تولید ناخالص داخلی و وقفه های توزیعی

دانلود پایان نامه

Ln(y0) = Ln(c) + + Ln[1+2 +
که بر اساس معادله ی فوق برای هر کشور، یک توزیع بهینه ی آموزش وجود دارد که آن را می نامند.
از معادله ی فوق می توان به راحتی دریافت که رشد اقتصادی، افزون بر سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی، به میزان پراکندگی تحصیلات شاغلان در میان سطوح مختلف تحصیلی نیز، وابسته است، که میزان این پراکندگی تحصیلات نیز، تابعی از یا همان پراکندگی آموزش می باشد.
Ln() = Ln(c) + () + +
در ادامه ی تحقیق، آنها بر اساس کار توماس، ونگ و فن، از ضریب جینی آموزش به عنوان معیار مناسبی برای توزیع آموزش در کشور استفاده کرده اند:
GINIt =
GINI، ضریب جینی تحصیلات
EDU، متوسط سال های تحصیل
و ، نسبت جمعیتی که یک سطح مشخص از تحصیلات را طی کرده اند
و ، سال های تحصیلات در سطوح آموزشی مختلف
n ، تعداد گروه های تحصیلی در اطلاعات مورد استفاده
نتایج حاصل شده از این تحقیق نشان می دهد که؛ که با وارد کردن ضریب جینی در معادله رشد، قدرت توضیح دهندگی مدل نسبت به زمانی که اثر توزیع تحصیلات نیروی کار در مدل لحاظ نشده است، افزایش می یابد. هم چنین با وارد کردن توزیع آموزش در مدل، فرض عدم همبستگی بین پسماندهای الگو رد نمی شود و فرض نرمال بودن توزیع پسماند ها نیز تایید می شود. در پایان چنین نتیجه می شود که، اثر توزیع آموزش روی رشد اقتصادی منفی است و از این رو در جهت بهبود رشد اقتصادی، بایستی پراکندگی تحصیلات را کاهش داد. به عبارت دیگر، باید به جای تمرکز روی آموزش عالی، بر روی مقاطع ابتدایی و راهنمایی تاکید کرد.
در پژوهشی دیگر، جوزاریان به بررسی اثر سرمایه انسانی بر رشد کشور در دو مقطع کوتاه مدت وبلندمدت پرداخته است. وی بر اساس الگوی چون لین(2004)، از الگوی زیر برای تاثیر سرمایه انسانی بر تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی ایران استفاده کرده است:
Y=A
به طوری که: Y تولید ناخالص داخلی حقیقی (GDP)، K ذخیره سرمایه فیزیکی، L عامل نیروی کار، H سرمایه انسانی، A عامل تکنولوژی، سهم سرمایه فیزیکی از تولید، سهم عامل نیروی کار از تولید، سهم سرمایه انسانی از تولید، t روند زمانی می باشد. با گرفتن لگاریتم طبیعی از طرفین رابطه فوق، می توان نوشت :
از آنجایی که انواع شاخص های مختلف سرمایه انسانی از قبیل مخارج آموزشی، سال های آموزش پذیری و غیره به کار رفته و نتایج مشابهی بدست آمده است. بنابراین در این تحقیق، تنها از شاخص سال های آموزش پذیری طی سال های 82-1338 به عنوان پروکسی سرمایه انسانی استفاده شده است.
در این پژوهش، برای بررسی اثر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی کشور؛ ابتدا با استفاده از آزمون های موجود به بررسی ایستایی متغیرهای الگو پرداخته شده و سپس جهت بررسی و تحلیل روابط بلندمدت و کوتاه مدت در بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی از الگوی خودبازگشت با وقفه های توزیعی(ARDL)، استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان دهنده ی تاثیر مثبت و معنی دار سرمایه انسانی بر تولید ناخالص داخلی کوتاه مدت و بلندمدت کشور می باشد و تاثیر بلند مدت سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی بیش از کوتاه مدت آن می باشد.
در پژوهشی دیگر، عبدلی و ورهرامی به بررسی اثر تحصیلات عالی(با تاکید بر رشته های تحصیلی) بر رشد بخش های اقتصادی ایران در طی بازه ی 86-1357 پرداخته اند. آنان از تابع کاب-داگلاس در جهت برآورد مدل رشد اقتصادی بهره برده اند و برای وارد کردن نیروی انسانی با گروه آموزش عالی در مدل؛ از یک تابع ساده تحصیلات-درآمد استفاده کرده اند.
متغیرهای استفاده شده در این تحقیق عبارتند از: ارزش افزوده بخش های اقتصادی، تولیدناخالص داخلی، سرمایه فیزیکی، نیروی کار و سطح تحصیلات بر حسب گروه آموزش عالی نیروی انسانی می باشند که همگی با یک بار تفاضل گیری مانا شده اند. همچنین به منظور بررسی وجود رابطه بلندمدت بین متغیر ها، از آزمون یوهانسون استفاده شده است که نتیجه ی حاصل شده نشان از عدم وجود رابطه ی بلندمدت می دهد. پروکسی استفاده شده برای ذخیره ی سرمایه انسانی، بر اساس فرمول ارائه شده توسط تین چون لین(2006) به صورت زیر می باشد:
E = (5××12 + شاغلان با تحصیلات راهنمایی×8 + شاغلان با تحصیلات ابتدایی شاغلان با تحصیلات‌دیپلم+شاغلان با تحصیلات دانشگاهی ×16) / کل شاغلان
شاغلان دانشگاهی به صورت میانگین وزنی از شاغلان با مدرک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری محاسبه شده اند.
در این تحقیق، پس از بررسی تاثیر موجودی(ذخیره) تحصیلات عالی بر رشد محصول واقعی، اثر تحصیلات عالی گروه های مختلف تحصیلی بر سطح رشد واقعی اقتصاد بررسی شده است؛ که برای دستیابی به این منظور رشته ها را به چهار گروه: ادبیات و علوم انسانی، فنی و مهندسی، مدیریت و بازرگانی و علوم کشاورزی تقسیم کرده اند. سپس در تابع ای جداگانه به بررسی تاثیر تحصیلات بر رشد محصول در بخش های مختلف اقتصاد(شامل: صنعت، خدمات و کشاورزی) پرداخته اند. که به منظور دستیابی به این هدف نیز، از یک تابع درآمد استفاده کرده اند.