اندازه بنگاه ها و افزایش بهره وری

دانلود پایان نامه

پژوهش و نوآوری محدود به مواردی فنی نبوده و شامل مباحث مدیریتی نیز هست. اتفاقا، نوآوری های مدیریتی بسیار اثر گذار تر از نوآوری در محصول و فرایند است. برای گسترش پژوهش و نوآوری در بنگاه ها تولیدی و تجاری، از یک طرف باید توانایی های داخلی بنگاه ارتقا یافته و محیط بنگاه، برای پژوهش و نوآوری مساعد شود، و از طرف دیگر، محیط کسب وکار و حمایت های حاکمیت (در حد لزوم) فراهم باشند. گفتنی است که پژوهش و نوآوری در مراحل اولیه ممکن است با کارایی (با تاکید بر کاهش اتلاف‌ها) ناسازگار باشند، با حذف همه اتلاف‌ها، نوآوری هم حذف می شود! پژوهش و نوآوری زمان بر است و نوعی سرمایه گذاری محسوب می شود(فاطمی امین،1392).
در طراحی و اجرای این راهبرد باید خط‌ مشی های افزایش پایداری، افزایش بهره وری، افزایش خودسازماندهی و برقراری توازن در توزیع فرصت ها و منابع رعایت شوند.
راهبردهایی که بدون واسطه بر گسترش پژوهش و نوآوری اثر دارند، عبارتند از:
اصلاح روش تأمین مالی: اولویت پرداخت تسهیلات بانکی به پروژه های با سطح آمادگی فناوری بالا و تجاری سازی نوآوری ها به ویژه از طریق صندوق‌های مخاطره پذیر؛
گسترش همکاری بنگاهها: ایجاد شرکت های مشترک یا کنسرسیوم های پژوهشی بین بنگاه ها و بنگاه ها با مؤسسات پژوهشی؛
اصلاح اندازه بنگاه ها: کاهش نسبت هزینه های تحقیق و توسعه به کل هزینه ها با افزایش اندازه بنگاه؛
ارتقای توانمندی بنگاه ها: دستیابی به بلوغ کارفرمایی برای مدیریت پژوهش و نوآوری، تقویت واحد تحقیق و توسعه؛
تنظیم مالیات: پرداخت کمک بلاعوض برای اجرای پروژه های پژوهشی با سطح آمادگی فناوری پایین؛
تولید و انتشار اطلاعات: اطلاع رسانی درباره اولویت‌های پژوهشی و مشوق ها به واحدهای تولیدی و پژوهشگران.
در شکل زیر ارتباط بین راهبرد «گسترش پژوهش و نوآوری» با اهداف و سایر راهبردها نمایش داده شده است.
شکل 3: ارتباط راهبرد «گسترش پژوهش و نوآوری» با اهداف و سایر راهبردها(فاطمی امین،1392)
با تخصیص منابع صندوق شکوفایی و نوآوری به بانک ها و صندوق‌های مخاطره پذیر، منابع مالی برای پرداخت تسهیلات به پروژه های پژوهشی و تجاری سازی نوآوری افزایش می یابد.
گسترش همکاری بین بنگاه ها
تقویت همکاری  های بین بنگاهی منجر به افزایش صرفه  های مقیاس و بهبود بهره  وری بنگاه  ها می  شود. تقویت همکاری هم برای بنگاه  های کوچک و هم برای بنگاه  های بزرگ مفید بوده، می‌تواند آن  ها را در مسیر رشد پایدار قرار دهد.
بنگاه  های کوچک می‌توانند با استفاده از انواع روش  های همکاری، نقاط ضعف خود را پوشش داده، علاوه بر حفظ پویایی و انعطاف  پذیری، بر برخی از موانع ناشی از مقیاس کوچک غلبه کنند. در ارتباطات میان این بنگاه  های کوچک با بنگاه  های بزرگ، بنگاه  های کوچک علاوه بر استفاده از سهم بازار بنگاه  های بزرگ، از تجربه، دانش و استانداردهای آن  ها نیز بهره  مند شده، به مرور به افزایش توانمندی  های خود می  پردازند. همچنین در ارتباطات میان بنگاه  های کوچک (خوشه)، صرفه  های اقتصادی تولید افزایش یافته. همکاری فعالانه میان این بنگاه  ها، به اشتراک دانش و شکل  گیری جریان نوآوری در میان آن  ها و افزایش توان رقابت  پذیری منجر می  شود(فاطمی امین،1392).
بنگاه های بزرگ نیز از همکاری با دیگر بنگاه  ها بی  نیاز نیستند. به  دلیل بزرگی این بنگاه  ها، انجام بسیاری از فعالیت  های خرد برای آن  ها به صرفه نیست بهتر است این قبیل فعالیت  ها را به بنگاه  های کوچک  تر و تخصصی  تر واگذار کنند. افزایش رقابت  پذیری بنگاه  های داخلی در بازار جهانی، مستلزم همکاری فعالانه آن  ها در استفاده از دانش و تجربیات و نیز گسترش بازارهای صادراتی به صورت مشترک است.
همکاری بین بنگاه  ها از مهم  ترین عوامل تنظیم کننده قیمت، کیفیت و پایداری به  شمار می‌رود. چنانچه که ارتباط مناسبی بین بنگاه  ها به  ویژه در طول زنجیره تأمین ایجاد نشود، مسائلی مانند نوسان در مقدار تولید، قیمت، عدم اطمینان به کیفیت، عدم شفافیت و کاهش انگیزه برای سرمایه  گذاری پدید خواهد آمد. گسترش همکاری بین بنگاه  ها باعث کاهش هزینه مبادله و ورود به بازارهای جدید می  شود؛ همچنین فرایند یادگیری بنگاه  ها را تسریع کرده، مهارت  های مشترک را توسعه می  دهد.
انواع روش  های همکاری بین بنگاه  ها عبارتند از:
قراردادهای بلندمدت: یکی از مسائل مهم در برخی زنجیره  های تأمین، بالا بودن هزینه  های مالی و در نتیجه افزایش قیمت  تمام  شده است. از طرف دیگر، کمبود نقدینگی (برای مثال در فراورده  های غذایی در فصول برداشت و هنگام فروش مواد اولیه و عموماً مواد خام کشاورزی) باعث عدم خرید به قیمت مناسب و به موقع و در نتیجه، مواجه شدن با نوسانات قیمت، کمبود – – مواد اولیه، ظرفیت خالی و سایر مشکلات تأمین مواد اولیه می  شود. یکی از راهبردها برای کاهش قیمت  تمام  شده در زنجیره تأمین، عقد قراردادهای بلندمدت برای تأمین مواد اولیه است.
تشکیل شرکت  های مشترک یا کنسرسیوم؛
پیمانکاری فرعی: وجود ظرفیت  های خالی بالا به   ویژه در واحدهای کوچک، تنوع پایین محصولات تولیدی و عدم دسترسی به آزمایشگاه  های مجهز و بازار پایدار، از جمله مسائل مهم زنجیره  های تأمین است که با گسترش پیمانکاری فرعی تا حدود زیادی رفع می  شود.
تقسیم بازار: در مواردی که حجم بازار کوچک یا تنوع محصولات زیاد باشد، تأمین تقاضای همه مشتریان برای یک عرضه کننده، هزینه های زیادی دربردارد. تقسیم بازار بین عرضه  کنندگان، می  تواند صرفه مقیاس در تولید و عرضه محصولات را بهبود دهد(فاطمی امین،1392).
خرید سهام و سرمایه گذاری در بنگاه های موفق.