تاریخچه فرسودگی شغلی و مفهوم فرسودگی شغلی

دانلود پایان نامه

) تعاریف عملیاتی متغیرها
ـ فرسودگی شغلی: جهت اندازه‌گیری فرسودگی شغلی از مدل فرسودگی شغلی مسلچ (MBI) استفاده شده است که فرسودگی را در 3 بعد اندازه‌گیری می‌کند و در نهایت مجموع نمرات حاصل از پرسشنامه 22 سوالی فرسودگی شغلی مسلچ، میزان فرسودگی شغلی کارکنان را مشخص خواهد نمود.
ـ خستگی عاطفی: از ابعاد فرسودگی شغلی مدل مسلچ می‌باشد که مجموع نمرات حاصل از 9 سوال پرسشنامه فرسودگی شغلی(گویه‌های 1، 2، 3، 6، 8، 13، 14، 16، 20 ) میزان آنرا در کارکنان معین می‌کند.
ـ مسخ شخصیت: از ابعاد فرسودگی شغلی مدل مسلچ می‌باشد که مجموع نمرات حاصل از 5 سوال پرسشنامه فرسودگی شغلی (گویه‌های 5، 10، 11، 15، 22) میزان آنرا در کارکنان معین می‌کند.
ـ عدم موفقیت فردی: از ابعاد فرسودگی شغلی مدل مسلچ که مجموع نمرات حاصل از 8 سوال پرسشنامه فرسودگی شغلی (گویه‌های 4، 7، 9، 12، 17، 18، 19، 21 ) میزان آنرا در کارکنان معین می‌کند.
ـ سلامت روانی: جهت اندازه‌گیری سلامت روانی از مدل سلامت عمومی‌گلدبرگ استفاده شده که سلامت روانی را در 4 بعد نشانگان جسمانی، اضطراب و اختلالات خواب، اختلال در کارکرد‌های اجتماعی و افسردگی و گرایش به خودکشی می‌سنجد و در نهایت مجموع نمرات حاصل از پرسشنامه 28 سوالی، سلامت روانی کارکنان را مشخص می‌کند.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
) فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه تحقیق
ب ) فرسودگی شغلی
) مقدمه
پیشرفت‌های شگرف فناوری و تغییرات نظام اجتماعی باعث گردیده که جوامع امروزی شکل پیچیده ای به خود بگیرند.عوامل متعددی همچون: مشکلات مالی و خانوادگی، تضاد با دوستان و همکاران، فشار روانی ناشی از عوامل محیطی و سازمانی باعث شده است که به نحوی زندگی طبیعی انسان را تهدید نماید(رستمی‌نیا، 1379 به نقل از شعبانی بهار و کونانی، 1391: 78) این فشار سبب می‌گردد تا وظایفی که انسان به سادگی در شرایط طبیعی انجام می‌دهد، با مشکل روبه رو شود، به گونه ای که با دشواری بدان پرداخته و حتی گاهی قادر به انجام آن نباشد. در نتیجه، آسیب‌های جدی بر منابع مالی و انسانی سازمان وارد می‌شود(صادقی بروجردی، 1382).
پژوهش‌هایی که طی دهه‌های 1980 تا 1990 صورت گرفته است، تماماً تأیید نموده اند که مشکلات روانی و اجتماعی همگی در ایفای نقش اجتماعی به عنوان یک عامل مانع و بازدارنده تلقی می‌شوند. در غالب این پژوهش‌ها، ضمن التفات به آثار مخرب مشکلات مذکور، تأکید بر ضرورت کشف و شناخت علل و عوامل موثر از جمله فرسودگی شغلی که در سطح معناداری می‌توانند شاخصی برای ارزیابی میزان سلامت عمومی‌باشد، به وضوح مشاهده می‌شود(تویتز، 1995 به نقل از شعبانی بهار و کونانی، 1391: 78)
نظام زندگی صنعتی، هر چند دستاوردهای زیادی به همراه آورده است، اما در بسیاری ابعاد نیز عوارضی در پی داشته است؛ از جمله این که افراد چه در زندگی فردی و چه در محیط کاری با استرس زیادی روبرو هستند. فشار ناشی از کار امری طبیعی است و حتی اگر بتوان آن را در یک میزان متناسب نگاه داشت که بتوان آن را مدیریت کرد، می‌تواند موجب خلاقیت‌هایی نیز در فضای کار شود اما آنچه که نامناسب می‌باشد فشار زیاد و منفی محیط کار می‌باشد که می‌تواند سلامت عمومی ‌فرد را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. شرایط کاری، ابهام نقش، میزان مسئولیت، روابط با زیر دستان و همکاران و عدم امنیت شغلی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در ایجاد استرس ناشی از کار می‌باشند.(وایلی، 2000 به نقل از ناستی زایی و همکاران، 1387).
