اقدامات پیشگیرانه و محدوده جغرافیایی

دانلود پایان نامه

الف )جابه جایی بزهکاری
هنگامی اتفاق می افتد که بزهکاران رفتارشان را به نحوی تغییر دهند که مانع از اجرای تدابیر پیشگیرانه شوند. جابه جای تهدیدی در راه اجرای اقدامات پیشگیرانه است ، اما می توان آن را تا حدودی برطرف کرد اما عدم وقوع آن نیز غیر ممکن نیست . بررسی ها نشان داد ه اند که در بسیاری از برنامه های پیشگیری وضعی، میزان جابه جایی کم بوده یا اصلاً وجود نداشته و اگر جابه جایی نیز
مشاهده شد، به ندرت توان مقابله و رویارویی با مزایای پیشگیرانه را داشته است مطابق نظریه جابه جایی بزهکاری، با اجرای راهکارهای پیشگیرانه، جرم ممکن است حول پنج محور زیر جابه جا شود:
( هلسینگ،1994: 4)
1.انتقال جرم از محلی به محل دیگر (مکانی)
2.تغییر زمان ارتکاب جرم از زمانی به زمان دیگر( زمانی)
3.انتقال سیبل جرم به آماجی دیگر (آماج)
4.تغییر نحوه ارتکاب جرم (شیوه و ترفند)
5.ارتکاب جرم دیگری به جای جرم مورد نظر(نوع جرم)
ب)سازگاری
به فرآیند بلند مدتی اطلاق می شود که به موجب آن، همه جمعیت بزهکار پس از اجرای تدابیر پیشگیرانه در یک محله، با ارتکاب جرم جدیدی آنجا را آسیب پذیر میکنند. سازگاری هنگامی اتفاق می افتد که بزهکاران خلاق، آرام آرام شیوه های جدیدی برای ارتکاب جرم یافته یا از تغییر فرصت ها استفاده کنند پس از اجرای تدابیر پیشگیرانه، میزان جرا یم (اکبولم،1997:249-265) کاهش خواهد یافت . اما دیر یا زود بزهکاران راه جدیدی برای ارتکاب جرم می یابند در برخی مواقع بزهکار ، اجرای تدابیر پیشگیرانه ر ا راه مشروع یا موجه ندانسته و به جای عدم ارتکاب جرم توسط مرتکب جرا یم بیشتری انجام می شود.این کار معمولا به نحوه عملکرد پلیس می تواند ، عملکرد پلیس عاملی مربوط می شود، برای مثال حضور شتاب زده پلیس برای تحریک جمعیت باشد (کلارک و ویسبرگ،1994: 84)
گفتار سوم :تمرکز بر اشیا، اماکن و اشخاصِ در معرض خطر
یکی از مهم ترین قواعد پیشگیری این است که جرم تا حد بالا یی نسبت به( قاعده ی20-80) مطابق این قاعده، 20 درصد از مسئله ای پدید آورنده 80 درصد نتایج حاصله است. در عمل به ندرت پیش می آید که این نسبت دقیقا20-80 باشد اما همیشه درصد کمی از امور یا گروه ها، به وجود آورنده درصد زیادی از نتایج هستند(کلارک و اک،2008: 76) بنابراین قاعده ، اگر منابع پیشگیری در محل وقوع اکثر جرا یم به کارگرفته شوند پیشگیری بیشترین تأثیر را خواهد داشت. مهم ترین اشخاص، اشیا و اماکن در معرض خطر عبارت اند از
1.تکرارکنندگان جرم : یکی از اصول مطرح در پیشگیری وضعی آن است که کمترین بزهکاران، مرتکب بیشترین جرایم می شوند . هر چند ممکن است فقط افزایش میزان خطر نسبت به بزهکاران از سوی پلیس، محور برخی از راهکارهای پیشگیری از جرم باشد، اما توصیه می شود برای افزایش بازداشت تکرارکنندگان جرم، با احتیاط و مصلحت اندیشی عمل شود ؛ زیرا ممکن است علاوه بر عدم حصول موفقیت، به منابع عظیمی نیاز باشد . پلیس باید توجه داشته باشد که شاید خصیصه های اصلی بزهدیده یا اماکن آسیب پذیر، همچنان به همان صورت باقی مانده و تغییر نکرده باشند و به همین دلیل بدیهی است که آنها برای سایر، بزهکاران علاوه بر تکرار کنندگان جر م نیز جذاب باشند (کالن و همکارا ن،2002: 37) از این رو ، کاراترین و مؤثرترین تدابیر کاهش جرم، شامل مساعی بلند مدت پیشگیری از جرم نسبت به بزهکار و بزهدیده می شود
2.بزهدیدگان مکرر: با توجه به مطالعات موثق در مورد پدیده تکرار بزهدیدگی، کمترین اشخاص متحمل بیشترین تعداد بزهدیدگی می شوند(ویسل،2004: 18) از سویی به دلیل کمبود منابع پلیس و لزوم تخصص گرایی در این زمینه و با عنایت به اوصاف زیر به نظر میرسد، پلیس با پیشگیری از
تکرار بزهدیدگی بتواند کارایی خود را در پیشگیری از جرم ارتقا دهد: تکرار بزهدیدگی از جمله معیارهای اصلی تخصیص زمان و مکان است به این معنی که با سوژه ای واحد، به همه جرایم مرتبط می شود . بنابراین ، پیشگیری از تکرار بزهدیدگی به طور طبیعی، منابعی را به مناطق جرم خیز، کانون های بحرانی جرم و آماج هایی با بیشترین میزان بزهدیدگی اختصاص می دهد (جانسون و دیگران،2004: 237-257) مدیران پلیس می توانند از تکرار بزهدیدگی به عنوان شاخصی عملی، برای سنجش میزان کارایی از سطح محلی تا سطح ملی استفاده کنند. پیشگیری از تکرار بزهدیدگی علاوه بر تقویت قطره ای مثابه پیشگیری می تواند مولد اهداف مشترک و فعالیت های مثبتی میان پلیس و سایر نهادهای جامعه از یکسو و شناسایی مرتکبان جرایم وخیم و تکرار کنندگان جرم از سوی دیگر باشد (مقیمی،1387: 8)
3.فرآورده های در معرض خطر : تمامی اجناس، به طور یکسان در معرض خطر جرایمی نظیر سرقت نیستند.تحقیقات نشان می دهد که اجناس برخوردار از پنج ویژگی زیر، بیش از سایر کالاها در معرض خطر جرم به ویژه سرقت هستند؛ پنهان شدنی، منقول، در دسترس، ارزشمند و قابل خرج
4.اماکن پر خطر مکان هایی هستند که تعداد زیادی از مردم، به دلایل متعددی در آنجا جمع می شوند.این اماکن به دلیل جمع شدن آماج های بالقوه جرم در یک مکان و زمان، فرصت های بی نظیری را برای ارتکاب جرائم و بی نظمی های اجتماعی به وجودمی آورد. میزان بالای جرا یم و بی نظم ی های اجتماعی به دلیل تعداد زیاد آماج های بالقوه جرم و اشخاصی است که از این مکان ها استفاده می کنند.
5. محل های بحرانی : واژه محل های بحرانی از علم زمین شناسی اقتباس شده است. این واژه اولین بار توسط شرمن و برگر در سال 1989 برای تحلیل مکانی بزهکاری مورد استفاده قرار گرفت و بیا نگر یک مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بالاست . حدود این مکان می تواند بخشی از یک شهر، یک محله، چند خیابان مجاور و حتی ممکن است یک خانه یا یک مجتمع مسکونی باشد (کلانتری،1386: 91)
شرمن و همکارانش در مطالعه شهر میناپلیس دریافتند 50 درصد تماس های تلفنی با پلیس تنها از3/3
درصد کانون های شهری انجام گرفته است. گره های شهری نظیر پایانه های مسافربری، ایستگاه های حمل و نقل و برخی گذرها و معابر یا برخی مناطق حاشیه ای شهر احتمال شکل گیری کانون های
جرم خیز بیشتر است . از جمله معیارهای تشخیص و تعیین نقاط جرم خیز عبارت است از:شیوع جرم، مشخص بودن حدود و وسعت محل وقوع جرایم و، برخورداری از مقطع زمانی در مورد تکرار جرم (اسکات و دیگران ،2005: 189)
ممکن است نقاط جرم خیز در طول زما ن از بین بروند یا جابه جا شوند یا در اندازه و وسعت آنها دگرگونی حاصل شود.هم اکنون اصطلاح کانون های جرم خیز به حدی وسعت یافته که از محدوده مکانی فراتر رفته و به اشیا، کالاها یا اشخاص در معرض بیشترین خطر نیز تسری یافته است. محل های بحرانی را می توان به سه جزء تقسیم کرد که عبارت اند از : نقاط بحرانی اماکن یا آدرس های مشخص، مسیرهای بحرانی ،خیابان ها و جاده ها و مناطق بحرانی محله ها در این زمینه بندهای 10 و 14 ماده 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مراقبت و کنترل مرزهای جمهوری ایران مصوب 1369، با بیان عبارات می توانند تا حدودی توجه قانونگذار را به نظارت بر اماکن عمومی و اسلامی این گونه مسیرها و اماکن نشان دهد عموماً تبدیل نقطه بحرانی جرم به معضلی بزر گ تر از سه مسئله ناشی می شود: افزایش تعداد آماج های جرم یا تعداد بزهکارانی که ا ز این نقاط بهره برداری می کنند یا کاهش میزان کنترلی که در آن محل اعمال می شده است .گاهی ممکن است هر سه مورد با هم اتفاق بیفتد.
با عنایت به توضیحات بالا، در بررسی هر معضل، همیشه باید جویا شد که آیا قاعده20-80 حاکم است یا خیر؟ فرآیند شش مرحله ای زیر نشان می دهد که چگونه می توان به این سؤال پاسخ داد.