جزیره هرمز و خلیج فارس

دانلود پایان نامه

2-4-سازند هرمز
اولین مرحله شکلگیری دیاپیرهای نمکی، تشکیل حوضههای رسوبی بعد از فرایند کافتش و راه یافتن آب اقیانوس به آن می‌باشد. در چنین حوضه‌های نسبتا کم عمقی که چرخه آب آنها محدود است، تبخیر آب موجب تراکم و اشباع نمک و در نهایت ته نشینی و رسوب نمک می‌گردد. بنابر این نمک در قاعده یک مقطع از رسوبات دریایی قرار می‌گیرد (تویست و مور، 1992)؛ درست همانند نمکهای سری هرمز که در قاعده رسوبات چگالتر کامبرین زیرین قرار گرفته‌است (قنبریان، 1386).
در جنوب شرقی زاگرس، به ویژه در حدفاصل میان گسل کازرون در غرب و گسل میناب در شرق (حوضه فارس)، سنگ‌های پرکامبرین پسین رخساره کولابی-تبخیری دارند که نخستین بار توسط تاورنیه (1642) مطالعه شده‌است. بر اساس شواهد موجود به نظر میرسدکه در پی فازهای کششی رخداد کوهزایی کاتانگایی در نیمه جنوب شرقی زاگرس، حوضه‌های تبخیری تشکیل شده و رسوبات کولابی به همراه روانههای آذرین مربوط به فاز گرانیتزایی کاتانگایی در آن انباشته شده‌است. گروه نمکدان (بوسک، 1919) و گروه خمیر (ریچاردسون، 1926)، نامهای قدیمی این مجموعه است. در حال حاضر رسوب‌های تبخیری و سنگ‌های ماگمایی این حوضه به صورت حدود 115 گنبدنمکی برونزد دارند. جزیره هرمز یکی از این گنبدهای نمکی است و به همین دلیل به این واحد سنگ چینهای «سری هرمز» نام داده شده‌است. سری هرمز در حوضه‎های بسیار کم عمق ولی در ارتباط با دریاهای آزاد، از پرکامبرین پسین تا کامبرین پیشین بر روی سپر دشتگون شده زاگرس نهشته شده‌است. ترکیب سنگی سری هرمز، شامل سنگ نمک (به رنگ‎های گونا‎گون)، انیدریت، ژیپس، سنگ‎آهک سیاه‎رنگ، دولومیت بودار چرتی، ماسه‎سنگ سُرخ، شیل رنگارنگ، سنگ‎های آذرین (درونی-بیرونی)، کانی‎های آهن و آپاتیت‎دار است. سنگ‎های یاد شده فاقد نظم چینه‎نگاشتی هستند و به همین‎ دلیل تاکنون بُرش الگو ندارند. در مورد ضخامت نمک، نظرها بین 900 تا 4000 متر، متفاوت است، ولی در مجموع، بیشترین انباشت نمک، در ناحیه بندرعباس و هرمزگان است (مطیعی، 1372).
در مورد چینه‌شناسی و سن سری هرمز، نظریههای گوناگونی ارائه شده، اما تاکنون یک تعریف واحد و کاملی از آن صورت نگرفته‌است. سازند هرمز تشکیلات تبخیری و به ویژه نمکی نسبتا ضخیمی است که قدیمیترین سنگ‌های تبخیری در ایران به شمار می‌رود. این سازند به صورت گنبدهای نمکی در هسته تاقدیس، ناودیس، پهلوی چین و گاهی در امتداد شکستگیهای ناحیه زاگرس و جزایر خلیج فارس بالا آمدهاند. در این نمکها سنگ‌های آتشفشانی متنوع شامل ریولیت، ایگنیمبریت، داسیت، آندزیت، بازالت و اسپیلیت و سنگ‌های رسوبی مانند دولومیت، ماسهسنگ، شیل، آهک و … دیده می‌شود (درویش زاده، 1370).
