تعاریف مسئولیت اجتماعی و ابعاد فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

– مدل دنیسون در خارج از کشور توسط سازمان های مختلفی به طور گسترده برای ارزیابی فرهنگ سازمانی مورد استفاده قرار گرفته است. جدید بودن مدل دنیسون نسبت به مدلهای معرفی شده و مبنای رفتارگرایی این مدل و همچنین کامل بودن این مدل از نظر شاخصهای اندازه گیری و سنجش ابعاد فرهنگ سازمانی، از جمله دلایل انتخاب این مدل به شمار می آیند. قابلیت استفاده از مدل دنیسون در تمام سطوح سازمانی یکی دیگر از ویژگیهای این مدل است حجم وسیعی از پژوهش ها و پرسشنامه هایی وجود دارند که مدعی اندازه گیری فرهنگ هستند، اما تمامی آنها بیشتر به سوالاتی در زمینه جو سازمانی و اینکه سازمان چه احساسی در مورد کارکنان خود دارد، محدود می شود.گرچه این یک روش غیرمستقیم و محدود برای بدست آوردن ابعادی از فرهنگ است که طبق تئوریهای مهم نویسندگان تجاری تهیه شده اند، اما فرهنگ بر مجموعهای نهفته از اعتقادات و ارزشهاست که به طور واقعی برمحدوده وسیعی از رفتار تاثیر می گذارد(دنیسون ،2000)
برای بررسی و اندازه گیری مسئولیت اجتماعی از چهارچوب نظری زبد عبدالراشد و سعدتالله ابراهیم(2002) استفاده گردیده است.
مدل زبد عبدالراشد و سعدتالله ابراهیم در سال2002 بیان شد که شامل سه مرحله به شرح زیر میباشد: مرحله اول : نگرش نسبت به مسئولیت اجتماعی ، مرحله دوم: سنجش عوامل مسئولیت اجتماعی و مرحله سوم: اجزای ائتلاف ها در زمینه مسئولیت اجتماعی
متغیر وابسته متغیرهای مستقل

فرهنگ سازمانی
درگیر شدن درکار
سازگاری (ثبات ویکپارچگی)
انطباق پذیری
رسالت یا ماموریت

مسئولیت اجتماعی(نگرش نسبت به مسئولیت اجتماعی، سنجش عوامل مسئولیت اجتماعی واجزای ائتلاف ها در زمینه مسئولیت اجتماعی)
نمودار(1-2): مدل تحلیلی تحقیق(منبع:دنیسون،2000)، (زبد عبدالراشد و سعدتالله ابراهیم،2002)
مدل پیشنهادی فوق بیانگر ابعاد فرهنگ سازمانی همچون درگیر شدن در کار، سازگاری (ثبات و یکپارچگی)، انطباقپذیری و رسالت یا ماموریت و نحوهی ارتباط آنها با مسئولیت اجتماعی در سازمانها میباشد که در فصول بعد مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نحوه ارتباط و میزان این ارتباط مشخص خواهد شد.
فصل دوم
مبانی نظری
تحقیق

2-1: مقدمه
فرهنگ سازمانی موضوعی است که چند دهه اخیر به دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. فرهنگ از دیرباز برای شرح کیفیت زندگی جامعه انسانی به کار برده می‌شود. ولی درباره فرهنگ سازمانی آنچه مربوط به کار و رفتار مردمان در سازمان است کمتر سخن گفته شده است.. سازمان یک استعاره برای نظم و تربیت است درحالی‌که عناصر فرهنگ نه منظم هستند و نه با نظم. فرهنگ کمک می‌کند تا درباره چیزی جدای از مسائل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث می‌شود نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین می‌توان گفت فرهنگ در یک سازمان مانند شخصیت در یک انسان است. از ترکیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشه‌ای تازه پدید آمده است. فرهنگ سازمانی پدیده‌ای است که در سازمان است و همه اعضاء اتفاق نظر دارند که یک دست ناپیدا افراد را در جهت نوعی رفتار نامرئی هدایت می‌کند. شناخت و درک چیزی که فرهنگ سازمان را می‌سازد، شیوه ایجاد و دوام آن به ما کمک می‌کند تا بهتر بتوانیم رفتار افراد در سازمان را توجیه کنیم. همۀ سازمان‌ها اعم از سازمان‌های آموزشی و غیرآموزشی، دارای عناصری است که تشخیص و تمیز آنها بسیار با اهمیت است؛ زیرا ساختار سازمان‌ها در بادی امر، مخصوصاً در نظر افراد خارج از آنها، یعنی مراجعه کنندگان، جلوۀ بیشتری دارد و چنین به نظر می‌رسد که یک سازمان مجموعه‌ای است از ادرات، قوانین و مقررات که در قالب ساختارسازمانی گنجانده شده و به‌وسیلۀ چارت یا نمودار سازمان و نیز مجموعۀ قوانین و مقررات آن ، قابل شناسایی است. در حالی‌که چنین نیست و سازمان دارای عناصری است که عموماً از دید دیگران و حتی بعضی وقت‌ها از دید مدیران نیز پنهان است(عباس زاده، 1374،64). با توجه به نقش فرهنگ سازمانی همچنین جایگاه مسئولیت اجتماعی در سازمان، در این فصل مباحثی چند در زمینه فرهنگ سازمانی، تعاریف آن، الگوهای مطرح شده در این زمینه، تعاریف مسئولیت اجتماعی ، و الگوهای مطرح شده در زمینه ارایه خواهد شد و در نهایت تحقیقاتی که در این زمینه در داخل و خارج کشور مطرح شده بیان می گردد.
2-2: بخش اول: فرهنگ سازمانی
2-2-1: عناصر سازمانی:
عناصر سازمانی در یک سازمان آموزشی به چهار عنصر اساسی تقسیم شده است که به ‌طورخلاصه عبارتند از:
1- کارکنان: منظور از کارکنان، کلیۀ افرادی است که در داخل سازمان، وظایف شخصی را بر عهده دارند که در مؤسسات آموزشی شامل هیئت آموزشی، کارکنان اداری و حتی دانشجویان است. اجزای این عنصر سازمانی نیز در برگیرندۀ دین، زبان، مهارت‌ها، تخصص‌ها، طرز تلقی‌ها و تجارب افراد می‌باشد.