اوقات فراغت جوانان و کارگزار اجتماعی

دانلود پایان نامه

والدین باید زندگی را برای فرزندانشان هدفدار کنند تا آنها احساس پوچی و بیهودگی نکنند و رو به انحرافات و جرائم نیاورند. زیرا زندگی فلسفه و راه و روشی میخواهد. من که هستم؟ از کجا آمده ام؟ چرا زندگی می کنم؟ چرا باید بمیرم؟ چرا باید بجنگم؟ چرا باید صلح کنم؟ و… این الفبای کار والدین در تربیت است و اگر از این امر غفلت ورزند، بسیاری از جوانان در زندگی بی هدف می شوند و به دلیل این بی دفیهاست که نمی دانند سر در کدامین گریبان فرو برند و شاید هم خیلی راحت به جرائم و انحرافات اخلاقی روی آورند. پس والدین باید نوجوان و جوان را در حد مطلوب و مناسب از عاقبت این زندگی و سرانجام آن آگاه سازند. باید به آنها متذکر شوند که بیهوده به این عالم نیامده اند، بلکه خلقت آنها هدف و فلسفه والایی داشته و حساب و کتابی هم برای آن در کار است.
4-4-8- اجتناب والدین از تنبیهات بدنی فرزندان در تربیت
در بعضی از خانوادهها فرزند به دلیل اشتباهاتی که انجام داده است، تنبیه بدنی می شود. این حالت ممکن است در فرد یک نوع حالت انتقام جویی ایجاد کند و بعدها ممکن است این انتقام جویی را نسبت به خانواده و یا اجتماع ابراز دارد. تنبیه بدنی به فرزند خصومت و ستیزه گری را می آموزد و همه وجود و تواناییهای بالقوه تنبیه گر را در حلقه‌ای از خشم، سرخوردگیها، ناامیدیها و فشار روانی محدود و محبوس می‌کند؛ درحالی که محبت، جوانه های وجود فرزند را شکوفا کرده و در مقابل چشمان پدر ومادر دریچه‌ای از خرمی، سرزندگی، امید و بالندگی می گشاید. در پایان این قسمت ابعادی از خانواده که بالقوه می تواند نسلی سالم و سازنده را پرورش دهد، فهرستوار ارائه می شود:
1. وجود یک منبع قدرت و رهبری قانونی و مشروع در خانوادهها که مورد پذیرش و حمایت اعضای خانواده باشد؛ این مسئله را باید پدر و مادر با توجه به مسئولیتها و اوقاتی که می‌توانند صرف کنند، بین خودشان حل کنند تا اعضای خانواده بتوانند به صورت منسجم در کنار یکدیگر پایدار بمانند؛
2. نظام قانونی به اثبات و ضوابط صحیح حاکم بر خانواده؛ به شرط آنکه همه اعضای خانواده طبق آن عمل کنند؛ 3. نظام ارزشی و اعتقادی صحیح؛ تا مرز بین رفتارهای مطلوب و نامطلوب در خانواده مشخص باشد و همه به ویژه بزرگسالان در خانواده در قالبهای مطلوب این ارزشها عمل کنند؛
4. روشهای تربیت کودک؛ که باید مبتنی بر روشهای تربیتی اصولی صحیح باشد و همه تلاشها در جهت رشد و تعالی همه افراد خانواده اعم از پدر و مادر و فرزندان صرف شود؛
5. همه افراد خانواده با همیاری و همکاری در جهت نیل به اهداف خانواده کمک کنند؛
6. انطباق و انعطاف پذیری؛ تا اعضای خانواده بتوانند متناسب با تغییرات و بحرانهایی که در خانواده پدید می آید، واکنشهای مناسبی را از خودشان نشان بدهند و بالاخره سخن آخر اینکه ما باید به فرزندانمان و فرآیند رشد آنها اعتقاد و ایمان داشته باشیم تا بتوانیم همه تلاشمان را در جهت رشد و بالندگی آنها صرف کنیم. ما باید به آنها اعتماد کنیم تا عملاً اعتماد آنها را به خود، دیگران و زندگی بیاموزیم. این مفهوم را حضرت علی (ع) در نامه سی ویکم نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن(ع) چنین فرموده‌اند:«بگذار بیپرده سخن بگویم و این راز بزرگ تربیت را بازگشایم که دل نوجوان چون خاک، خوب و آماده پذیرایی هر بذری است. باید هرچه زودتر هسته های عشق و ایمان را در آن افشاند وگرنه نااهلان زمین را از شر فساد پر میسازند».
4-4-9-خانواده و پر کردن اوقات فراغت در پیشگیری از جرایم جوانان
خانواده، به عنوان نخستین واحد اجتماعی که فرد با آن ارتباط می یابد و خمیر مایه اصلی شخصیت متعادل و متزلزل جوانان در آن شکل می گیرد. همواره مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نقش را در خصوص تربیت، اجتماعی شدن و جامعه پذیری فرد و گذراندن اوقات فراغت ایفا می کند. در تعریف اجتماعی شدن آمده است که: «اجتماعی شدن فرآیندی است که به انسان، راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزد، شخصیت می‌دهد و ظرفیت های او را جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه توسعه می‌بخشد». در تعریفی دیگر از این مفهوم آمده است: «جامعه پذیری جریانی است که طی آن افراد، هنجارها و مفاهیم فرهنگی را آموخته و در طول حیات با خود عجین می سازند»(باقری:1390، 80).
خانواده با وجود تغییراتی که داشته هنوز حتی در میان جوانان از اهمیتی اساسی برخوردار است. ارزش‏های کاری یا فراغتی اوقات همواره نسبت به خانواده در مرحله دوم اهمیت قرار داشته است. با این حال ارتباط میان این سه حوزه همواره متاثر از پایگاه اجتماعی، اقتصادی بوده است. اگرچه اشکال زندگی‏های خانوادگی بسیار گوناگون و متنوع شده است اما انتظارات کنونی ما از خانواده،‏ یک زندگی عاطفی و متعادل و توام با روابط گرم و صمیمی است و خانواده امروز جایگاهی برای تامین نیازهای عاطفی، امنیت، روابط گرم، فعالیت ‏های آزادانه و به عبارت دقیق‏تر فعالیت‏های وقت آزاد و خارج از حیطه کار است(ذوقی:1393، 162).
کارشناسان بر این باورند که غنی‌سازی اوقات ‌فراغت با کاهش بزه‌های اجتماعی ارتباط تنگاتنگی دارد. امروزه توجه به اوقات فراغت در دل جوامع توسعه ‌یافته از مسائل مهمی است که کارشناسان مسائل اجتماعی بسیار به آن می‌پردازند و بر این اعتقادند که بار آسیب‌های اجتماعی را می‌توان با اهمیت دادن به اوقات فراغت کاهش داد. کارشناسان معتقدند برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی، توجه به اوقات فراغت جوانان از اهمیتی دو چندان برخوردار است که جا دارد در رده‌ای ملی به آن نگریسته شود. چنانچه مسئولان نتوانند برنامه‌ریزی صحیحی در این ارتباط داشته باشند، خواسته یا ناخواسته جامعه با معضلاتی روبه‌رو می‌شود که می‌توان وجود برخی از ناهنجاری‌ها و بزه‌ها را در درون آن یافت. به همان اندازه که انسان نیاز به معیشت و کسب درآمد دارد، به آرامش روح و روان نیز نیازمند است. یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند بهتر زندگی کردن را برای انسان فراهم آورد، اوقات فراغت است. موازنه اوقات فراغت و وقوع جرم از دو دیدگاه قابل بررسی است. نخست این‌که افراد با رفتن به اماکن عمومی، ورزشگاه‌ها و برخی مراسم، انرژی خود را تخلیه ‌کنند. در این روش، اوقات فراغت بهترین مؤلفه برای سلامت و بهداشت روانی افراد خواهد بود و آنها می‌توانند از این طریق، استرس‌های ناشی از درگیری‌های معیشتی را از خود دور کنند. با این نگاه، مسلماً اوقات فراغت یکی از موارد پیشگیری از وقوع جرم و رفتارهای مجرمانه است(هاشمی:1391، 41).
