تئوری رفتار برنامه ریزی شده و هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

هدف
عمل
زمینه
زمان
مثال: احمد در سالن ژیمناستیک برای حداقل 30 دقیقه هر روز بر روی نوارگرد ان پیاده روی می کند. درمثال فوق: هدف، عمل، زمان و زمینه به ترتیب عبارتند از: نوار گردان، راه رفتن، 30 دقیقه هر روز و سالن ژیمناستیک می باشد. هدف آموزش بهداشت در علوم بهداشتی تغییر رفتارهای بهداشتی می باشد. رفتار شامل عملکرد قابل مشاهده وبررسی می باشد. رفتار ترکیبی از آگاهی ها و گرایش ها با سایر عوامل وبه نسبتهای متفاوت می باشد. رفتار از عوامل اتفاقی، امکانات عملی، مسائل جاری وبسیاری عوامل دیگر متاثر است و از آنجا که ماهیت آن پیچیده است، ممکن است در جهت مخالف با آگاهی ها نیز صورت گیرد. برخلاف گرایش ها وآگاهی ها بررسی در رفتار کم وبیش ساده تر است، چرا که اعمال ضابطه های عینی در آن عملی است. رفتارهای مختلف را نیز می توان با روش کمی مورد شناخت قرار داد. رفتار عمل مشاهده شده بوسیله فرد می باشد(گیلانی نیا و موسویان، 1388).
یکی از عواملی که روی قصد افراد برای انجام رفتار و یاعدم انجام رفتار تاثیر دارد مربوط به کنترل رفتاری درک شده می باشد. در تئوری رفتار برنامه ریزی شده کنترل رفتاری درک شده به عنوان ارزیابی فرد از سخت بودن یا آسان بودن یک رفتار تعریف می شود . کنترل رفتاری درک شده هنگامی تعیین کننده رفتار می باشد که کنترل رفتاری درک شده منعکس کننده کنترل واقعی افراد بر روی رفتار مورد نظر باشد . تعدادی از فاکتورهای محیطی و سازمانی وجود دارند که می توانند انجام شدن یک رفتار مشخصی را آسانتر یا مشکل تر سازند. فرض بر این است که کنترل رفتاری درک شده منعکس کننده تجربه قبلی فرد وهمچنین موانع پیش بینی شده انجام یک رفتار می باشد. به عنوان یک قاعده کلی، نگرش مطلوب و هنجارهای انتزاعی مطلوب وکنترل رفتاری درک شده بیشتر باعث می شود که قصد انجام دادن رفتار توسط فرد بیشتر شود. کنترل رفتاری درک شده از دو قسمت تشکیل شده است.
باور به کنترل: عقیده در باره اینکه عواملی وجود دارند که تسهیل کننده و یا مانع انجام یک رفتار مشخص می باشند.
قدرت ادراک: قدرت درک شده برای کنترل هر یک از این عوامل تسهیل کننده ویا بازدارنده(نایسون و دیگران، 2005).
کنترل رفتاری درک شده می تواند هم به طور مستقیم و هم می تواند به صورت غیر مستقیم بر انجام رفتار تاثیر بگذارد .در حالت غیر مستقیم کنترل رفتاری درک شده از طریق قصد رفتاری تاثیر خود را بر رفتار اعمال می کند .برای این فرضیه که کنترل رفتاری می تواند همراه با قصد بطور مستقیم رفتار را پیشگویی کند می توان دو دلیل آورد:
1- کوشش صرف شده برای انجام یک رفتاراحتمالاباافزایش کنترل رفتاری درک شده افزایش می یابد.
2- کنترل رفتاری درک شده می تواند اغلب به عنوان یک جانشین از کنترل واقعی اندازه گیری شود. تاثیرمستقیم کنترل رفتاری درک شده بر رفتار زمانی بوجود می آید که تطابقی بین درک کنترل و کنترل واقعی فرد برای انجام رفتار وجودداشته باشد.کنترل رفتاری درک شده ممکن است درموارد زیر دقیق نباشد:
3- زمانی که یک شخص اطلاعات کمی در اختیار دارد.
4- منابع در دسترس فرد تغییر می کنند.
5- زمانی که عناصر جدیدی به موقعیت اضافه می شوند.
در این شرایط کنترل رفتاری درک شده مم کن است به درستی رفتار را پیشگویی نکند .بهرحال هر اندازه که کنترل رفتاری درک شده واقعی باشد ،آن می تواند برای پیشگویی احتمال کوششهای موفقیت آمیز استفاده شود(گیلانی نیا و موسوبان، 1388). اگر چه کنترل رفتاری درک شده منعکس کننده اطمینان فرد به توانایی شان برای انجام یک رفتار ویژه می باشد وبه عنوان یک مترادف با ساختار خود کارآمدی باندورا در نظر گرفته می شود .اما کنترل رفتاری درک شده بخش بزرگی است که از خود کارآمدی باندورا مشتق شده است .در مقایسه بین خود کارآمدی درک شده و کنترل رفتاری درک شده می توان گفت که خودکارآمدی درک شده به عقاید افراد در باره توانایی هایشان نسبت به اعمال کنترل بر روی سطحی از عملکرد شان و همچنین بر روی حوادثی که بر روی زندگی شان موثر است اشاره دارد .در حالی که کنترل رفتاری درک شده اشاره به توانایی برای انجام یک رفتار ویژه دارد. آیزن نشان می دهد که کنترل رفتاری درک شده ترکیبی از دو جزء می باشدکه این دو جزء خود کارآمدی و قابل کنترل بودن می باشد .این دیدگاه بیان کننده آن است که اندازه گیری کنترل رفتاری درک شده باید شامل دو آیتم(خود کارآمدی و قابل کنترل بودن) باشد کنترل رفتاری درک شده با منبع کنترل نیز متفاوت می باشد و فر ق آن در تاکید بر عواملی است که به طور مستقیم با رفتار به خصوصی مرتبط می باشد .کنترل رفتاری درک شده اشاره به درک شخص ازآسان بودن یا مشکل بودن انجام بودن رفتار می باشد .در حالی که منبع کنترل به طورکلی احتمالی است که در موقعیت ها و انواع اعمال ثابت می ماند(نایسون و دیگران، 2005).
افراد ممکن است کنترل کامل برای انجام رفتارشان داشته باشند .درحالی که هیج اجباری برای اتخاذ انواع رفتار نداشته باشند .از طرف دیگرچنانچه اتخاذ یک رفتار مشخص نیازمند فرصتهایی از قبیل منابع و مهارت هایی باشد که فرد آنها را دارا نمی باشد،ممکن است فرد کنترل کامل ی برای انجام رفتار مشخص نداشته باشد. عوامل کنترلی شامل هر دو عوامل داخلی و خارجی می باشند .عوامل داخلی شامل مهارتها، توانایی ها، اطلاعات، احساساتی از قبیل استرس و غیره می باشد. عوامل خارجی نیز شامل عوامل محیطی و عوامل موقعیتی می باشد.
همچنین می توان گفت :کنترل رفتاری درک شده اشاره به درجه ای دارد که یک فرد احساس می کند انجام دادن یا ندادن یک رفتار تحت کنترل ارادی او می باشد .اگر افراد معتقد باشند که آنها منابع یا فرصتهایی برای انجام دادن رفتار مورد نظر در اختیار ندارند، احتمال انجام رفتار مورد نظر کمتر خواهدشد.حتی اگر افراد نسبت به انجام رفتارمورد نظر نگرش مثبتی داشته باشند، و یا اگر آنها اعتقاد داشته باشند که افراد مهم دیگر انجام آن رفتار را تأیید می کنند.کنترل رفتاری درک شده از فرمول زیر بدست می آید:
Pbc= f [Σ ci mi]
این فرمول چنین خوانده می شود که کنترل ر فتاری درک شده (pbc) نتیجه عملکرد مجموع عقاید فرد در مورد اینکه عواملی وجود دارند که تسهیل کننده یا موانع انجام رفتار می باشند(ci) در قدرت درک شده فرد بر هر یک از این عوامل(mi) می باشد(کریستوفر، 2005).
2-5-3 هنجارهای ذهنی و عادت رسانهای:
هنجار واژه ای است که برای کلمه نرم به کار برده می شود ، نرم در اصطلاح لاتین و یونانی به معنی مقیاس و گونیاست با این مفهوم که هر جزئی که بخواهد در یک شبکه کلی قرار گیرد باید با آن شبکه متناسب و قیاسش با آن هماهنگ باشد. واژه نرمال در شیمی به معنای معمولی یا عادی است. در آمار هم منحنی نرمال بیان کننده یک توزیع فراوانی متناسب است.
با این حال می توان گفت در جامعه شناسی نرم به معنای:
1- مقیاس و قاعده برای رفتار
2- تنظیم روابطی که اکثریت از آن پیروی می کنند و عدم رعایت از آن مجازات در پی دارد.
واژه هنجار در زبان فارسی به معنی راه، روش، راه راست، جاده، طرز و قاعده (عمید، فارسی) و همچنین در فرهنگ معین به معنی قانون، روش، رفتار و … آمده است.
هنجار یک قاعده رفتاری است که مشخص می کند مردم در شرایط معینی چگونه رفتاری باید داشته باشند. فایده این استاندارد رفتاری آنست که به بقای الگوهای روابط متقابل اجتماعی و شیوه های انجام امور کمک می کند. هنجارها از این بابت بر ارزشها و گرایشهای اجتماعی اثر می گذارند تجویز کننده و در عین حال نهی کننده رفتارها هستند. هر فرهنگ، پاره فرهنگ و یا هر گروه دارای هنجارهایی است که بر آن حاکم است؛ و از این طریق رفتارهای متناسب را تعیین می کند. قوانین، طرز لباس پوشیدن، مقررات اداری، برنامه تحصیلی، قواعد ورزشها و بازیها، همه گونه هائی از هنجارهای اجتماعی هستند.
«ویلیام گراهام سمنر» از اولین جامعه شناسانی است که دست به طبقه بندی هنجارها زده است: