تئوری منبع محور و چارچوب مفهومی

دانلود پایان نامه

تسهیم دانش ضمنی، خلق و توجیه مفاهیم و ساخت نمونه و ارزیابی نوناکا و تاگوچی(1995)
ساخت، سازماندهی و توزیع پنت لند (1995)
تولید، کدکردن و انتقال راگل(1997)
استفاده، تکثیر، توسعه و کسب، انتقال و تبادل و نهادینه سازی شوپل و همکاران (1998)
کسب، ذخیره سازی و نگهداری، بازاریابی والش و آنگشون(1991)
خلق، آشکارسازی، بکارگیری و انتقال دانش ویگ (1995)
کسب، توزیع و پاسخگویی دراج و مک ناتن(2002)
کسب، یکپارچگی و بکارگیری آراندا و فرناندز(2002)
خلق، تسهیم و ذخیره سازی استری و کلی (2002)
خلق، ذخیره سازی، توزیع و بکارگیری فرکادل و گودامیلاس( 2002)
2-4- فرایند خلق دانش
پیشرفت‌های علم و فناوری منجر به منسوخ شدن دانش‌های موجود در سازمان می‌گردد(Spender, 1996). در نتیجه سازمان‌ها به منظور حفظ مزایای رقابتی خود ناگزیر به خلق دانش جدید می‌باشند(Grand, 1996). دانش خلق شده درون سازمان می‌تواند ایده‌های جدید، مهارت‌ها، توانمندی هاو شیوه‌های انجام کار باشد که نهایتاً در تحقق اهداف سازمان مؤثر خواهند بود. چنین دانشی یکتا، خاص، وابسته به بافت خاص سازمان می‌باشد که کپی برداری از آن نیز برای رقبا دشوار است(Nonaka et al, 2006).
خلق دانش فرایندی است که طی آن دانش توسط افراد و کارکنان سازمان خلق و ایجاد می‌گردد، در دسترس قرار می‌گیرد و با دانش‌های موجود سازمان پیوند برقرار می‌کند (Nonaka & Vom Krogh, 2009).
تئوری‌های سازمان عموماً با چنین پارادایمی شکل گرفته‌اند که سازمان سیستمی است که اطلاعات را پردازش می‌کند و یا مشکلات را حل می‌نماید. تفکر اساسی پشت این پارادایم این است که یک وظیفه اساسی سازمان چگونگی بکارگیری اطلاعات و تصمیم گیری در شرایط نا مطمئن و محیط دچار تلاطم می‌باشد. این پارادایم مطرح می‌کند: راه حل همواره در فرایند« ورودی- پردازش- خروجی» وجود دارد. چنین تفکری همواره به سازمان با این دید نگاه می‌کند که ورودی‌ها را می‌گیرد و توجهی به خلق و ایجاد ورودی‌ها درون سازمان نمی‌کند. سازمان‌ها نه تنها می‌بایست به شکلی کارا اطلاعات را پردازش نمایند بلکه خلق دانش و اطلاعات نیز از رسالت‌های آن‌ها می‌باشد(Nonaka et al, 1994).
محققان زیادی(Crossan et al, 1999; Hedlund, 1994; Nonaka, 1994; Sanchez,2001) تلاش کرده‌اند تا به تبیین فرایند خلق دانش بپردازند. تعریف مورد توافقی در خصوص خلق دانش وجود ندارد. اکثر تحقیقات تئوریک و تجربی در مورد خلق دانش از ایجاد یک چارچوب مفهومی برای دانش آغاز گشته‌اند و مستقیماً خلق دانش را تعریف نکرده‌اند (Kess & Haapasalo,2002; Drogh et al, 2003; Smith et al,2005). تحقیقاتی که یک تعریف از خلق دانش اراده کرده‌اند به مفاهیم گسترده ای پرداخته‌اند، از تعریف خلق دانش به عنوان مجموعه ای از فعالیت‌ها یا فرایند و خروجی‌های چنین فرایندهایی گرفته تا خروجی مشخص که دارای ارزش افزوده می‌باشد مانند محصول یا خدمت جدید.
وقتی که به عنوان یک فرایند به خلق دانش پرداخته می‌شود، منظور اقدامات و فعالیت‌هایی است که منجر به تولید ایده یا شی جدیدی می‌گردد. به عنوان مثال استیهر و همکاران (2002) خلق دانش را بکارگیری پدیده‌ها و رویدادهایی مستمر و پیچیده در جهت حل مسائل تعریف شده می‌دانند. خلق دانش از دید یک فرایند در قالب شیوه‌ها یا وسایلی تعریف می‌گردد که از طریق آن‌ها دانش خلق می‌شود و می‌توان این دانش را از خروجی نهایی متمایز دانست. وقتی که به دانش به عنوان خروجی می‌نگریم، خلق دانش توسعه ایده‌های جدیدی است که غنی سازی دانسته‌های فعلی را منعکس می‌نماید(Parent & Gallip,2000).برای مثال، جانسون (2002) خلق دانش را تفاوت میان آنچه که می دانیم و آنچه که برای موفقیت باید بدانیم، توصیف می‌کند. خلق دانش به عنوان خروجی در قالب یک محصول واسط در فرایند خلق دانش تعریف می‌شود. مانند ارائه یک ایده و می‌توان آن را از طریق تأثیرش بر سیستم سازمانی متمایز ساخت. خلق دانش به عنوان خروجی عبارتست از اینکه دانش جدید منتشر شده است، پذیرفته شده است و در قالب محصول، خدمت و یا سیستمی جدید به منصه ظهور رسیده است(Nonaka,1994; Argris&Schon, 1996; Phan& Peridis,2000).
تعارف خلق دانش به عنوان یک فرایند یا خروجی در واقع منعکس کننده مدل‌های ایجاد یک زنجیره ارزش هستند که در آن هر حلقه زنجیره ارزش مشارکتی در ایجاد ارزش افزوده- در قالب عملکرد سازمان یا پایداری مریت رقابتی- دارد(Lee & Yang,2000; Cooke,2005; Carlucci et al,2004). بدین ترتیب خلق دانش را «تولید، توسعه، استقرار و استخراج ایده‌های جدید» می دانیم. این تعریف اقدامات و فعالیت‌هایی را که منجر به تولید ایده جدید می‌گردد، ارزیابی می‌کند و دانش موجود را از دانش جدید متمایز می‌سازد و طراحی مفهومی را در جهت خلق ارزش افزوده در قالب روتین‌های کاری سازمانی، محصول یا خدمت جدید شامل می‌گردد. با این تعریف بعد فرایندی خلق دانش به عنوان« شیوه ای که از طریق آن ایده جدید تولید می‌گردد و با فعالیت‌های کاری در هم می‌آمیزد» نیز تبیین می‌شود(Styhre et al,2002). و بعد خروجی خلق دانش نیز همان « تولید یکشی که به عنوان یک روتین کاری، نمونه اولیه محصول یا یک انتشار جدید می‌باشد که از درک ایده جدید ناشی شده است» (Nonaka,1994).
2-5- تئوری و مدیریت خلق دانش نوناکا
تئوری خلق دانش نوناکا معروف‌ترین مدل خلق دانش است که مورد رجوع بسیاری محققان قرار گرفته است و در این پژوهش نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.
تئوری خلق دانش بر پایه این فرض شکل گرفته است که دانش شامل ایده آل‌ها و ارزش‌های افراد می‌باشد. فرایند خلق دانش را نمی‌توان به عنوان یک مدل هنجاری علی در نظر گرفت چراکه ارزش‌های افراد ذهنی هستند و بر پایه ارزش‌ها، ایده آل‌ها و بافت زمینه ای خاص، دانش شکل می‌گیرد(Nonaka& Toyama,2007).
تئوری خلق دانش اجزای پایه ای یک سازمان که در آن دانش جدید خلق می‌گردد را تشریح می‌کند. در چنین سازمانی دانش در خلال تعاملات پویا با محیط خلق می‌گردد. از منظر فلسفی تئوری خلق دانش دارای دو بعد معرفت شناسانه و هستی شناسانه است. بعد معرفت شناسانه تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار و بالعکس را توصیف می‌کند. بعد هستی شناسانه تبدیل دانش فردی به دانش گروهی و سپس تبدیل دانش گروهی به دانش سازمانی را تشریح می‌کند.هم چنین کل سازمان ممکن است با محیط خود نیز در تبادل دانشی باشد. در نتیجه اکوسیستم دانشی نیز در اینجا مطرح می‌شود(Bratianu & Orzea , 2010). چارچوب این مدل بر پایه تئوری منبع محور سازمان بنا شده است که منابع ملموس با منابع ناملموس جایگزین گشته‌اند.
2-5-1- ابعاد خلق دانش در مدل خلق دانش نوناکا