اعتیاد به مواد مخدر و ضمانت اجرای مدنی

دانلود پایان نامه

گفتار سوم : فرق حضانت وتربیت
1- حضانت اعم از تربیت است زیرا کلیه امور روزمره کودک که اعم از تامین نیازهای جسمی ،مادی ونیز روحی ومعنوی را در بر می گیرد ولی تربیت صرفاً ناظر به امور معنوی و روحی و روانی کودک است که شامل اموزش آداب و رسوم اجتماعی و سنن اخلاقی و مذهب ونیز پرورش و شکوفایی استعدادهای درونی و بالقوه و بطور کلی آن چه به این امور بر می گردد مشتمل است . اگر چه برخی از حقوق دانان حضانت را ناظر به امور جسمی و تربیت را نظر بر امور معنوی می دانند ولی با توجه به واژه تربیت که فقها در تعریف حضانت ذکر کرده شامل هر دو امر می گردد و نیز با توجه به ماده 1173 قانون مدنی که هرگاه تربیت اخلاقی طفل از ناحیه پدر یا مادر حاضن یا حاضنه در معرض خطر بیفتد در خصوص حضانت تصمیم مقتضی گرفته خواهد شد نمی توان این تفاوت را بدون در نظر گرفتن جنبه معنوی حضانت پذیرفت ولی اگر منظور این باشد که در حضانت غالباً امور جسمی مد نظر است و در تربیت صرفاً امور معنوی کودک به صورت خاص مد نظر است نظری بجا و منطقی است و الا سلب بی دلیل کلیه امور روحی و روانی و معنوی از حضانت فاقد وجاهت قانونی و با نظر فقها و به تبع آن حقوق جدید در تعارض است.
2- امور غالب حضانت باتولد کودک شروع ولی تربیت کودک بعد از ولادت آغاز می شود و دلیل آن روشن است زیرا کودک به محض تولد دارای نیازهای جسمی است و می بایست برای بقاء او برآورده شود ولی تربیت کودک ناظر به امور معنوی و روحی و روانی است پس مهد شدن برای آموزش و تعلیم این امور مستلزم گذشت زمان از تولد اوست.
3- به طور معمول پایان دوره غالب حضانت از سن بلوغ کودک و یا احراز رشد او است ولی پایان تربیت کودک محدود به این دوران ها نیست بلکه فراتر از آن و تا مدت زمان طولانی ادامه خواهد داشت دلیل آن این است که جنبه غالب حضانت که همان امور مادی و ناظر به جهات جسمی کودک و نگهداری ومراقبت وی در برابر خطرات و مشکلات مادی و اقدامات لازم به منظور تامین بهداشت و نظافت …. و تهیه لباس وخوراک می شود غالباً با رسیدن به سن بلوغ و رشد از سوی کودک مستقلاً برآورده می شود. اگر چه تربیت کردن بعد از نوجوانی کم رنگ تر است ولی برخی از امور تربیت کودک مانند آموختن آداب و رسوم اجتماعی ، سنن مذهبی واخلاقی مانند درستکاری ، صداقت و امانت داری ، آداب و معاشرت و …. ممکن است تا سالیان طولانی و یا حتی در زمان بزرگسالی به طول بینجامد و در بدست آوردن آنها متاثر از والدین باشد بخصوص این که فرزندان والدین خود را با توجه به وجود فضائل اخلاقی ومعنوی الگو قرار می دهند و همواره بدون توجه به دوران سنی خود را در جای پای آنان ودر رکاب آنان قرار می دهند که در این صورت رسیدن به کمال ومدارج فضیلت در کنار تربیت و پرورش والدین میسر خواهد بود.
4- تکلیف حضانت از لحاظ ضمانت اجرا از تربیت قوی تر و جدی تر است برای حضانت پاره ای ضمانت اجرای مدنی و کیفری مقرر شده است ولی درتربیت کودکان ضمانت اجرای این تکلیف بیشتر جنبه اخلاقی دارد و برای مسامحه و غفلت والدین در خصوص تربیت کلی و عمومی ضمانت اجرای مادی و حقوقی خاص پیش بینی نشده است و در مورد تعلیمات خاص مانند تحصیل و تعلیمات اجباری آنان نیز با وجود پیش بینی جزای نقدی و مجازات حبس اجرای مجازات آن چنان جدیت نداشته است.
فصل دوم
سلب قانونی و قراردادی حضانت
مبحث اول : سلب قانونی حضانت
درقانون مدنی، بر اساس فقه امامیه و با توجه به مصلحت طفل،امکان سلب حضانت از کسی که اصولا باید دارای اولویت باشد پیش بینی شده است.
