توسعه اقتصادی و اجتماعی و مفهوم سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه

نظر عده ای درباره چگونگی ایجاد ثروت این است که ثروت ترکیبی از ماده و فکراست و چون ماده محدود است، فکر است که مواد طبیعی را ترکیب کرده و ثروت را بوجود می آورد.
و یا درباره تکنولوژی، مدیریت و سرمایه فیزیکی نیز چنین آورده شده که:” آنچه امروزه به نام تکنولوژی مطرح است، مگر چیزی غیر از تبلور عینی تحولات شگرف فکر انسانی در تسلط بر طبیعت است؟ حتی مدیریت که به منزله عامل تولید ذکر می شود، در واقع توان نیروی کار در اداره کردن بنگاه اقتصادی است، سرمایه نیز چیزی جز میدان دخالت و دستکاری انسان در طبیعت نیز نیست.” (سبحانی 1372، 41 )
پس می توان این نتیجه را گرفت که کلیه عوامل اقتصادی از سرمایه انسانی تأثیر پذیرفته است و در بعضی از عوامل، این تأثیر پذیری تا حدی پیش رفته که می توان آن را پدید آورنده آن عامل نیز محسوب نمود.
افزایش کارایی منابع انسانی
سرمایه گذاری انسانی
افزایش کارایی منابع فیزیکی
افزایش بازده
توسعه یافتگی
شکل 2-2- چرخه سرمایه گذاری در نیروی انسانی و دستیابی به توسعه
2-2- مبانی نظری و روند تحولات تاریخی
به نظر ساخاروپولوس، مباحث مربوط به نقش آموزش در رشد، با کار سولو آغاز می گردد. هرچند او سهم آموزش و پرورش در رشد را اندازه نگرفت، اما به لحاظ این که کار وی مباحثی را در مورد علل واقعی تغییر بهره وری برانگیخت و موجب شد تا دیگران از آموزش به عنوان یک متغیر در تابع تولید استفاده کنند، برجسته است و نقطه آغازی در این زمینه به شمار می رود (عمادزاده 1379، 3-23) .
با این وجود می توان گفت مفهوم سرمایه انسانی اولین بار توسط پتی (1690) عرضه و تخمین زده شد. کانتیلون (1755) سرمایه انسانی را هزینه پرورش کودکان تا سن کار بیان کرد.
اسمیت اولین اقتصاددانی بود که یک مفهوم شفاف از سرمایه انسانی ارائه کرد.او در سال1776 در کتاب ثروت ملل می گوید: ” فرد تربیت شده ای را که زمان و کار زیادی برای وی صرف شده است، می توان با یکی از ماشین آلات گران قیمت مقایسه نمود.” (متوسلی و آهنچیان 1381، 92)
وی سرمایه انسانی را جزئی از ذخیره عمومی ( سرمایه انسانی + سرمایه غیر انسانی) هر جامعه یا کشوری می دانست که این ذخیره عمومی از منابع زیر تشکیل می شود:
تمامی ابزارها و ماشین آلات که بکار گیری نیروی کار را کم کرده و موجب راحتی آن می شود.
تمامی ساختمان های سودمند که ارزش درآمد زائی دارند.
توانایی های اندوخته شده و مفید تمامی ساکنین یا اعضای جامعه.
او اضافه می کرد که احتساب چنین استعدادهایی با حفظ تحصیل کنندگان در طول آموزش، تعلیم، مطالعه و کارآموزی، یک نوع ارزش بوجود می آورد که به عنوان یک نوع سرمایه در شخص تثبیت می شود. با این حال اسمیت خود را درگیر تخمین یا پیشنهاد روشی برای تخمین سرمایه انسانی نکرد.
بعد از اسمیت تا اواسط قرن بیستم اقتصاددانان و کارشناسان اقتصاد سنجی، سرمایه انسانی را به عنوان مفهومی جهت توضیح مهارت ها و توانایی های افراد بیان می کردند.
مایکل تودارو در رابطه با نقش سرمایه انسانی در نظریه های رشد و توسعه چنین می گوید:
” احتمالا اکثر اقتصاددانان در این امر توافق دارند که آنچه در نهایت خصوصیت و روند توسعه اقتصادی و اجتماعی را تعیین می کند منابع انسانی آن کشور است نه سرمایه و منابع مادی آن. از این رو آن کشورهایی که منابع انسانی بیشتری دارند، پیشروتر خواهند بود و تفاوت توان توسعه کشورها را در تفاوت کیفیت نیروی کار آنان باید جستجو کرد نه تفاوت در سایر عوامل. این عامل، تفاوت اصلی و اساسی و عوامل دیگر، تفاوت های فرعی را تشکیل می دهند.” (تودارو، ترجمه غلامعلی فرجادی 1378، 473)
در رابطه با تشکیل سرمایه انسانی و اولویت آن در برنامه های رشد و توسعه، شولتز(1961) در یکی از آثار خود چنین می گوید: