بازارهای جهانی و تصحیح خطای برداری

دانلود پایان نامه

تصحیح خطای برداری
نرخ ارز تأثیر مهمی بر نوسانات قیمت صادرات و واردات دارد، درجه عبور نرخ ارز ناقص است و تأثیر نرخ ارز در توضیح قیمت صادرات نسبت به قیمت واردات بیشتر است.
کازرونی و همکاران (1391)
GARCH
بیثباتی نرخ ارز تأثیر مثبت بر درجه عبور نرخ ارز دارد. به عبارتی، بیثباتی نرخ ارز تأثیر مثبت و معناداری بر شاخص قیمت کالاهای وارداتی خواهد داشت، و موجب تشدید درجه عبور نرخ ارز در اقتصاد ایران میشود.
همانطور که در مرور مطالعات مشاهده میگردد یکی از خلاءهای موجود در ادبیات مربوط به اقتصاد ایران، بررسی ارتباط میان انحراف نرخ ارز و ماندگاری تورم میباشد. دراین راستا مطالعه حاضر به برآورد نرخ ارز تعادلی پرداخته و انحرافات نرخ ارز تعادلی را محاسبه مینماید. به موازات آن رفتار تورم فصلی در ایران را مورد مطالعه قرار میدهد؛ سپس ارتباط میان انحرافات نرخ ارز و ماندگاری تورم را بررسی میکند. با توجه به مطالعات انجام شده، نوآوریهای این تحقیق بهطورکلی در دو دسته جای میگیرند: 1) در این تحقیق ماندگاری تورم توسط الگوی غیرخطی خودرگرسیون آستانهای با ریشه واحد مورد بررسی قرار میگیرد. 2) ارتباط میان انحرافات نرخ ارز بر رفتار تورم و ماندگاری آن مورد بررسی قرار میگیرد. بر اساس اطلاعات و بررسیها تا کنون این ارتباط در ایران با روش مورد استفاده در این پایاننامه، مطالعه نشده است.
فصل سوم:مبانی نظری
3. 1 مقدمه
با مروری بر ادبیات اقتصاد بینالملل در زمینه نرخ ارز تعادلی و انحرافات نرخ ارز، اهمیت تعیین نرخ ارز تعادلی و تأثیر آن بر متغیرهای کلان اقتصادی را در مییابیم. در این فصل پس از بیان مباحث نظری مربوط به مفهوم نرخ ارز تعادلی و روشهای اندازهگیری آن به بررسی انحرافات نرخ ارز و مکانیسم اثر نرخ ارز بر عملکرد تورم میپردازیم. سپس در بخش ساختار الگو، مدل برآورد نرخ ارز تعادلی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت در بخش روششناسی، الگوهای اقتصادسنجی بهکارگرفته شده در این تحقیق تشریح میگردد.
3. 2. 1 تعیین نرخ ارز تعادلی
در راستای تعیین نرخ ارز تعادلی، ابتدا مفهوم نرخ ارز تعادلی را بیان نموده، مفاهیم مرتبط با آن را بیشتر مطرح نموده و سپس روشهای برآورد نرخ ارز تعادلی مورد بررسی قرار میگیرد.
3. 2. 1. 1 مفهوم نرخ ارز تعادلی
بهطورکلی، تعادل را میتوان شرایطی بیان کرد که در آن نیروهای درونزای الگو تمایلی به تغییر ندارند. میلگیت(1998) مفهوم گستردهتری از تعادل اقتصادی را به این صورت مطرح میکند که ویژگیهای منحصربفرد بودن، بهینه بودن، بازه زمانی و سرعت همگرایی در سطوح تعادلی میبایست درنظر گرفته شوند. این ویژگیها در هر الگو جهت دستیابی به تعادل مورد بررسی قرار میگیرد. از طرف دیگر، مطالعات مورگسترن و نیومن (1944) نشان میدهد، بدون تعیین چارچوب اساسی مطالعه نمیتوان در مورد مدل بهینه برای بررسی یک موضوع قضاوت نمود؛ و پس از تعیین چارچوب است که میتوان الگوی تعادل مناسب را برای بررسی موضوع تعیین کرد. این شرایط در مورد نرخ ارز نیز به عنوان یک متغیر اقتصادی برقرار میباشد.
