تولید ناخالص داخلی و رابطه علیت گرنجری

دانلود پایان نامه
در بلندمدت شاغلان دارای تحصیلات عالی، راهنمایی و ابتدایی علیت گرنجری رشد اقتصادی هستند، ولی رشد اقتصادی علیت گرنجری سطوح مختلف آموزشی نیست. همچنین، شاغلان دارای تحصیلات پیش دانشگاهی و دیپلم متوسطه در بلندمدت علیت گرنجری رشد اقتصادی نیستند. از طرف دیگر، در بلندمدت یک رابطه علیت گرنجری دو طرفه بین نسبت شاغلان باسواد و رشد اقتصادی وجود دارد.
در ادامه به شرح معدود مطالعاتی که در زمینه اثرگذاری آموزش نیروی کار بر رشد استان‌های ایران انجام شده‌اند، می پردازیم.
از جمله این تحقیقات بایستی به پژوهش عمادزاده و شعبانی نژاد(1389) اشاره کرد که با استفاده از مدل رشد درونزای AK به بررسی اثر شاخص های کمی و کیفی آموزش بر رشد اقتصادی استان های کشور با به کارگیری داده های تابلویی طی دوره 85-1379 پرداخته اند. در این مطالعه از متوسط سطح تحصیلات نیروی کار به عنوان شاخص کمی و از نسبت دانش آموز به کادر آموزشی در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان و نسبت دانشجو به کادر آموزشی دانشگاه ها و مخارج آموزشی به عنوان شاخص کیفی آموزش استفاده شده و در 9 مرحله مجزا به برآورد مدل پرداخته شده است. در پایان تحقیق به این نتیجه دست یافته اند که تمامی شاخص های به کار رفته به جز نسبت دانش آموز به کادر آموزشی در 2 مقطع ابتدایی و راهنمایی و مجموع مخارج آموزشی صورت گرفته در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و آموزش بزرگسالان، همگی اثر معنی داری روی متوسط رشد اقتصادی استان های کشور دارند.
در مطالعه ای دیگر شهبازی و حسنی (1391) به تاثیر سطوح مختلف آموزشی بر رشد اقتصادی استان‌های ایران طی سال های 86-1375 پرداخته است. در این تحقیق با استفاده از متغیرهای نرخ باسوادی و درصد شاغلان به تفکیک استانی و وضعیت تحصیلی به عنوان جایگزین سرمایه انسانی و با بهره گیری از روش ریشه واحد دیکی – فولر تعمیم یافته و آزمون فیلپس و پرون به بررسی پایایی متغیرها پرداخته و در پایان با استفاده از آزمون های یوهانسون-یوسیلیوس و علیت گرنجری به این نتیجه رسیده اند که در بلندمدت سطوح تحصیلات عالی، راهنمایی و ابتدایی به ترتیب بیشترین تاثیر را بر رشد تولید ناخالص داخلی کشور داشته اند. همچنین شاغلان دارای تحصیلات دوره ی متوسطه تاثیر معناداری بر رشد اقتصادی نداشته اند. در کوتاه مدت و بلند مدت یک رابطه علیت یک طرفه از سطوح مختلف آموزشی به استثنای شاغلان دارای سطح تحصیلات دوره متوسطه به رشد اقتصادی وجود دارد، ولی رشد اقتصادی علیت گرنجری سطوح مختلف آموزشی نیست.
همانطور که توضیح داده شد هرچند که اخیرا توجه محققان داخلی به سمت ناهمگنی سطوح مختلف آموزشی جلب شده، اما از تاثیر ناهمگنی بین مناطق مختلف کشور و تاثیر آن بر رشد منطقه، غافل بوده اند. از جمله معدود مطالعاتی که در ایران صورت گرفته و به ناهمگنی بین مناطق کشور پرداخته، تحقیق باقری و همکاران (1391) می باشد که به بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در استانهای ایران پرداخته است. در این پژوهش با استفاده از الگوهای اقتصادی و مدل داده های پنلی به تعیین میزان اثرگذاری سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی پرداخته شده و تمام استانهای کشور را به عنوان جامعه آماری در نطر گرفته است. ایشان طبق شاخص وزارت صنعت، معدن و تجارت، استان های کشور را به سه دسته ی توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می کنند و به این تیجه رسیده اند که تاثیر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در استانهای توسعه یافته بیشتر از دو گروه دیگر بوده و بخشی از شکاف توسعه ای را که میان سه گروه استانی( توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و توسعه نیافته ) وجود دارد، می توان بر اساس شکاف موجود در شاخص سرمایه انسانی آنها توضیح داد.
3-4 نتیجه‌گیری
در این فصل به بررسی مطالعات تجربی و نظری انجام شده در زمینه تاثیر آموزش سرمایه‌انسانی بر رشد اقتصادی در سطح داخلی و بین‌المللی پرداخته شد، همچنین در رابطه با معدود مطالعات داخلی انجام شده به صورت استانی نیز توضیحاتی ارایه شد. همان‌گونه که در این فصل اشاره شد تنها مطالعاتی که به شکل ویژه به بررسی اثر توزیع تحصیلات سرمایه‌انسانی بر رشد استان‌های ایران می‌پردازند، شامل این سه مطالعه است که عمادزاده و شعبانی نژاد (1388) با کمک متغیرهای کمی و کیفی آموزشی و با استفاده از روش داده‌های پنلی، به بررسی اثر آموزش نیروی‌کار بر رشد استانی در طی سال‌های 85-1379 اقدام کرده‌اند. شهبازی و حسنی (1391) به برسی اثر توزیع تحصیلات نیروی‌کار در بین استان‌های کشور با استفاده از روش علیت گرنجر در دو مقطع کوتاه‌مدت و بلندمدت پرداخته‌اند و باقری و همکاران (1391) که با استفاده از داده‌های پنلی به بررسی اثر نیروی‌کار تحصیل‌کرده به تفکیک در استان‌های توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌یافته کشور پرداخته‌اند. همان طور که در این فصل به آن اشاره شد، مطالعات صورت گرفته در زمینه سرمایه‌انسانی اغلب به صورت کلی به تاثیر آموزش بر رشد اقتصادی پرداخته‌اند و تنها مطالعات دهه اخیر به ناهمگنی بین سطوح مختلف آموزشی و تاثیر متفاوت این ناهمگنی بر رشد اقتصادی اهمیت داده‌اند. نکته قابل تامل آن است که مطالعاتی که تا کنون در سطح کشور صورت پذیرفته به طور همزمان به بررسی دو عامل ناهمگنی نیروی‌کار و ناهمگنی استان‌های کشور نپراخته‌اند. از این رو رویکرد این پایان‌نامه از این نظر که هم به ناهمگنی بین نیروی‌کار تحصیل‌کرده در دوره‌های مختلف توجه داشته و هم تفاوت بین استان‌های مختلف کشور را لحاظ کرده، از هر لحاظ متمایز است.
در فصل بعد ضمن توضیح روش کار مورد استفاده در این تحقیق در رابطه با چگونگی تقسیم‌بندی استان‌ها و اثرات مختلف سطوح تحصیلات نیروی‌کار بر رشد استان‌های مختلف توضیح خواهیم داد.
فصل چهارم:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مدیریت و مدیر

