تعهد سازمانی و عملکرد شغلی و تعهد سازمانی و رضایت شغلی

دانلود پایان نامه
براساس گزارش مجله قورچون، 63 درصد مدیران عالی شرکت‌های برتر بر این باورند که رعایت اخلاقیات، موجب افزایش تصویر مثبت و شهرت سازمان شده، منبعی برای مزیت رقابتی به شمار می‌آید. به علاوه تحقیقی در استرالیا نشان داد که 90 درصد استرالیایی‌ها علاقه‌مند به خرید از شرکت‌هایی هستند که رفتارهای آن‌ها اخلاقی است. این تحقیقی مشخص کرد هرچه اعتماد بین اعضای یک سازمان بیش‌تر باشد نیاز به کنترل مستقیم کاهش می‌یابد .
استفاده از مزایای چندگانگی
هم‌چنین چندگانگی سازگار با برنامه‌های اخلاق و فرهنگ‌های اخلاقی می‌تواند موجب شهرت و اعتبار سازمان شده و عملکرد آن را بهبود بخشد (همان).
کاهش هزینه‌های ناشی از کنترل
ترویج خودکنترلی باعث کاهش هزینه‌های ناشی از روش‌های کنترل مستقیم شده و موجب بهبود سود می‌شود.
بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات درتصمیم‌گیری‌های اخلاقی به‌طور عمده تحت‌تأثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تأثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (لاوتن، 1381).
افزایش تعهد و مسئولیت‌پذیری بیش‌تر کارکنان (رحمان سرشت و همکاران، 1388).
سازمان‌ها نیز امروزه دریافته‌اند که بدون وجود یک نظام اخلاقیات یکپارچه که در آن نیازهای فرد، سازمان و جامعه از جهت و جنبه‌های مختلف مانند ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اعتقادی به طور هماهنگ برآورده شود قادر به ادامه‌ی حیات نیستند. نظام اخلاقیات یکپارچه، با نگرشی کل‌گرا و سیستمی تمامی ابعاد اخلاقی را مدنظر قرار می‌دهد و با ایجاد تعادل و توازن بین این ابعاد و بدون آن که یک جنبه را فدای جنبه‌های دیگر سازد و دچار افراط و تفریط در ارزش‌ها گردد، به ایجاد یک فرهنگ اخلاقی قابل‌پذیرش برای همگان توفیق می‌یابد. برای حفظ و استمرار چنین نظامی مدیریت باید تدابیر مختلف ساختاری و رفتاری را به کار گیرد و به گونه‌ای عمل کند که نظام اخلاقیات یکپارچه در جهت کمال انسانی، روز به روز توسعه و تکامل یافته و بهینه شود (الوانی، 1382).
2-5)بخش سوم:پیشینه
مؤلفان و محققان داخلی وخارجی زیادی روابط میان اخلاق و تعهد سازمانی و رضایت شغلی را مورد بررسی قرار داده‌اند:
1) ساکز (1996)نشان داده است که باور قوی به اخلاق کار به گونه‌ای مستقیم با رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه دارد.
2)یوسف (2000) هم نشان داده است که اخلاق بر ابعاد سه‌گانه تعهد سازمانی (عاطفی، مستمر و هنجاری) تأثیر مثبت و مستقیم دارد.
3) نتایج مطالعات تامیلنسون و جانکینز (1992) تحت عنوان «نقش تعهد سازمانی و وضعیت شغلی در پیش‌گیری از ترک خدمت کارکنان» نشان داده است که توجه به انواع تعهد (عاطفی و مستمر) می‌تواند نقش مؤثری در به حداکثر رساندن رضایت شغلی و ترک خدمت داشته باشد.
4) کراشی، بوسک وسینفرت (2005) با پژوهش بر نمونه وسیعی از پرستاران (6584 نفر) نتیجه گرفت که رضایت شغلی بر تعهد سازمانی اثر می‌گذارد و همین نتیجه را نیز چانگ، چی و میائو (2005) در پرستاران تایوانی بدست آورد.
5) در تحقیقی که توسط اکپرا و وین در سال 2008 دررابطه با تأثیر رفتارهای اخلاقی بر رضایت شغلی در کشور نیجریه صورت گرفته نتایج حاکی از این بوده که رابطه معناداری بین اخلاق کار سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی وجود دارد.
6) در تحقیق دیگری هم که توسط یوسف(2000) در بین 425 کارمند مسلمان از چند سازمان متحده عربی انجام شده بود، این نتیجه به دست آمد که بین اخلاق کار و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد.
7) ارسلان (2010) مقایسه‌ای میان عملکرد مدیران در کشورهای انگلیس و ترکیه با استفاده از معیار اخلاق کار اسلامی انجام داده است و مشاهده نموده است که مدیران ترکیه‌ای نمرات بالاتری را در همه خصایص اخلاق کار اسلامی نسبت به مدیران انگلیسی کسب کرده‌اند.
8) رخمن والیزر وکسلوسکی به نقل ازکیدرون از اولین محققانی بودند که به بررسی رابطه اخلاق کار و تعهد سازمانی پرداخته و نتیجه‌گیری می‌کنند که اخلاق کار بین کارگران با تعهد معنوی و اخلاقی نسبت به تعهد محاسباتی، رابطه‌ی بیشتری دارد.
9) رخمن(2010) اثرات اخلاق کار اسلامی را بر پیامدهای کاری (رضایت شغلی، تعهد سازمانی و قصد ترک شغل) در نمونه‌ی 49 نفره‌ی کارکنان 10 مؤسسه مالی اسلامی در اندونزی را مورد بررسی قرار داد و نتیجه می‌گیرد که اخلاق کار اسلامی اثرات مثبتی بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی داشته و اثر قابل توجهی بر قصد ترک خدمت نداشته است.
10) الیزر و کسلوسکی (2010)به بررسی رابطه‌ی میان ارزش‌های کاری، جنسیت و تعهد سازمانی در 204 نفر از دانشجویانی که خارج از دانشگاه کار می‌کردند، پرداخته‌اند. این بررسی‌ها نشان داده است که ارزش‌های کاری خصوصاً ارزش‌های شناختی رابطه‌ی مثبت با تعهد سازمانی داشته است و تعامل ارزشها با جنسیت به عنوان عامل پیش‌بینی کننده تعهد دیده شده است.
11) مولکی و همکاران (2010)در تحقیقات خود به این نتایج دست یافتند که جو اخلاقی با رضایت شغلی ارتباط مثبت دارد و این امر منجر به پایین آمدن نیست ترک خدمت و افزایش تعهد سازمانی و عملکرد شغلی می‌شود.
12) یافته‌های مطالعه والنتاین وبارنت (2011)نشان داد که ارزش‌های اخلاقی مشترک که نشانگر جنبه‌های مختلف فرهنگی یک فضای اخلاقی است، با تعهد سازمانی رابطه‌ای مثبت دارد.
13) در پژوهش دیگری که توسط اسچپکر (2011) در بین نمایندگان فروش انجام شد، نشان داده شده است که رفتارهای اخلاقی باعث رضایت شغلی و تعهد سازمانی بیش‌تر و پایین‌ آمدن نرخ ترک شغل می‌گردد.
14) تانگ و چو در سال (2003) با بررسی 211 کارمند تمام وقت هونگ کنگ بیان کردند که رضایت از حقوق رابطه مثبتی بر تعهدات سازمانی دارد.