برآورد نرخ ارز تعادلی در عمل نه تنها مورد توجه اقتصاددانان میباشد بلکه برای سیاستگذاران نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. از دیدگاه کروگمن، برآورد نرخ ارز تعادلی از دو جنبه مفید میباشد:
پیشبینی آنکه در برخی زمانها در آینده نرخ ارز تعادلی متفاوت از نرخ ارز تعادلی فعلی میباشد.
تسهیل اتخاذ سیاستها جهت تعدیل نرخ ارز به سمت مقدار تعادلی.
برای نرخ ارز تعادلی تعاریف متفاوتی ارائه شده است و هر یک از این تعاریف بخشی از رفتار نرخ ارز تعادلی را نشان میدهد. در ابتداییترین سطح برای تعریف نرخ ارز تعادلی میتوان گفت، تا وقتی ارز در بازارهای جهانی در مبادله بوده و نرخ ارز توسط نیروهای عرضه و تقاضا در بازار تعیین میگردد، نرخ ارز در تعادل میباشد. این بیان نرخ ارز تعادلی، توسط ویلیامسون (1983) با عنوان نرخ ارز تعادلی بازار مطرح گردید. در این تعریف تنها نیروی عرضه و تقاضا در تعیین نرخ ارز مؤثر بوده و جایی برای سایر عوامل مانند دولتها در تعیین نرخ ارز در نظر گرفته نمیشود؛ در ادامه موضوع تعیین نرخ ارز تعادلی گستردهتر مورد بحث قرار میگیرد.
کلارک و مک دونالد(1997) تغییرات نرخ ارز در فرم حل شده آن را طبق رابطه زیر نشان میدهند:
(3-1)
در این رابطه نرخ ارز اسمی در زمان ، بردار عوامل بنیادین اقتصاد که انتظار میرود در میانمدت بر نرخ ارز تأثیرگذار باشند و با توجه به چارچوب نظری تعیین میشوند، عوامل موقتی که در کوتاهمدت روی نرخ ارز تأثیر میگذارند، جمله اختلال و و ضرایب بردارها، میباشند.
با توجه به رابطه (3-1)، مفهوم نرخ ارز تعادلی را میتوان در سه افق زمانی مورد بررسی قرار داد:
تعادل کوتاهمدت
این تعادل زمانی است که جمله اختلال از رابطه (3-1) حذف شود. در واقع این اختلالات شامل عواملی مانند اثر حبابهای بازار بوده و حذف آنها در واقع بیانگر از بین بردن اثر شوکهای غیرمنتظره از نرخ ارز کوتاهمدت میباشد. نرخ ارز تعادلی کوتاهمدت را میتوان با رابطه (3-2) نشان داد:
(3-2)
در نرخ ارز کوتاهمدت مقادیر جاری و واقعی عوامل بنیادین در رابطه قرار داده میشود. طبق این مفهوم، چنانچه عدم تعادلی در کوتاهمدت در اقتصاد بهوقوع پیوندد و مقدار سایر متغیرها جهت مقابله با این عدم تعادل تغییرکند، مقادیر جدید در محاسبه نرخ ارز تعادلی لحاظ میگردند.
تعادل میانمدت
برای نرخ ارز تعادلی میانمدت شرایطی مطرح میشود که در آن اقتصاد در وضعیت تعادلی داخلی و خارجی باشد. در واقع این تعادل در دو بخش مورد بررسی قرار میگیرد، یکی تعادل داخلی یعنی زمانی که تقاضا در سطح بالقوه عرضه است و اقتصاد با ظرفیت نرمال عمل میکند. به عبارت دیگر، نیروهای اسمی که موجب چسبندگی دستمزدها و قیمتها میشوند از مدل حذف شدهاند و شکاف محصول برابر صفر میباشد. دیگری تعادل خارجی است یعنی زمانیکه حساب ترازپرداختها در یک مقدار باثبات، پایدار باشد.