بازدهی نسبت به مقیاس و کهگیلویه و بویراحمد

دانلود پایان نامه

لازم به ذکر است که معکوس مربعات اریب تخمینزده شده در مرحله اول به عنوان وزن در مدل رگرسیون اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. مفهوماش این است که به لحاظ تجربی وزنهای کمتر به واحدهای داده میشود که نمرات کارایی اولیه این واحدها دارای اریب بیشتری است(زیرا اغلب آنها فاصله اطمینان بزرگی دارند). لازم به ذکر است که واحدهای دارای بیشترین تصحیح اریب، در محاسبات DEA تصحیح نشده از اریب دارای نمرات کارایی کمتر از 1 هستند.
در برخی از مطالعات کاربردی DEA از مدل رگرسیون توبیت در مرحله دوم استفاده شده است. دلیلاش این است که احتمالا نویسندگان مشاهده کردهاند که بیشتر تمرکز DMUها حول نمرات کارایی تصحیح نشده 100% است. این اشتباه است چرا که (همانگونه که در فرمول LP مشاهده میشود) نمرات بریده شده نیستند، بلکه به طور سریالی همبستهاند. سیمار و ویلسون (2003) با استفاده از شبیهسازی مونت کالویی نشان دادند که به کارگیری مدل رگرسیون توبیت در مرحله دوم به لحاظ تجربی و تئوری اشتباه است.

فصل پنجم: نتیجهگیری
5-1 جمعبندی
به طور کلی هدف اصلی تولیدکنندگان در تمامی بخشهای اقتصاد این است که با حداقل نهادههای موجود حداکثر ستانده را به دست آورند، این مسئله اشاره به ارتقای کارآیی و بهرهوری در تولید دارد. محصول قارچ خوراکی به دلیل تولید صنعتی و مدرن و تقاضای روزافزون آن در بخش کشاورزی دارای اهمیت زیادی است. لذا در این مطالعه هدف تجزیهوتحلیل کارایی تولیدکنندگان قارچ خوراکی به تفکیک استانهای مختلف ایران است. منظور از کارایی، کارایی فنی یعنی به دست آوردن تولید بیشتر از مجموعه ثابتی از عوامل تولید با تکنولوژی ثابتی است که تحت دو حالت بازدهی ثابت و متغیر نسبت به مقیاس محاسبه میشود. علاوه بر این تاثیر متغیرهای از قبیل تنوع در تولید، شدت انرژی، آبوهوا، نسبت نیرویکار با مزد وحقوق و ناحیه بازار بر کارایی تولیدکنندگان این محصول مورد بررسی قرار گرفته است.
روش تحقیق در این مطالعه بر اساس روش توصیفی است. در یک فرایند دو مرحلهی که در مرحله اول با استفاده از روش تجزیهوتحلیل پوششی دادهها به بررسی کارایی مناطق مختلف ایران در تولید قارچ خوراکی پرداخته شده و در این مرحله سعی شده تا ابعاد جدیدی در خصوص نمرات کارایی و بهرهوری مطرح شود؛ به طوری که از تکنیکهای خودراهانداز برای تصحیح اریب نمونهگیری موجود در نمرات و انتخاب بهترین مقیاس استفاده شده است؛ یکی از دغدغههای اصلی در مورد به کارگیری تکنیک خودراهانداز، تخمین تابع چگالی کرنل و خصوصا تعیین پارامتر پهنای باند یا هموارسازی بود که محقق برای نخستین بار از روش مطرح شده توسط سیلورمن (1986) استفاده نمود؛ این روش دارای پشتوانه تئوری قوی است. علاوه بر این از تکنیکهای خودراهانداز برای انتخاب بهترین مقیاس که منجر به انتخاب فرض بازدهی ثابت نسبت به مقیاس برای تولیدکنندگان قارچ در مناطق مختلف کشور شد؛ البته نمرات تحت فرض VRS نیز برای مقایسه نتایج با فرضCRS نیز تخمین و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. لازم به ذکر است که این تخمینها بر اساس دادههای داده و ستانده تولیدکنندگان قارچ خوراکی در ایران در سال 1384 صورت گرفته است. در مرحله دوم نیز برای توضیح تفاوتهای موجود بین نمرات کارایی از یک مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است؛ متغیرهای توضیحی مورد استفاده در این مرحله، متغیرهای نوعاً محیطی و مدیریتی هستند.
در فصل چهارم نشان داده شد که یکی از ویژگیهای جالب مرحله اول، به کارگیری نمودار کارایی بود؛ در نمودار مذکور نمره کارایی واحدها بر محور عمودی و اندازه اقتصادی (به طور نسبی) بر محور افقی قرار گرفته است. در این مرحله نشان داده شد که اگر محقق بدون توجه به اریب موجود در نمرات کارایی اولیه که از محاسبات DEA حاصل میشود؛ آنهارا به کار برد، ممکن است چه خطراتی مطالعه مورد نظر را تهدید میکند. این مشکلات زمانیکه محقق بخواهد با استفاده از نمرات کارایی تصحیح نشده مربوط به تعداد محدودی از DMU ها به تجزیهوتحلیل کارایی بپردازد؛ شکل جدیتر به خود میگیرند. تاکنون مطالعات تجربی زیادی با استفاده از روش DEA صورت گرفته است؛ اگر این مطالعات مورد تجدید نظر واقع گیرند و در آنها از تکنیک خودراهانداز استفاده شود؛ نتایج جالبی به دست خواهد آمد. پیشینه یا مروری بر مطالعات قبلی نشان داد که تعداد محدودی از محققان از خودراهانداز استفاده نمودهاند. شاید مهمترین دلیلاش این باشد که هنوز خودراهانداز در بستههای نرمافزاری استاندارد DEA قرار داده نشده است. یکی از ابتکارات مرحله دوم، استفاده از معکوس خطاهای استاندارد نشات گرفته از تصحیح اریب در مرحله اول برای افزایش قدرت مدل رگرسیون (به عنوان وزن در رگرسیون WLS) در این مرحله است. در این مرحله 5 تا فرضیه به لحاظ تجربی مورد آزمون قرار گرفت؛ چهارتا از این فرضیات در مدل رگرسیونWLS چند متغیره به لحاظ آماری معنیدار بودند. اگر دادههای بیشتری در دسترس بود؛ این امکان برای محقق وجود داشت تا بتواند نتایج قویتر و بهتری به دست آورد. اما علیرغم وجود محدودیتهای زیاد نشان داده شد که کارایی مناطق مختلف ایران در تولید قارچ خوراکی تحت تاثیر تعداد نیرویکار با مزد و حقوق بیشتر، شدت انرژی بیشتر، آبوهوای معتدلتر و مرطوبتر و ناحیه بازار بیشتر قرار دارد.
نتیجهگیری
• نتایج حاصل از بررسی آمارههای توصیفی مربوط به مقادیر نهاده و ستانده در جدول (4-1) نشان میدهد که در میان نهادهها کمترین مقدار مربوط به نیرویکار و بیشترین مقدار مربوط به نهاده سرمایه است؛ پس میتوان نتیجه گرفت که قارچ خوراکی سرمایهبر است.
• نتایج حاصل از به کارگیری آزمون خودراهانداز برای انتخاب بهترین مقیاس در قسمت (4-2) نشان داد که دلایل کافی برای رد فرض صفر که «تکنیک صحیح CRS است اما به جای آن به اشتباه از تکنیک VRS استفاده شده است»؛ وجود ندارد. با توجه به اینکه فرض مذکور تحت شرایطی صحیح است که بنگاههای مورد بررسی در مقیاس بهینه عمل کنند اما وجود عواملی همچون وجود رقابت ناقص، محدودیت منابع مالی و غیره باعث میشود تا بنگاهها در مقیاس بهینه عمل نکنند. شاید بتوان با توجه به موارد ذکر شده، عمدهترین دلیل پذیرش فرض مذکور به عنوان فرض صحیح را نگاه کلان و استانی به تولید قارچ قلمداد نمود. در این مطالعه با در نظر گرفتن مواردی همچون کمبود منابع آب، مشکلات جذب سرمایهگذاری و نقش برخی از نهادهها همانند انواع سموم در تخریب محیطزیست، مدلهای نهاده-محور به عنوان مدل صحیح انتخاب شد.
• در این مطالعه نشان داده شد که استفاده از نمودارهای کارایی (4-2)، (4-3)، (4-6) و (4-7) برای تجزیه و تحلیل کارایی که نمرات کارایی بر محور عمودی و اندازه اقتصادی واحدها بر محور افقی قرار میگیرند جذابیت بالایی به تجزیه و تحلیل نتایج میدهد. در این نمودارها نشان داده شده که استان تهران دارای بزرگترین اندازه اقتصادی است و سه جنبه هندسی جالب در مورد این نمودارها عبارت است از: 1- فراهم شدن امکان بررسی سیستماتیک رابطه کارایی با اندازه اقتصادی DMUها. 2- DMUها بر حسب نمره کارایی از کم ترین به بیشترین (از چپ به راست) مرتب شده اند؛ DMUهای دارای نمره کارایی صد درصد بر حسب تعداد دفعات مرجع بودن از کمترین دفعات به بیشترین (از چپ به راست) بر روی نمودار قرار گرفته اند. 3- فاصله سفید رنگ بالای هر میله بیانگر میزان عدم کارایی یا به طور نسبی هزینه اقتصادی DMU است که باعث شده تا DMU مورد نظر کارا نباشد؛ کل مثلث سفید رنگ بالای میله ها نیز بیانگر هزینه اقتصادی عدم کارایی در کل نمونه مورد نظر است.
