برنامه ریزی آموزش عالی و نظریه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

علاوه بر این امروزه بواسطه چالش های فرهنگی و اجتماعی و ظهور و بروز مظاهر مدرنیته در عرصه‌های زندگی ملاک‌های خودارزیابی دستخوش تغییرات متنوع شده است در اثر این تغییرات سازوکارهای پیشین برای رسیدن به مفهومی از خود ارزشمندی رنگ باخته است از این رو نظام های تعلیم و تربیت به ناچار بدنبال باز تعریف جایگاه و نقش روندهای آموزشی گذاشته اند تا توجیهی عقلانی برای حضور آن روندها در فرایندهای آموزشی بیندیشند.
2-1-2-2- نظریه‌های عملکرد تحصیلی
2-1-2-2-1- نظریه یادگیری
یادگیری یکی از گسترده ترین چارچوب های به کاربرده شده برای فهم چگونگی یادگیری دانشجویان است که توصیفی روشن از تمایلات یادگیری و راهبردهای خود تنظیمی مرجع فراهم می کند (ریچاردسون، آبراهام و بوند 2012) مارتون و سالجو (1976) نخستین نظریه پردازان حیطه رویکردهای یادگیری آن را به عنوان سطوح مختلف پردازش اطلاعات توصیف کردند هم چنین سالجو (1982؛ به نقل از کانو، 2005) در تعریف رویکردهای یادگیری آن را معرف تصورات و ایده های یادگیرنده از یادگیری می داند به طور کلی رویکرد یادگیری به چگونگی یادگرفتن و فعالیت یادگیری اشاره دارد و متضمن این مفاهیم است:
هدف یادگیرنده: که می تواند فهمیدن باز تولید یا کسب نمره بالا باشد.
تمرکز یادگیرنده: بر حسب نوع هدف یادگیرنده ممکن است بر روی تکلیف یادگیری اطلاعات اطلاعات به تنهایی و یا بر روی مولفه و معنایابی متمرکز باشد.
روش برخورد یادگیرنده با یادگیری: این روش می تواند سازماندهی و نظام بخشیدن یادسپاری ساده محتوا باشد (دیهم و لاپتون، 2012) در نتیجه رشته مطالعات پیرامون نحوه برخورد یادگیرندگان با محتوای یادگیری توسط مارتون و سالجو انتویستل و رامسدن و بیگز سه رویکرد معرفی شد این رویکردها انواع از انگیزش و راهبرد را در مواجهه با تکالیف یادگیری نشان دادند.
رویکرد عمیق: در رویکرد عمیق هدف درک واقعی مطالب است راهبردهای متناظر با این ر شامل برقراری ارتباط بین ایده ها و استفاده از شواهد می باشد.
انگیزه غالب در این رویکرد علاقه مندی به ایده ایده های بدیع است 0 حجازی لواسانی و بابایی 1390) یادگیرندگان دارای رویکرد عمیق به محتوای درسی علاقه مند هستند و با انگیزه دورنی سعی در افزایش فهم خود از مطالب دارند آنها تکالیف را جالب تلقی کرده و با کاربرد راهبردهای مناسب روی معنای ضمنی مطالب بیشتر از معانی لفظی تاکید نموده و در جستجوی انسجام بین اجزاء تکالیف و تکالیف مختلف با یکدیگر می باشند در رویکرد عمیق تمایل برای استخراج معنی منجر به یک فرایند یادگیری فعال می شود و از یک سو شامل ارتباط دادن ایده ها و جستجوی اصول و الگوها است (یک دیدگاه کل گرایانه) و از سوی دیگر استفاده از شواهد و آزمایش منطق بحث را در بر دارد (انتویستل 2000؛ ریچاردسون و همکاران، 2012) این رویکرد و همچنین شامل نظارت بر توسعه درک فردی نیز می شود (انتویستل و مک کیون،2004)
رویکرد سطحی: در رویکرد سطحی یادگیرنده در پی به خاطر سپردن و بازآفرینی حقایق موجود است بی آنکه بر انسجام حقایق و آفرینش یا کشف روابط جدید بین مفاهیم یاد گرفته شده تمرکزی داشته باشد این رویکرد در مقایسه با رویکرد عمیق کمتر جنبه زایشی و پویا دارد (سیف و خیر 1386) این رویکرد شامل راهبردهای کم مایه و سطحی مثل حفظ کردن و مرور همراه با انگیزش بیرونی می باشد (ریگاردسون و همکاران، 2012) در این رویکرد ماده درسی به عنوان واحدهای جدا از هم اطلاعات در نظر گرفته می شوند که برای پاسخ دادن به پرسش های احتمالی باید به خاطر سپرده شوند در نتیجه این رویکرد منجر به فرایندهای یادگیری بسیار ناچیز و پردازش محدود می شود (انتویستل2000)
رویکرد استراتژیک (پیشرفت گرا): به طور کلی این رویکرد با تمایل برای کسب بالاترین نمرات ممکن از طریق سازمانده زمان توزیع تلاش برای بیشترین تاثیر تامین ماده ها و شرایط برای مطالعه مناسب استفاده از برگه های آزمون های پیشین برای پیش بینی سؤالات وگوش به زگ بودن برای یافتن نشانه هایی از برنامه نمره دهی مشخص می شود (گورلن و همکاران 2013) این رویکرد همچنین شامل نظارت بر اثر بخشی مطالعه فردی و هوشیاری نست به فرایند ارزشیابی جنبه هایی شبیه به هوشیاری فراشناختی و خود تنظیمی نیز می باشد گفته شده که یادگیرندگان استراتژیک دارای دو مرکز توجه می باشند که عبارتنداز محتوای تحصیلی و الزامات نظام ارزشیابی علاقه به محتوا نوعاً یک رویکرد عمیق است اما هوشیاری نسبت به نظام ارزشیابی نوعاً استراتزیک می باشد (انتویستل 2000)
مفهوم رویکردهای یادگیری در هر سه سطح مدل یادگیری نمود می یابد در سطح پیش زمینه این مفهوم به این که چطور هر یادگیرنده در بافت تدریس یکسان نگاه متفاوتی دارد اشاره می کند در سطح فرایند رویکرد یادگیری شامل رفتارهایی است که یادگیرنده به هنگام یادگیری انجام می دهد و در سطح پیامد رویکردهای یادگیری به تاثیرات ارزشیابی بر راهبردهای یادگیری اشاره می کند (کلینتون 2014) مجموعاً رویکردهای یادگیری دانشجویان قصد و پردازش اطلاعات عناصر کلیدی تئوری رویکردهای یادگیری را شکل می دهند اینک هر رویکرد دارای رفتارهای مطالعه ویژه است که با هدف و فرایندهای مطالعه مورد استفاده برای تکالیف یادگیری مشخص می شود (کریک 2010) یکی از دیگر یافته های پژوهش درباره کیفیت یادگیری در آموزش عالی از جمله پژوهش های مارتون و سالجو (1976) و بیگز (1987) این ایده بود که دانشجویان هنگام مواجهه با تکالیف تحصیلی یادگیزی متفاوت از لحاظ کیفی را به دست می دهد از آن پس پژوهش درباره تاثیر رویکردهای یادگیری بر عملکرد تحصیلی دانشجویان نقش مهمی در پژوهش های آموزشی ایفا نمود.
پژوهشگران آموزشی بر این عقیده هستند که برای بهبود نظام دار کیفیت یادگیری درک رویکردهای یادگیری دانشجویان ضروری است رویکردی که دانشجویان یادگیرشان بر می گزینند تاثیری معنی دار بر کیفیت یادگیری و موفقیت تحصیلی آن ها دارد برانگیختن دانشجویان برای بهبود رویکرد یادگیری شان موجب بهبود کیفیت یادگیری آن ها می شود (هارپوتلو 2011) رامسدن (2003؛ به نقل از دیهم و لاپتون 2012) معتقد است که آنچه دانشجویان یاد می گیرند.
