بهبود تصمیم گیری مدیریت و سیستم های هوش تجاری

دانلود پایان نامه

4.1818
1.48859
روند وصول مطالبات
3.9697
1.07485
مطابق جدول بالا مشاهده می شود که میانگین پرسش پنجم کمتر از دیگر سوالات عملکرد مالی بوده است، این سوال مربوط به روند وصول مطالبات بوده است.بیشترین میانگین مربوط به پرسش اول و سوم بوده است، که مربوط به روند درآمد و روند اعطای تسهیلات می باشد.
نمودار 5-1) نمودار عملکرد مالی
5-3) نتایج آمار استنباطی
جهت آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج حاصل درارتباط با فرضیه های تحقیق به شرح زیر است:
در بررسی فرضیه اول و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه به این نتیجه دست یافتیم که بین ابعاد هوش تجاری با عملکرد بازرگانی بانک ها رابطه معنی داری وجود دارد.و میزان همبستگی بین دو ابعاد هوش تجاری و عملکرد بازرگانی 76.6+ درصد است.که این بیانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می‎باشد.همچنین در بین ابعاد هوش تجاری سطح معنی داری بدست آمده برای یکپارچگی داده ها و فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی معنی دار می باشند.این بدان معناست که در مدل کلی تنها این دو بعد از هوش تجاری می توانند تاثیر معنی داری بر عملکرد بازرگانی داشته باشند.نتیجه فوق با تحقیق “اندازه گیری تاثیر سیستم های هوش تجاری : رابطه بین فرآیند تجاری و عملکرد سازمانی”سازگار بوده (Elbashir,Collier,Davern ; 2008) و همچنین با تحقیق “تاثیر هوش تجاری بر عملکرد” که حاکی از معنی داری این رابطه است همخوانی دارد( کورینه کوهم ; 2006 ).همچنین رابطه مثبت و معنادار بین ابعاد محتوایی سازمان و اثربخشی هوش تجاری نیز در تحقیق “بررسی ابعاد محتوایی سازمان بر اثربخشی هوش تجاری با توجه به مدیریت دانش” نیز اثبات شده بود ( حقیقت منفرد و شعبان;1391).
در بررسی فرضیه دوم به این نتیجه دست یافتیم که یکپارچگی داده ها رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر ارتقاء دادها و عملکرد بازرگانی 51.9+ درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش ارتقاء دادها، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد.
در بررسی فرضیه سوم به این نتیجه دست یافتیم که قابلیت های تحلیلی رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر قابلیت های تحلیلی و عملکرد بازرگانی 34.3+ درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش قابلیت های تحلیل، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد.
در بررسی فرضیه چهارم به این نتیجه دست یافتیم که کیفیت محتوای اطلاعات رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر کیفیت محتوای اطلاعات و عملکرد بازرگانی 35.7+ درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش کیفیت محتوای اطلاعات، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد که نتیجه فوق با نتیجه ﭘﮊوهش ” پشتیبانی مدیریت عملکرد با مدیریت فرآیند تجاری و هوش تجاری ” که مبنی بر پیوند بلوغ سیستم های هوش تجاری به دو بخش کیفیت اطلاعات و کیفیت محتوای اطلاعات بوده هم سو می باشد.
در بررسی فرضیه پنجم به این نتیجه دست یافتیم که کیفیت دسترسی به اطلاعات رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر کیفیت دسترسی به اطلاعات و عملکرد بازرگانی 40.1+ درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش کیفیت دسترسی به اطلاعات، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد.
در بررسی فرضیه ششم به این نتیجه دست یافتیم که به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر استفاده از مدیریت اطلاعات و عملکرد بازرگانی 55.1 + درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش استفاده از مدیریت اطلاعات، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد.
در بررسی فرضیه هفتم به این نتیجه دست یافتیم که فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.میزان همبستگی بین دو متغیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی و عملکرد بازرگانی 60.7+ درصد می باشد که این یبانگر رابطه مستقیم بین دو متغیر می باشد.یعنی در صورت افزایش فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی، عملکرد بازرگانی نیز افزایش می یابد.
تایید فرضیه های فوق به طور کلی با نتایج ﭘﮊوهش ” بررسی استفاده از تکنیک OLAP به منظور به کارگیری مدل ارزیابی برای سیستم های هوش تجاری ” که مبنی برموثر بودن شاخص های صحت و دقت خروجی اطلاعات , انطباق نیازمندی ها و پشتیبانی از بهره وری سازمان بر سیستم های تجاری بر سیستم های هوش تجاری بوده , می باشد.
همچنین در ﭘﮊوهش ” رابطه فرآیند تجاری و عملکرد سازمانی ” مشابه این ﭘﮊوهش , نتایج یکسانی مبنی بر این که سیستم های هوش تجاری توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات تجاری را به منظور پشتیبانی و بهبود تصمیم گیری مدیریت در طیف وسیعی از فعالیت های کسب و کار را فراهم می آورند , به دست آمده بود.
5-4) پیشنهادات براساس یافته های تحقیق
همان طور که نتایج تحقیق نشان داد به کار گیری سیستم های هوش تجاری و ابعاد می تواند منجر به بهبود عملکرد بانک ها و موسسات گردد و لذا در این راستا و با توجه به بررسی تفکیکی سوالات موارد زیر قابل اشاره است:
در فرضیه اول مشاهده شد که بین ابعاد هوش تجاری به صورت کلی رابطه مثبتی با عملکرد وجود دارد و لذا بانک ها با در نظر گرفتن این مورد در جهت بهبود عملکرد از هوش تجاری به عنوان ابزاری مفید استفاده نماید.درادامه با توجه به فرضیه های فرعی پیشنهاداتی در راستای بهبود ابعاد هوش تجاری مطرح می گردد:
با توجه به بعد یکپارچگی داده ها پیشنهاد می گردد :
-داده های مختلف جمع آوری شده در سازمان در یک پایگاه داده ای قوی نگهداری گردد.
-داد ها قبل از ذخیره سازی در پایگاه داده ها بررسی و داد ه های داده های پرت حذف شوند.
با توجه به بعد قابلیت های تحلیلی پیشنهاد می گردد: