقادیر زیادی از اسید سولفوریک و امثال ان که هر انسان متعارفی بر کشنده بودن و آسیب رسان بودن آن آگاهی دارد پذیرفته نمی باشد.
2-5 نتیجه مجرمانه
جرایم از لحاظ لزوم یا عدم لزوم حصول نتایج مجرمانه به جرایم مطلق و مقید تقسیم می شوند. جرم مطلق، جرمی است که به صرف ارتکاب عمل واقع شده، تحقق می یابد اعم از اینکه عمل به نتیجه مطلوب عامل رسیده یا نرسیده باشد و جرم مقید نیز جرمی است که بر حسب تعریف قانونی یا صدق عرفی تحقق جرم مقید به حصول نتیجه ای باشد، یعنی اگر قانون گذار، حصول نتیجه ای را جزو عناصر تشکیل دهنده جرم، منظور کرده باشد، جرم را مقید می نامند، در واقع در این دسته از جرایم نتیجه در تحقق و اتمام جرم، نقش بسیار عمده ای را بر عهده داشته و تحقق مسولیت مجرم در اغلب موارد، منوط به حصول نتیجه است و تا وقتی که نتیجه مورد نظر مجرم بدست نیامده باشد نمی توان گفت که جرم کامل شده است ( اردبیلی، ج1، 1388: 277). جرم موضوع ماده واحده نیز از جرایم مقید به نتیجه می باشد، که صرف پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی، موجب تحقق آن نمی گردد. نتیجه لازم برای تکمیل عنصر مادی، تحقق یکی از نتایج مذکور در ماده واحده می باشد، که براساس شدت و ضعف ان ها مجازات مرتکب متفاوت می باشد. در صورت عدم تحقق یکی از این نتایج یا در صورت عدم اتمام فعل مرتکب پس از ورود وی به عملیات اجرایی، مرتکب ممکن است به موجب قسمت اخیر ماده واحده، تحت عنوان شروع به اسید پاشی قابل مجازات باشد (محمد صادقی، 1388: 271). نتایج لازم برای تکمیل عنصر مادی جرم موضوع ماده واحده عبارت است از: فوت مجنی علیه، مرض دائمی، فقدان یکی از حواس، قطع یا نقصان و یا از کار افتادگی عضوی از اعضا و یا صدمات دیگر.
2-5-1 فوت مجنی علیه
سنگین ترین جرم علیه اشخاص جرم قتل است که صدمه حاصله از آن برای قربانی قابل جبران نمی باشد. قتل عبارت است از سلب حیات از دیگری برخلاف قانون (محمد صادقی، 1386: 20). برای قتل انواعی ذکر می شود که می توان در یک تقسیم بندی کلی اینگونه بیان کرد که قتل تقسیم می شود به قتل عمد و قتل غیر غیر عمد. البته قانون گذار به گونه ای دیگر این تقسیم بندی را در ماده 289 ق.م.ا بیان کرده است که: جنایت بر نفس و عضو و منفعت بر سه قسم عمدی و شبه عمدی و خطای محض تقسیم می شود. عنصر قانونی قتل عمدی را مواد 290 و 381 ق.م.ا تشکیل می دهند. قانون گذار در ماده ی290 مواردی را که در ان جنایت عمدی محسوب می شود و در ماده 380 ق.م.ا مجازات قتل عمدی را بیان می کند. قانون گذار مجازات قتل عمدی را در صورت تقاضای اولیای دم و وجود سایر شرایط مقرر در قانون قصاص و در غیر این صورت مطابق مواد دیگر قانون دیه و تعزیر می داند، لذا برای اجرای مجازات قصاص نفس نسبت به فاعل، شروط زیر باید لحاظ گردد:
الف. قتل عمدی باشد ب. تقاضای اولیای دم ج. قتل عمدی موجب قصاص باشد و مجنی علیه مشمول ماده 304 ق.م.ا نباشد. د. شرایط اجرای قصاص نفس موجود باشد.
با توجه به مواد فوق به بررسی قتل عمدی ناشی از پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی می پردازیم. قانونگذار در صدر ماده واحده ی راجع به اسیدپاشی بیان کرده که: پاشیدن اسید و سایر ترکیبات شیمیایی درصورتی جرم و قابل مجازات است که بصورت عمدی محقق گردد. قتل نیز در صورتی عمدی محسوب می شود که مشمول یکی از بندهای ماده ی 290 ق.م.ا باشد. که در زیر به بررسی هریک از انها خواهیم پرداخت؛
الف- در صورتی که مرتکب با قصد قتل مبادرت به پاشیدن اسید کند و یا در صورت فقدان قصد ابتدائی، اطلاق عنوان نوعا کشنده به عمل وی با توجه به نوع ماده شیمیایی بکاررفته شده و یا محل اصابت میسر باشد؛ عمل مرتکب قتل عمدی و مشمول مقررات مربوط به ان خواهد بود. البته باید توجه داشت که صرف کشنده بودن عمل موجب تحقق قتل عمدی نخواهد بود بلکه مرتکب باید به کشنده بودن عمل خود نیز واقف باشد؛ زیرا برای تحقق بند ب ماده 290 ق.م.ا قصد فعل نوعا کشنده لازم است و نه صرف عمل نوعا کشنده (پوربافرانی، 1385: 53). پس در صورتی که مرتکب ثابت کند به نوع و میزان اسید جاهل بوده و یا قصد پاشیدن ان را به قسمت غیر حساس از بدن مجنی علیه را داشته و ماده شیمیایی به طور کاملا اتفاقی به موضع حساس بدن اصابت کرده، اطلاق قتل عمدی به عمل وی صحیح نخواهد بود زیرا ملاک تمییز جنایات عمدی از انواع دیگر ان قصد مرتکب است (صادقی، 1385:118) و به لحاظ تحلیل عقلی وقتی می توان صحبت از قتل عمد کرد که قصد قتل وجود داشته باشد (پوربافرانی، 1385: 63) و در حالت فوق با توجه به فقدان قصد قتل چه به صورت ابتدائی و چه به صورت ضمنی، اطلاق قتل عمدی بر عمل مرتکب محمل قانونی نخواهد داشت.
ب- در حالتی نیز که مرتکب بدون قصد قتل مبادرت به پاشیدن اسید نماید و عمل وی نیز نوعا کشنده نباشد، قتل شبه عمد بوده و با توجه به نسخ مجازات اعدام در ماده واحده، عمل وی تنها براساس ماده 616 قانون تعزیرات سال 1375 قابل مجازات خواهد بود. به موجب این ماده «در صورتی که قتل غیر عمد به واسطه بی احتیاطی، بی مبالاتی یا اقدام به امری که مرتکب در ان مهارت نداشته یا به سبب عدم رعایت نظامات واقع شود، مسبب به حبس از یک تا سه سال و نیز پرداخت دیه… محکوم خواهد شد.» زیرا علاوه بر غیر قانونی بودن نفس اسیدپاشی، عمل مرتکب نوعی بی احتیاطی نسبت به حیات مجنی علیه نیز بوده و مشمول ماده فوق خواهد بود. نکته ای که ذکر ان حائز اهمیت است ان است که در صورتی که بر اثر پاشیدن اسید به مجنی علیه صدماتی وارد امده و سپس به فوت وی منجر شود، عمل مرتکب را باید تعدد معنوی بین ماده 616 فوق الذکر و لایحه قانونی مربوط به اسیدپاشی دانست در این موارد استناد به ماده 297 ق.م.ا در مورد تداخل مجازات قصاص نفس و عضو بر اثر یک ضربه صحیح نخواهد بود؛ زیرا ماده فوق مربوط به بحث قصاص بوده و تسری ان به بحث تعزیرات محمل قانونی نخواهد داشت. خصوصا انکه در صورت نپذیرفتن این استدلال، مجازات اسیدپاشی منجر به قتل (در صورت ورود صدمه) به طور فاحشی از اسیدپاشی منتهی به صدمات کمتر بوده و به عبارت دیگر برای مرتکب بهتر ان خواهد بود که اسیدپاشی منجر به مرگ مجنی علیه شود تا صدمات جسمانی دیگر. در مورد قواعد کلی ضرب و جرح عمدی منجر به فوت نیز این قضیه صادق است و در ان جا نیز در صورتی که پس از وارد آوردن عمدی ضرب یا جرح به مجنی علیه، او فوت کند با فرض عمدی نبودن قتل و عدم امکان قصاص، عمل فرد تعدد معنوی بین ماده 614 و ماده 616 ق.م.ا خواهد بود (میرحسینی، 1383:49) زیرا آنچه برای تحقق تعدد معنوی لازم است عمل واحد مشمول عناوین متعدد مجرمانه است و بدون شک تعدد نتایج مجرمانه، عمل را از شمول عنوان تعدد معنوی خارج نخواهد کرد. حتی در حالتی که عمل مرتکب اسیدپاشی منجر به صدمات مذکور در ماده واحده نشده ولی منجر به مرگ مجنی علیه گردد، عمل مرتکب تعدد معنوی بین شروع به اسیدپاشی و ماده 616 ق.م.ا خواهد بود؛ مانند انکه اسیدپاشی با توجه به نوع و میزان ماده شیمیایی و یا لباس های خاص مجنی علیه تنها باعث برهم خوردن تعادل و در نتیجه مرگ او به صورت اتفاقی شود. خاطر نشان می شود که در تمامی موارد گفته شده در فوق در صورت مطالبه اولیای دم، مرتکب به پرداخت دیه نفس به انها محکوم خواهد شد و در مورد عضو، اولیای دم مستحق دیه نخواهد بود؛ زیرا در صورتی اولیای دم مستحق دیه نفس و دیه عضو به صورت توامان خواهند بود که عملی موجب قطع عضو و عملی دیگر موجب قتل گردد. در صورتی نیز که اسیدپاشی منجر به مرض دائمی یا فقدان یکی از حواس یا موجب قطع، نقصان یا از کارافتادگی عضوی از اعضای مجنی علیه شود؛ با توجه به حذف عناوین جنحه و جنایت از حقوق کیفری ایران عمل مرتکب مستوجب 2 تا 10 سال حبس می باشد. مقنن هم چنین در ذیل ماده، منجر شدن اسیدپاشی را به هر صدمه دیگر را نیز مستوجب حبس از 2 تا 5 سال دانسته است که برای تحقق این قسمت، نتیجه وارده باید به صورتی باشد که اطلاق صدمه عمده بر ان ممکن بوده و در نتیجه در صورت وارد نشدن هیچ ضرب و جرحی و تنها به صرف قرمز یا متورم شدن زودگذر پوست، عمل مرتکب را نمی توان مشمول این قسمت از ماده دانسته و در ان صورت عمل فرد تنها براساس شروع به اسیدپاشی قابل مجازات خواهد بود که البته مجازات در هر دو مورد فوق یکسان می باشد. در مواردی نیز که امکان اجرای قصاص نفس یا عضو در جرم اسیدپاشی وجود نداشته باشد و عمل مرتکب موجب بیم تجری مرتکب و دیگران و یا اخلال در نظم و امنیت و صیانت جامعه گردد مقررات ماده 612 و 614 قانون تعزیرات مصوب سال 1375 قابل اعمال خواهد بود. البته در این مودر اولیای دم می توانند مطالبه دیه نیز بنمایند.