تولید ناخالص داخلی و روش حداقل مربعات

دانلود پایان نامه
در این تحقیق قبل از برآورد مدل، ابتدا به بررسی پایایی متغیرهای مورد استفاده در پژوهش باروش دیکی -فولر تعمیم یافته پرداخته شد که طبق نتایج، فرض ناپایایی متغیرها رد شد و به این نتیجه رسیدند که یک درصد افزایش کل سال سواد شاغلین، رشد اقتصادی را 4/0 درصد افزایش می دهد و همچنین یک درصد افزایش در موجودی سرمایه، رشدی معادل 55/0 درصد در اقتصاد را موجب می شود. ضمنا در این تحقیق، یک متغیر مجازی برای تکانه ی مثبت نفتی در سال های 58-1353 وارد شده است که ضریب آن مثبت 2/0 درصد می باشد که حاکی از تاثیر مثبت آن بر رشد اقتصادی کشور می باشد.
در مطالعه ای دیگر، صادقی و عمادزاده به برآورد سهم سرمایه انسانی در رشد اقتصادی ایران طی سال های 80-1345 پرداختند. در این پژوهش آنها با بکارگیری تابع کاب-داگلاس در یک مرحله و در چهارچوب متغیرهای قراردادی از فرم تعمیم یافته ی کاب-داگلاس، سهم تفکیکی عامل نیروی کار متخصص و غیرمتخصص و سرمایه فیزیکی را به صورت زیر برآورد کردند:
LnGDPt = + LnKt + LnL1t + LnL2t +Ut
که در آن:
GDPt، متغیروابسته تولیدناخالص داخلی L2t، نیروی شاغل غیر متخصص
Kt، سرمایه فیزیکی تا ، ضریب های متغیرها
L1t، نیروی شاغل متخصص Ut، جمله پسماند
می‌باشند.
در این تحقیق با استفاده از روش حداقل مربعات به برآورد سهم نیروی کار شاغل متخصص و غیر متخصص در تولید ناخالص داخلی به عنوان معیاری از رشد اقتصادی پرداخته شده است. اما از آنجایی که در برآوردهای اولیه ضریب متغیر نیروی کار شاغل غیر متخصص منفی شده است، آنها پس از بررسی روند متغیرها، به این نتیجه رسیده اند که به علت انقلاب و جنگ از ظرفیت های تولیدی به طور کامل استفاده نشده است و برای حل این مشکل از فاکتور ظرفیت یا نرخ کاربرد؛ که نماینده نسبت محصول واقعی به محصول بالقوه است، استفاده کرده اند.
در قسمت بعدی این پژوهش، بر اساس تحلیل تابع تولید کاب-داگلاس در فرم های غیرقراردادی و با استفاده از الگوی ارائه شده ی ریمو، به بررسی اثر سال های تحصیل نیروی کار و مخارج جاری آموزش به عنوان معیاری برای کیفیت آموزش به صورت زیر پرداخته شده است :
LnQt = LnA + αLnKt + βLnLt + γLnEDU1t +Ut (5-4)
LnQt = LnA + αLnKt + βLnLt + γLnHKA1t +Ut
که در آن، EDU1t سال های تحصیل نیروی کار در سطوح عالی، HKA1t مخارج جاری آموزش عالی، Lt نیروی شاغل، Kt سرمایه فیزیکی و Ut جمله پسماند را نشان می دهند. در برآورد این معادلات نیز از روش حداقل مربعات استفاده شده است و با استفاده از MA مشکل خودهمبستگی پس از آزمون رفع شده و ضریب های معناداری به دست آمده است.
که نتایج این برآوردها، نشان می دهد که عامل سرمایه انسانی، یک عامل باثبات و معنادار بوده که ضریب آن مثبت بوده است که نمایانگر تأثیر مثبت آموزش بر تولید است. ضریب مربوط به نیروی کار در این سیستم، دلالت بر کاربَر بودن تولیدات دارد. به عبارت دیگر، تولیدات سرمایه بَری کمتری خصوصاً سرمایه انسانی دارند.
در پژوهشی دیگر، تقوی و محمدی با استفاده از آمارهای مربوط به دوره 81-1338 به بررسی تاثیر رشد شاخص های معرف سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در ایران پرداخته اند. در این تحقیق ابتدا به اهمیت موضوع سرمایه انسانی برای کشورهای در حال توسعه پرداخته شده و پس از بررسی ابعاد توسعه انسانی، به نحوه ی حضور متغیر سرمایه انسانی در الگوهای رشد پرداخته می شود. در ادامه از یک تابع تولید دارای بازده ثابت نسبت به مقیاس به صورت زیر استفاده شده :
Yt = At F( Kt,Lt,Zt)
که در آن Y معرف محصول واقعی کل در اقتصاد؛ A معرف تکنولوژی کل تولید؛ L معرف کل نیروی کار؛ K معرف مجموع موجوی سرمایه و Z معرف سایر عواملی است که بر روی رشد اقتصادی تاثیر خواهند گذشت. t نیز در این تابع مبین سال های مختلف است. سپس با انجام دیفرانسیل گیری تابع فوق را به شکل زیر تغییر دادند :
که در آن، رشد GDP را به رشد فناوری، نسبت سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی، رشد نیروی کار و رشد سایر متغیرهای موثر بر رشد GDP مرتبط می سازد.
در این پژوهش، برای بررسی و آزمون تاثیر رشد سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در ایران؛ از دو متغیر جایگزین سرمایه انسانی استفاده شده است. اولین متغیر، متوسط سال های تحصیل نیروی کار شاغل است و دومین متغیر جایگزین برای سرمایه انسانی، درصد باسوادی بزرگسالان است که از منابع بانک جهانی استخراج شده است. در ادامه پس از بررسی مانایی متغیرها و انجام آزمون هم انباشتگی گرنجر، این نتیجه حاصل شده است که هر دو متغیر جانشین سرمایه انسانی با یک وقفه از لحاظ آماری، تاثیر مثبت و معناداری روی رشد اقتصادی داشته اند.
در پژوهشی دیگر، نیلی و نفیسی به بررسی نقش توزیع تحصیلات نیروی کار بر رشد اقتصادی ایران در طی بازه ی زمانی 79-1345 پرداخته اند. در این تحقیق با اتکا به کار لوپز، توماس و ونگ آموزش، کالایی غیر قابل مبادله درنظر گرفته می شود؛ از این رو متغیر آموزش به تنهایی برای تبیین رشد اقتصادی کشورها مناسب نبوده و به همین دلیل توزیع آموزش را نیز وارد الگو کرده اند. برای این منظور از تابع تولید زیر استفاده شده است :

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   روابط خانوادگی و مسئولیت پذیری

که در آن، Yi ارزش افزوده ایجاد شده از سوی فرد i ام، A ضریب بهره وری کل،Ki سهم سرمایه فیزیکی، A ضریب بهره وری کل، پارامتری است که منعکس کننده سطح توانایی فرد i ام و hi سطح آموزش فرد i ام است.
پس از انجام یک سری عملیات ریاضی به معادله زیر حاصل شده است :