باورهای غیرمنطقی و انواع تعللورزی

دانلود پایان نامه
4-1-2 تعللورزی منفعل و فعال
اگرچه مطالعات تجربی اشارهی ضمنی به منفی بودن تعللورزی دارند اما برخی پژوهشگران نشان دادهاند که تعللورزی میتواند فواید کوتاهمدتی داشته باشد. برای مثال تیس و بامیستر (1997؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) گزارش کردند که در مقایسه با افراد غیر تعللورز، هنگامی که موعد انجام کار در آینده نزدیک نیست، افراد تعللورز استرس کمتری تجربه میکنند و سلامت جسمانی بیشتری دارند. از این رو تعللورزی میتواند یک استراتژی جهت تنظیم احساسات منفی افراد باشد تا به موجب آن افراد حداقل به طور موقت احساس بهتری کسب کنند، از این رو اینکه فردی تکلیفی را به تعویق بیاندازد لزوماً تأثیر منفی بر کیفیت انجام تکلیف نخواهد داشت.
چو و چوی (2005؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) نشان دادند که دو نوع تعللورزی فعال و منفعل را میتوان تشخیص داد. در این دیدگاه تعللورزی منفعل متناسب با معنای سنتی تعللورزی است و تعللورزی فعال افرادی را دربرمیگیرد که آگاهانه و عمداً اهدافشان را به تعویق میاندازند، چرا که معتقدند در شرایط تحت فشار بهتر میتوانند کار کنند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد اگرچه افراد با تعللورزی فعال مشابه با افراد با تعللورزی منفعل به یک اندازه تعللورزی میکنند اما این افراد از نظر استفاده از زمان، کنترل زمان، سبکهای مقابلهای و پیشرفت تحصیلی تفاوتی با افراد عادی ندارند.
مطالعات نشان میدهد تعللورزی لزوماً به معنای ناکارآمدی نیست. تعللورزی ممکن است در اثر تکلیف ساده یا کسلکننده باشد. همچنین ممکن است به دلیل لذتی که فرد از کار کردن تحت فشار میبرد باشد (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). کیس (2003، نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) بیان داشت بین به تعویق انداختن کارها به دلیل اینکه فرد نمیخواهد آن را انجام دهد با به تعویق انداختن کارها به خاطر اینکه انجام آن کار در حال حاضر مهم نیست، تفاوت وجود دارد. او به تجار حرفهای پیشنهاد میکند اگر میخواهید موفق باشید باید بیاموزید که برخی کارها را به تعویق بیاندازید، چون شما نمیتوانید همه چیز را همزمان انجام دهید. او حتی توصیه میکند که تجار باید تعللورزی را به عنوان یک مهارت مدیریت زمان (اینکه چه چیزی باید انجام شود و چه چیزی باید به تعویق انداخته شود) بیاموزند.
5-1-2 انواع تعللورزی
بحث در مورد انواع تعللورزی موضوعی نسبتاً پیچیدهای است. میلگرام (1987؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) معتقد است که جدا کردن و تقسیم انواع تعللورزی، امری ذهنی است و در عمل این موارد با همدیگر همپوشی زیادی دارند، به نظر او تقسیمبندی انواع تعللورزی، به خاطر راحتی درک آن است و فقط امری ذهنی است و امکان وجود همهی آنچه که ما انواع تعللورزی مینامیم، در افراد وجود دارد. آنچه سبب ایجاد مفهومی به عنوان انواع تعللورزی شده است، تفاوت در مؤلفههای شناختی، عاطفی و رفتاری است که افراد تعللورز با هم دارند. در ادامه در مورد انواع تعللورزی که مورد توجه پژوهشگران نیز واقع شده توضیحاتی ارائه میشود.
