جامعه‌پذیری سیاسی و ویژگی‌های فرهنگ

دانلود پایان نامه

2- رشد شخصیت
ناگفته نماند که اجتماعی شدن فقط به قلمرو جامعه شناسی محدود نمی شود، بلکه انسان شناسان، زیست شناسان و روان شناسان نیز به این موضوع علاقمند بوده و بر آن تاثیر می گذارند.انسان شناسان در امر اجتماعی شدن بر نقش فرهنگ تاکید می کنند، روان شناسان بر رشد و مشروط شدن ادراک و یادگیری از راه کنش های متقابل با رفتار دیگران و جامعه شناسان به مطالعه فراگردهای تاثیرات اجتماعی و اثرات نهادها توجه دارند.
این برداشت های متفاوت به جنبه ها و ابعاد فراگرد جامعه پذیری اشاره دارند.
2-2- اصطلاح جامعه پذیری:
جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن ،از نظر لغوی به‌معنای انطباق با جامعه و آشناسازی با جامعه است. در جامعه‌شناسی این مفهوم به فرایندی اطلاق می‌شود که به موجب آن افراد ویژگی‌هایی را که شایسته عضویت آن‌ها در جامعه است را کسب می‌کنند.به‌عبارت دیگر جامعه‌پذیری نوعی فرایند کنش متقابل اجتماعی است که در خلال آن فرد هنجارها، ارزش‌‌ها و دیگر عناصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در گروه یا محیط پیرامون خود را فرا گرفته، درونی کرده و آن را با شخصیت خود یگانه می‌سازداز ابعاد مهم جامعه‌پذیری که مورد نظر دولت‌ها ست جامعه‌پذیری سیاسی است.جامعه‌پذیری سیاسی روندی آموزشی است که به انتقال
هنجارها و رفتارهای پذیرفتنی نظام سیاسی مستقر، از نسلی به نسل دیگر کمک می‌کند و هدف از آن تربیت یا
پرورش افراد به‌صورتی است که اعضای کارآمد جامعه سیاسی باشند.
اگرچه در فارسی مفاهیم جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن معادل یکدیگر به‌کار می‌روند لکن از نظر هربرت بلومر اجتماعی شدن به‌معنی ذوب شدن و یکی شدن و جا افتادن در جامعه کلان است و تنها بعدازجامعه‌پذیری است که فرایند اجتماعی شدن می‌تواند رخ دهد.
سابقه تاریخی اصطلاح جامعه پذیری به سال 1828 می رسد ولی در ایالات متحده آمریکا نخستین بار این واژه در حدود سال 1895 توسط جرج زیمل به کار گرفته شد.بعدها آنتونی گیدنز و برجیس به آن بال و پر بیشتری دادند و با انتشار دو مقاله در ژوئیه 1938 در مجله آمریکایی جامعه شناسی این اصطلاح در جامعه شناسی رواج چشمگیری یافت.
2-2-1 مفهوم اجتماعی شدن یا جامعه پذیری:
در جامعه‌شناسی این مفهوم به فرایندی اطلاق می‌شود که به موجب آن افراد ویژگی‌هایی را که شایسته عضویت آن‌ها در جامعه است را کسب می‌کنند به‌عبارت دیگر جامعه‌پذیری نوعی فرایند کنش متقابل اجتماعی است که در خلال آن فرد هنجارها، ارزش‌‌ها و دیگر عناصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در گروه یا محیط پیرامون خود را فرا گرفته، درونی کرده و آن را با شخصیت خود یگانه می‌سازد. (سلیمی و داوری، 1385) در مورد ماهیت این فرایند نیز، اختلافاتی وجود دارد.برخی آنرا نوعی فرایند یادگیری می‌دانند که از طریق آن افراد می‌آموزند که در شرایط معین چگونه باید رفتار کنند و هر نقشی یا منزلت اجتماعی چه توقعات و انتظاراتی با خود می‌آورد.گروهی هم جامعه‌پذیری را عبارت از آموزش می‌دانند که در ضمن آن هنجارها و ارزشهای جا افتاده از طریق دادن پاداش و کیفر برای انواع گوناگون رفتارها، آموزش داده می‌شوند .(مک کوایل، 1385)اگرچه در فارسی مفاهیم جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن معادل یکدیگر به‌کار می‌روند لکن از نظر هربرت بلومر اجتماعی شدن به‌معنی ذوب شدن و یکی شدن و جا افتادن در جامعه کلان است و تنها بعد از جامعه‌پذیری است که فرایند اجتماعی شدن می‌تواند رخ دهد.(تنهایی، 1379)
