اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه
تربیت در لغت به معنای پروردن ، آموختن ادب و اخلاق و در اصطلاح حقوقی عبارتست از پرورش انسان بر اساس معیارهای پذیرفته شده در جامعه و خانواده است این اصطلاح در حقوق خصوصی از چندین بعد دارای اهمیت است زیرا بویژه در پرورش کودکان عمل به افزار ویژه ای است که در واقع زمینه آموزش اهل هندی در رشد کودک را تامین می کند. در حقوق اسلام به موضوع تربیت فرزندان توجه خاصی شده به طوری که اهم وظیفه والدین در برابر فرزندان این است که به تربیت اخلاقی و پرورش فکری و عقلی آنان اهتمام ورزند و آنان را به تحصیل علم و فراگیری آگاهی های شغل مناسب برای امکرار معاش و رفع نیازهای ضروری زندگی تشویق و ترغیب نمایند. تا از این طریق و با کمک آموخته های اخلاقی ورعایت آداب اجتماعی بتوانند با بدست آوردن عایدات کافی زندگی خود را به رفاه اداره نمایند. قرآن کریم در مورد تربیت اطفال در داستان لقمان حکیم «و اذ قال لقمان لابنه و هو یعظه » از موعظه لقمان نسبت به فرزند خود یاد می کند و از این موضوع استفاده می شود موعظه (نصیحت ، پند و اندرز) از برنامه های تربیتی لقمان حکیم برای فرزندان بوده که قرآن کریم آن را ذکر نموده است اگر چه این در قالب داستان است ولی دلالت بر آن دارد قرآن کریم از زبان لقمان حکیم حقیقی را در مقام اثبات بیان می کند و این نشانه آن است که امر تربیت فرزند از نظر قرآن کریم از مسائل مهم محسوب می شود یا آن چه که در قالب توصیه به اهل ایمان امر به مواظبت خانواده می کند که دلالت بر تربیت خانواده و بویژه فرزندان باید مورد توجه قرار گیرد. «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً » «ای کسانی که پیرو خدا گردیده اید خود وخانواده خود را از آتش (جهنم) حفظ کنید.»
همچنین فرزندان می بایست در حق پدر و مادر دعا کنند چنان که در قرآن کریم آمده است «و قل رب ارحمها ربیانی صغیراً …..» «پروردگارا آن دو را مشمول رحمت خود قرار ده ، آن چنان که آنان مرا در خردی و کودکی تربیت کردند.»
قانون مدنی نیز با توجه به مراتب یاد شده تربیت فرزند را یکی از وظایف واجب والدین دانسته و در ماده 1104 مقرر داشته «زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.» و همین در ماده 1178 مقرر داشت«ابوین مکلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها رامهمل بگذارند.»
بند دوم : اهمیت و ضرورت تربیت فرزند
مهم ترین دلیل بر اهمیت تربیت فرزندان این است که قلب آنان در این سنین خالی و عاری از هر پلیدی گناه و سیاهی قلب است مانند زمینی که هنوز در آن بذری کاشته نشده و هر چه کاشت شود رشد می کند والدین می توانند هر گونه صفات اخلاقی و اجتماعی را که بخواهند در ان کشت نمایند. قلبی که خالی است هم می شود صداقت و اخلاص و امانت در آن کشت کرد وهم ربا و خیانت و دروغ هم ایمان وتوحید و هم کفر و شرک هم می توان آن را عرض رهنکرد هم منزل شیطان . از این رو کودک برای رسیدن به کمال و مدارج فضیلت احتیاج به تعلیم و تربیت مثل پدر ومادر دارد. والدین که علاقه دارند فرزندانی با شخصیت و مطلوب پرورش یابد لازم است در دوران کودکی به او توجه کنند و این اخلاق پسندیده و فضایل نفسانی را از ابتدا در آنان احیا ء کنند شخصیت ، استقلال اراده ، اعتماد به نفس و همچنین زبونی ، فرومایگی ، کمبود اعتماد به نفس از صفاتی است که اساس آن در امن پدر و مادر پی ریزی می شود لذا احترام به کودک و حسن معاشرت پدر ومادر با وی یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک است. و الا اگر آنها را مهمل گذارند یا خود به انحطاط اخلاقی دچار شوند فرزند تحت تربیت وتعلیم آنان در چنین وضعیتی مبتلاء به بیماری های گوناگون و فرو ریختن در باتلاق فساد خواهند شد. از این رو مهم ترین اصل در تکامل و رشد و شکوفایی فرزندتربیت می باشد زیرا بدیع ترین مخلوقات عالم و موجودی است متعالی و دارای استعداد و امکانات فراوان که بالقوه در نهاد و سرشت وی نهفته است و تا تربیت والدین صحیح و بر مبنای تعالیم دینی نباشد فعلیت نخواهد یافت.
