افزایش سرمایه اجتماعی و مجتمع های مسکونی

دانلود پایان نامه

با عنایت به اینکه نگهبان محله دارای ضرورت کارکردی می‌باشد لازم است تا فلسفه وجودی آنها، که ریشه در عوامل معدودی دارد اشاره نمود که عبارتند از:
1- ضرورت بازبینی در مفهوم امنیت عمومی و تلقی آن بعنوان مسأله اجتماعی و کالای عمومی که مستلزم مشارکت آگاهانه و عقلانی مردم است.
2- عدم پذیرش دوگانگی‌های تئوریک در کنترل و تأمین امنیت عمومی و توجه همزمان به جامعه گرایی- محله گرایی و کنترل مکانیکی در جامعه.
3- ضرورت کوچک سازی دولت‌ها و نهادهای انتظامی و واگذاری بخشی از حوزه‌های امنیتی به بخش خصوصی که پتانسیلهای بالاتری در این مورد دارند.
4- ضرورت تعاملات هرچه بیشتر پلیس با مردم به منظور افزایش سرمایه اجتماعی میان مردم و پلیس که نیازمند آگاهی از عملکرد پلیس و اعتماد و مشارکت است.
5- سازماندهی امور خدمات حفاظتی و مراقبتی، اعمال سیاست‌های تجمیع‌سازی و قانونمند آنها.
پس باید پلیس محله و یا نگهبان محله استلزامات زیر را داشته باشد:
1- نگهبان محله باید نقش پیشگیرانه داشته باشد نه نقش پیگیری جرم.
2- نگهبان محله باید بر اساس یک الگوی آموزشی خاص نسبت به وظایف محوله، حساسیتهای کاری و مسائل محیطی توجیه شده را داشته باشد.
3- نگهبان محله در ارتباط و تعامل با کلانتری‌ها باشند که این باید از طریق شرکتها و مرکز انتظام صورت بگیرد.
4- نگهبان محله باید به شناسایی پاتوقهای جرم خیز، تحرکات مشکوک، افراد بزهکار و نقاط جرم خیز پرداخته و در اسرع وقت آن را در اختیار کلانتری قرار دهند.
5- شرکتهای خدمات انتظامی و نگهبانان محله باید در ارتباط مستقیم با مردم و تشکلهای مردمی باشد تا بتوانند اهداف جامعه محوری در پلیس را محقق سازند.
6- نگهبانان محله باید بر اساس الگو از سایر کشورها، بیشتر به ارائه خدمات به مجتمع های مسکونی اماکن عمومی و خانوارها بپردازند.
7- نگهبان محله باید، امانتدار، رازدار و متعهد باشد.
در خصوص موارد فوق، یک الگو و مبنای علمی و تجربی لازم است تا بتوان اهداف جامعه محوری را در پلیس پوشش داد که تدوین یک راهبرد جامع برای مرکز انتظام ناجا در خصوص پلیس محله لازم و ضروری می‌باشد.
لذا بعضی از صاحبنظران معتقدند که مبانی نظری پلیس محلی را در چند مورد زیر می‌توان خلاصه نمود:
1- مأموریت پلیس محلی اساساً یک مأموریت حفظ آرامش و نظم است و پلیس در این خصوص با رعایت حقوق و آزادی‌های اساسی شناخته شده برای شهروندان عمل می‌کند.
2- استراتژی حیاتی پلیس محلی، مشورت و رایزنی منظم و سیستمانیک با تشکلهای محلی بویژه اتخاذ تدابیر مناسب محلی برای پیشگیری از ارتکاب جرائم در آن محل است.
3- بخشی از فعالیتهای پلیس محلی، حل و فصل مسائل مربوط به بزهکاری در محل است و در این زمینه از مشارکت‌های مردم و یا نهادهای عمومی بهره می‌برد و دست به فعالیتهای پیشگیرانه می‌زند و با همکاری بخش‌های عمومی و انجمن‌های محلی در بهبود کیفیت زندگی کمک می‌نماید که بدین صورت پلیس محلی از طریق برنامه‌های پیشگیری از بزهکاری علاوه بر مهار و کاهش جرائم محلی، درصدد کاهش ترس از جرم و نگرانی مردم از بزه دیده واقع شدن و تعدیل احساس ناامنی شهروندان نیز می‌باشد. (رعایت اصول شفافیت در برخورد با بزهکاری در محل)
4- روش پلیس محلی در ابتدا، متقاعد کردن مردم محل است و در چارچوب تشکیلات غیر متمرکز دارای مسئولیت پذیری است.
با توجه به مبانی نظری و اصولی که بنیانگذار پلیس مدرن ، که فردی انگلیسی می‌باشد و وی را «پدر یا بنیانگذار» پلیس مدرن نامیده‌اند و در سال 1829 اعلام نظر نموده است، می‌توان مدل سنتی پلیس را با مدل محلی پلیس مقایسه نمود:
1- در مدل سنتی، پلیس یک نهاد دولتی است و خود را مسئول اجرای قانون می‌داند در حالیکه در پلیس محلی، پلیس عضوی از اعضای جامعه است و مردم نیز خود را جزء پلیس می‌دانند.
2- پلیس سنتی، کار خویش را شناسایی و تعقیب بزهکار می‌داند ولی پلیس محلی درصدد آن است که جرم و بی نظمی در محل بوجود نیاید.
3- پلیس سنتی، بسیار متمرکز و تحت قانون، اعمال وظیفه می‌نماید ولی پلیس محلی با توجه به نیازها و مسئولیت‌های محلی، بطور انعطاف پذیر اقدام نماید.