تاریخچه  ارتباط و تعامل بین دانشگاه،صنعت و دولت

 

همکاری دانشگاه و صنعت از مصادیق توافقهای قراردادی است که در خصوص فعالیتهای علمی و پژوهشی و شرکتهای تجاری صورت می‎گیرد. این همکاری معمولاً با هدف دستیابی به توان علمی دانشگاه و تجربه‎های صنعت و استفاده از آنها صورت می‌پذیرد (اندرسون ،۲۰۰۰). به طورکلی، ارتباط دانشگاه و صنعت شکل توافقهای رسمی و غیررسمی میان این دو نهاد است که با هدف دستیابی به موفقیتهای بیشتر ایجاد می‌شود (شفیعی و آراسته،۱۳۸۳). در این ارتباط، دانشگاه و صنعت تلاش می‌کنند تا برخی از فعالیتهای علمی خود را به طور مشترک و هماهنگ انجام دهند. به هر حال، همکاری‎های دوجانبه این دو نهاد فعالیتهایی را در بر می‌گیرد که هر یک از آنها به تنهایی قادر به انجام دادن آنها نیستند (شفیعی و آراسته، ۱۳۸۳).

 

۲-۲-۱-تعامل بین دانشگاه و صنعت

نیم قرن پیش هنوز تعامل سیستماتیک علم، فناوری و سیستم اقتصادی به شکل امروزی آن واضح و روشن نگردیده بود. در آن زمان هنوز توسعه علم و توسعه فناوری به هم وابسته نشده بود و از طرفی تاثیر این دو بر حرکت و پویایی اقتصادی جوامع مشخص نگردیده بود. اما ظرف این نیم قرن این سه مقوله به شدت در تعامل قرار گرفته‌اند بطوریکه در علوم و فناوری جدید دانشمندان مرز مشخصی قایل نیستند زیرا توسعه فناوری به شدت علم‌گرا شده و سرمایه‌گذاری در علم نیز وابسته به اهداف و مقاصد اقتصاد محور و فناوری گرا شده است.(سلیمی،۱۳۸۳)
اوایل دهه ۱٩٧٠ میلادی بحث ارتباط صنعت و دانشگاه بصورت جدی مطرح شد و کماکان بحث جاری در همه کشورهای دنیا است (رسولی،۱۳۸۳)
فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
دانشگاه و صنعت به عنوان دو مؤلفه اصلی اثرگذار در فرآیند توسعه موزون و پایدار می‌توانند در صورت ایفای نقش فعال، بنیان های اساسی توسعه ملی را پی افکنند. با توجه به ویژگی های همگانی شدن دانش، تولید اطلاعات در حجم گسترده و باز تولید مستمر دانش و فناوری های علمی، بدون شک دانشگاه نقش آفرین اصلی تحولات خواهد بود از آن رو که تولید مستمر دانش و یافته های علمی در دانشگاه متمرکز می‌باشد و صنعت نیز پایگاه کلیدی- اجرایی خلق اختراعات و اکتشافات الهام گرفته از ایده های نوظهور دانشگاهیان محسوب خواهد شد.(وفایی،۱۳۸۱)

۲-۲-۱-۱- دلایل ایجاد ارتباط بین دانشگاه و صنعت

همکاری‎های دانشگاه و صنعت به دلایل مختلفی صورت می‌پذیرد. دلایل افزایش این همکاری‎ها را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد(Etzkwiz & Leydesdorff, 1997; OCDE, 1992; Callon,1992) :

۱-  کاهش حمایتهای مالی دولتها از فعالیتهای پژوهشی در دانشگاهها. این امر دانشگاهها را بر‌آن داشته‌ است که به دنبال منابع جدیدی برای حمایت از فعالیتهای پژوهشی در دانشگاهها باشند.
۲-  افزایش هزینه اجرای پژوهش و آسیب‌پذیری آن. این موضوع سبب شده ‌است که صنعت برای اجرای پژوهشها و ارتقای فناوری‎ها از دانشگاهها، که از نزدیک با موضوعهای جدید علمی در ارتباط هستند، مدد جویند و از دوباره‌ کاری‎ها پرهیز شود.

