اندازه گیری کارایی و سازمان و مدیریت

دانلود پایان نامه

تعاریف مختلف کارایی
واژه نامه وبستر کارایی را معادل اثر بخشی دانسته و آنرا ظرفیت تولید مطلوب با حداقل مصرف انرژی، زمان، پول یا مواد تعریف کرده است. علاوه بر این در همین منبع کارایی به صورت نسبت انرژی مفید گرفته شده به انرژی داده شده یک سیستم پویا تعریف شده است.
ژوزف پروکوپنکف در کتاب مدیریت و بهره‌وری نیز کارایی را تولید با کیفیت بالا و در کوتاه ترین زمان ممکن تعریف کرده است.
منوچهر فرهنگ در واژه نامه اقتصادی خود، کارایی را به این صورت تعریف کرده است: «کارایی نسبت مقدار عاملی است که به کار افتاده است. »
فارل نیز از جمله افرادی است که در زمینه کارایی فعالیت‌های بسیار کرده و برای ارزیابی آن نیز روشی را پیشنهاد داده است. وی در سال 1975 در مقاله ای تحت عنوان اندازه گیری کارایی تولید، کارایی یک بنگاه را، تولید یک ستاده به حد کافی بیشتر از یک مقدار مفروض نهاده تعریف کرده است. همچنین در منابع دیگر نیز تعاریفی از کارایی ارائه شده که از آن جمله می‌توان به تعریف زیر اشاره کرد. (ابطحی و کاظمی 9:1383):
“نسبت بازدهی واقعی بدست آمده به بازده استاندارد تعیین شده (مورد انتظار) کارایی یا راندمان است. در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می‌شود به مقدار کاری که باید انجام شود کارایی نامیده می‌شود.”
برای مثال اگر میزان بازده کارگری 140 قطعه در ساعت باشد و میزان تولید تعیین شده پس از بررسی‌های مهندسی و روش‌های کارسنجی 200 قطعه در ساعت تعیین شده باشد کارایی این کارگر برابر است با :
بخش 3: تعیین عوامل موثر بر بهبود کارایى موسسه مالی و اعتباری مهر
با توجه به ماهیت خدماتى بودن و نظام عملیاتی بانک و مطالعه ادبیات موضوع پنج عامل 1) سازمان و مدیریت، 2) سخت افزار، نرم افزار و سیستم‌های کاری، 3) نیروی انسانی، 4) مشتری و عوامل محیطی و 5) ابزارها و نگرش‌های مالی به عنوان موثرترین عوامل تاثیر گذار بر بهبود کاریی به انضمام 60 عامل فرعی که در گروه‌های فوق تقسیم بندی گردیدند درخصوص عوامل موثر بر بهبود کارایی موسسه انتخاب گردیدند.
در شناسائی عوامل موثر بر بهبود کارایی علاوه بر مطالعه تحقیقات مرتبط، اصول ۲۵ گانه برای نظارت بانکی موثر از انتشارات کمیته نظارت بر بانکداری بانک تسویه بین المللی نیز به عنوان عاملی که منجر به بهبود وضعیت عملکردی بانک‌ها می‌گردد مورد مداقه قرار گرفته و مهمترین اصولی که می‌تواند موثر بر کارایی بانک‌ها باشند از آن استخراج شد و در گروه‌های پنج گانه فوق تقسیم بندی گردید. بدیهی است که کارایی هر یک از عوامل یاد شده نیز تحت تاثیر یکسرى عوامل دیگر است. در ذیل به تشریح این عوامل می پردازیم.
سازمان و مدیریت
در هر سازمانى مدیریت مهمترین و تعیین کننده ترین عامل محسوب می‌شود. پیتر دراکر مدیریت را عضو حیات بخش هر سازمان می‌داند. در حقیقت سازمان بدون مدیریت مراحل رشد خود را طی نمی‌کند. مدیریت در تمام سطوح سازمان حضورى چشمگیر دارد. از سوئى دیگر بسیارى ازصاحب نظران علت موفقیت و شکست نهادها را در تفاوت مدیریت آنها می دانند. به عبارتى دیگر سر سلسله نهایى علل تمام موفقیت‌ها و یا عدم موفقیت‌ها بطور عام در هر حوزه و بخش جامعه و بطور خاص در سازمان، مدیریت و علی الخصوص مدیریت عالى می باشد. در یک جمع بندى کلی می‌توان گفت هدف تمام مباحث، فنون، مدل‌ها و راه کارهاى ارائه شده بطور ضمنى یا بطور صریح به عامل مدیریت (وظایف و نقش‌هاى مدیر) معطوف است. بدین معنى که برخی از این تحقیقات مستقیما درصدد تعیین نقش‌هاى مدیر در سازمان است و برخى دیگر درصدد ارائه راهکار یا فراهم آوردن ابزار جهت کمک به بهترین شیوه انجام این وظایف و نقش‌ها هستند. بطور مثال نگاهى به مباحث تحقیق در عملیات نشان می‌دهد که هدف، کمک به مدیر در امر تصمیم‌گیرى می باشد.