2-2-2 تعریف اجتماعی شدن:
از نظر لغوی به‌معنای انطباق با جامعه و آشناسازی با جامعه است. (حق‌شناس، 1387) یک فرایند مادام‌العمر جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، که طی آن هر فرد، هنجارها، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری را که جامعه وی بر آنها تأکید دارد، بصورت جزئی از وجود خویش در می‌آورد. (بلیک و هارولدسن، 1378) جامعه‌پذیری فرایندی است که به دنبال آموزشهای عام (اعم از آموزش رسمی و غیر رسمی) به افراد بدست آمده و موجب حلول قوانین رفتاری هر جامعه و همۀ انتظارات فرهنگی آن، در کل شخصیت روانی افراد، با(توجه به مشارکت آنها در نظام آن اجتماع)، می‌گردد و این قوانین و انتظارات را بر شخصیت فرد حک می‌کند. (دفلور و دنیس، 1383)
«ویلسون» که جامعه‌پذیری را فرایند ورود به گروه انسانی یا در آمدن به حلقۀ اسرار جامعه می‌داند، در این باره می‌گوید «جامعه‌پذیری فرایندی است، که شماری از معجزات کوچک در آن رخ می‌دهد؛ حیوان انسان می‌شود، رفتار صرف، مبدل به شیوۀ برخورد خوب و بد می‌گردد، فرد به منزلۀ یک واحد ارگانیک، بصورت یک شخص، شخصی آگاه از وجود خویشتن در می‌آید و از لحاظ اشارات پیچیده‌ای که بطور فزاینده از انتظارات دیگران خبر می‌دهد، قادر به کنترل برخوردهایش می‌شود» (بلیک و هارولدسن؛ ص89) مراد از اجتماعی شدن تقریبا” آن یادگیری است که با تصویب گروهی سروکار دارد .(ویلیام، 1376) از نظر فروید: اجتماعی شدن فرایندی است که برطبق آن کودک هنجارهای والدین را در خود نهادی می کند و یک فراخود بدست می آورد .(تنهایی، 1379)
منظور از اجتماعی شدن یا جامعه پذیری آن است که یک انسان از بدو تولدش چگونه با جامعه و فرهنگ( ارزشها و هنجارهای آن) انطباق می یابد .(رفیع پور، 1387)فرایندی است که به انسان، راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزد، شخصیت می دهد و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشد .(کوئن، 1387)
جامعه شناسان فرآیند اجتماعی شدن را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار می دهند:
الف) دیدگاه فردی: از دیدگاه فردی، فرآیند اجتماعی شدن به معنای گسترش «من اجتماعی» است .از طریق آموزش، پیش بینی، ارزیابی و بسط تجربه آگاه در اختیار خویشتن .مید(G.H.mead) و همچنین کولیC.H.cooley) (صاحبنظرانی هستند که اجتماعی شدن را از این دیدگاه مورد بررسی قرار داده اند..» (ساروخانی، 1370) از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا می‌کند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم می‌آورد.(قنادان، 1375)
ب) دیدگاه اجتماعی: از این دید گاه، اجتماعی شدن فرآیند انتقال میراث فرهنگی و تداوم آن از این طریق است .جامعه باقی نمی ماند مگرآنکه بین اعضاء نوعی وفاق در شیوه های اصلی عمل و اندیشه به وجود آید و در خلال قرون تداوم یابد.(ساروخانی، 1370)
از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگی‌های فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقش‌ها و احراز پایگاه‌های مختلف اجتماعی.(قنادان،1375)
عناصر اساسی جامعه‌پذیری جامعه‌پذیری افراد مستلزم سه عنصر اساسی است:
الف) کنش متقابل انسانی؛ فرد تنها در جریان کنش متقابل با دیگر انسان‌ها الگو‌های ‌رفتاری را یاد گرفته و درونی می‌کند.
ب) زبان؛ زبان به انسان‌ها اجازه می‌دهد که فرهنگ را بیافرینند، تجربه‌ها ‌را انباشته کنند و شیوه‌های ‌رفتاری‌شان را از نسلی به نسل دیگر انتقال دهند