از سوی دیگر، اگر در هنگام استفاده از اوقات فراغت بی‌مبالاتی و بی‌توجهی صورت گیرد، می‌تواند زمینه‌های بروز جرایم دیگر نیز پدید آید. به طور مثال، هنگام استفاده از امکانات تفریحی ممکن است در صورت بی‌ احتیاطی، عدم پیشگیری‌های اجتماعی یا بی‌توجهی فرد و خانواده آن از سوی بزهکاران قربانی جرایمی مانند سرقت، آدم‌ربایی و تجاوز شوند. خانواده‌ها در زمان اوقات فراغت در محل‌های تفریح توجه چندانی به اموال خود نداشته و نسبت به آن بی‌تفاوت هستند که این عامل امکان وقوع جرم را افزایش می‌دهد. حال آن‌که باید توجه کرد که اوقات فراغت اصولاً عامل پیشگیری از وقوع جرم است و چنانچه در هنگام فراغت فرد به امنیت خود توجه نداشته باشد، این مسئله می‌تواند شرایط بروز جرم را برای مجرمان تسهیل کند(هاشمی:1391، 47).
پرکردن صحیح اوقات فراغت جوانان، بهترین و مؤثرترین راهکار پیشـگیری و کاهش آسیب‌های نوپدید در جامعه از جمله موادمخدر و روان‌گردان است. مسئولان باید با برنامه‌ریزی مدون، راهکارهای مناسب را برای پرکردن اوقات فراغت جوانان سنجیده و در راستای تحقق آن گام بردارند. بیکاری، مهاجرت، بیماری‌های روحی، روانی و غیره را می‌توان از جمله عوامل شیوع این مواد دانست. در بررسی جرایم صورت گرفته می‌توان به این نتیجه رسید که سن جرایم رو به کاهش است. عدم برنامه‌ریزی صحیح برای نسل جوان و نبود درک کامل خواسته‌های وی از جمله مسائل تأثیرگذار در کاهش سن جرایم است. متأسفانه وقتی که برای برنامه‌ریزی اوقات فراغت جوانان می‌گذاریم، بسیار اندک است، به گونه‌ای که تنها یک‌ماه مانده به فصل تابستان تصمیم به برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت آنها می‌گیریم. مگر اوقات فراغت جوانان فقط برای تابستان است؟ آیا می‌توان جوانی که همراه با شادابی و نشاط و طراوت است، با یک برنامه تابستانی محدود کرد؟ تمامی دستگاه‌ها یکسری امکانات را درگیر می‌کنند تا اعلام کنند برنامه تابستانی داشته‌اند. از این رو، این اقدام موجب می‌شود که در بحث اوقات فراغت مدیریت ناقصی وجود داشته باشد. در برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته ارتباط تنگاتنگی بین دستگاه‌ها احساس نمی‌شود، اگر می‌خواهیم در این خصوص به موفقیت برسیم، باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم تا از توان همه دستگاه‌ها استفاده شود و این برنامه‌ریزی‌ها فقط شامل تابستان نباشد. اکنون قشر آسیب‌پذیر در مناطق محروم، به ویژه حاشیه شهر قرار دارند؛ اما ما بیشتر امکانات را برای قشر مرفه و کسانی که خود توان شرکت در کلاس‌ها را دارند، فراهم می‌کنیم. کلاس‌های اوقات فراغت بهترین فرصت برای استفاده از افراد آشنا به آسیب‌ها و ناهنجاری‌های موجود در جامعه است تا مطالب در این خصوص به جوانان منتقل شود. این کلاس‌ها می‌تواند محلی برای طرح مسائلی درخصوص تهدیدهای اینترنت، تلفن همراه و جرایم مختلف از قبیل اعتیاد و مواد مخدر باشد. باید به بحث امکانات برای جوانان به صورت ویژه نگریسته شد، به گونه‌ای که در قالب یک سازمان مشخص بوده وهمه امکانات به آن سازمان داده شود. پس دلیل این ناهنجاری‌ها و آسیب‌ها چیست؟ آیا همه این مسائل متوجه دستگاه قضایی است و آیا می‌توان برای اطفال و نوجوانان مجازات سخت در نظر گرفت؟ ما تنها ۲۰ روز مانده به تعطیلات تابستان اقدام به برنامه‌ریزی و تشکیل کلاس می‌کنیم؛ در حالی که این کارها تنها جنبه صوری دارد و محتوایی نیست. بسیاری از کلاس‌ها در فصل تابستان تمام می‌شوند؛ اما باید دید به چه میزان به مسائل اساسی و زیربنایی اخلاقی و تربیتی جوانان در این کلاس‌ها توجه شده است(محمدی اصل:1385، 79).
