بین میزان تولیدات علمی و عوامل فردی و سازمانی

دانلود پایان نامه

کورکی، محجوب، و نسرین شیخ (1385)در مقاله به “بررسی عوامل تاثیرگذار بر عدم گرایش به نگارش مقالات علمی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان” پرداخت و با مطالعه توصیفی – مقطعی به صورت سرشماری و مراجعه به 260 نفر و بهرهگیری از پرسسشنامه، نشان داد مشغله زیاد در امور آموزشی، دشواری انجام پروژههای اصیل پژوهشی و گزارش نتایج به صورت مقاله، طولانی بودن زمان ارائه تا چاپ مقالات در مجلات علمی، و نداشتن تسلط کافی به زبان انگلیسی به ترتیب با میانگین 89/3 ،88/3 ،84/3،83/3 بیش ترین تاثیر را داشتند.
گدازگر و علی زاده اقدم (1385)در پژوهشی با عنوان “مطالعه عوامل موثر بر تولید علم در بین اعضای هیات علمی دانشگاهها (نمونه موردی مطالعه: اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز)” به این نتیجه رسیدند که اعضای هیات علمی مرد نسبت به زنان مشارکت بیش تری در تولید علمی دانشگاه دارند. همچنین نتایج نشان داد که با بالا رفتن مرتبه علمی اعضای هیات علمی تولید علمی آنها افزایش مییابد. اعضای هیات علمی با وضعیت استخدامی رسمی – قطعی نسبت به آزمایشیها و آزمایشیها نسبت به پیمانیها تولید علمی بیشتری دارند. وجود دانشجویان تحصیلات تکمیلی نیز از عوامل تاثیرگذار بر تولید علمی گروههای آموزشی است. تولید علمی اعضای هیات علمی علوم پایه نقش بیشتری در تولید علم نسبت به رشتههای فنی و کشاورزی و علوم انسانی دارند همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که اعضای هیات علمی پیمانی و بعد از آن اعضای هیات علمی رسمی- آزمایشی نسبت به رسمی – قطعی ها از امنیت و تضمین شغلی کم تری برخوردارند و این خود یکی از عوامل تاثیر گذار بر تولید علمی آن ها است.
رسول آبادی (1386)دریک مطالعه توصیفی – تحلیلی با عنوان “بررسی میزان آشنایی اعضای هیات علمی و مدرسین دانشگاه علوم پزشکی کردستان با شیوههای جست و جوی اطلاعات در اینترنت و رابطه آن در فعالیتهای علمی و پژوهشی آنان” پرداخت و با جمع آوری اطلاعات از 140 نفر نشان داد که 7/58 درصد ار جامعه مورد مطالعه با راهبردهای جست و جو آشنا نبوده و 2/42 درصد اصلا آن را بکار نمیبرند. 44 درصد قادر به بازیابی اطلاعات مورد نیاز خود به میزان زیاد و خیلی زیاد هستند و 6/77 درصد در مجلات خارجی و 28 درصد در مجلات داخلی مقاله ای ندارند. 62 درصد هیچ تالیف و ترجمه ای و 34 درصد اصلاً طرح تحقیقاتی نداشته اند.
سلیمانی (1387)در پژوهشی تحت عنوان عوامل موثر بر تولیدات علمی اعضای هیات علمی واحدهای منطقه هشت دانشگاه آزاد پرداخت. بر اساس یافته تحقیق وی از میان تولیدات علمی، مقالات چاپ شده در مجلات علمی، بیش ترین درصد و اختراعات ثبت شده، کم ترین درصد را به خود اختصاص داده اند. علاوه بر این ازمیان گروههای ششگانه، گروه علوم پایه بیشترین و گروه هنر کمترین سهم را در تولیدات علمی داشته اند. اما از میان عوامل سازمانی، تنها مهارتهای اطلاعاتی و ارتباطات علمی در میزان تولیدات علمی موثر بوده اند، به طوری که خدمات رفاهی، امکانات و تجهیزات پژوهشی و نحوه مدیریت دانشگاه هیچ تاثیری روی حجم تولیدات علمی نداشته اند. بر اساس یافتهها، مجلات علمی و کتابهای تخصصی بیش تر از سایر ابزارها برای کسب اطلاعات علمی مورد استفاده قرار گرفته اند.
کریمیان (1387)در پایان نامه خود به بررسی موانع فعالیتهای تحقیقاتی در دانشگاه از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پرداخت. او با انتخاب یک نمونه 227 نفری به شیوه تصادفی و طراحی پرسشنامه و جمع آوری اطلاعات، دریافت که مطابق آزمونهای تحلیل واریانس متغیر، شاخص لامبدای ویکلز آزمونT تک نمونه ای، T گروه های مستقل در آزمون تعقیبی توکی موانع مالی بیش ترین و موانع سیاسی کم ترین میانگین را به خود اختصاص میدهند، اما نگرش اعضای هیات علمی در مورد موانع یادشده بر میزان تحقیقات تاثیری نداشت. البته بین دیدگاه اعضای هیات علمی به تفکیک جنسیت، مرتبه علمی، رشته تحصیلی، دانشکده و مسئولان اجرایی تفاوت معناداری وجود داشت و در مورد سابقه خدمت تفاوت معناداری مشاهده نشد.
حجازی و بهروان (1388)در مقاله ای تحت عنوان “بررسی رابطه بین عوامل فردی و سازمانی با بهره وری پژوهشی اعضای هیات علمی کشاورزی مورد مطالعه: دانشکده های کشاورزی استان تهران” به این نتیجه رسیدند که در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی و پردیس ابوریحان دانشگاه تهران از بین عوامل فردی، رتبه علمی و اعتماد به نفس و از بین عوامل سازمانی، مدیریت مشارکتی، رابطه معنی داری در سطح یک درصد با بهره وری پژوهشی اعضای هیات علمی داشتند. در دانشکده کشاورزی تربیت مدرس هیج رابطه معنی داری بین عوامل فردی و بهره وری پژوهشی مشاهده نگردید. ولی از بین عوامل سازمانی، اهداف روشن پژوهش و نظام مشاوره، دارای رابطه معنی دار در سطح یک درصد بودند. تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیر های نظام مشاوره، انگیزه و شبکه ارتباطی با همکاران، حدود 8/62 درصد تغییرات بهره وری پژوهشی اعضای هیات علمی را در دانشکده های مذکور تبیین می نماید.
اعظمی (1389)در پژوهشی با عنوان “بررسی میزان و عوامل موثر بر تولید علم در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان” طی سالهای 2007-2000 به این نتیجه رسید که در پایگاه web of science  تعداد مقاله‌های اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان طی سالهای 2000 تا 2007 بیش از 153 عنوان است که بیش ترین تعداد مقاله به سال 2007 با 48 عنوان وکم ترین تعداد به سال 2000 با 3 عنوان مربوط است. همچنین، نشان داد که دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان با 97 عنوان از مجموع 153 مقاله، بیش ترین تولید را در بین دانشکده‌های وابسته به دانشگاه به خود اختصاص داده است. بیش ترین میزان استناد (252 استناد)، به مقاله‌های تألیفی اعضای هیئت علمی دانشکده پزشکی صورت گرفته است. تعداد مقاله‌های خارجی منتشر شده اعضای هیئت علمی در مجله‌های غیر وابسته به ISI، 179 مقاله و تعداد مقاله‌های داخلی617 عنوان مقاله است. تأثیر برنامه‌های تشویقی دانشگاه در ایجاد انگیزه اعضای هیئت علمی برای چاپ مقاله در مجله‌های تحت پوشش ISI به طور میانگین ضعیف است. همچنین، بین میزان آشنایی اعضای هیئت علمی دانشگاه با زبان انگلیسی و روش تحقیق و تعداد مقاله‌های چاپ شده آنان در مجله‌های تحت پوشش  ISIرابطه معناداری وجود دارد.
