تغییرات تکنولوژی و بهره وری سرمایه

دانلود پایان نامه
ارزش متوسط h(i) نیز از رابطه ذیل بدست می آید:
(2-8) AV (h) =
به طوریکه n حجم نمونه و f(i) وزن مربوط به مشاهده iام نمونه می باشد، که از نسبت تعداد افراد خانوارهای نمونه مورد بررسی بدست می آید.
برای برآورد سرمایه انسانی شخصی، فرآیند ذیل طی می شود:
3-1- مشاهدات نمونه را بر اساس واحدهای اقتصادی مرتب خواهیم کرد.(بر اساس سن سرپرست، زمانی که واحدهای اقتصادی، خانواده ها هستند.)
3-2- برای هر سن X درآمدهای کل و اندازه جمعیتی که آنها ارائه می کنند را بدست می آوریم.
3-3- از تقسیم حاصل جمع درآمد واحدها در سن X بر مجموع اندازه جمعیت افراد در سن X میانگین درآمدها بر اساس سن بدست می آید.
3-4- برای حذف نوسانات تصادفی بزرگ، با بکارگیری یک میانگین متحرک هفت دوره ای درآمدهای متوسط و وزن های کل بر اساس سن را هموارسازی می کنیم. از این رو، درآمد هموار شده Y(X) و وزن های متناظرش f(X)اطلاعات مقطعی ارائه شده برای برآورد سرمایه انسانی هستند.
3-5- در غیاب تغییرات تکنولوژی موقتی و بدون افزایش بهره وری سرمایه انسانی، میانگین درآمدهای متناظر واحدهای اقتصادی در سن X ، tسال بعد، با میانگین درآمدهای Y(X+t) از واحدهای اقتصادی در سن X+t معین می شود. از این رو تحت این فروض، میانگین درآمدهای مقطعی و طول دوران زندگی مساوی هستند. بنابراین با نرخ تنزیل معین iجدول مرگ و میر یک جمعیت، متوسط سرمایه انسانی واحد اقتصادی در سن X سالگی با رابطه ذیل مشخص می شود:
(2-9) H(X) =
برای X=20,21,…,80
بر طبق رابطه فوق متوسط سرمایه انسانی جامعه عبارت است از:
(2-10)
3-6- در نهایت برای رسیدن به ارزش پولی از برآورد سرمایه انسانی از مشاهدات nنمونه، از رابطه زیر استفاده می شود.
(2-11)
و با ضرب آن در h(i)سرمایه انسانی مربوط به مشاهده iام از نمونه بدین صورت بدست می آید:
(2-12)
که HC(i) بردار سرمایه انسانی در واحد پولی ملی متناظر را ارائه می کند و آن سرمایه انسانی تجربی متناظر با طرح مدنظر تحقیق را ارائه می کند( داگوم و اسلوت 2000).
ب ) روش گذشته نگر
از آن جا که داده های درآمدی برای یک دوره طولانی به ندرت قابل دسترس هستند، روش گذشته نگر هنوز هم بسیار رایج است. این روش سرمایه انسانی را به عنوان مجموع تمامی هزینه های انجام شده در طی شکل گیری سرمایه انسانی اندازه گیری می نماید. انگل (1883) نخستین کسی بود که این روش را به هنگام ارزیابی سرمایه انسانی از هزینه های پرورش یک کودک، به کار گرفت. دستاورد وی در تمامی بسط های انجام شده توسط شولتز (1961) ومچلاپ (1962) مورد پذیرش قرار گرفت. یک کاربرد بسیار رایج تر از دستاورد هزینه مدار توسط کندریک (1976) صورت پذیرفته است، کسی که موجودی سرمایه انسانی را برای ایالات متحده در دوره زمانی 1969-1929 از طریق جمع زدن هزینه های ملموس (پرورش یک کودک تا سن 14 سالگی) و هزینه های ناملموس (سلامتی، امنیت، تحصیلات، و هزینه های فرصت حضور دانش آموز در مدرسه) ارزیابی نمود.
چنانچه توسط جادسون (2002) پیشنهاد شد، این دستاورد مشابه اندازه گیری موجودی سرمایه فیزیکی است. او روشی را برای محاسبه سرانه موجودی سرمایه انسانی ازطریق هزینه های جایگزینی اش ارائه می نماید:
(2-13)