1-5-1-2 تعللورزی در تصمیمگیری
از ویژگیهای افراد تعللورز تأخیر در تصمیمگیری است. تعللورزی مزمن در تصمیمگیری باعث تعللورزی مزمن در انجام وظایف میشود. زیرا فرد تعللورز نمیتواند تصمیم بگیرد چه فعالیتهایی را در چه زمانی و بر اساس چه اولویتبندی باید انجام دهد (بسویک، راثبلوم و مان، 1988؛ نقل در شکفته، 1393). تعللورزی در تصمیمگیری، به وسیلهی سه واژه تعریف میشود: عملکرد پایینتر از سطح استاندارد در تصمیمگیری، آشفتگی هیجانی به خاطر تعللورزیدن و تعللورزی برای تصمیمات مهم و تصمیمات غیرمهم. شخصی که نتواند تصمیمات به موقع و درست برای انجام امور و تکالیف خود بگیرد عملکرد پایینی داشته، میزان زیادی از زمان و انرژی خود را هدر میدهد و خود را به عنوان فردی ناکارآمد درک میکند (شیرزادی، 1389).
2-5-1-2 تعللورزی وسواسگونه
عبارت از تعللورزی در گرفتن تصمیمات رفتاری است (فراری، 1991؛ نقل در شیرزادی، 1389). تحقیقات نشان میدهد که وسواسهای فکری در افراد ارتباط زیادی با تعللورزی در تصمیمگیری دارد و وسواسهای عملی دارای ارتباط زیادی با وسواس اجتماعی و تصمیمگیری هستند. نتایج نشان میدهد که افراد مبتلا به تمایلات بالینی وسواس فکری و عملی در واقع دچار نوعی بیارادگیاند. فردی که دچار تعللورزی وسواسگونه است، نمیداند کاری که میخواهد انجام دهد، درست است یا اشتباه. بنابراین یا وظیفهاش را انجام نمیدهد یا خیلی دیر دست به کار میشود؛ هرچند همان موقع هم دچار تردید و شک است (فراری، 1991؛ نقل در شکفته، 1393).
3-5-1-2 تعللورزی عمومی یا روزمره
به عنوان مشکلاتی که فرد در اجرای تکالیف روزانه و ناتوانی در ساماندهی زمان و مدیریت مؤثر دارد تعریف میشود (فراری، 1995؛ نقل در بالکیس، دورو و دورو، 2009). بر این اساس فرد بدون شک در همهی امور روزانهی خود از قبیل امور مهم و یا غیر مهم تعلل میورزد و انجام آنها را به تأخیر میاندازد. در واقع او به این کار عادت دارد و روال عادی زندگی او انجام دادن همهی وظایف در آخرین دقایق میباشد (رضایی، 1390).
4-5-1-2 تعللورزی روانرنجور (نوروتیک)
این نوع که به عنوان تمایل به تصمیمگیریهای مهم زندگی معرفی میشود (الیس و ناوس، 1979؛ نقل در حسینی و خیر، 1388) و با نارضایتی از وضع موجود، احساس عدم مسؤلیت در برابر دیگران، لجبازی با دیگران، تلاش برای جلب رضایت همگان، پرخاشگری انفعالی و عوامل هوسانگیز و سرگرمکننده و توقع بیش از حد از دیگران مشخص میگردد (نینان و درایدن، 2002؛ نقل در شکفته، 1393)؛ و اشاره به یک الگوی مادامالعمر از تأخیر و تعویق در تصمیمات مهم زندگی و کامل کردن وظایف و تعهدات بخشهای مختلف زندگی از قبیل کار، ازدواج، روابط اجتماعی، تفریح و سرگرمی در آخرین دقایق دارد (الیس و ناوس، 1975؛ نقل در شیرزادی، 1389).
5-5-1-2 تعللورزی تحصیلی
متداولترین نوع تعللورزی، تعللورزی تحصیلی است. استیل (2007؛ نقل در شکفته، 1393) تعللورزی تحصیلی را تأخیر عمدی در تکمیل یک تکلیف تحصیلی در چارچوب زمانی مطلوب یا مورد انتظار، علیرغم انتظار بدتر شدن اوضاع تعریف کرده است. دانشآموز ممکن است در زمینهی تصمیمگیری در انجام یک تکلیف مشکل داشته باشد، یا اینکه در مورد تکلیف فکر کرده و برای آن برنامهریزی کند اما به آن عمل نکرده و تا زمانی که وقت آن تکلیف رو به پایان است به این کار ادامه دهد، یا ممکن است در مورد تکلیفی نه فکر کرده و نه برنامهریزی کند و در پایان مهلت به یادش بیاید که باید تکلیفی را انجام دهد، در این زمان است که دچار اضطراب، استرس و ناامیدی میگردد (میلگرام، 1988؛ نقل در شکفته، 1393). نمونهی بارز تعللورزی تحصیلی، به تعویق انداختن مطالعهی درس تا شب امتحان و شتاب و اضطراب ناشی از آن است (شیرزادی، 1389).
پژوهشهایی که در مورد انواع تعللورزی تحصیلی انجام گرفته، نشان میدهد که تعللورزی همیشه با نتایج تحصیلی رابطهی منفی ندارد؛ این بدان معناست که میزان قابل توجهی از دانشآموزان تعللورزی دارند و در عین حال، عملکرد تحصیلی خوبی هم دارند (راثبلوم، سولومون و موراکامی، 1986؛ نقل در شیرزادی، 1389).
6-1-2 علل گرایش به تعللورزی
تقسیمبندی ارائه شده برای علل تعللورزی کامل نیست، که این به خاطر طبیعت پیچیده و تازگی این پدیده در مطالعات روانشناختی است. با این حال مرور پیشینهی پژوهشی در زمینهی تعللورزی نشان میدهد پژوهشگران به ویژگیهای فردی و محیطی توجه داشته و علل مختلفی را برای تعللورزی بیان کردهاند و گاهاً نتایج متضادی به دست آوردهاند (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). در ادامه به برخی از عوامل فردی و محیطی مؤثر در بروز تعللورزی اشاره میشود.
1-6-1-2 علل فردی گرایش به تعللورزی
پژوهشها و نظریهپردازیهایی که در زمینهی عوامل مرتبط با تعللورزی انجام شده است، به این نکته اشاره کردهاند که بخشی از تعللورزی مربوط به عوامل فردی و شخصیتی است. از جملهی این عوامل میتوان به این موارد اشاره کرد: روانرنجورخویی، باورهای غیرمنطقی، خودکارآمدی و عزت نفس پایین، خودناتوانسازی، افسردگی، برونگرایی، انگیزش پیشرفت، بیزاری از تکلیف، ترس از شکست، فقدان مهارت مدیریت زمان، خودتنظیمی و کمالگرایی که در ادامه توضیحات مختصری دربارهی هریک از این عوامل ارائه میشود.
1. روانرنجورخویی: روانرنجورخویی بسیار مشابه با نگران بودن، صفت اضطراب، یا عواطف منفی است. بطور کلی پژوهشگران بیان کردهاند افراد به خاطر اینکه ناراضی و یا مضطرب هستند در انجام تکالیف تعلل میکنند، پس آنهایی که بیشتر در معرض استرس هستند بیشتر باید تعللورزی کنند (استیل، 2007؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
2. باورهای غیرمنطقی: باور، شناخت یا فکر غیرمنطقی یک اصطلاح کلی است که چندین دیدگاه ناکارآمد یا اضطرابزا را دربرمیگیرد. الیس (1973؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) ویژگی این باورها را سنگاندازی در راه رسیدن به شادی و خواستهها، خودسری و نداشتن قابلیت اثبات یا ابطال دانست. به خاطر اینکه این باورها اضطرابزا هستند، رابطهشان با تعللورزی مشابه با روانرنجورخویی است. افراد با باورهای غیرمنطقی انجام وظایف خاصی را بطور فزایندهای ناخوشایند درک میکنند.