به طور نزدیکی با اینکه چگونه آن را یاد می گیرند بستگی دارد انتخاب رویکرد مناسب برای یادگیری یافتن راه حل های آسان تر برای حل مسأله در طول یادگیری را تسهیل می کند (شاری و همکاران 2012) از این رو پژوهش درباره رویکردهای یادگیری دانشجویان منبعی مفید برای بهبود فرایند یاد دهی و یادگیری در دانشگاه تلقی می گردد در یک دانشگاه هر دانشجو چند سال به طور پیوسته طیف وسیعی از خدمات آموزشی را دریافت می کند بنابراین استمرار تقاضا برای آموزش عالی پاسخ گویی به آن را امری مهم و ضروری ساخته است و این مسأله بدین معنی است که بررسی عوامل موثر بر بهبود کیفیت خدمات آموزشی امری مقتضی است تعریف رسالت دانشگاه مبنی بر تربیت یادگیرندگان مادم العمر و خودانگیخته محوریت برنامه های آموزشی عالی را از مدرس به دانشجو تغییر داده است بنابراین ضروری است که متغیرهای اثر گذار و محرک خود آموزی در دانشجویان مورد مداقه قرار گیرد از آنجایی که رویکردهای یادگیری دارای ماهیت تفسیرگرانه نسبت به موقعیت یادگیری بوده و شامل ساختارهای انگیزشی و خود تنظیمی می باشد و نیز هر یک از رویکردهای یادگیری نتایج متفاوتی را به بار می آورند در زمره متغیرهای فرایندی اثرگذار بر یادگیری خودانگیخته قرار گرفته و لذا مطالعه درباره انها دارای اهمیت می باشد برقراری رابطه بین این متغیرها کیفیت تجارب یادگیری دانشجویان را متاثر ساخته و در برنامه ریزی آموزش عالی به منظور تامین آموزش مناسب برای دستیابی دانشجویان به یادگیری مورد انتظار موثر واقع می گردد در چنین حالتی آموزش عالی کمتر نگران حجم انبوه دانشجویان حجم زیاد مطالب کمبود نیروی انسانی و امکانات آموزشی خواهد بود.
چون فراگیری تربیت کرده است که خودراهبردند و می دانند که چگونه باید عمل کنند تا بهترین را بگیرند عدم پرداختن به این موضوع به منزله نادیده انگاشتن سطوح مهمی از فرایندهای اثر گذار بر کیفیت نتایج تحصیلی دانشجویان است که با توجه به شمار روزافزون شاغلان به تحصیل در مراکز آموزش عالی و لزوم صرف هزینه های هنگفت در این راستا مقرون به صرفه نیست بررسی رویکردهای یادگیری در ارتباط با عملکرد تحصیلی می تواند درک روشن تری از ساختار عملکرد تحصیلی عوامل تشکیل دهنده آن و نیز متغیرهایی که به طور نزدیکی با آن ارتباط هستند. برای دانشجویان فراهم آورد متحمل است که این درک روشن به دانشجویان در تنظیم بهتر شرایط یادگیری خود و به تبع آن بهبود کفایت یادگیری کمک کند به علاوه آگاهی بیشتر از متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش دقت نظر مدرسان را در طرح ریزی موقعیت یادگیری افزایش می دهد چرا که مطابق با دیدگاه چن و هو (2013) با توجه به این که رویکردهای یادگیری شیوه های ثابتی نیستند و دانشجویان ممکن است به اقتضای شرایط از رویکردهای متفاوتی استفاده کنند این امید وجود دارد که با طراحی متفاوت شرایط یادگیری روش هایی را که دانشجویان برای مطالعه جهت دستیابی به نتایج بهینه بر می گزینند بهبود بخشید رویکردهای یادگیری در ارتباط با عملکرد تحصیلی کمی موضوع پژوهش هایی بوده اما عملکرد تحصیلی کیفی در این حوزه چندان مورد توجه نبوده است از آنجایی که ابعاد این سطح از عملکرد تحصیلی که بیشتر بدان ها اشاره شد به طور مستقیم و غیر مستقیم ارکان سلامت روان دانشجویان را شکل می دهند پیگیری آنها در ارتباط با عوامل فرایندی یاددهی و یادگیری دارای اهمیت می باشد به عبارت دیگر مساله مورد توجه می تواند این موضوع باشد که آیا نحوه برخورد دانشجویان با تکالیف یادگیری و نیز نوع پردازش انگیزش و راهبردهای انتخابی آنها برای مواجهه با انتظارات محیط یادگیری به انتظارات متفاوت از موفقیت در امور تحصیلی انگیزه های متفاوت از درس خواندن و سطوح مختلف هیجانات منفی و احساس کنترل در دوره تحصیلی منجر می شود؟
با توجه به تنوع نظریه‌های یادگیری جامع‌ترین طبقه‌بندی از آن‌ها که با مسائل یادگیری آموزشگاهی ارتباط نزدیکی دارد، تئوری یادگیری شناختی، تئوری یادگیری اجتماعی و تئوری یادگیری مشارکتی می‌باشد.
2-1-2-2-2- تئوری یادگیری شناختی
بنیان پژوهش‌های سبک یادگیری شناختی بر دو مدل متفاوت قرار گرفته است: نخستین مدل توسط فرنهام معرفی شده است طبق مدل فرنهام (1995) معیارهای سبک یادگیری شناختی به دو دسته کلی یعنی معیارهای استعداد / توانایی و معیارهای شخصیت تفکیک می‌شوند. وی سبک یادگیری شناختی را به عنوان یک متغیر تعدیل کننده اصلی و قوی برای بررسی رابطه میان شخصیت یادگیری حافظه و موفقیت تحصیلی در نظر می‌گیرد (داف، 1388).
مدل دوم به توصیف مدل یادگیری یک درس توسط دانشجو می‌پردازد که مبتنی بر سه مرحله، آگاه شدن، پردازش و محصول است. بنابراین به مدل سه مرحله‌ای معروف شده است محققان رویکردهای یادگیری دانشجویان بر این عقیده‌اند که یادگیری مبتنی بر زمینه یادگیری است و فرایندی از پایین به بالا (از جزء به کل) دارد. مدل‌های سبک یادگیری شناختی مورد استفاده طرفداران فرنهام مبتنی بر افراد هستند، در حالی که طرفداران مدل سه مرحله‌ای و رویکرد‌های یادگیری دانشجویان بر این باورند که مدل‌هایشان مبتنی بر نظریه‌های منطقی تبیین کننده چگونگی رخدادهای یادگیری در یک موقعیت آموزشی (برای نمونه کلاس درس یا یک همایش) است.
2-1-2-2-3- تئوری یادگیری اجتماعی
نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی تاکید دارند که رفتار شخص (فرایند‌های شناختی) عوامل محیطی، عوامل دو طرفه هستند این امر رابطه‌ی پویایی را شرح می‌دهد که در آن شخص نه به طور مکانیکی و نه به طیب خاطر، نسبت به نیروهای محیطی واکنش می‌دهد. در نظریه یادگیری اجتماعی هم‌چنان که افراد بر محیط خودشان اثر می‌گذارند، محیط هم به نوبه خود بر چگونگی اندیشیدن و رفتار آنان اثر می‌گذارد تاثیر دو طرفه رفتار آدمی فرایندهای شناختی (شخص) و محیط اجتماعی، جزء جدا نشدنی این معادله پیچیده است. گاهی رفتار آدمی غلبه می یابد و گاهی محیط و در این میان، آدمیان ادراک کرده، به داوری نشسته و نوعی خود کنترلی را در خود ایجاد می کنند (پور سعید،1388).