تولید ناخالص داخلی و ناهمسانی واریانس

دانلود پایان نامه

این شاخص برابر با ارزش جاری سهام تقسیم بر تولید ناخالص داخلی است که تحلیل گران اغلب به عنوان یک اندازه بازار سهام از آن یاد می کنند. از لحاظ اهمیت اقتصادی، فرض پشتیبان این شاخص آن است که اندازه بازار ارتباط مثبتی با توانایی بسیج سرمایه و تنوع سازی ریسک دارد (کانت- لوین، 1996؛ لوین-زروس، 1996) .
(ب) نقدینگی
اگر چه اقتصاددانان تعاریف نظری زیادی را برای نقدینگی پیشنهاد می دهند اما تحلیل گران نقدینگی را به عنوان توانایی در خرید و فروش آسان اوراق بهادار تعریف می کنند. نقدینگی برای سرمایه گذاران امکان تغییر پروتفوی شان را به طور ارزان و سریع فراهم می کند از این رو مخاطرات کمتر و سوداوری بیشتری را بوجود می اورد. نقدینگی یک ویژگی مهم از بازار سهام توسعه یافته است چرا که به لحاظ نظری نقدینگی بازار، تخصیص سرمایه را بهبود می دهد و چشم انداز بلند مدت رشد اقتصادی را افزایش می دهد. برای اندازه گیری جامع نقدینگی لازم است تمامی هزینه های مربوط به معامله، از جمله هزینه های زمان و عدم اطمینان از پیدا کردن یک همتا و انجام معامله را در نظر گرفت. از انجایی که داده ها برای محاسبه این شاخص محدود است ما از دو شاخص دیگر برای اندازه گیری نقدینگی استفاده می کنیم.
(ب-1) شاخص اول (ارزش سهام معامله شده به GDP)
این شاخص برابر با ارزش کل سهام معامله شده در بازار سهام تقسیم بر تولید ناخالص داخلی است. این نسبت ارزش معاملات سهام نسبت به اندازه اقتصاد را اندازه گیری می کند. این اندازه گیری نقدینگی،
اندازه گیری اندازه بازار سهام را کامل می کند چرا که ممکن است بازار بزرگ اما غیر فعال باشد (لوین- زروس، 1996) .
(ب-2) شاخص دوم (نسبت گردش )
این شاخص برابر با نسبت ارزش سهام معامله شده بر ارزش جاری سهام می باشد. گردش مالی بالا اغلب نشان دهنده هزینه های مبادلاتی پایین است. نسبت گردش، مکملی برای ارزش سهام معامله شده تقسیم بر GDP است. اگر چه ارزش سهام معامله شده بر GDP مقایسه ای بین میزان معاملات و اندازه اقتصاد است اما نسبت گردش، میزان معاملات را نسبت به اندازه بازار سهام اندازه گیری می کند (کانت و لوین، 1996) . به بیان دیگر، ممکن است یک بازار کوچک و نقد شو، نسبت گردش بالایی داشته باشد اما نسبت سهام معامله شده کل به تولید ناخالص داخلی کوچک باشد (کانت و لوین، 1996؛ لوین و زروس، 1996) . به منظور اندازه گیری توسعه بازار سهام، ما بر سه شاخص بالا تمرکز می کنیم.
3-2-1-1-3- محاسبه نوسانات
به منظور محاسبه نوسانات روش های مختلفی مانند روش ماکزیمم لایک لیهود توسط کلیفرد بال و والتر تروس (1984) و روش حد بالا – پایین توسط میشل پارکینسون (1980) و مارک گرامان و میشل کلاس (1980) ارائه شده است و یا در امور مالی اغلب نوسانات به وسیله انحراف استاندارد، ، و یا واریانس، ، محاسبه می شود که با استفاده از مجموعه ای از مشاهدات واریانس به صورت زیر قابل محاسبه است :
(3-6)
که در اینجا به میانگین اشاره دارد و انحراف استاندارد به صورت ریشه مثبت واریانس تعریف می شود و آماره انحراف استاندارد پارامتری با توزیع آزاد است که ویژ گی نمونه را ارائه می دهد. اما تغییر نوسانات در بازارهای مالی، به نوعی نشان دهنده ناهمسانی واریانس در یک دوره زمانی است. برای رفع مشکل ناهمسانی واریانس در سری زمانی که از خصوصیات ذاتی بازارهای مالی می باشد، از مدلهای مختلف استفاده شده است. در این میان گارچ بیشترین کاربرد را داشته است.
3-2-1-2- اندازه گیری متغیرها
3-2-1-2-1- متغیر
در معادله (3-1) و (3-2) متغیر وابسته، ، انحراف استاندارد رشد ارزش افزوده واقعی صنعت است. برای محاسبه این پارامتر در ابتدا نیاز به جمع اوری ارزش افزوده هر شرکت در دوره 11 ساله داریم که ما این داده را از صورت سود و زیان شرکت ها در نرم افزار ره آورد نوین جمع اوری کردیم. سپس از مجموعه بدست آمده میانگین گیری کردیم تا برای هر سال در هر طبقه یک عدد بدست آوردیم. سپس رشد ارزش افزوده واقعی هر شرکت در هر دوره را به صورت زیر محاسبه نمودیم :
(3-6)
به منظور محاسبه نوسان این متغیر از الگوی گارچ استفاده نمودیم.
3-2-1-2-2- متغیر
برای محاسبه این متغیر ما در زیر بخش های قبلی 5 شاخص را معرفی کردیم که بدلیل در دسترس نبودن داده های یکی از شاخص ( هزینه نیروی کار به فروش) ما تنها 4 شاخص را در این مطالعه محاسبه نمودیم .
شاخص 1: نسبت موجودی کالا و مواد به فروش
برای محاسبه این شاخص لازم است داده ها را جمع اوری نماییم که داده های موجودی مواد و کالا را از ترازنامه که با نام “موجودی مواد و کالا” معرفی شده بود جمع آوری و میزان فروش هر شرکت را از صورت سود و زیان که با نام “درامد حاصل از خدمات و فروش” نام گذاری شده بود استخراج نمودیم. داده ها را برای هر شرکت در دوره 11 ساله جمع آوری و سپس شاخص را با استفاده از فرمول زیر محاسبه نمودیم.
(3-7)
مطابق با محاسبه متغیر ، از شاخص محاسبه شده مربوط به شرکت های عضو در یک طبقه ، میانگین گیری کردیم که با این کار به هر طبقه از صنعت در هر سال یک داده را اختصاص و به این ترتیب مجموعه ای شامل 11 داده را تشکیل دادیم.
شاخص دوم : چرخه تبدیل وجه نقد (CCC)
این شاخص مطابق با معادله (3-3) محاسبه می شود که داده های لازم برای محاسبه معادله، نیاز به میزان فروش و موجودی مواد و کالا داریم که این داده ها در بالا توضیح داده شده است. همچنین داده های حساب دریافتنی و پرداختنی را از ترازنامه که به ترتیب با نام های “حساب‌ها و اسناد دریافتی تجاری” و “حسابها و اسناد پرداختنی تجاری” معرفی شده اند استخراج نمودیم. بهای تمام شده کالا نیز از صورت سود و زیان با همین نام استخراج شده است. پس از محاسبه معادله (3-3) برای هر شرکت در دوره 11 ساله از داده های بدست امده مربوط به شرکت های عضو در یک طبقه، میانگین گیری می کنیم که با این کار مجموعه متشکل از 11 داده را برای هر طبقه فراهم کردیم .