فدایی و حسن زاده کمند (1389)در پژوهشی با عنوان “بررسی تولیدات علمی اعضای هیات علمی حوزه علوم انسانی دانشگاه تبریز طی سالهای 1381-1386” به این نتیجه رسیدند که بیشترین درصد مقالههای تالیفی مربوط به سال 1385 و بیشترین درصد کتابهای تالیفی، آثار ارائه شده در مجامع ملی و بین المللی و طرحهای پژوهشی پایان یافته مربوط به سال 1386 است. از نظر انواع تولیدات علمی در سالهای مورد پژوهش 62 مورد کتاب تالیفی، 28 مورد کتاب ترجمهای، 368 مورد مقاله تالیفی در مجلههای داخلی، 17 مورد مقاله ترجمه شده در مجله های داخلی، و 25 مورد مقاله چاپ شده در مجلههای خارجی انجام گرفته است. همچنین در این سالهای 291 مورد آثار ارائه شده در مجامع ملی و بین المللی و 182 مورد طرح پژوهشی انجام گرفته است. آزمون فرضیهها نشان میدهد که بین متغیرهای سن، جنس و مرتبه علمی و محل اخذ مدرک تحصیلی افراد با میزان تولیدات علمی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
2-2-2- پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
الیسون و استوارت (1974)تحقیقی را در دانشگاه ویسکانین آمریکا تحت عنوان “تفاوت در تولیدات علمی دانشمندان” انجام دادند که تاکید آنها روی روند برتری فزاینده بوده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که قدرت تولید میان دانشمندان به دلیل روند برتری فزاینده دارای توزیع نامتعارفی است. یعنی به دلیل بازخورد امتیازات و اعتبارات، دانشمندان با قدرت بالا میزان تولید خود را حفظ کرده و افزایش می دهند، درحالیکه دانشمندانی که تولید کمتری دارند تمایلی به حفظ میزان تولیدات خود ندارند و روند تولید آنها رو به کاهش است. برتری فراینده همچنین دلالت بر این دارد که توزیع قدرت تولید به طور فزاینده در یک گروه سنی از دانشمندان نابرابر میشود. یک پیمایش طولی این فرضیه را در بین شیمیدانان، فیزیکدانان و ریاضیدانان تائید کرد، بهطوری که افزایش نابرابری در تولید به طور خطی با افزایش سن حرفه ای همراه بود. البته این افزایش شدیدا با توزیع متغیر زمان صرف شده برای تحقیق در ارتباط بود. همچنین یافتههای تحقیق نشان داد که یک تناسب میان تولید، منابع و احترام، حوزه شغلی را بهبود می بخشد و رابطه میان آنها با افزایش سن حرفه ای افزایش مییابد. این تحقیق بر پایه نظر مرتون در 1967 که افزایش مشارکتهای علمی بین دانشمندان را به تشویق و اعتبار ارتباط می دهد و مطالعات طولی کول و کول در 1967 و نظریه هاگستروم در 1968 که تولید را به تشویق مربوط میسازند، انجام شده است. بر اساس این نظریات روند برتری فزاینده دو بازتاب را شامل میشود که در آن تشویق و منابع، متغیرهای مداخلهگر هستند. ابتدا اینکه دانشمندانی که به واسطه پیشرفتهای مهم خود مشهور شده اند، برای حفظ یا افزایش شهرتشان و همچنین به دلیل توقعاتی که همکاران آنها برای موفقعیت هر چه بیش تر آنان دارند نسبت به افزایش آثارشان برانگیخته خواهند شد. دوم این که تشویق، دستیابی به منابع که موجب تجهیزات امکانات تحقیق میشود مانند پول، زمان، دوستان و همکاران لایق، دستیابی آسان به اطلاعات را فراهم می آورد. که این منابع علاوه بر ارزش ابزاریشان به عنوان شاخصهایی برای محترم شمردن دانشمندان به حساب میآیند و این مانند تشویق، تاثیرات مثبتی بر قدرت تولید دانشمندان دارند. در مقابل، دانشمندانی که تولیدات کمی دارند و یا کسانی که کارهایشان مورد تشویق قرار نگرفته است به خصوص زمانی که نمی تواند به منابع مورد نیاز برای اجرای تحقیق دست یابند نسبت به تحقیق بیعلاقه میشوند. شاخص قدرت تولید دانشمندان در این تحقیق بر اساس تعداد انتشارات و تعداد ارجاعات به آنها اندازهگیری شده است.
