تعریف مسئولیتپذیری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی سازمان

دانلود پایان نامه

جامعه: تلاش در راستای ایجاد مزیت برای جامعه و همچنین تحریک و تشویق سازمان های مرتبط برای حرکت در راستای منافع جامعه.
محیط: تشویق و تحریک سازمان برای ایجاد مکانیزم پاسخگویی به محیط خود به طوری که ابهام و
نارضایتی محیط رفع شود و همچنین مواضع سازمان و اثرات سیاست های سازمان بر روی نرخ های تورم،
بیکاری، فقر روشن شود.
اخلاق: ایجاد منشور اخلاقی برای سازمان و کوشش در جهت عمل به اصول و مبانی اخلاقی.
مسئولیت مالی: مسئولیت در برابر اموال افرادی که در سازمان سرمایهگذاری کرده اند و همچنین در سازمانهای بزرگ دولتی، مسئولیت در برابر اموال مردم و ثروت ملی (دنیسون، 2000).
مسئولیت اجتماعی سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت
دارد. در واقع مسئولیت اجتماعی شرکتها رویکردی متعالی به کسب و کار است که تاثیر اجتماعی یک سازمان بر جامعه چه داخلی و چه خارجی را مدنظر قرار میدهد و هدف اصلی آن گردهم آوردن تمامی بخشها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان جهت همکاری با یکدیگر است تا از یک سو موجب همسویی منافع اقتصادی با محیط زیست و ازسوی دیگر سبب توفیق، رشد و پایداری کسب و کار گردد.
2-3-3: اخلاق و اخلاق کار
اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته میشوند که ارزشها را به عمل تبدیل میکنند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر این که دست چیست و نادرست کدام است؟(دفت،1374: 638). اخلاق مفاهیمی چون: اعتماد، صداقت، درستی، وفای به عهد نسبت به دیگران، عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در بر میگیرد. اخلاق در معنی، تشخیص درست از نادرست و خوب از بد، همیشه موضوع مورد بحث فلاسفه بوده، آنها به عنوان یکی از شاخههای فلسفه، در مورد آن سخن گفتهاند. به علاوه برخی مانند هایک اخلاق را تمدن ساز به شمار میآورند(غنینژاد،1381: 129). بیشتر استانداردها و قاعد اخلاقی در یک فرهنگ نسبت به فرهنگهای دیگر و در زمانهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند(هسمر،1382: 113). به عبارت دیگر، نسبیت گرایی اخلاقی باعث میشود آنچه که در یک جامعه، عملی دست نامیده میشود در فرهنگ یا جامعه دیگر نادرست تلقی شود و میزان ابهام و بعضا تعارض در ارزشها افزایش یابد.
اخلاق کار به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است. اخلاق کار، به عنوان شاخهای از دانش مدیرت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهه 1960 پدیدار شد. در این دهه جنبشهای آگاهی بخش اجتماعی، انتظارات مردم را از سازمانها بالا برده، آنها را به این نتیجه رسانده بود که سازمانها باید از امکانات وسیع مالی و نفوذ اجتماعی خود برای رفع مشکلات اجتماعی، مثل فقر، خشونت، آزادی، حفاظت از محیط زیست، تساوی حقوق، بهداشت عمومی و بهیود وضع تحصیلات استفاده کنند. مردم بر این باور بودند که چون شرکتها و موسسات با استفاده از منابع کشور به سود دست مییابند، به کشور بدهکار و مدیون هستند و بایستی برای بهبود اوضاع اجتماعی تلاش کنند(مک نامارا ، 2002: 6). اگر چه انگیزه و توجه شرکت به رعایت مسائل اخلاقی به سال 1923 و به بناینگذار شرکت مبلمان و اثاثیه هرمان میلردی جی دوپر برمیگردد ولی توجه به اخلاقیات در نوشتههای مدیریت، در کتاب: وظیفههای مدیران چستر بارناد(1938) و آثار ماکس وبر به چشم میخورد(اشنایدر و بارسو،1379: 413). بارناد براین باور بود که «ناممکن است سازمانهای رسمی بتوانند بدون عنصر اخلاقی عمل کنند. رهبری که به اصول اخلاقی عمل نیکند نفوذ خود را از دست میدهد و نمیتواند برای مدت طولانی دوام آورد»(بارناد،1368: 404).
طرفدارن اخلاق کار در دو دسته قرار میگیرند. افرادی مانند چپل بر این باورند که رعایت اخلاقکار، باعث افزودن ارزش به سهامدارن شده، ابزاری برای دستیابی به هدف پیشینه کردن سود است(دیدگاه اخلاقیات ابزاری). در مقابل، افرادی مانند بارناد (1938)، کوئین جونز(1995) و میلتون – اسمیت، دیدگاه غیر ابزاری داشته و باور دارند که سازمان بایستی گذشته از ملاحظات مالیع اخلاقکار، به دلیل آنکه ماهیت این کار درست است، باید آن را رعایت کند(پوسچ،2002: 311). در نظریههای نوین مدیریت از قبیل کارگزی ، ذینفعان، حاکمیت شرکتی، و نهادینگی نیز اخلاقیات به گونهای مورد توجه است(رحمان سرشت،1384).
2-3-4: نظریههای اخلاق و مسئولیت اجتماعی
همان گونه که گفته شد، از مسئولیت اجتماعی به عنوان اخلاقیات فراسازمانی یاد میشود که مفهوم مسئولیت اجتماعی را میتوان از بیشتر نظریههای اخلاق استنباط و استخراج کرد. برای روشن شدن بهتر مطلب ابتدا به اختصار نظریههای اخلاق تشریح میشود. هس مر (1995) یکی از کاملترین دسته بندیها را تئوریهای اخلاق این گونه ارائه میکند:
قانون جاویدان: این دیدگاهکه به قانون طلایی نیز مشهور است بدین گونه خلاصه میشود که«یا دیگران آن گونه رفتار کن که دست داری دیگران با تو رفتار کنند».
منفعت گرایی یا تئوری فرجام گرایی: این دیدگاه منطبق با تعریف از اخلاق است که توسط جرمیبنتم متفکر بریتانیایی ارائه شده و بر نتایج و فرضیات فردی متمرکز است. بر این اساس، اخلاقی بودن یک رفتار، بر اساس میزان مطلوبیت آن بیان میشود. یعنی وقتی منافع یک عمل برای جامعه بیشتر از ضررهای آن باشد، آن عمل اخلاقی است.
وظیفهگرایی یا آغازگرایی: آغازگرایی در برابر فرضیه فرجامگرایی است. بر اسا س این دیدگاه که توسط ایمانوئل کانت ارائه شد، هر عمل به نتیجه آن بستگی نداشته، به نیت شخص تصمیم گیرنده بستگی دارد.
عدالت توزیعی: در این تئوری که توسط جان راولز پیشنهاد شده، یک عمل را در صورتی که منجر به افزایش همکاری بین اعضای جامعه شود، میتوان درست و عادلانه و مناسب و بنابراین (اخلاقی) نامید و عملی را که در جهت مخالف این هدف عمل کند میتوان نادرست، ناعادلانه و نامناسب و بنابراین(غیراخلاقی) نامید. در این دیدگاه، همکاری اجتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم میآورد و تلاش فردی کم اهمیت و رد مواردی نادیده گرفته میشود.
آزادی فردی: بر اساس این دیدگاه که توسط رابرت نوزیک پیشنهاد شد، آزادی نخستین نیاز جامعه است. بنابراین هر عملی که آزدی فردی را نقض کند، غیر اخلاقی است؛ حتی اگر منافع و رفاه بیشتری برای دیگران ایجاد کند.
2-3-5: مسئولیتپذیری اجتماعی، مفهوم ، انوع، ابعاد
در این بخش تعریف مسئولیتپذیری اجتماعی، انواع مسئولیتپذیری اجتماعی و ابعاد سه گانه قابل آن به بحث گذاشته خواهد شد.
2-3-5-1: تعریف مسئولیتپذیری اجتماعی
مسئولیتپذیری اجتماعی به معنای پاسخگویی، پیشقدم بودن، توانائی ادای وظیفه، قابل اتکاء بودن، قابل اطمینان بودن، توانایی برای تصمیمات اخلاقی، شایستگی، بهرهمندی از تفکر منطقی و غیره میباشد(گروز نیکل و استفنز،2002: 26).
آدیسون ایلینویز ، معانی مختلف مسئولیتپذیری را شرح دادهاند، که از آن جمله میتوان به مواردی از این قبیل اشاره نمود: