تولید ناخالص داخلی و صورت سود و زیان

دانلود پایان نامه
منبع: بانک مرکزی
شکل2-5. سهم ارزش افزوده صنعت از کل ارزش افزوده تولیدی بر GDP
منبع: بانک مرکزی
2-8- خلاصه فصل
در این فصل ادبیات مربوط به توسعه مالی و اثرات آن بر رشد و نوسانات رشد و پیشینه فعالیت های صورت گرفته دراین زمینه مورد مطالعه قرار گرفت تا چگونگی ورود مقوله نوسان توسعه مالی به نوسان رشد صنعت شفاف گردد. همچنین در فصل آتی روش و نوع مدل اقتصادی سنجی که قادر به بررسی رابطه همبستگی بین متغیرهای توسعه مالی و نوسانات توسعه مالی و نوسان رشد صنایع را داشته باشد ارائه
می گردد.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
3-1- مقدمه
دستیابی به هدف‌های علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد، مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر یکی از مشخصه‌هایی که تعیین کننده‌ی اعتبار و ارزش یک فعالیت تحقیقاتی می‌باشد، روش و ابزاری است که محقق در انجام پژوهش خود در پیش گرفته است. اتخاذ روش پژوهش مناسب علاوه بر اینکه محقق را در رسیدن به نتیجه های محکم‌تر و قابل اتکاتر یاری می‌دهد، روند پیشرفت پژوهش را بسیار تسهیل می‌نماید. در این فصل چگونگی انجام تحقیق جهت رسیدن به اهداف مطالعه بیان می‌گردد. بدین جهت مطالب این فصل در سه قسمت ساختار مدل، برآورد مدل و روش های همجمعی به صورت زیر ارائه می‌گردد. در قسمت ساختار مدل تحقیق به بررسی مدل و تعریف متغیرها و خصوصیات این مطالعه از نظر جامعه و نمونه آماری، نوع داده‌ها، روش جمع‌آوری داده‌ها و متغیرها مورد استفاده بیان می‌گردد. همچنین در قسمت مدل تحقیق با توجه به اهداف تحقیق و متغیرهای مورد استفاده معادله‌ای که توانایی تشریح رابطه بین متغیر وابسته با متغیرهای مستقل را داشته باشد ارائه می‌گردد و در نهایت با توجه به ویژگی‌های مدل و داده‌های مورد استفاده نحوه برآورد و تخمین ضرایب بیان می‌گردد.
3-2- ساختار مدل
ما این فرضیه که ایا توسعه مالی می تواند در کاهش نوسان صنایعی که نیازمند نقدینگی زیاد هستند موثر باشد، را با استفاده از داده های ایران مورد بررسی قرار می دهیم. برای انجام این کار ما از رگرسیون ارائه شده توسط راداتز (2006) و هوانگ و همکارانش (b2014) استفاده نمودیم که نوسان صنایع (اندازه گیری شده با انحراف استاندارد ارزش افزوده) را در تعامل با صنایع نیازمند به نقدینگی بالا و توسعه مالی کشور
(محاسبه شده بوسیله سطح اعتبار خصوصی به تولید ناخالص داخلی) مورد بررسی قرار می دهیم.
(3-1)
در این معامله نشان دهنده انحراف استاندارد رشد ارزش افزوده واقعی صنعت است و مقدار ثابت معادله و اندازه گیری میزان نقدینگی مورد نیاز صنعت بوسیله متغیر نشان داده شده است، اندازه توسعه مالی کشور می باشد و نشان دهنده نوسان توسعه مالی کشور است، مجموعه ای از عوامل اضافی تعیین کننده نوسانات است و خطای تصادفی است. و پارامترهای مورد نظر برای براورد هستند. در وقع این دو پارامتر اثر تعامل بین توسعه مالی و نوسانات ناشی از آن و نقدینگی را، بر روی نوسانات رشد بخش صنعت نشان می دهد. به عبارتی می توان گفت که اگر توسعه مالی به سمت کاهش نسبتا بزرگی در نوسانات بخش وابسته به نقدینگی بالا هدایت کند بنابراین این پارامتر منفی و معنی دار خواهد بود.
راداتز (2006) این پارامتر را منفی بدست آورد که موید این نظریه است که توسعه مالی نوسانات صنایع وابسته به نقدینگی بالا را کاهش می دهد.
(3-2)
معادله (3-2) مشابه با معادله (3-1) می باشد اما با این تفاوت که نشان دهنده توسعه بازار سرمایه می باشد. در معادله (3-2) پارامتر نشان دهنده اثر تعامل توسعه بازار سرمایه و نقدینگی، بر روی نوسانات است که در صورت منفی و معنا دار بودن این پارامتر، می توان نتیجه گرفت که توسعه بازار سرمایه موجب کاهش نسبتا بزرگ نوسانات بخش صنعت وابسته به نقدینگی بالا، خواهد شد. لاریان (2006) و راداتز (2006) استدلال می کنندکه عملکرد خوب بازار سرمایه می تواند نقدینگی مورد نیاز را به منظور هموار نمودن نوسانات فروش و موجودی شرکت ها و رشد ارزش افزوده صنایع، فراهم نماید. بنابراین انتظار می رود پارامتر منفی و معنی دار باشد (هوانگ و همکارانش،b 2014) .
3-2-1- معرفی متغیرها
در ادامه متغیرهایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار میگیرد اعم از متغیر وابسته و متغیرهای مستقل به صورت زیر تشریح میگردد:
3-2-1-1- اندازه گیری نقدینگی، توسعه مالی و نوسانات
3-2-1-1-1- نقدینگی
اندازه گیری نقدینگی مورد نیاز شرکت ها با استفاده از داده های ترازنامه و صورت سود و زیان ارائه شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار محاسبه شده است. صورت های مالی به طور مستقیم اطلاعاتی در مورد نیاز شرکت به نقدینگی به منظور انجام فعالیت های خود را ارائه نداده است و تنها مفاهیمی اقتصادی مربوط به سرمایه در گردش در این صورت ها وجود دارد. از این رو ما برای اندازه گیری این متغیرها به طور غیر مستقیم، مطابق با کار راجان و زینگلاس (1996) و راداتز (2006) ، پنج شاخص اندازه گیری را معرفی
می کنیم که به علت عدم در دسترس بودن داده یکی از شاخص ها، در این مطالعه ما تنها از چهار شاخص استفاده کردیم.
به منظور اندازه گیری نقدینگی مورد نیاز صنایع ما از روش راجان و زینگلاس (1996) و راداتز (2006) استفاده نمودیم. استفاده از این روش ها نیاز به این فرض دارد که، برخی از صنایع به دلیل تکنولوژی، نیاز بیشتری به سرمایه در گردش دارند. در واقع این فرض را این طور می توان توجیه نمود که اختلاف در تمام صنایع در طول مدت تولید و نحوه عمل آن ها (تولید دسته ای در مقابل تولید پیوسته) که به احتمال زیاد به مسئله فن اوری اشاره دارد، در مورد استفاده شرکت ها از سرمایه در گردش تاثیر گذار است.