نظام تعلیم و تربیت کارشناسان معتقدند در مقایسه با نظام‌های تعلیم و تربیت کشورهای دیگر، دستگاه تعلیم و تربیت ما یکی از طولانی‌ترین تعطیلات را داراست. تابستان فصل نشاط دانش‌آموزان و دغدغه خانواده‌هاست. ۱۰۰ روز تعطیلی زمان کمی نیست. میلیون‌ها دانش‌آموز وقت خود را با تلویزیون، رایانه، سفر، بازی و احیاناً مطالعه و مهارت‌آموزی می‌گذرانند. آیا نباید برنامه‌ای سازنده برای این اوقات تنظیم شود؟ برای جلوگیری از ورود آسیب‌های اجتماعی، مسئولان باید برای اوقات فراغت دانش‌آموزان برنامه‌ریزی دقیقی انجام دهند؛ زیرا همه خوب می‌دانند که در صورت نبود برنامه چه کسانی برای اندیشه و روح فرزندان ما برنامه‌ریزی خواهند کرد. جوانان سرشار از نیرو و انرژی هستند و دوست دارند دنیا را دگرگون کنند. آنها روحی حساس و مسئول دارند؛ اما اوقات فراغت بی‌برنامه و گاه طولانی، آنان را عاصی و سرگردان می‌کند. خانواده از جمله عواملی است که می‌تواند قوی‌ترین تأثیر را در فضای زندگی فرد داشته باشد. البته نمی‌توان منکر تأثیر دیگر عوامل از جمله مدرسه، جامعه، دوستان و شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنها شد؛ اما اعتقاد بر این است که خانواده اساس شکل‌گیری رفتارهای فرزندان می‌باشد. به منظور پیشگیری از گسترش آسیب‌های اجتماعی باید شرایطی فراهم شود تا فرزندان درست بیندیشند و حقایق را به‌خوبی بفهمند. در این صورت است که می‌توانیم جوانان خود را از آسیب‌های جدی که آنان را تهدید می‌کند، نجات دهیم. در بسیاری از کشورهای دنیا برنامه‌ریزی درخصوص اوقات فراغت از جمله برنامه‌های دارای اولویت‌ محسوب می‌شود و مختص فصل خاصی از سال نیست. این در حالی است که در کشور ما مسئولان در مدت کوتاهی که به تابستان مانده، به فکر اوقات فراغت جوانان و برنامه‌ریزی برای آنان می‌افتند، در صورتی که این اقدام به طور حتم بی‌فایده خواهد بود. برای برنامه‌ریزی در این زمینه لازم است مشخص شود چه نوع سیاست‌گذاری باید برای اوقات فراغت داشت. آیا آن را یک فرصت برای رشد و تعالی می‌بینیم؟ چه زمان‌هایی را می‌توانیم مورد استفاده قرار دهیم؟ آیا این اوقات یک تهدید است؟ باید چالش میان این فرصت و تهدید در سیاست‌گذاری در نظر گرفته شود. بیشتر برنامه‌های ارائه شده به منظور پر کردن اوقات فراغت جوانان در سال‌های گذشته دارای بار مالی برای خانواده‌ها بوده و ازاین‌رو مورد استقبال و بهره‌برداری جوانان قرار نگرفته است. به همین جهت مسئولان باید با تعمق بیشتری به مقوله اوقات فراغت جوانان نگریسته و برنامه‌هایی را در نظر گیرند که به جذب بیشتر جوانان منجر شده و مانع بروز عوارض اجتماعی ناشی از بی‌توجهی به این مقوله شود(ابراهیمی:1390، 71).