بنابراین لازمه پیشرفت هر سازمانی برخورداری از نیروی انسانی سالم و کارآمد است. عوامل متعددی در ایجاد سلامت جسم و روان کارکنان یک سازمان و همچنین میزان کارائی آنان موثر اند. که از مهمترین آنها می‌توان به عامل فرسودگی شغلی اشاره نمود، اکثریت متخصصان در تعریف فرسودگی شغلی اتفاق نظر دارند که فرسودگی شغلی به نحوی با زندگی صنعتی محیط کاری، مربوط می‌شود(ساعتچی، 1388 به نقل از انیسی و همکاران، 1389).
) تاریخچه فرسودگی شغلی
هر چند«مسلچ» و «پاینز» در توسعه مفهوم فرسودگی شغلی نقش مؤثری داشته‌اند، ولی این مفهوم برای نخستین بار در دهه 70 میلادی توسط «هربرت فرویدنبرگر» بیان شد(نیک لیسک، 2005). فرسودگی شغلی واژه نسبتاً جدیدی است که از آن برای توصیف پاسخ‌های انسان درحین کار در برابر استرس‌های تجربه شده استفاده می‌شود و شامل واکنش‌های روانی است که افراد هنگام روبه رو شدن با استرس‌های شغلی از خود نشان می‌دهند(لاکریتز، 2004 به نقل از امیری و همکاران، 1390). فرسودگی شغلی پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر بوده و به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف می‌شود؛ به طوری که شخص احساس کسالت باری نسبت به شغل خود پیدا می‌کند، به عبارت دیگر شخص به علت عوامل درونی و بیرونی که در محیط کارش وجود دارد احساس فشار می‌کند و این فشار، در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل می‌شود و در این وضعیت احساس کاهش انرژی رخ می‌دهد. فرسودگی شغلی مرحله ای از خستگی و ناامیدی است و زمانی به وجود می‌آید که فرد نتواند بر اهداف زندگی و اهداف کاری خود فایق آید(اوهلرجری و همکاران، 1991).
تا سال 1980 فرسودگی شغلی منحصراً درآمریکا مطالعه می‌شد ولی کم کم توجه کشورهای دیگر به خصوص کشورهای انگلیسی زبان مثل کانادا و انگلیس نیز به این پدیده جلب شد. سپس مقالات و کتابها به زبان‌های دیگر ترجمه شد و در نیمه دوم سال 1980 ابزارهای پژوهش به ویژه پرسشنامه «مسلچ» به زبان‌های فرانسوی، آلمانی، هندی، ایتالیایی، سوئدی، اسپانیایی و عربی ترجمه شد و مطالعات بین فرهنگی آغاز شده است(حسن زادی، 1385).
به طور کلی مطالعات فرسودگی شغلی به دو مرحله قابل تقسیم بندی هستند؛ در مرحله نخست فرسودگی شغلی به عنوان یک مشکل اجتماعی مطرح و از طریق مشاهدات میدانی مفهوم سازی شد که در این مرحله بیشترین تأکید بر توصیف‌های بالینی فرسودگی شغلی بود و مرحله دوم مطالعات فرسودگی شغلی نیز شامل پژوهش‌های تجربی و نظام مند، به ویژه ارزیابی این پدیده در جوامع آماری مختلف بود. در واقع پس از این دو مرحله بود که نظریه‌ها رشد یافته و مفهوم فرسودگی شغلی توسعه پیدا کرد(بوریتز، 2005 به نقل از امیری و همکاران، 1390).