از نظر اسلام خانواده مقدس و نخستین پایگاه تربیت و سازندگی انسان است و باید کاملاض تحت مراقبت قرار گیرد . روش های خوب و بد ، خلقیات پسندیده و یا ناپسندی که کودک در دامان پدر و مادر آموخته همچنان به صورت کلمه در می آید و در زمان های پس از کودکی تا آخر عمر با همان تربیت های سروکاردارد از همین رو بزرگترین عامل تربیت خانواده است لذا پدر ومادران در پی ریزی مبنای مهارت فرزندان خود سهم بزرگ و مسئولیت مهمی دارند بویژه مادر که قسمت اعظم پرورش جسم وروان کودک بر عهده اوست ودر واقع اولین کلاس تعلیم و تربیت دامان مادر است.
پیامبر اکرم (ص) درتاکید بر اهمیت دوره های مختلف رشد و تحول شخصیت فرزندان فرموده اند : فرزند در هفت سال اول زندگی «محبت پذیر» در هفت سال دوم «آموزش پذیر » و در هفت سال سوم حیات خود «مشورت پذیر» است.
ویژگی های زیستی وروانی – اجتماعی کودکان در سال های اولیه رشد به گونه ای است که بیشترین تعلق خاطر را به پدر و مادر دارند و می خواهند همواره همه وجود پدر و مادر خود را در قبضه مهر و محبت و سیطره عاطفی کودک بر پیکره شخصیت پدر و مادر در آورند ، بنابراین اصولاً آن چه از تربیت مربوط به الدین است عمدتاً مربوط به دوران کودکی است پس از آن دوران فرزندان معمولاً زندگی مستقل تشکیل می دهند و امر تربیت آنان به خودشان واگذار می شود. و والدین وظیفه کمتری نسبت به آنها دارند. البته تربیت فرزندان محدود به تربیت در دوران کودکی نمی باشد تربیت دوران بعدنیز ادامه می یابد اما شدت آن نسبت به دوران کودکی کمتر می شود.
بند سوم : روش تربیتی
پیشوایان گرامی اسلام، در تربیت و هدایت افراد به فراخور موقعیت و شرایط خاص آنان ، از روش های متعدد بهره می گرفتند . گاه با محبت ، گاه با قهر ، و گاه با عفو و اغماض پیروان و دوستدارانشان را هدایت و منحرفین را به مسیر صحیح و راه راست ارشادمی کردند . عمل و روش این اولیاء بزرگ در حقیقت روش های اجرائی تربیتی برای پیروان آن هاست اما بدیهی است که اساس تربیت اسلامی بر آزادی فکر و روش تربیتی آن مبتنی بر تکریم شخصیت انسان به خصوص اطفال می باشد. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات علی کثیر ممن خلقا تفضیلاً» «و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریاها بر مرکب نشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده های خود برتری دادیم» از این رو انسان دارای کرامت است و این کرامت اختصاص به فرد یا گروه خاصی ندارد از طرف دیگر کودکان به فطرت الهی آفریده شده اند و این فطرت اگر چه مزین نشده ولی به خیانت نیز آلوده نشده است پس از این حیث دارای کرامتند و شاید کرامتی بیش از برخی بزرگسالان، پس احترامی بیشتر را می طلبند. بنابراین با این که پدر ومادر حق انتخاب شیوه تربیت فرزند خود را دارند ولی باید بر مبنای احترام و تکریم به شخصیت او باشد در این صورت است که کنار این شریعت حق دارند آن چنان که خود صلاح بدانند تنبیهی در خور وضعیت روحی و روانی طفل اعمال شود مانند سرزنش دادن ، بی اعتنایی، محروم ساختن او از برخی علائق ، بازداشت ، کتک، بهرحال باید با استفاده از تدابیری دلسوزانه و مجازات های کودکانه مانع از رفتار ناپسند فرزند خود شوند.