اوقات فراغت را لحظه‌هایی است که فرد فارغ از کار و مسئولیت خود، آن را براساس تمایل شخصی‌اش تنظیم می‌کند و برنامه آن در مورد هرکسی متفاوت است و به سلیقه، نیازهای روحی، سن و توان مالی فرد بستگی دارد. لحظه لحظه اوقات فراغت امروزه از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی از آن به مثـابه آینه فرهنگ جامعه یاد می‌کنند؛ به این معنا که نحوه سپری شدن اوقات فراغت شهروندان یک جامعه تا حد بسیاری معرف ویژگی‌های فرهنگی و میزان توسعه‌یافتگی آن جامعه است. بنابراین اگر طرح و نقشه زندگی و کار جوانان با برنامه‌هایی که برای اوقات فراغت خود تنظیم می‌کنند، مغایرت داشته یا تفریحات و فعالیت‌های آنان در زمان فراغت با هنجارهای فرهنگی در تضاد ‌باشد، اوقات فراغت به یک مشکل اجتماعی مبدل خواهد شد. لحظه‌های فراغت برای جوانان هم می‌تواند سازنده و مفید باشد و هم مخرب و ویرانگر. به تعبیر دیگر، فقدان هدف و بی‌برنامگی سبب پیدایش فراغت‌های بیمارگونه و انواع انحرافات و بزهکاری‌ها در جامعه می‌شود. بررسی نحوه سپری شدن اوقات فراغت جوانان در فصل تابستان طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که در اغلب مناطق شهری به‌ویژه در شهرهای بزرگ، خیابان‌گردی و رفتن به پارک‌ها و مجموعه‌های تفریحی به عنوان یکی از راه‌های گذراندن اوقات فراغت مطرح است. با توجه به حجم عظیم نیروهای آزاد ‌شده متمایل به فعالیت‌های جمعی و گروهی، در هر لحظه می‌توان انتظار داشت که هیجانات انباشته آنان تخلیه شود. از این رو زمینه بروز هرگونه حادثه یا فعالیت مهار‌نشدنی فراهم است(نیازپور:1391، 174).
