برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی استراتژی

دانلود پایان نامه

دوم عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه است.حرکت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است.اندیشیدن و تصمیم گیری جامعه بر اساس فرهنگ است که بر ذهن آن حاکم است.دولت و اشتباه حکومت نمی تواند از این واقعیت مهم خود را کنار نگه دارد.وقتی مردم در خانواده، ازدواج، کسب، لباس پوشیدن، حرف زدن و تعامل اجتماعیشان، درواقع دارند با یک فرهنگ حرکت می کنند، دولت و مجموعه حکومت نمی تواند خود را از این موضوع برکنار بدارد و بگوید بالاخره فرهنگ وجود دارد و مردم به چیزی فکر می کنند؛ نه، مسئولیت داریم این فرهنگ را بشناسیم؛ اگر ناصواب است، آن را تصحیح کنیم؛ اگر ضعیف است، آن را تقویت کنیم، بنابراین فرهنگ به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه هم یکی از میدان های اساسی است(همان).
در عرصه سوم فرهنگ، سیاست های کلان آموزشی و علمی دستگاه های موظف دولت است؛ یعنی آموزش و پرورش، آموزش عالی و بهداشت و درمان.دستگاه های موظف دولت، بالاخره باید سیاست های کلان آموزشی و علمی شان را از مرکزی بگیرند.درست است که آموزش و پرورش خودش یک مجمع مشورتی دارد، ولی او کار دیگری می کند و نزدیک به اجرا است و اما فرهنگ دورتر از اجرا است و کلان تر و وسیع تر نگاه می کند(hawzah.net)
2-3- برنامه ریزی فرهنگی
در ادبیات مربوط به برنامه ریزی، اصطلاحاتی همچون برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی ماهیتی جاافتاده و رایج است.ولی برنامه ریزی فرهنگی، سالیان درازی است که در برخی کشورهای پیشرفته مدنظر برنامه ریزان قرار گرفته است و از دهه ی 1990 بسیاری از شهرهای اروپا در موقعیت های مختلف، برنامه ریزی فرهنگی را به عنوان ابزاری برای توسعه ی شهرهای قدیمی و توسعه ی شهرهای جدید به کار گرفتند؛ تا ضمن تمرکز در بازارها و پیرامون شهرها، بتوانند در جهت توسعه ی سرمایه اجتماعی و توسعه ی محیط های خلاق گام مؤثری بردارند(تریاندس،177:1386). برنامه ریزی فرهنگی در کشور ما سابقه چندانی ندارد و مروری بر جایگاه بخش فرهنگ در چند برنامه کلان اقتصادی-اجتماعی کشور، صحت این ادعا کاملا مشخص می شود.(رضایی،177:1390)
رابطه میان فرهنگ و برنامه ریزی از موضوعات بحث انگیز دهه های گذشته بوده است.از دیرباز، درخصوص نسبت و رابطه میان برنامه ریزی و فرهنگ، دو رویکرد کلان مطرح بوده است.بر اساس رویکرد اول، فرهنگ دارای ساختار ویژه ای است که دگرگونی ها و تغییرات آن کاملا تابع سازوکارهای درونی و تاریخی اش می باشد و به هیچ رو نمی توان از بیرون و مطابق طرح و برنامه ای خاص، تغییرات پیش بینی شده ای را در آن پدید آورد.اما در رویکرد دوم، فرهنگ مشابه پدیده های اجتماعی و ضروری قلمداد می شود و امکان برنامه ریزی را در این زمینه میسر می سازد.ظاهرا تجارب بشر در زمینه ی تغییر فرهنگی که طی دهه های اخیر صورت گرفته، تا حدی صاحبنظران را متقاعد کرده است که می توان با برنامه ریزی های معین به دگرگونی های مطلوب در حوزه ی فرهنگی دست یافت(کاشی،1381).از سوی دیگر، شواهد فراوان در دهه ی اخیر مؤید این واقعیت است که برنامه ریزی و فرهنگ پذیرفته شده اند و با تدوین متن سیاست فرهنگی در دو برنامه ی اول و دوم توسعه ی اجتماعی-اقتصادی کشور، گام های عملی در این راه برداشته شده است (رضایی ، 178:1390).
نتایج حاصل از فعالیت های جهانی توسعه فرهنگی از 1988 تا 1997، گام مهمی در تبیین این موضوع به حساب می آید؛ اما مناقشه بر سر آن پایان نیافته است.یکی از چهره های شاخص که برنامه ریزی را در مورد فرهنگ عملی می داند، لرد کلوین نام دارد.وی معتقد است هرچه درک شدنی باشد، قابل اندازه گیری است.آن هایی که می گویند فرهنگ قابل اندازه گیری نیست، در واقع این انتقاد بر آن ها وارد است که قادر به درک درستی از فرهنگ نیستند.بنابراین می توان نتیجه گرفت که حرکت های برنامه ریزی فرهنگی در جهان، در ادامه ی این فکر صورت می گیرد(کوهستانی نژاد،1387)
حد وسطی نیز در دنیا وجود دارد که به دخالت و برنامه ریزی در حوزه ی نظام های ارزشی و اعتقادی فرهنگ ها ناباور است، ولی برنامه ریزی برای تولید، توزیع و مصرف، کالاهای فرهنگی را عقلانی و موجه می داند.از نظر این گروه ازآن جا که تولیدات فرهنگی دارای ابعاد ارزشی هستند،تقلیل پذیر به به تولیدات اقتصادی نیستند، ولی از آن جا که مادیت دارند و در بازار، رفتار شبه کالایی از خود بروز می دهند، مستقل از نظام های ارزشی فرهنگ هستند.این دیدگاه، دیدگاه ضرورت فرهنگ نامیده می شود(اسمیت،80:1383)
برنامه ریزی فرهنگی ممکن است جهت بالا بردن نظام مندی عرصه های نرم افزاری جامعه، نقش به نسبت محوری ایفا کند که این خود می تواند بسترسازی فرهنگی مناسبی برای عرصه های سخت افزاری جامعه مثل سیاست و اقتصاد باشد(چلبی،1381).از نظر هاگن نیز برنامه ریزی عبارت است از “کامیابی در برابر بحران در هر واقعیتی از زندگیمان” و برنامه ریزی فرهنگی فرصتی برای جامعه به وجود آورد که بتواند نقشه ی راه منحصربه فردی را برای نیازها، امیال و استراتژی ها ایجاد نماید و به واسطه ی برنامه ریزی استراتژیک، دولت های محلی و گروه های هنری می توانند با کار مجلس برای یک پارچگی و انسجام فرهنگ و هنر در اجتماع گام بردارند(نوابخش،120:1386).
2-3-1- تعریف برنامه ریزی فرهنگی
برنامه ریزی فرهنگی فرآیندی است شامل مشاوره و تصمیم گیری های جمعی که با یاری رسانی به دولت محلی به شناسایی منابع فرهنگی و ایده های استراتژیک و این که چگونه ممکن است این منابع برای یک اجتماع جهت رسیدن به اهداف شهری مؤثر باشند و همچنین رویکردی استراتژیک است که به طور مستقیم و غیرمستقیم، منابع فرهنگی جامعه را در جهت دامنه ی وسیعی از فعالیت های برنامه ریزی دولت محلی منسجم می کند.(رضایی،179:1390) بنابراین برنامه ریزی فرهنگی عبارت است از طراحی مجموعه ای از رفتارها، کنش ها و واکنش ها، اقدامات و تدابیر برای مسائل فرهنگی بر اساس آینده ای محتمل یا متصور(کچوئیان،1375: 182-163)
نکته مهم درخصوص برنامه ریزی آن است که چون برنامه ریزی فرهنگی با هدف گذاری معقول سیاست گذار جهت وصول به اهدافی مشخص و طرق عملی رسیدن به آن اهداف سامان پیدا می کند در نتیجه در برنامه ریزی فرهنگی بیش از آن که به دگرگونی اندیشیده شود، به حفظ تعادلات موجود پرداخته می شود و به همین جهت ضرورتا باید عقلانی و عملی باشد.
بنابراین بنیاد هر برنامه ریزی فرهنگی، الگویی عقلانی از کنترل یا تحول در عرصه ی فرهنگ است.آن چه وجه عقلانی یک برنامه ریزی فرهنگی را مشخص می کند، حدود ملاحظه ی افق های ممکن تحول در عرصه ی فرهنگ است.در واقع فرض بر آن است که هر حوزه ی فرهنگی در هر زمان و مکان مشخص واجد ساختارها و ویژگی های متصلبی است که تحت تأثیر اراده ی مسئولان فرهنگی قرار نمی گیرد(رضایی،180:1390).
2-3-2- اهداف برنامه ریزی فرهنگی
به نظر می رسد برنامه ریزان فرهنگی با برنامه های فرهنگی مورد نظر خود در پی تحقق اهداف ذیل می باشند:
توسعه و تحکیم روابط فرهنگی با سایر دولت ها و مؤسسات بین المللی
تعیین ضوابط و مقررات حقوقی حدود و نحوه ی فعالیت اشخاص و نهادها
نگهداری و احیای مواریث هنریوفرهنگی
ایجاد تسهیلات و امکانات برای آفرینش های فرهنگی وهنری
تأسیس و توسعه ی وسایل ارتباط جمعی
گسترش امر آموزش در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی
توسعه ی صنعت ایران گردی و جهان گردی
ایجاد یا توسعه نهادها و مراکز فرهنگی و هنری(اکبری،1381)