• بررسی نمودار کارایی (4-2) که بیانگر نمرات کارایی تصحیح نشده از اریب با فرض CRS (E3) است؛ نشان میدهد که استانهای خراسان شمالی، سایر استانها، کردستان، اصفهان، گیلان، آذربایجان شرقی، زنجان و چهارمحال بختیاری دارای نمره کارایی صد در صد بوده و هر کدام از آن ها به ترتیب13، 6، 3، 2، 2، 2، 1 و 1 بار مرجع DMUهای غیرکارا بوده اند. استان های کهگیلویه و بویراحمد، قم و خراسان جنوبی به ترتیب با نمرات کارایی 267/0، 3/0 و 41/0 نیز دارای کم ترین میزان کارایی در سال مذکور بوده اند
• گر چه در این مطالعه CRS به عنوان فرض بازدهی نسبت به مقیاس صحیح پذیرفته شد اما با این حال هنوز هم بررسی نمرات کارایی تحت فرض VRS نیز میتواند جالب باشد چرا که E1 هنوز هم معیاری از کارایی محسوب میشود. اکنون بررسی نمودار کارایی (4-3) که بیانگر نمرات کارایی تصحیح نشده از اریب با فرض VRS (E1) است؛ نشان میدهد که متوسط نمره کارایی واحدهای تصمیمگیرنده 858/0 است و همه واحدهای دارای اندازه اقتصادی بزرگ دارای نمره کارایی صد در صد هستند. استان های قم، کهگیلویه و بویراحمد و خراسان جنوبی به ترتیب با 3/0، 417/0 و 47/0 دارای کم ترین نمره کارایی بوده اند.
• چگالی نمرات کارایی تکنیکی با فرض CRS و VRS و کارایی مقیاس در نمودار (4-4) و در جدول (4-2) نشان میدهد که متوسط نمرات کارایی مقیاس به طور معنیداری بزرگتر از متوسط نمرات کارایی تکنیکی متناظرشان هستند؛ این به معنی وجود فضای قابلتوجه برای توسعه DMU های دارای عملکرد کارایی مقیاس پایینتر است. البته به طور همزمان واریانس نمرات کارایی تکنیکی CRS و VRS یعنی E3 و E1 بزرگتر از واریانس نمرات کارایی مقیاس است.
• هیستوگرام نمرات کارایی تصحیح نشده و تصحیح شده از اریب E3 به ترتیب در نمودار (4-5) و (4-6) نشان داده شده است. پس از تصحیح اریب توسط خودراهانداز تعداد DMUهای صد در صد کارا تغییری نکرده، از تعداد واحدهای دارای نمره کارایی بین 1 و 9/0 کاسته شده و بر تعداد واحدهای دارای نمره کارایی بین 9/0 و 8/0 افزوده شده و از تعداد واحدهای دارای نمره کارایی کمتر از 7/0 کاسته شده است.
• همانگونه که از مقایسه دو نمودار (4-3) و (4-7) روشن است عمدهترین تفاوت نمرات کارایی E1 در حالت قبل و بعد از تصحیح اریب در این است که دو استان فارس و لرستان بعد از تصحیح خطا دارای کارایی صددرصد شدهاند عبارت دیگر اریب نمونهگیری باعث شده بود تا هزینه اقتصادی این دو استان و استانهای خراسان جنوبی، قم، کهگیلویه و بویر احمد و گلستان در تولید قارچ بیش از اندازه واقعی نشان داده شود و هزینه اقتصادی برای استانهای یزد، خراسان رضوی و همدان نیز کمتر از مقدار واقعی نشان داده شده بود.
• مقایسه دو نمودار (4-2) و (4-8) مربوط به نمرات کارایی E3 قبل و بعد از تصحیح اریب نشان میدهد که واحدهای که قبل از تصحیح اریب دارای نمرات در فاصله 1> E> 8/0 بودهاند کاهش یافته است. به عبارت دیگر عدم کارایی کل در این قسمت از مثلث عدم کارایی افزایش یافته و بالعکس کارایی واحدهای که قبل از تصحیح اریب دارای نمرات 8/0> E بودهاند افزایش یافته و از مثلث عدم کارایی در این ناحیه کاسته شده است. اریب نمونهگیری باعث شده بود تا هزینه اقتصادی برای برخی از استانها (خراسان جنوبی، فارس، قم، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان و یزد) بیشتر و برای برخی دیگر (تهران، خراسان رضوی، خوزستان، سمنان، گلستان، مازندران و همدان) کمتر از مقدار واقعی نشان داده شود.نمرات تصحیح شده از اریب با فرض CRS در نمودار (4-8) نشان میدهد که تعداد واحدهای صد در صد کارا بعد از تصحیح اریب تغییر نکرده و نمره کارایی استانهای تهران، خراسان رضوی، خوزستان، گلستان، مازندران و همدان کاهش یافته است.