اوقات فراغت در حال حاضر بعد رسانه‌ای یافته و بیشترین بخـش اوقات فراغت افراد را رسانه‌ها به خود اختصاص می‌دهند. در این میان، رسانه‌های مکتوب کمترین زمان و رسانه‌های صوتی و تصویری بیشترین زمان را شامل می‌شوند. باوجود این‌که میزان تحصیلات و سواد در کشور ما به‌سرعت در حال افزایش است و انتظار می‌رود که سهم رسانه‌های مکتوب در پر کردن اوقات فراغت شهروندان بیشتر شود؛ اما هنوز در سبد کالای مصرف فرهنگی خانوارها رسانه ‌مکتوب نقش مهمی ‌ندارد. مطالعات نشان داده است که بیش از ۵۰ درصد اوقات فراغت افراد صرف رسانه‌های صوتی و تصویری و کمتر از ۲۰ درصد صرف رسانه‌های مکتوب می‌شود. فرد در برابر این رسانه‌ها بیشتر دارای نقش انفعالی است؛ در حالی که در سایر اقدامات مانند گردش و تفریح، شخص قادر به برقراری یک رابطه فعال با دیگران است. در نهایت ممکن است افراد دچار نوعی از خودبیگانگی شوند؛ چراکه اوقات فراغت زمانی است که فرد در آن با بازنگهداری خود از انجام کار موجب تقویت قوای روحی‌اش می‌شود. اگر این اوقات فراغت صـرف اموری شود کـه خلاقیت، نوآوری، احساس ابتکار و بازسازی قوای انسانی در فرد را به همراه دارند، می‌تواند نقش اصلی خود؛ یعنی بازآفرینی قوای روحی را ایفا کند. در غیر این صورت، در فرد حالت سستی ایجاد کرده و از نشاط و شادابی خبری نخواهد بود. گردش امور در کشور ما با آهنگ‌بخشی آموزشی تنظیم می‌شود؛ چنان‌که با فرارسیدن تابستان و خاموش شدن موتور نظام آموزشی، فعالیت دستگاه آموزش و پرورش رسمی‌کشور در عمل به پایان می‌رسد و اقدامات جنبی از قبیل تدارک کارنامه تحصیلی، تجهیز فضای آموزشی، تشکیل کلاس‌های تابستانی، تقویتی و جبرانی و برپا داشتن اردوها و برگزاری برخی کلاس‌های هنری، ورزشی و فرهنگی در بعضی از مدارس و دانشگاه‌ها جایگزین آن می‌شود. ‌وی می‌افزاید: به این ترتیب مدارس و دانشگاه‌های کشور به حالت نیمه تعطیل درمی‌آیند و در نتیجه جوانان زیادی با وجود افزایش اوقات فراغت خود با مشکل کمبود امکانات و بی‌برنامگی مواجه می‌شوند(قاری سید فاطمی:1388، 359).
این در حالی است که آموزش و پرورش با توجه به تأثیر فراوانی که بر جوانان دارد، می‌تواند نقش مؤثری در غنی‌سازی اوقات فراغت داشته باشد. آموزش و پرورش مهم‌ترین سازمان دولتی است که باید به این موضوع بپردازد. اوقات فراغت فقط به تابستان محدود نمی‌شود. درنتیجه، آموزش و پرورش نقشی کلیدی در این رابطه دارد. تحقیقات نشان داده است بسیاری از رویدادهای علمی و هنری در اوقات فراغت به مرحله قابل ملاحظه‌ای رسیده است. اگر به اوقات فراغت افراد در جوانی و نوجوانی توجه بیشتری معطوف شود، این مسئله بروز شکوفایی در آنها را به همراه داشته و موجب می‌‌شود ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و مهارت‌های فردی به‌راحتی در آنان نهادینه گردد و به سمت بزهکاری سوق پیدا نکنند. اگر جوانان در زندگی اجتماعی و فردی شغل مناسب نداشته باشند، دچار آسیب‌های اجتماعی می‌شوند. اگر مسئولان و خانواده‌ها سرمایه‌گذاری مناسبی در زمینه اوقات فراغت جوانان انجام دهند، این هزینه‌ها هدر نمی‌رود، بلکه برای آینده آنان نیز نوعی سرمایه‌گذاری به شمار می‌‌آید(نیازپور:1391، 191).
امروزه اگرچه درکشورهای غربی، همزیستی‏های بدون ازدواج، خانواده‏های تک‏والدی و استقلال اقتصادی همسران افزایش و مسئولیت‏های مشترک زوجین کاهش یافته است. اما آنچه که دستخوش این تغییرات وسیع و وسیع بوده، روابط زن و مرد بوده نه خود خانواده. تاخیر سن ازدواج زنان به سبب اشتغال و تحصیلات و مخالفت در برابر روابط و شکل سنتی خانواده در بین زنان افزایش یافته اما روابط میان والدین و فرزندان ازدواج کرده کاملاً رایج است به نحوی که حمایت‏های اقتصادی و اجتماعی متقابل و گذران تعطیلات و اوقات فراغت به صورت مشترک در بسیاری از فرهنگ‏ها کاملاً رایج است. در چنین زمینه‏ای است که رابطه بین اشکال خانواده و نحوه گذران اوقات فراغت باید مطالعه شود. روابط میان اعضا و نوع گذران اوقات فراغت و برنامه ریزی آن برحسب نوع خانواده متفاوت است. چه بسا اعضا سعی می‏کنند که فعالیت‏های مشترکشان را با هم انجام دهند برای مثال صرف غذا به ویژه درصبح و شب، انجام کارهای خانگی و گذران اوقات فراغت به ویژه در تعطیلات. اما در عین حال هنگامی که زن و مرد هر دو شاغل اند و فرزندان آنها جوان هستند، درگذران اوقات فراغت، درجه‏ای از استقلال فردی، پذیرفته می‏شود. در برخی از خانواده‏ها به بحث‏ها و گفتگوهای خانوادگی و فعالیت‏های مشترک اهمیت زیادی داده می‏شود و زمان خانوادگی یعنی زمانی که اعضا گردهم جمع شده و اوقاتشان را در کنار هم سپری می‏کنند اهمیت بیشتری دارد تا زمان شخصی. اما استراتژی خانوادگی دیگری نیز وجود دارد که در آن وظایف خانوادگی و فعالیت‏های شخصی به دقت مشخص و متمایز می‏شود. این نوع رابطه با زمان به ویژه در خانواده‏هایی که فرزندان آن نوعی استقلال کنترل شده دارند رایج است. استراتژی یا نوع سوم روابط اعضا با یکدیگر و صرف زمان آن است که همه اعضای خانواده در زیر یک سقف و در یک مکان باهم جمع باشند. اما هرکدام به فعالیتی مشغول باشد بدون آنکه ویژگی خانواده سنتی یعنی با هم بودن و هماهنگی زمان کار و فراغت اعضا باهم مهم باشد. در این مورد می‏توان گفت که با هم بودن در یک مکان و احساس تعلق داشتن به خانواده، ملاک تشخیص خانواده است نه فعالیت‏های جمعی و مشترک اعضای آن(ساعتچی:1390، 12-13).
با توجه به نوع خانواده، فعالیت‏های فراغتی ممکن است نقش یگانگی‏آور یا جدایی‏آور داشته باشد. مثال نوعی آن وجود رسانه‏های جمعی متعدد در خانواده است مثل وسایل صوتی و تصویری که چه بسا به مصرف شخصی شده از آن رسانه توسط هر عضو خانواده منتهی گردد. در هرحال اعضای خانواده کما بیش می‏کوشند خود را با زمان‏ها و وقت‏های گوناگونی که در خارج و داخل خانه باید سپری کنند هماهنگ سازند و زمان‏های متنوع خود را به نحوی تنظیم کنند که بخشی از اوقات خود را با اعضای خانواده سپری سازند. در این میان چه بسا اوقات فراغت درگذران وقت آزاد از مهم‏ترین وقت‏های آزاد مشترک اعضای خانواده باشد. اما مطالعات نشان می‏دهد که مدرسه و کار اثرات زیادی بر زمان و مکان خانواده دارند و خانواده قدرت کمی در مقابله با الزامات زمانی کار و مدرسه دارد. با این حال میان کار و خانواده، مناسبات جدید و گوناگونی را می‏توان مشاهده کرد. در هرحال چنانچه اعضای اصلی خانواده یعنی زن و شوهر نتوانند یا نخواهند زمان‏های کار و اوقات فراغت خود را با هم آشتی داده و هماهنگ سازند، زمینه جدایی یا طلاق آنها فراهم می‏شود و در این میان جوانان آسیب می بینند(محمدی اصل:1385، 96).