تیلور، یکى از پیشگامان مکتب مدیریت علمی، اصول ذیل را به عنوان مبانى فلسفى مدیریت بر می شمارد:
الف) استفاده از روش علمى براى انجام هر یک از عناصر تشکیل دهنده کار.
ب) انتخاب کارکنان براساس شایستگى با استفاده از آموزش وتعلیم وتربیت.
پ) همکارى صمیمانه با کارکنان به منظور اطمینان از کاربرد روش‌هاى علمى.
ت) تقسیم منصفانه کار و مسئولیت بین مدیریت و کارکنان به گونه اى که هر یک بخشى را که مناسب تر است، برعهده گیرد.
البته مشخص گردیده است که مکتب مدیریت علمی ضعف‌ها و نارسائی‌هایى دارد مهمترین آن به اعتقاد هربرت سایمون این است که نیروى انسانى را از دیدگاه مکانیکى بررسى کرده‌اند چرا که بنیانگذار و اغلب طرفداران این مکتب، مهندس بوده‌اند. در واقع به اعتقاد آنان انسان تنها براى یک هدف و آن هم افزایش پاداش‌هاى مادى و اقتصادى فعالیت می کند.
هنرى فایول فعالیت‌های سازمانى را به شش دسته فنی (تولیدى)، بازرگانی (خرید و فروش و مبادله)، مالى (تعیین منابع مالى و مصرف بهینه)، ایمنى (حفاظت از اموال و افراد)، حسابدارى (تعیین وضع موجود مالى) و وظایف مدیریتى تقسیم می کند. وى وظایف مدیر را به پنج دسته تقسیم می کند: برنامه‌ریزى، سازماندهى، فرماندهى، هماهنگی و کنترل. او روش‌ها وفنونی را که در تجربه کسب کرده بود و در انجام وظایف مدیریتى مفید می دانست، تحت عنوان اصول چهارده گانه مدیریت بدین شرح ارائه داد: تقسیم کار، اختیار، انضباط، وحدت فرماندهى، وحدت مدیریت، وابستگى منافع فردى به هدف کلى، جبران خدمات کارکنان، تمرکز، سلسله مراتب، نظم، عدالت، ثبات، ابتکار عمل و احساس یگانگى
نتیجه مطالعات التون مایو که به مطالعات ‌هاثورن مشهور است، تاکید بر جنبه‌هاى انسانى مدیریت و خنثى کردن جنبه فنی – مهندسی جنبش مدیریت علمی بود. در واقع التون مایو و طرفدارانش معتقد بودند که مدیر می بایست توجه خود را بر کارکنان متمرکز سازد به عبارتى متغیرهاى اجتماعى را موثرتر از متغیرهاى فیزیکى می دانستند.
توماس هورتون پس از بررسی شانزده مدیر عالی موفق، شش ویژگى را درباره آنان ذکر می کند که مدیران عالى و مشهور جهان در مورد آن هم عقیده بوده‌اند. این ویژگى‌ها عبارتند از: درک واقعیت، مهارت‌هاى گروه سازى، گویش قاطع با قضاوت موزون، تمرکز استراتژى، سرسختى و درستکارى.
بنابراین با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت عوامل موثر بر بهبود کارایی سازمان در حوزه سازمان و مدیریت همان انجام وظایف و نقش‌هایى است که در تحقیقات و بررسی‌ها به آنها اشاره گردیده است. در تحقیق حاضر با توجه به مطالب ذکر شده و همچنین جامعه آمارى تحقیق عوامل ذیل به عنوان انتخابى اولیه از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر بهبود کارایی سازمان در حوزه سازمان و مدیریت در نظام بانکداری ایران انتخاب گردید: ویژگی‌های رفتاری مدیر، تقسیم کار و شرح وظایف مشخص، تفویض اختیار، سیستم کنترل و نظارت داخلی، شفافیت در فرآیندهای کاری و فعالیت‌ها، وجود برنامه استراتژیک و عملیاتی و اهداف مشخص، توجه به تحقیق و توسعه، وجود سیستم ارزیایى عملکرد سازمان و نیروی انسانی، استفاده از روش‌های نوین در فرآیند بودجه ریزى، ارائه گزارشات شفاف عملکردی دوره ای (مالی و غیر مالی)، برند سازمان، ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، فرهنگ مشتری مداری، استراتژی‌های سازمان، تمرکز بر بانکداری اسلامی و رویکرد تصمیم‌گیری سهامداران.