گفتار اول : موارد سقوط حق حضانت
بند اول : عدم مواظبت طفل یا انحطاط اخلاقی پدر و مادر
ماده 1173 قانون مدنی تکلیف اطفالی که صحت جسمانی یاتربیت اخلاقی آنها بعلت عدم مواظبت یاانحطاط اخلاقی پدر یا مادر که طفل تحت حضانت وی است و به خطر افتاده است روشن ساخته است .
ماده 1173 ق . م مقرر داشته است : «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست صحت جسمانی ویاتربیت اخلاقی طفل درمعرض خطر باشد محکمه می تواند به تقاضای اقریای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند مورد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است :
1- اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار
2- اشتهار به فساد اخلاقی و فحشاء
3- ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی
4- سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد ، تکدی گری وقاچاق
5- تکرار ضرب و جرح خارج از متعارف
عنوان اول – اعتیاد ابوین به الکل ومواد مخدر و قمار
اولین عنوان موجب سلب حق حضانت از والدین ، «اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار » است. اعتیاد به مواد مخدر و قمار از دشمنان قسم خورده خانواده ها و زندگی خانوادگی می باشند. خشت کج در روابط خانوادگی از این موارد و به خصوص الکل گذاشته می شود وتاثیر منفی آن بر خانواده به عنوان یک امر مسلم قانونگذار را بر آن داشته که نه تنها دو مورد اعتیاد به الکل ومواد مخدر را از مصادیق عسر و حرج زوجه برای طلاق بداند که این دو را از مصادیق انحطاط اخلاقی ابوین برای سقوط حق حضانت آنها نیز محسوب نماید. هر چند اثرات منفی این دو ماده فساد در تربیت فرزندان بر کسی پوشیده نیست اما قانونگذار برای اعتیاد به مواد مخدر والکل، صفت «زیان آور » را نیز افزوده است باتوجه به اینکه به نظر می رسداین صفت در مقام شرط است و لذا مفهوم مخالف این ماده این است که چنانچه اعتیاد به الکل ومواد مخدر زیان آور نباشند ، از اسباب سقوط حق حضانت نمی باشند. ممکناست برخی از ابوین اعتیاد خود را از فرزندان مخفی دارند یا در روابط خانوادگی زیان الکل ومواد مخدر را به خوبی به فرزندان خود بفهمانند و خود را در منجلابی غیر قابل گریز بنمایانند و به طور غیر مستقیم به فرزندان خود درس پرهیز از وقوع در این دام بدهند. در این موارد به نظر می رسدچنین اعتیادی مسقط حق حضانت نباشد کلمه اعتیاد نیز به معنای تکرار استفاده از الکل و مواد مخدر به صورت غیر قابل اجتناب است. بنابراین ، اگر کسی یک بار یا به صورت تفننی از این مواد استفاده نماید ، از موارد سقوط حق حضانت وی نخواهد بود.
اثرات تخریبی قمار نیز درتربیت فرزندان بر کسی پوشیده نیست ولی اگر بنا به تشخیص دادگاه برای اطفال زیان آور نباشد، مسقط حق حضانت نیست. مهم ترین اثر مخرب قمار این است که رابطه منطقی بین فعالیت و کسب درآمد را درذهن کودک به هم می زند و لذا طفل همیشه به دنبال بخت و اقبال و ثروت های باد آورده ، از تلاش مشروع برای کسب درآمد باز می ماند و چون عملاً ثروت باد آورده ناممکن است ، به طرق دیگر کسب چنین ثروت هایی دست می یازد ونهایتاً اگر قدرت بدنی وجرأت داشته باشد سر از دزدی و تجارت مواد مخدر و در صورت برخورداری از هوش سرشار ، سر از کلاهبرداری درمی آورد و خدا به دادجامعه برسدوقتی که هم از قدرت بدنی برخوردار باشد وهم از هوش سرشار.
عنوان دوم – اشتهار به فسق
دومین عنوان برای سلب حق حضانت ، اشتهار به فساداخلاق وفحشا است. نحوه تقریر این ماده به گونه ای است که گویا فساد اخلاق و فحشای مخفی موجب سلب حق حضانت نیست . البته از نظر شرعی نیز مرتکب متجری به گناه ، دارای احکام متفاوتی نسبت به کسی است که در خفا گناهی را مرتکب می شود. شهره به فسق ، کسی است که متجاهر به آن بوده و آشکارا مرتکب گناه شود و خود را فارغ از قضاوت دیگران و اجتماع تصور می کند. چنین فردی صلاحیت حضانت اطفال را ندارد ؛ زیرا متجاهر به فسق به طور مستقیم ویا غیر مستقیم آنان را به کار ناشایست وا می دارد.
عنوان سوم – ابتلا به بیماری های روانی