تعاریف یادگیری سازمانی و مفهوم یادگیری سازمانی

دانلود پایان نامه

ب- یادگیری عامل مهمی است که عناصر و افراد مختلف درگیر در فرایند توسعه سازمان را به یکدیگر مرتبط می سازد.
ج- یادگیری قلب تغییر، تحول و بهبود سازمانی است.
سنگه21 چهار مؤلفه اصلی یادگیری را به شرح ذیل تعریف می کند:
1- اقدام: انجام یک وظیفه یا کار در قالب چارچوب موارد مشابه تجربه شده.
2- تأمل: مشاهده اعمال و افکار خود و کالبدشکافی کارهای انجام شده.
3- ارتباط: خلق ایده هایی برای اقدام و ساماندهی آنها در قالبهای جدید.
4- تصمیم: تهیه و تدوین رویه و رویکردی برای اقدام.
با انتخاب رویکرد مناسب از میان احتمالات حاصل از مرحله ارتباط، سنگه این چهار مؤلفه را در قالب
حلقه های یادگیری فردی، تیمی و سازمانی بکار می گیرد.[3]
در این راستا داجسون22 معتقد است که سازمانها یاد می گیرند تا قدرت سازگاری و کارآیی خودرا در مقابل تغییرات محیطی اصلاح و بهبود بخشند. در نتیجه بطور خلاصه می توان عنوان نمود یادگیری سازمانها را قادر می سازد سریعتر و مؤثرتر در مقابل محیط پویا و پیچیده عکس العمل نشان دهند (سبحانی نژادودیگران، 1385 ).
2-2-2) تعاریف یادگیری سازمانی :
همگان بر این قول متفق اند که یادگیری سازمانی مفهومی پیچیده و چند بعدی است که از منظر رشته های مختلف مورد بررسی قرارگرفته است. بدلیل میان رشته ای بودن مفهوم یادگیری سازمانی، یافتن تعریفی که بطور وسیع مورد پذیرش محققان قرار گیرد، مشکل است. سنگ23 ( 1997 ) خاطر نشان می کند، تقریباٌ تمامی تعاریف ارائه شده از یادگیری سازمانی در برگیرنده دو نوع تغییر «شناختی» و «رفتاری» هستند.جنبه شناختی تغییر با مفاهیمی چون کسب دانش، فهم و بینش های جدید سروکاردارد. در حالیکه جنبه رفتاری تغییر به ایجاد تغییر واقعی یا بالقوه در رفتار فرد یادگیرنده اشاره می کند( دیویس، 2003 ). وست ( 1994 ) تفاوت در تعاریف یادگیری سازمانی را به تفاوت دو رویکرد«توصیفی- تحلیلی» و «تجویزی» نسبت میدهد و چنین می گوید: براساس رویکرد توصیفی – تحلیلی کسب راههای جدید تفکر و اندیشیدن برای یادگیری کافی است، اما براساس رویکرد تجویزی تغییر رفتار برای یادگیری الزامی می باشد(قربانی زاده، 20:1387).
تعاریف بسیاری در رابطه با یادگیری سازمانی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
سینکولا24 ( 1994 ) یادگیری سازمانی را ابزاری می داند که بوسیله آن دانش محافظت می شود، بطوریکه افراد دیگر علاوه بر ایجادکنندگان دانش نیز می توانند آن را بکارگیرند.
سایمون25 ( 1991 ) یادگیری سازمانی را رشد بینش و تجدید ساخت دهی و بازنگری موفقیت آمیز مشکلات سازمانی توسط افراد که نتایج آن در عوامل ساختاری و نتایج سازمان منعکس شود تعریف میکند.
به اعتقاد نوناکا26 ( 1991 ) یادگیری سازمانی از تکرار فرایندهای درونی و بیرونی شدن حاصل می گردد.
21. Senge
22. Dadgson
23. Tsang
24. Sinkula
25. Simon
26. Nonaka
به گفته آندره مایو27 ( 1994 ) یادگیری سازمانی عبارتست از تمامی روشها، سازوکارها و فرایندهایی که در درون سازمان به منظور تحقق یادگیری بکار گرفته می شوند.
داجسون یادگیری سازمانی را به عنوان روشی که سازمانها ایجاد، تکمیل و سازماندهی می کنند تا دانش و جریانهای عادی کار در رابطه با فعالیتها و همچنین بهبود کارآیی سازمان از طریق بکارگیری مهارتهای گسترده نیروی کار توسعه یابد، تعریف می کنداز نظر اسلیتر و نارور28 (1995) یادگیری سازمانی توسعه دانش یا بینشهای جدیداست که بطور بالقوه میتواند رفتار را تحت تأثیر قرار دهد و این درحالی است که به عقیده لوکاس و دیگران29 ( 1996 ) فرایند فهمیدن و کسب بینش های جدید در هسته مرکزی یادگیری سازمانی قرار دارند.
پس میتوان یادگیری سازمانی را توانایی سازمان به عنوان یک کل در کشف خطاها و اصلاح آنها و همچنین
تغییر دانش و ارزشهای سازمان، بطوریکه مهارتهای جدید حل مسأله و برای کار ایجاد شود، دانست(سبحانی نژاد و دیگران، 1385 ).