کویک و تیجن (1996)در پژوهشی با عنوان “نقش مراقبت از فرزند، مشارکت در تحقیق و تفاوتهای جنسیتی در تولیدات علمی” میزان تولیدات علمی مردان و زنان را در موسسه مطالعات، تحقیقات و تحصیلات عالی نروژ مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که مراقبت از فرزند و مشارکت نکردن در امر تحقیق دو عاملی است که موجب تفاوتهای جنسیتی در تولیدات علمی میشود. زنانی که دارای فرزندان کوچک بودند، همکاری کمتری با سایر دانشمندان در امر تحقیق داشته و به همان اندازه تولید علمی کمتری نسبت به مردان و نسبت به همکاران زن خود داشتند. همچنین نتایج نشان داد که بین تعداد فرزندان و تولید علمی زنان رابطه وجود داشته است به طوریکه داشتن فرزند زیاد موجب کاهش تولید علمی در بین زنان شده بود. بر اساس یافتهها عدم مشارکت در تحقیق به خاطر عهده دار بودن مسوولیت مراقبت از فرزند بوده است. در مجموع، یافتههای این تحقیق نشان داد که دوران به دنیا آوردن فرزند و مراقبت از آن عامل موثر در فعالیتهای زنان عضو هیات علمی است که به صورت مانعی بر سر راه فعالیتهای علمی آنان کاهش تولیدات آنها را در آن مقطع زمانی موجب شده است. علاوه بر این، بنا به یافته های تحقیق، زنان بیش از مردان تمایل به همکاری با سایر محققین و همتایان خود و به طور کلی شرکت در فعالیتهای گروهی مشترک داشتند و فقدان مشارکت در تحقیق و عدم همکاری با همکاران درون حوزه دانشگاهی و خارج از آن و عدم همکاری در سطح بین المللی، تاثیر منفی و معکوس بر میزان تولید علمی اعضای هیات علمی زن داشته است، در حالیکه این تاثیر در بین مردان مورد مطالعه مشاهده نگردید.
لانگ (1978)در تحقیقی تحت عنوان “قدرت و موقعیت دانشگاهی، در مشاغل علمی رابطه میان قدرت تولید و موقعیت دانشگاهی” را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاصل از یک مطالعه طولی در بین بیوشمیست های مرد نشان داد که باید تاثیر قدرت تولید بر موقعیت سازمانی از تاثیر موقعیت سازمانی بر قدرت تولید جدا گردد. یافتهها نشان داد که زمانی که تاثیر قدرت تولید بر موقعیت و شرایط ضعیف است تاثیر موقعیت سازمانی بر قدرت تولید بیشتر است. به عبارت دیگر، افرادی که در سازمانهای معتبر و مشهور به کار گرفته میشوند، قدرت تولیدشان بیش تر است، قدرت تولید که با تعداد تالیفات و ارجاعات سنجیده شده در این تحقیق تاثیر غیر معنیداری بر موقعیت و منزلت اولین درجه دانشگاهی میدانستند و بر پیامدهای بعدی تغییرات سازمانی در آن شغل را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده، اگرچه رابطه بین قدرت تولید و موقعیت و منزلت دانشگاهی در زمانی که آن موقعیت به دست میآید، غیر معنا دار بود، اما تاثیر موقعیت سازمانی بر قدرت تولید، یک افزایش را در طول زمان نشان داد. طبق نتایج حاصل از تحقیق، برای دانشمندانی که سازمان محل کار خود را تغییر میدهند، موقعیت محل کار جدید به طور معنیداری با تغییرات قدرت تولید آنان بعد از تحرک شغلی در ارتباط است.
ایکس و شاومن (1998)در پژوهشی تحت عنوان “تفاوتهای جنسیتی در تولیدات پژوهشی” تاثیر جنسیت بر تولیدات پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه های میشیگان و کالیفرنیا آمریکا را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحقیق در دو بخش ارائه شده است. اول اینکه تفاوتهای جنسیتی در تولیدات پژوهشی در سالهای مورد بررسی (1969، 1973،1988،1993) کاهش یافته و میزان تولید و بهره وری علمی از زن به مرد از 60% در اواخر 1960 تا 1975 به 80درصد در اواخر 1980و اوایل 1990 افزایش یافته است. دوم این که، اکثر تفاوتهای جنسیتی در تولیدات پژوهشی مربوط به تفاوتهای موجود در ویژگیهای شخصیتی، شرایط ساختاری، وضعیت تاهل افراد بوده است. براساس این نتایج، تفاوتهای جنسیتی مربوط به تولیدات پژوهشی ناشی از تفاوتهای موجود در موقعیت ساختاری و جایگاه زنان در علم است. همچنین یافتهها نشان داده زنان کم تر از مردان تولید علمی دارند، چرا که زنان کم تر از مردان دارای موقعیت شغلی، ویژگیهای شخصیتی و امکانات و منابع لازم برای چاپ و انتشار مقاله هستند. همچنین یافتههای تحقیق نشان داد که به طور کلی تفاوتهای جنسیتی در تولیدات پژوهشی در میان اعضای هیات علمی در سالهای اخیر کاهش یافته است، چرا که توزیع منابع و شرایط ساختاری به صورت مناسب نبود ولی در سالهای اخیر عادلانه شده است. به طور کلی، اگر چه در حال حاضر تفاوتهای ساختاری به لحاظ جنسیت کاهش یافته است و زنان همپای مردان قادر به حضور در صحنههای علمی هستند، اما همچنان مردان موقعیتهای بالاتری از زنان دارند و اگر چنانچه تفاوتهای موجود در میزان دستیابی به منابع و امکانات و تفاوتهای شخصیتی میان زنان و مردان مورد توجه قرار گیرد، در این صورت تفاوتهای میان زنان و مردان از لحاظ تولیدات پژوهشی بسیار اندک و ناچیز خواهد بود .
کاترلیک، بارتلت، هاجینس و ویلیامس (2002)در تحقیقی پیمایشی تحت عنوان “عوامل مرتبط با تولیدات پژوهشی اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی” به بررسی عوامل مرتبط با تولیدات پژوهشی پرداختند. در این پژوهش مقالاتی که در مجلات علمی مورد داوری قرار گرفته اند به عنوان تولیدات علمی درنظر گرفته شدهاند. در این پژوهش، تولیدات پژوهشی اعضای هیات علمی دانشکدههای و دانشگاههای آموزشی کشاورزی، نحوه ادراک اعضای هیات علمی از فرهنگ سازمانی موجود در محل کارشان که از تولیدات پژوهشی حمایت میکند و نیز ارزیابی اعضای هیات علمی از مهارتهای پژوهشی خود مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس یافتههای تحقیق، به طور کل فرهنگ سازمانی حامی فعالیتهای پژوهشی در بخشهایی که اعضای هیات علمی مشغول به کار هستند وجود دارد. اعضای هیات علمی مورد بررسی در خصوص تواناییهای پژوهشی خود اطمینان کامل داشتند. همچنین بر اساس تحلیل رگرسیونی، سه متغیر تعداد دانشجویان دکتری هدایت شده در 5 سال گذشته، ادراک اعضای هیات علمی از توانایی پژوهشی و نیز تعداد ساعاتی که دستیاران آموزشی به اعضای هیات علمی اختصاص دادهاند، 50% از واریانس مربوط به تولیدات علمی را به خود اختصاص دادهاند. همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که متغیرهایی که درصد معنیداری از واریانس را نشان ندادند عبارتند بود از ساعاتی که اعضای هیات علمی به تحقیق اختصاص میدهند، حقوق دستمزد، فرهنگ سازمانی حمایت از تحقیق، سن، جنسیت، مرتبه علمی، تعداد دانشجویان، تعداد دانشجویان فوق لیسانس هدایت شده در 5 سال گذشته.
کایا و وبر(2003)در تحقیقی با عنوان “بهره وری پژوهشی اعضای هیات علمی: تفاوت جنسیتی و رشته ای” نشان داد که اعضای هیات علمی گروه علوم انسانی در مقایسه با گروه کشاورزی ساعات بیش تری را تدریس می کنند. این در حالی است که اعضای هیات علمی گروه کشاورزی بیش تر به فعالیت های پژوهشی مشغول هستند. این تفاوت در میزان تولیدات علمی دو گروه تاثیر داشته است. به طوری که به همان نسبت که ساعات تدریس افزایش داشته است.، میزان تولیدات پژوهشی کاهش نشان داده است. همچنین صرف نظر از گروه و رشته تحصیلی، اعضای هیات علمی مرد در مقایسه با اعضای هیات علمی زن تولیدات علمی بیش تری داشته اند.