۳-  ظهور فناوری‎های زیستی، فناوری اطلاعات، مواد و محیطهای جدید. این عوامل موجبات تعامل بیشتر میان کاربرد‌ها و دستاورد‌های فناوری‎های جدید و در نتیجه، لزوم ایجاد ارتباط میان دانشگاه و صنعت را فراهم کرده ‌است.

۴-  ضرورت همکاری‎های بین رشته‌ای و بین‎المللی. این نوع همکاری‎ها هم‌اکنون به عنوان روشهایی برای یافتن راه‌حلهای پایدار صورت می‌گیرد. این موضوع همچنین، زمینه همکاری میان نهاد‌های اقتصادی و ایجاد شبکه‌های ائتلافی را فراهم کرده ‌است.

۵-  تلاش برای طراحی ساختار‌های عملیاتی و شبکه‌های جدید. نظر به تغییر و تحولات محیطی، نیاز به همکاری‎های چند جانبه میان سازمانها، که فرایند نوآوری را تسهیل می‌کنند، ضروری شده‌ است.

۲-۲-۱-۲-  نقش دانشگاه در توسعه صنعتی

ارتباط مطلوب بین صنعت و دانشگاه به عنوان مقوله ای کارآمد در جهت توسعه اقتصادی  اجتماعی و موفقیت برنامه های آتی یک جامعه، ضرورتی انکار ناپذیر شده است . ارتباط صنعت با دانشگاه، با توجه به نقشی که این دو نهاد در جامعه بازی می کنند، نیازمند ساز و کارهای ویژه ای است که بدون پرداختن به آن ها و نیز بدون ایجاد زمینه های مناسب به عنوان حلقه های واسط این ارتباط، نمی توان برکارآمدی آن ها دل خوش داشت .

صنعت برای شکوفایی خود و روی آوری به دانشگاه نیازمند زمینه سازی و بلوغ خاصی است که بدون آن ، چنین چیزی ممکن نمی شود . دانشگاه نیز برای جذب صنعت، توانمندی های خاصی نیاز دارد که در صورت بروز شکوفایی آ ن می تواند بر رو ی آوری صنعت، امیدوار باشد . در نهایت امر، اتحاد و آمیختگی این دو نهاد است که به تأثیر پذیری و تأثیرگذاری متقابل از همدیگر، زمینه های رشد خود و توسعه جامعه را به دنبال می آورد.

بنابراین دانشگاه و صنعت د و رکن اساسی توسعه در هر جامعه ای محسوب می شوند و همکاری بین این دو ، شرط لازم برای موفقیت و شتاب بخشیدن به فرآیند توسعه، به ویژه توسعه پایدار است.

دانشگاه ها تأمین کننده ی نیروی انسانی متخصص و بسیاری از توانایی های علمی، تحقیقاتی و آزمایشگاهی مورد نیاز صنایع اند. مراکز صنعتی نیز که آزمایشگاه هایی عملی برای تجربه ی آموخته های دانشگاهی اند، به منظور بهره گیری از فناوری مورد نیاز خود، از یک سو به نیروی انسانی متخصص برای مشاغل فنی و مدیریتی و از سوی دیگر به تحقیق و توسعه نیاز دارند . بنابراین، نیازهای متقابل این دو قطب و در نهایت تسریع فرآیند توسعه ضرورت برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت را تعیین می کند.

برای برقراری و پایداری این ارتباط، لازم است فعالیت های آموزشی و پژوهشی دانشگاه ها براساس نیازهای حال و آینده ی جامعه، به ویژه نیازهای صنعتی، تدوین شود . هم چنین بقا و رشد مراکز صنعتی در گرو همگامی با تحولات علمی و فناورانه است . با توجه به روند سریع تحولات علمی و فناورانه، به ویژه در چند دهه ی اخیر، این نکته اهمیت خاصی یافته است. شکل (۲-۱) نشان دهنده نحوه ی تعامل دانشگاه و صنعت است.