همچنین به موجب بند 3 از ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، پدر و مادر حق دارند نوع تعلیماتی را که باید به کودکان آنان داده شود انتخاب کنند. پدر ومادر می توانند مذهب فرزند خود و محیط آموزش و پرورش روحی او را انتخاب کنند. بررفت و آمدها و ملاقات ها و تماس او نظارت کنند و به منظور کارآموزی او را بعد از سن دوازده سالگی به کار مشغول کنند و در صورت لزوم او را به وسیله تنبیه وادار به اطاعت از خود سازند.
از این رو همواره در همه نظام های حقوقی به این موضوعات با توجه به عرف وعادات مردم توجه شده است قانون مدنی ایران نیز تحت عنوان نگهداری و تربیت اطفال به همین موضوع پرداخته است .همچنان که ماده 1178 قانون مدنی مقرر می دارد «ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.»
با توجه به ماده 1178 قانون مدنی تربیت فرزند تکلیف پدر و مادر است در عین حال که حق انتخاب شیوه تربیت فرزند خود را دارند مکلف هستند فرزندان را چنان تربیت کند که مهمل نمانند و استعدادهاشان هدر نرود زیرا گاه سلوک پدر ومادر به بیهودگی و ناکامی فرزند می انجامد و در تفسیر معنی (مهمل) اختلاف می شود در مقام تزاحم حق و تکلیف پدر و مادر باید مصلحت طفل ، یعنی تکلیف آنان را مقدم دانست حق ابوین محدود به تکلیف آنان است وتا جایی احترام دارد که مخالف با وظایف قانونی ونوعی پدران و مادران نباشد.
با وجود این که تربیت کودکان و نوجوانان اهمیت خاص و ویژه ای دارد لذا می بایست حدود آن به طور شخصی احصاء گردد. قانون مدنی حدود و ضوابطی برای آن تعیین نکرده ولی با توجه به مفاد ماده 1178 قانون مدنی مسلم است که تربیت باید بر حسب زمان و مکان به نحوی باشد که تربیت طفل مهمل نماند.
گفتار دوم : تنبیه کودک و مراتب آن
بند اول: تنبیه کودک
در طفل نمی توان به وسیله منطق و عقل به تنهایی حس احترام و اطاعت ایجاد کرد بلکه درمواردی نیز باید از بیم تنبیه و در برخی موارد از تنبیه در موقع نافرمانی کمک خواست به همین علت در ماده 1179 قانون مدنی مقرر گردیده «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب نمایند.» حق تربیت طفل متضمن اختیار در تنبیه اوست قانون گذار نمی تواند حدود اختیارات پدر و مادر را به دقت معین کند و مرز مجازات مباح کودک را مشخص نماید. پس ناچار بایستی از عرف یاری گرفت و انگیزه تادیب را شرط لازم برای اباحه هرگونه تنبیه قرار داد. اگر در مقابل کارهای زشت وناپسند فرزندان سکوت کرد کودکان بر خطاهای خود افزوده و جسارت بیشتری به تکرار ان پیدا می کنند به همین دلیل اگر منظور از تنبیه آگاه ساختن طفل به نقاط انحرافی و اشتباهاتش باشد طوری که دیگر تکرار نکند این امر مورد تایید است و اگر منظور ضرب و شتم بی حساب و خارج از حد متعارف باشد که اثر تربیتی بر کودک نداشته باشد موردتایید نخواهد بود بلکه اثر مخرب به دنبال خواهد داشت. در تعالیم اسلامی در تنبیه اصل بر تنبیه و آگاه کردن طفل است خواه به صورت تذکر ، اخطار و انذار باشد و خواه در صورت عدم تاثیر اشکال اولی به صورت کتک و ضرب وشتم. بدیهی است که در صورت اخیر جنبه عدل و انصاف و نیز حدود آن و سهم قرینه ای آن مورد نظر خواهد بود. بنابراین ابوین نمی توانند فرزند خود را خارج از حدود و میزان عرفی تادیب و تنبیه نمایند چنان که در اثر کتک زدن طفل مجروح یا دچار نقص عضویا بیمار گردد و یا در حال خشم فرزند را تادیب نمایند که موجب خروج از حد متعارف و مقتضی شوند. از این رو باید در حال فروکش خشم و غصب و اعتدال ابتدا به تذکر و اگر موثر نشد به تهدید و اگر تهدید هم موثر نشد اقدام شدیدتری نمایند در این صورت تنبیه بدنی امری غیر قابل اجتناب و جایز است ولی وسیله ای کمکی و دست دوم که جانشین تدابیر تربیتی از موعظه و انذار و ارشاد و تزکیه می شود. بهر حال تنبیه به هر کیفیتی که اعمال شود در طفل تاثیر دارد خواه مطلوب و خواه نامطلوب اثر مطلوب آن زمانی است که توام با خشم و بی رحمی نباشد بلکه جنبه عدالت خواهی او را اقناع سازد ولی به نگاه نامطلوب است که توأم با قساوت و ناعادلانه و به عبارت بهتر خارج از حد میزان عرفی باشد و چه بسا ممکن است به جای تنبیه خودوالدین مرتکب خطا و حتی جرم نیز بشوند. که در این صورت وحتی اگر هم در تشخیص ومجازات وتنبیه اشتباه کنند و از میزان عرفی خارج شوند قابل مجازات خواهند بود مگر اینکه ثابت کنند آن اندازه از مجازات را موثر تشخیص داده و برای کودک لازم بوده است.
بند دوم : مراتب تنبیه
هنگامی که کودک اعمال ناصالح و زشت انجام می دهد اسلام تدابیری را برای اصلاح کودک به شرح ذیل در نظر گرفته است :
مرحله اول : در این مرحله از پند و اندرز و نصیحت استفاده می شود و اگر به شیوه درست و با روش تربیت اسلامی صورت پذیرد در کودکان موثر خواهد بود.
مرحله دوم : تذکر و اخطار و سپس تهدید است در این مرحله باید جدی تر با کودکان برخورد کرد و عواقب اعمال خلاف را به آنان متذکر شد.
مرحله سوم : مرحله ملامت ومحروم ساختن است ، دراین مرحله کودکان نتیجه اعمال و رفتار خلاف خود را به طریق از دست دادن مزایا و علائق خود درک کرده و متنبه می شوند.
مرحله چهارم : تنبیه کودک است در مواردی که هیچ یک از مراحل فوق در کودک موثر نمی افتد برای والدین چاره ای جز تنبیه باقی نمی ماند از این رو اعمال قدرت والدین برای حفظ مقررات و منضبط بار آوردن کودک اسلامی و غیر قابل اجتناب است ولی باید به صورت منطقی و در چارچوب میزان عرفی و نیز عادلانه و با هدف اصلاح انجام پذیرد.
دربند (ت) ماده 158قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392آمده است: اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و مجانین که به منظور تا دیب یا حفاظت آن ها انجام می شود، مشروط براین که اقدامات مذکور در حد متعارف و حدود شرعی تا دیب و محافظت باشد ایرادی ندارد.