تعاریف مدیریت سود و گزارشگری مالی

دانلود پایان نامه

dividend yield value بهتر است.
حال رابطه این سه روش با مدیریت سود در شرکتهای ژاپنی سنجیده میشود:
: سالt
:
سود –
2-3-6) مدیریت سود
یکی از اولین موضوعاتی که در حسابداری مطرح میشود EM است. مدیران آمریکایی با استفاده در نظام تعهدی سیاستها و خط مشیهای خود را انتخاب میکنند. قوانین مالیاتی و مالی در ژاپن مکانیزمی فراهم کرد که دست حسابداران و مدیران را در EM باز گذاشته. مطالعات اخیر نشان میدهد که شرکتهای ژاپنی به هموارسازی سود دست میزنند. کاپلان (1994) بیان میکند که مدیران ژاپنی همچون مدیران آمریکایی بر روی عملکرد جاری و سود جاری متمرکزند. این به معنا EM نیست ولی بههرحال تمرکز صرف روی سود جاری خود بخود منجر به حرکت به سمت هموارسازی سود میشود.
Inoue & Hernar (1996) متوجه شد که پاداش مدیران در ژاپن منوط به هموارسازی سود است (گره خورده است). پاداش تحت تأثیر این بود که اگر هر سهم کمتر از Yeo 5 میشد یا اگر سودی برای تقسیم کردن وجود نداشته باشد.
Mande et al (2000) دریافت که شرکتهای ژاپنی تعدیل و دستکاری مخارج R & D اقدام به هموارسازی سود میکنند.
بسیاری از شواهد و مدارک گویای این مطلب است که هرگاه عملکرد شرکت بسیار خوب و یا بسیار بد باشد احتمال EM بیشتر است.
Beneish (2001)، سه روش EM:
مدل رگرسیونی برای محاسبه کل تعهدیهای مورد انتظار و غیر عادی
تمرکز روی تعهدیهای خاص مثل یک بدهی سنگین یا ادعای زیاد و دعاوی بیمه
مدل جونز
داراییها(سهم عادی – داراییها)
نتایج هر سه روش یکی بود: شرکتهای با رشد بالا، 75% سود سالانه را توزیع میکنند.
گزارشی که دیوان محاسبات آمریکا (GAO) در سال 2003 منتشر کرد مشخص ساخت که تخصص در صنعت یکی از محرکهای اصلی تلفیق بین شرکتهای حسابرسی است و سطوح زیادی از تمرکز حسابرسان در صنایع مختلف را مورد توجه قرار داد. ما یک نکته مربوط مهم که در گزارش دیوان محاسبات آمریکا نیامده است و همینطور در ادبیات حسابداری دانشگاهی هم واکاوی نشده را بررسی میکنیم: چرا تخصص حسابرس از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است؟
همانند گزارش دیوان محاسبات، ما تمرکز حسابرس را بهعنوان معیاری برای تخصص در صنعت تلقی میکنیم. ما فرض میکنیم که مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری (IOS) نقش مهمی در تعیین یک صنعت به عنوان هدف جذابی برای تخصص حسابرس و ایجاد مشکل برای ورود حسابرس ایفا میکند. ما به این بحث میپردازیم که وقتی مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری ویژه صنعت بالا باشد، حسابرسان سرمایهگذاریهای بالایی برای آن صنعت انجام میدهند که به آنها اجازه میدهد تا برای این صنعت خاص خدمات متمایزی ارائه بدهند و موانعی برای ورود دیگر شرکتهای حسابرسی به این صنعت خاص ایجاد کنند. اگر چه زمانی که قسمت اعظم مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری به شرکتهای خاصی در میان یک صنعت اختصاص یابد، نسبت به وقتی که مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری گوناگونی بیشتری در میان صنعت داشته باشند، نیازهای علمی حسابرسان به شدت خاص آن شرکتها میشود و انتقال دانش و هزینه توسعه بین مشتریان در آن صنعت بسیار مشکلتر خواهد شد. با استفاده از دو معیار متفاوت برای مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری و سه نوع طبقهبندی صنایع، ما شواهدی ارائه میدهیم که تخصص حسابرس با افزایش سطح فرصتهای سرمایهگذاری در صنعت و با کاهش تنوع مجموعه فرصتهای سرمایهگذاری در درون یک صنعت افزایش مییابد.
تعاریف مدیریت سود
مدیریت سود زمانی رخ میدهد که برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده میکند و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تأثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام میدهد.
اسکات به مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاستهای حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیر، اشاره میکند.
فرن و همکاران دستکاری سود توسط مدیریت به منظور دستیابی به قسمتی از پیش