 

شکل (۲-۱) نحوه تعامل دانشگاه و صنعت

 

اصولا صنعت کشور از جنبه های مختلف وابسته به خارج از کشور است و همین امر با وجود تاسیس مراکز تحقیقاتی مختلف در وزارتخانه ها یا سازمان های وابسته به آن ها مانع رشد تحقیقات در صنعت شده است . نکته ی قابل بررسی این است که دانشگاه های ما تا چه حد عهده دار نقش رهبری فعالیت های پژوهشی بوده اند و آیا پاسخ گوی نیازهای تحقیقاتی صنایع بوده اند یا خیر؟

نگاهی به پیشینه ی ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران نشان می دهد که تا قبل از تأسیس دفتر مرکزی ارتباط باصنعت در وزارت فرهنگ و آموزش عالی که براساس مصوبه دوم اسفند ۱۳۶۲ هیئت دولت مبنی بر طرح زمینه های ارتباطی دانشگاه و صنعت صورت گرفت، هیچ گونه ارتباط سازمان یافته ای بین دانشگاه و صنعت وجود نداشته و اگر هم ارتباطی و جود داشته به گونه ای نبوده است که از نزدیک با مسایل یکدیگر آشنایی پیدا کرده و با هم همکاری مستمر داشته باشند . در حقیقت دانشگاه ها از نظر صنایع فقط تامین کننده ی کادر فنی بوده اند.

ایجاد این دفتر، اگر چه مقدمه ی خوبی برای ارتباط دانشگاه با صنعت به شمار می رفت، اما به لحاظ این که فعالیت آن غالبا اداری بود و کارکنان آن ناکافی بودند و سطح تخصصی بالایی نداشتند، کارایی آن در انجام دادن رسالتش اندک بود . در سال ۱۳۶۵ شورایی نیز تحت عنوان شورای هماهنگی دفاتر ارتباط دانشگاه با صنعت در همین دفترتشکیل شد . پس از آن د فتر مرکزی ارتباط با صنعت به سازمان پژوهش های علمی و

صنعتی ایران انتقال یافت و در حال حاضر در این سازمان به فعالیت خود ادامه می دهد. از جمله اقدامات دیگر دولت در زمینه ی ارتباط دانشگاه با صنعت ایجاد شورای عالی ارتباط صنعت و دانشگاه بود که فعالیت های اولیه ی تشکیل آن در وزارت صنایع سنگین صورت گرفت . این شورا طی سال های ١٣٧۴ و ١٣٧۵ فعالیت هایی به شرح زیر به مرحله اجرا در آورد.

۲-۲-۱-۳-  نگاهی به وضعیت ارتباط دانشگاه با صنعت در کشورهای مختلف جهان

مطالعه و مقایسه روند ارتباط دانشگاه با صنعت در جوامع مختلف، مسیر حرکت آن ها، ساز و کارهای به کار گرفته شده و نتایج حاصل از این ارتباط برای دستیابی به یک الگوهای مناسب ارتباط دانشگاه با صنعت از اهمیت زیادی برخوردار است . اگر چه الگوهای پیوند یا ارتباط دانشگاه با صنعت به میزان زیادی تحت تأثیر عوامل درونی کشورها تعیین می شود و هر یک از کشورها راه های مختلفی را مورد آزمایش قرار داده اند، ولی معمولا جریان های عامی هم یافت می شود که می توانند مورد توجه و استفاده قرار گیرند.

بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در جهان توسعه یافته، ارتباط و همکاری بین دانشگاه و صنعت به طور سنتی پشتوانه محکمی داشته است . در این کشورها دانشگاه ها پیشگام توسعه صنعتی بوده اند . در حالی که در جهان در حال توسعه این ارتباط ضعیف است و علت آن هم این است که صنعت در این کشورها درون زا نبوده و انتقال تکنولوژی بدون انتقال دانش فنی به صورت کلید در دست یا به صورت هم بست (مونتاژ) گرفته است. بدیهی است که چنین صنعتی نیاز چندانی به تحقیق و توسعه ندارد.