مطالعات نشان می‏دهد بیرون رفتن‏ها و گذران بیرون از خانه برای کسانی که چون یک زوج باهم زندگی می‏کنند اهمیت کمتری دارد. گذر از تنها زیستن به زیستن با دیگری، زندگی کاملاً‏ متفاوتی را به همراه می‏آورد. برای مردان، بیرون رفتن‏های کمتر، کار حرفه‏ای بیشتر و برای زنان کار خانگی بیشتر و اوقات فراغت کمتری را در پی دارد. زندگی روزانه نوجوان و جوان از مدرسه تا ازدواج به گونه دیگری است. هرچه به زندگی بزرگسالی نزدیک می شوند بیشتر، دوستان خود را ترک می‏کنند. حضور آنان در بازار کار، زمان فراغت و معاشرت‏های آنها را کمتر می‏سازد و این در میان دختران بیشتر دیده می‏شود. در زمانی که زندگی زوجی آغاز می‏شود، جهت‏گیری آشکاری به سوی خانواده به وجود می‌آید. برای مثال فعالیت‏های اجتماعی زوج‏های جوان به ملاقات با سایر زوج‏ها یا والدین و بستگان گرایش می‏یابد. اما به محضی که آنها دارای بچه می‏شوند کمتر به سینما و دیدن دوستان می‏روند و فراغت آنها حول حضور در فضای خانه خود یا والدین‏شان متمرکز می‏شود. در مطالعه وقت آزاد و وقتی که در خانواده صرف می‏شود باید مسائلی چون کاهش زمان کار برای مردان، اما افزایش زمان کار برای زنان، گوناگونی زمان‏های فراغت برحسب سن، مسیر حرفه‏ای زن و مرد، خانواده‏های تک‏والدی، کارگری یا خانواده‏های دارای دو فرد شاغل را مورد مطالعه قرار داد(ذوقی:1393، 165).
مطالعات فراغت، پیش از این به مراحل زندگی خانوادگی توجه می‏کرد و به فضاها و کارکردهای اوقات فراغت توجه نشان می‏داد. اما امروزه برای فهم و شناخت رابطه میان خانواده و وقت آزاد باید به دو محور مطالعاتی توجه و تاکید نمود: خانواده و زمان و خانواده و وقت آزاد. از منظر زمانی، خانواده اولین کارگزار اجتماعی کردن است. هرچند مدرسه و رسانه‏ها نیز در این امر سهم بسزایی دارند. در جوامع امروزی به سبب تقسیم جنسیتی کار و اختصاص کار خانگی به زنان، غالباً زنان هستند که در مدیریت زمان فراغت در خانواده و در بچه‏ها نقش ایفا می‏کنند و فعالیت‏های همه اعضای خانواده را هماهنگ می‏سازند. بنابراین سامان‏دهی به زمان خانواده اساساً‏ و عمدتاً توسط زنان کنترل و هدایت می‏شود(ساعتچی:1390، 26).
در دهه‏های اخیر، رشد وسایل خانگی و کاهش بعد خانواده و کاهش ساعات کار همگی به افزایش وقت آزاد اعضای خانواده انجامیده است. بخشی از این زمان به دست آمده به فعالیت‏های خانوادگی و خانگی اختصاص می‏یابد و بخش دیگری از آن صرف مراقبت‏های شخصی و فراغت می‏شود. در هرحال وقت خانوادگی با وقت‏های اجتماعی دیگر در رقابت مستقیمی قرار دارد و آنچه در بودجه زمانی، زمان خانوادگی نامیده می‏شود، عملاً رو به کاهش است. وقت خانوادگی در میان وقت‏های متعدد اعضای آن جایگاهی بحرانی دارد. مثلاً‏ تغییر وقت بچه‏ها به سن‏ آنها و تغییر وقت شوهر به دوره کاری او و زمان زن به اشتغال نیمه‏وقت، یا تمام وقت یا عدم اشتغال او بستگی دارد(ساعتچی:1390، 26).
بنابراین زمان خانوادگی محل تلاقی سه بعد زمانی متفاوت است:
1. مرحله زندگی هریک از اعضا