• با توجه به تحلیلهای ارائه شده در قسمت (4-3) در رابطه با برآورد الگوی رگرسیون OLS بین اریب تخمینزده شده با اندازه اقتصادی واحدها منجر به به دست آوردن تخمینهای به لحاظ آماری معنیداری برای پارامترها نشد؛ به عبارت دیگر رابطه بین دو متغیر مورد نظر وجود ندارد.
• آمارههای توصیفی مربوط به نمرات کارایی CRS و VRS در دو حالت با و بدون تصحیح اریب در جدول (4-4) نشان داد که میانگین نمرات کارایی VRS بعد از تصحیح اریب کاهش و میانگین نمرات کارایی VRS افزایش یافته است. البته لازم به ذکر است که در حالت کلی تغییر قدرمطلق میانگین نمرات کارایی VRS نسبت به قدرمطلق میانگین نمرات کارایی CRS شدیدتر بوده است. دلیلاش این است که معمولا احتمال بزرگتر بودن خطای نمونهگیری در فرض VRS نسبت به فرض CRS وجود دارد؛ چرا که معادله LP (3-4) برای مسئله DEA نیاز دارد که جمع وزنهای مرجع برابر با یک باشد. این قید در خصوص فرض CRS وجود ندارد؛ در واقع به همین دلیل است که با فرض CRS امکان مقایسه یک DMU مشخص با تعداد واحدهای بالقوه بیشتر وجود دارد.
• ترسیم اریب تخمینزده شده در برابر نمرات کارایی تصحیح نشده (E3) در نمودار پراکنش (4-10) نشان داد که اریب مذکور برای نمرات کاراییی کمتر از 4/0 و بیشتر از 8/0، کمتر از 12/0 و برای نمرات کارایی واقع در بین 4/0 و 8/0، بیش از 24/0 است. . دلیل وجود این تفاوت در پراکندگی اریب این است که در مرکز این دامنه (8/0- 4/0) استانی قرار گرفته که به لحاظ اندازه و ترکیب نهاده-محصول قابلتوجه است و بیشتر DMUها با آن واحد مقایسه میشوند. با توجه به این شرایط امکان تفکیک نمرات کارایی تصحیح نشده به نمرات کارایی پایین و نزدیک به مقدار واقعی نسبت نمرات کارایی بالا وجود ندارد.
• معمولا انتظار بر این است که هر چه اریب تخمینزده شده بالاتر باشد، انحراف استاندارد نیز بالاتر باشد. دلیلاش این است که اریب تخمینزده شده برای نمونههای بیشتر است که اطلاعات کمتری در رابطه با آنها وجود دارد. اما ترسیم اریب تخمینزده شده در برابر انحراف استاندارد نمرات کارایی تصحیح نشده (E3) در نمودار پراکنش (4-11) نشان داد که رابطه تجربی معین و مشخصی بین این دو متغیر وجود ندارد.
• برای محاسبه متغیر ترکیب از شاخص HHI یا تمرکز استفاده شد. مقادیر بدست آمده برای این شاخص نشان داد که تمرکز تولیدکنندگان در تولید قارچ دکمهی است، به طوری که در این مورد بین DMU های کارا و غیرکارا تفاوتی وجود ندارد. ضریب این متغیر در جدول (4-6) برای مدل رگرسیون WLS برابر با 383/0- است، یعنی یک درصد افزایش در ترکیب محصول یا به عبارتی شاخص هرفایندل که خود به معنی کاهش رقابت بین محصولات است، منجر به 383/0 درصد کاهش در کارایی میشود. اما این ضریب حتی در سطح معنیداری 10% هم معنیدار نیست.
• در مورد محصول قارچخوراکی به دلیل تولید صنعتی و مدرن نقش تکنیسینها بارز و برجسته است. گر چه در این مطالعه آمار دقیق در خصوص تکنیسینها وجود نداشت اما تعداد شاغلان با مزد و حقوق به نوعی بیانگر جمع کارگران ساده و تکنیسینها در تولید قارچ است. لذا انتظار بر این است که هر چه این نسبت بیشتر باشد کیفیت نیرویانسانی نیز افزایش یافته و باعث بهبود بهرهوری و کارایی بالاتر گردد. ضریب این متغیر در جدول (4-6) 209/0 است یعنی یک درصد افزایش در نسبت نیرویکار با مزد و حقوق برای DMUها منجر به 209/0 درصد افزایش در کارایی آنها میشود. علامت ضریب مثبت است یعنی اینکه افزایش در این متغیر منجر به افزایش کارایی و کاهش در متغیر منجر به کاهش کارایی میگردد.