ابرامو، آنجلو و کپراسکو )2008(در مطالعهای تحت عنوان “تفاوت جنسیت در تولیدات علمی” به مطالعه رشتههای علمی، فنی نظامهای آموزشی ایتالیا پرداخت و تفاوت مهم از توزیع عملکرد بین جنسیتها را ثابت کرد. در این مطالعه مردها نسبت به زنان برای همه شاخص ها عملکردی که فرض شده تولید متوسط به بالا را نشان دادهاند. بر حسب نمایه کیفیت و فشردگی توزیع کم تر اعلام شده ولی وجود دارد. فاصله عملکردی همچنین با پیشرفت دوره شغلی به علت اثر مادری کاهش مییابد. در واقع سن متوسط حرفهها تحقیقی زنان در نظامهای آموزشی ایتالیا برای دوره زیر 43 سال به خاطر زندگی خانوادگی و حضور بچه کاهش مییابد. این مطالعه همچنین نشان میدهد که اگرچه متوسط عملکرد مردان نسبت به زنان بالاتر است ولی این در همه بخشها درست نیست. برحسب خروجی استاد تمام برای 43 بخش از 100 بخش، زنان کمتر از مردان بوده و برای دانشیاران در 55 بخش از 146بخش و استادیاران در 49 بخش از147 بخش، اتفاق افتاده است. در بخش مهندسی اطلاعات و صنعت حضور زنان 10 درصد است و بین استاد تمام 4 درصد از کل.
2-2-3- جمع بندی پیشینه تحقیق:
براساس تحقیقات گذشته میتوان چنین نتیجه گرفت که عوامل مختلفی در تولید علم تاثیر دارند که این عوامل میتواند سازمانی و فردی باشد. با توجه به پیشینههای این تحقیق، از عوامل سازمانی میزان ارتباطات نقش بسیار قوی در تولید علم دارد. همچنین به کارگیری مدیران شایسته و نحوه انجام وظایف مدیریتی آنان و وجود منابع سازمان مادر و در اختیار قرار دادن امکانات مورد نیاز از اهمیت بسیار زیادی در تولید علم برخوردار است. همچنین از عوامل فردی میتوان گفت که جنسیت، سن، تحصیلات و سابقه کار عواملی هستند که در تولید علم موثر است. همچنین در زمینه موانع تولید علم میتوان گفت که که مشغله زیاد در امور آموزشی، تاهل و وجود زنانی با بچه های کوچک، دشواری انجام پروژه های اصیل پژوهشی، طولانی بودن ارائه تا چاپ مقالات، نداشتن تسلط کافی به زبان انگلیسی بیشترین تاثیر را دارد. در زمینه های مجراهای ارتباطی کتاب و مجلات بیشتر از سایر ابزارها برای کسب اطلاعات علمی مورد استفاده قرار میگیرد. در زمینه انگیزه دانش افزایی و ارتقای رتبه به عنوان مهمترین انگیزه پاسخ دهندگان تشخیص داده شده است.
2-3- سوالات پژوهش
میزان تولیدات علمی اعضای هیات علمی در 5 سال گذشته چقدر بوده است؟
آیا بین میزان تولیدات علمی اعضای هیات علمی گروههای مختلف سنی تفاوت معنیداری وجود دارد؟
آیا بین میزان تولیدات علمی اعضای هیات علمی گروههای مختلف آموزشی تفاوت معنیداری وجود دارد؟
آیا بین میزان تولیدات علمی- پژوهشی اعضای هیات علمی دارای رتبههای مختلف دانشگاهی تفاوت معنیداری وجود دارد؟
آیا بین میزان تولیدات علمی – پژوهشی اعضای هیات علمی دارای سوابق کاری مختلف تفاوت معنیداری وجود دارد ؟