تصریح،تخمین و تفسیر مدل

فصل چهارم:

تصریح،تخمین و تفسیر مدل

4-1 مقدمه
این تحقیق در فصل اول به تبیین مساله مورد پژوهش و بیان فرضیه‌های مورد استفاده در زمینه اثر سرمایه‌انسانی بر رشد اقتصادی پرداخت.
در فصل دوم، مبانی نظری ارتباط بین سرمایه‌انسانی و رشد اقتصادی و عوامل موثر بر شکل‌گیری سرمایه‌‌انسانی مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این، تاثیر آموزش در شکل‌گیری سرمایه‌انسانی و اهمیت آموزش از دید اقتصاددانان قرون مختلف را نیز تبیین نمود.
در فصل سوم، با اشاره به تحقیقات انجام شده در این زمینه، به بیان نتایج این تحقیقات پرداخت.
در این فصل ابتدا به بیان نحوه تشکیل پنل نمونه و تقسیم بندی استان‌های کشور می‌پردازیم. سپس درباره نحوه جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز مدل شرح خواهیم داد. در ادامه انتظاراتی که بنابر ملاحظات نظری و تجربی از اثرگذاری متغیرها داریم را بیان می‌کنیم. نهایتاً به توضیح روش مورد استفاده در این تحقیق و مزایای استفاده از این روش خواهیم پرداخت و با استفاده از جداول تخمین به توضیح نتایج بدست آمده از این تحقیق می‌پردازیم.
4-2 نحوه گردآوری اطلاعات و داده‌ها
4-2-1 جامعه آماری و دوره مورد بررسی