در جهان توسعه یافته که در آن پیوندهای بین دانشگاه و صنعت به طور سنتی قوی است، به کشورهای آمریکا، سوئیس، ژاپن، چین و کره جنوبی اشاره می شود:

آمریکا

در آمریکا آزادی دانشگاه ها برای انجام مشورت و رایزنی و هم چنین اجرای تحقیقات مشترک با صنعت و یا عقد قراردادهای تحقیقاتی با صنعت، یک ویژگی مثبت بوده و دولت هم به صورت های مختلف، مستقیم و غیر مستقیم، این روند را ترغیب و تشویق می کند . برنامه همکاری های تحقیقاتی صنعت و دانشگاه ابتکاری بود که در سال ١٩٧٧ توسط بنیاد علمی علوم آغاز شد تا حمایت صنایع از تحقیقات دانشگاهی را سازماندهی کند . این برنامه از طریق ایجاد مراکزی که همکاری دراز مدت بین دانشگاه و صنعت، در زمینه تحقیقات مورد علاقه دو طرف را موجب شده اجرا می شود. در آمریکا دیر زمانی است که آزمایشگاه های تحقیقاتی دانشگاه ها در اختیار جامعه صنعتی قرار گرفته اند تا دوباره کاری ها به حداقل برسند . همکاری های مفید رونق یابند و بهره برداری از تسهیلات گسترده و ارزش مند و منحصر به فرد، به بهترین شکل ممکن حاصل آید.

سوئیس

در سوئیس، همکاری دانشگاه و صنعت، اساس اقتصاد این کشور را تشکیل می دهد . مجاورت دانشگاه ها با شرکت های تولیدی (کارخانه ها ) به ویژه در صنایع شیمیایی و صنایع ماشینی و وجود شبکه های غیررسمی دانشمندان (دانشگاهیان) و صنعت گران، نمود بارزی از همکاری های دانشگاه و صنعت در این کشور است.

ژاپن

در ژاپن، دانشگاه ها دروازه ورود دانش پیشرفته از کشورهای اروپایی بوده اند . دانشگاه ها در زمینه تحقیقات مشترک و راهنمایی های فنی با صنعت نقش کاملاً گسترده ای دارند . در بسیاری از موارد، یک دانشگاه انجام تحقیقات بنیادی را تقبل می کند و صنعت نیز توسعه کار را بر عهده می گیرد . اغلب شرکت های تولیدی برای انجام کارهای تحلیلی به آزمایشگاه های دانشگاه ها مراجعه می کنند . حتی در مراکز عمده و بزرگ، عمومًا صنعت رهبری مشخص بر دانشگاه های مجاور دارد و به طور کلی از دید دانشگاه ها، ارتباط با صنعت منبع مهم دریافت بودجه های تحقیقاتی به شمار می آید.

چین

در چین، مؤسسه تحقیقات تکنولوژی صنعتی، نقش رابط دانشگاه با صنعت را عهده دار است و وظیفه آن استفاده از تخصص های هر دو گروه، یعنی دانشگاه و صنعت، سرمایه گذاری مشترک برای نیروی انسانی و امکانات و هزینه ها برای تدوین برنامه های تحقیقاتی مشترک است.

در چین، دانشگاه ها از طریق مؤسسه تحقیقات تکنولوژی صنعتی برای توسعه تکنولوژی یا محصول صنعتی خاص، انجام تحقیقات را به طور کارمزدی از جانب شرکت ها قبول می کنند، شرکت صاحب منفعت، لوازم موردنیاز برای این تکنولوژی یا محصول صنعتی موردتحقیق را فراهم می سازد و بر اساس توافق با مؤسسه، پرداخت بررسی موانع و ارائه راه کارهای توسعه روابط متقابل کارمزد به طور کامل یا به صورت اقساط انجام می شود نتایج چنین تحقیقاتی به صورت انحصاری برای شرکت طرف قرار داد ارسال می شود به این ترتیب که شرکت مذکور در زمان های معین، یک نسخه منحصر به فرد از نتایج تحقیقات را دریافت می کند.

کره جنوبی

در جمهوری کره در سال های اخیر، اقدامات خوبی در جهت همکاری های متقابل دانشگاه و صنعت صورت گرفته است . و این نقش بیشتر بر عهده بنیاد ملی علوم و مهندسی کره است که بودجه تحقیقات مشترک توسط صنایع و دانشگاه ها را برای توسعه تکنولوژی های جدید، تأمین می کند . این برنامه بنیادی هدفدار، استادان دانشگاه ها و مدیران تحقیق و توسعه صنعتی را دور یکدیگر گرد می آورد تا فهرست کاملی از زمینه های تحقیقات دانشگاهی را که از نظر صنایع و برای انجام فعالیت های آن ها در راه توسعه تکنولوژی های جدید، ضروری و حیاتی است، تهیه و تدارک کنند .

 

۲-۲-۱-۴- عامل تداوم پیوند دانشگاه و صنعت

شاید تنها عاملی مهمی که در تقویت و دوام ارتباط صنعت و دانشگاه حائز اهمیت است تحقیق و توسعه باشد . امروزه دو واژه ”تحقیق“ و ”توسعه“ به نحو تفکیک ناپذیری به هم پیوند خورده اند و همیشه چنین بوده است.

در گذشته تحقیق در ”انحصار“ دانشگاهها و توسعه در ”انحصار“ صنایع بود . پژوهش دلالت بر پژوهش ”خالص“ یا ”بی غرض“ تقریباً بطور کامل در جهت جستجوی چگونگی ماهیت کارها اختصاص یافته بود . هدفش خدمت به جهان علم بدون در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی و صنعتی بود. توسعه از طرف دیگر دلالت بر بهبود فنّاوریهای موجود داشت.

اگرچه در نتیجه میزان پیشرفت سرسام آور علم و فنّاوری، پژوهش رسته رسته، تخصصی و گران شد . تحقیق همراه با تفکیک دائمی موضوعها به مسائل خاص تقسیم و در نتیجه، شاخه شاخه شد . دانشمندان مدام به چیزهای بیشتری در مورد موضوعهای محدودتری دست یافتند. این به نیازی فوری برای افراد با توانایی ویژه برای ادغام و کاربرد دانش علمی در کاربردهای عملی هدایت شد . وقتی علم برای مقاصد عملی بکار برده شد، بطور طبیعی علم فنّاوری شد و نیاز به توسعه پیدا کرد. بدین قرار ضروری بود که پژوهش علمی و توسعه فنّاوری برای نیل به هدف ایجاد ثروت (ساختن صنایع، ایجاد اشتغال، افزایش صادرات و غیره) و بهبود کیفیت زندگی هدایت شود.

در بررسی موضوع جایگاه کشورهای در حال توسعه در ردیابی تحقیق و توسعه بعنوان پیوندی بین دانشگاه و صنعت چیست، چنین برمی آید که به سختی پیوندی بین این دو وجود دارد.

در حالیکه در کشورهای توسعه یافته دانشگاهها برج عاج خود را رها کرده اند و با صنعت و دولت به عنوان شرکای تحقیق و توسعه محسوب می شوند و بخش اعظم بودجه تحقیقاتیش از طرف صنعت تأمین می شود، در کشورهای در حال توسعه دانشگاهها تا آنجا که مربوط به پیوندشان با صنعت میشود در انزوا هستند. چندین دلیل در این مورد وجود دارد:

  • کمبود بودجه.
  • ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتّی سیاسی.
  • عدم هرگونه تجربه صنعتی و بنابراین عدم آگاهی از نتایج علمی در تحقیق مستقیم مهندسی در جهت کاربرد آن در صنعت.
  • انتخاب عناوین تحقیق تقریباً بطورکلی توسط سرپرستان مختلف انجام میگیرد، هرکدام بسته به تمایل شخصیشان.
  • هدف اصلی و انگیزه اصلی برای تحقیق، کسب ارتقاء از طریق انتشارات است . در حالیکه در کشورهای توسعه یافته هدف از تحقیق استفاده از نتایج آن در صنعت یا ”تجاری سازی نتایج تحقیقات“ است.
  • آزمایشگاههای تحقیق و تسهیلات به اندازه کافی نیست.
  • عدم وجود تجهیزات و امکانات، تحقیق را کامپیوتری کرده. گاهی آنرا ”تحقیق مجازی“ نیز می گویند.

علی رغم این موضوع، در کشورهای در حال رشد تحقیقات فوق العاده ای انجام شده است. مسئله آنست که یا این تحقیقات نیازهای صنعت را برآورده نمی کند یا صنعت از وجود آن بی اطلاع است  و نیز دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در ”بازاریابی “ تولیداتشان خوب عمل نمی کنند. در کشورهای در حال رشد بیشتر دانشگاهها با توسعه مراکز انتقال فنّاوریشان بر این نکته غالب شد ه اند.

تمایل صنعت اساساً در تحقیقات کاربردی است در حالیکه تمایل دانشگاهها در تحقیقات بنیادی است . هم دولت و هم صنعت باید مسائلشان و نیازهای تحقیقاتی خود را به مرکزی که مناسب ترین جا را برای اجرای تحقیق به بهترین وجهی انتخاب می کند بسپارند و برای اینکه مؤثر باشد مرکز بهترین کارکنان تحقیق را انتخاب کند.

تأسیس مراکز تحقیقاتی ویژه می تواند به عنوان ارزشمندترین پیوند بین دانشگاهها و صنایع باشد . در کشورهای در حال توسعه بیشتر رشد آتی از صنایع کوچک و متوسط بدست میآید و در این صنایع است که از چنین مراکز تحقیقاتی بیشترین بهره برداری می شود.

هیچ تردیدی نیست که نه علم بدون صنعت (فنّاوری) و نه صنعت بدون پژوهش و توسعه به تولید ثروت یا بهبود کیفیت زندگی مداوم هدایت نمی شود. بدین قرار امروز همکاری نزدیک بین دولت، دانشگاه و صنعت در دنیایی که شدیداً رقابتی است بسیار اساسی است . پرسش آنست که چه کسی در این سازمانها باید متقاعد شود و چگونه میتوان چنین رضایتی از طریق سازمانهای حرفه ای ایجاد کرد؟ پرسش در ماوراء محدوده این پروژه است . اما مطمئناً عنوانی است برای بحث . اگرچه صنعت است که سرمایه گذاران آن باید موضوع اصلی تولید ثروت را بر عهده بگیرند، بدون تحقیق و توسعه تأثیرات بلندمدت آن تعلل ثروت خواهد بود.

 

۲-۲-۱-۵- موانع ارتباط دانشگاه با صنعت

در کشور ما همواره شکاف بزرگی بین صنعت و سازمانها با دانشگاه ها بوده است . دلایل این امر را      می توان به صورت زیر برشمرد :

 

  • عدم وجود اعتماد متقابل دانشگاهیان با صاحبان صنعت و یا دستگاه های اجرایی . مدیران سازمانها و صنعت دانشگاهیان را افراد تئوریک و فاقد کارآمدی لازم در عمل می بینند و دانشگا ها مدیران سازمانها را افرادی با دید مدیریت سنتی ، غیر علمی و منفعت طلب می پندارند.
  • فقدان مقررات و نظارت بر کیفیت خدمات و تولید منجر به کاهش کیفیت تولید و خدمات در جامعه گردیده و لذا مدیران و صنعتکاران را وادار به همکاری با جامعه علمی و دانشگاهی  نمی کند .
  • عدم احساس نیازسازمانها و صنعت به دانشگاهیان به دلیل وجود تفکر سنتی و تغییر ناپذیری در شیوه های مدیریتی و فضای رقابتی در عرضه تولید و ارائه خدمات.
  •  عدم آگاهی مدیران دستگاه های اجرایی و صاحبان صنایع از توانمندیهای دانشگاهیان
  • ضعف دانشگاهها و بخشهای تحقیقاتی در انجام پروژه های کاربردی و اجرایی و عدم توجه به نیاز صنایع و دستگاه های اجرایی.
  • نبود استراتژیهای اصولی در برقراری ارتباط دانشگاهها با صنعت و دستگاه های اجرایی در مدیریت کلان.
  • سرمایه گذاری بیشتر در فعالیتهای تجاری به ویژه واردات در مقایسه با فعالیتهای تولیدی ، عدم نیاز صنعت به تحقیق به دلیل ورود ارزان مواد اولیه و یا کالای تولیدی.
  • دخالت گروه های سودجو و غیرمتخصص در عرصه فعالیت های تحقیقاتی ، اجرایی و تولیدی و به دنبال آن کیفیت نا مطلوب پروژه ها و کالا ها.
  • بی انگیزه بودن دانشگاهیان در برقراری ارتباط با صنعت و دستگاه های اجرایی به دلیل وجود قوانین دست و پا گیر در آنها.
  • عدم تجربه و کارآمدی دانشگاهیان در انجام پروژه های کاربردی و اجرایی
  • تنها ۱۰ درصد از منابع پژوهشی صرف مشکلاتی می شود که ۹۰ درصد بار بیماریها به آن مشکلات مربوط می شود
  • فقدان اهرمهای تشویقی در ترغیب دانشگاهیان به استفاده از دانش و تجربه خود در عرصه جامعه و گاهی مواخذه آنها
  • مدیران و مسئولین رده های مختلف در دستگاه های اجرایی و صنعت کمتر از سطح تحصیلات بالا و تخصص لازم برخوردارند .
  • کمبود قوانین حمایتی از محققین و ثمره تحقیقات آنها
  • نبود استمرار تحقیق ، دانشگاهیان در پی کسب امتیازات تحقیق در کوتاه ترین زمان و صنایع به دنبال برگشت سریع سرمایه ها هستند
  • افزایش فعالیتهای جنبی در دانشگاهها و دور شدن از رسالت و وظیفه اصلی تاریخچه ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران و جهان

 

۲-۲-۱-۶- پیشینه  ارتباط و مسیر فعلی صنعت و دانشگاه درجهان و ایران

با توجه به اینکه بیشتر از شصت سال از تاسیس اولین دانشگاه به سبک کلاسیک امروز در کشور می گذرد تاریخچه ارتباط با صنعت و دانشگاه را میتوان به سه دوره تقسیم کرد :

الف) دوره اول از بدو تاسیس دانشگاه تا سال ۱۳۴۰ است . در این دوره ارتباط صنعت با دانشگاه بطور غیر رسمی بر حسب مورد انجام می گرفته که این عمل پاسخگوی نیازهای واحدهای صنعتی نبود . بعضی از سازمانها بمنظور تامین نیروی انسانی دانشگاهی خود اقدام به تاسیس مراکز آموزشی در جوار سازمان خود در سطح عالی می نمودند و ضمن هماهنگی با مراکز سیاست گذاری در این باره ( شورای عالی فرهنگ وقت ) از این طریق نیازهای نیروی انسانی خود را تامین می نمودند .

ب) دوره دوم از سال ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۶۱ می باشد . در این دوره مراکز دانشگاهی جدید در تهران و سایر شهرهای بزرگ یکی بعد از دیگری تاسیس می گردید و نیاز دانشجویان به کسب اطلاعاتی از وضع واحدهای صنعتی و حتی نیمه صنعتی محسوس بود . ارتباط صنعت و دانشگاه با اعزام کارآموز معمولا ” در تابستانها برای آشنایی با آخرین تکنولوژی های وقت و همچنین حل بعضی از مشکلات صنایع از طریق دانشگاهها صورت می پذیرفت . البته اعزام کارآموز فقط برحسب مورد و توافقهای طرفین بوده و هیچگونه مرکزی که برای کلیه دانشگاهها و صنایع کاربرد داشته باشد وجود نداشت .

ج) دوره سوم از سال ۱۳۶۱ تا کنون است . بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و تاسیس ستاد انقلاب فرهنگی و متعاقب آن شوراهای عالی انقلاب فرهنگی مقرر گردید بمنظور ارتباط بین صنعت و دانشگاه دفاتر ارتباطی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارتخانه های صنعتی و همچنین در دانشگا ههای کشور تاسیس گردید که بر همین اساس هیئت محترم دولت جمهوری اسلامی ایران طرح زمینه های ارتباطی بین صنعت و دانشگاه پی ریزی نمودکه به موجب آن سه نوع دفترشکل گرفت :

۱-  دفتر ارتباط با صنعت در وزارت فرهنگ و آموزش عالی

۲-  دفتر ارتباط با دانشگاه در ۱۰ وزارتخانه ( نفت ، معادن و فلزات ، راه و ترابری ، پست و تلگراف و تلفن ، کار و اموراجتماعی ، مسکن و شهرسازی ، برنامه و بودجه ، صنایع سنگین و نیرو)

۳- دفتر دانشگاهی ارتباط با صنایع در دانشگاههای کشور که بیشتر در دانشگاههای فنی ومهندسی تاسیس گردید .

پس از تصویب سازمان دفاتر ارتباطی سازمان امور اداری واستخدامی متعهد به ایجاد تشکیلات مناسب برای این دفاتر گردید.

محصولات دانشگاه فعلی علی رغم با کیفیت بودن اغلب آنها متاسفانه خریدار چندانی ندارد و گرچه بحث اشتغال فارغ التحصیلان موضوعی نیست که به دانشگاهها برگردد لیکن بی ربط هم نیست .

در حقیقت بازخورد فعلی بیکاری ، سیل فراوان فارغ التحصیلان دانشگاهی می تواند تاثیرات فزاینده ای روی سطح آموزش بگذارد . دانشگاههای آزاد، پیام نور، غیر انتفاعی ،کاربردی و . . . نیز در لیست تربیت کنندگان دانشگاهی قرارمی گیرند و این موضوع گرچه ممکن است از نظرات شاخص سطح سواد عمومی شاخص برجسته ای باشد لیکن چنانچه بدون برنامه ریزی به آن نگاه شود می تواند اثرات زیان بارفرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی برای کشورمان بدنبال داشته باشد . از طرف دیگر صنایع بدلیل صاحب درآمد بودن منتظر دانشگاه نمی مانند و بر اساس خواسته خود مدارس آموزش عالی ایجاد می کنند و خارج از حلقه دانشگاههای رسمی کشور به آموزش کارکنان خود می پردازند و در این تجربه تعدادی از این مراکز بخاطر داشتن پشتوانه های قوی مالی و فکری به موفقیت های بالایی دست یافته اند.

آنچه در این مسیر چندین ساله به دانشگاهها و صنایع گذشته است بلحاظ تجربی ارزشمند است و نتایج آن می تواند ما را به نقطه روشنی برساند زیرا صنایع با دید مثبت به دانشگاه می نگرند وبه آنها کمک مالی    می کرده و از آنها طلب کمک برای رفع نیازهای کوتاه مدت خود می کند . از طرف دیگر دانشگاهها ضمن حفظ اهداف آموزشی خود و رعایت استانداردهای آموزشی ملی و بین المللی به صنایع نزدیکتر شده و حل مشکل صنعت را جزء وظایف و تکالیف درسی و آموزشی خود می دانند .