آغازگر ردیف سازی برای واحد هرمز، یک زمین شناس فرانسوی بنام نیکز بود که در سال 1851 در یکی از نوشته های خود نوعی ردیف را عنوان کرده است. او مینویسد که در جزیره هرمز، بر روی سرپانتین + دولومیت + گچ، سنگ نمک تشکیل شده که روی آن پوششی از خاکهای رسی قرمز وجود دارد. بدین ترتیب نخستین ردیف چینهشناسی عنوان شده از پایین به بالا به صورت سرپانتین، دولومیت، گچ، نمک و اکسیدهای آهن می‌باشد. در سالهای 1908 تا 1924، پیلگریم یک ردیف چینه‌شناسی بنام «سری هرمز» معرفی کرد که واحدهای چهارگانه آن از پایین به بالا عبارتست از:
1) سنگ نمک.
2) دولومیت، آهک، شیل شکننده و گاهی ریولیت به صورت تناوب با آنها.
3) ولکانیکها، توف و آگلومرا.
4) ماسه‌سنگ ارغوانی رنگ، ماسه‌سنگ دانه درشت و شیل.
بوسک و همکاران (1918) و ریچاردسون (1927) نیز در تعریفهای خود از واحد هرمز تحت عنوان «سری هرمز» یاد کرده‌اند و برای آن سه بخش معرفی کردند که از پایین به بالا به این صورت است:
1) بیشتر آن نمک است.
2) دولومیت، ماسه‌سنگ، انیدریت و گچ.
3) گچ، ولکانیکهای متفاوت، ماسه‌سنگ و آهک (کم و بیش همزمان).
به هر حال تا همین اواخر بیشتر زمین شناسان ایرانی و خارجی، سازند هرمز را به گونه‌ای که اشتوکلین (1969) در فرهنگ چینه‌شناسی ایران معرفی کردهاست، میشناختند. ایشان در صفحه 223 فرهنگ مزبور چنین نوشته‌اند: سازند هرمز تشکیل شده از سنگ نمک، گچ، بلوک‌ها و توده‌های درهم فشرده و از ریخت افتادهای با هر اندازه ممکن، شامل مواد رسوبی مانند آهک‌های نازک لایه، تیغهای و بدبو، دولومیت چرتدار قهوهای، ماسه‌سنگ قرمز، شیلهای رنگین، رس برجای مانده از انحلال نمک و سنگ‌های آذرین نظیر دولریت اپیدوتی شده، بازالت، ریولیت، کراتوفیر، تراکیت و غیره (جعفری‌صدر، 1370).
در گنبدنمکی گچین (واقع در غرب بندرعباس)، یک ردیف رسوبی تبخیری و آتشفشانی وجود دارد که دارای ردیف چینه‌ای مشخص می‌باشد و به خوبی می‌توان چینه‌شناسی سازند هرمز را در آن بازسازی کرد (جعفری‌صدر، 1370). سبزهای و نبوی (1367) پس از بررسی ردیفهای چینه‌شناسی گنبدهای نمکی گچین و انگوران نتایج زیر را به دست آوردند:
1) سنگ نمک پایینترین واحد سازند هرمز است که قاعده آن دیده نمی‌شود.
2) آنچه که روی نمک قرار دارد، نه تنها در هم ریخته نیست بلکه بسیار سالم و برجای می‌باشد بطوریکه می‌توان واحدهای کلیدی و شناساگر را در آن یافت.
3) همزمان با تشکیل نمک و پس از آن رسوبیهای آواری، کربناتی، ماگمای اسیدی و بازیک در حال بالا آمدن بودهاند که در قسمت مرکزی گنبد، جنبش مشخصتری داشتهاند.
4) پیش از به سطح رسیدن ماگمای اسیدی، قسمتهایی از حوضه رسوبگذاری سازند هرمز که اکنون مرکز گنبد است، به شکل یک برآمدگی در زیر آب و یا از آب بیرون بوده است. به همین دلیل است که سازند هرمز در این قسمت مرکزی دارای ضخامت کمتری از سنگ‌های رسوبی است.
5) با نزدیک شدن توده اسیدی به سطح آب و سرانجام بازشدن آن، انبوهی از پرتابهها و گازها در محیط رسوبی پخش شده و در ترکیب رسوب‌های در حال تشکیل اثر گذاشته است.
6) در سازند هرمز 5 بخش مشخص را می‌توان بازشناخت که بخش دوم و سوم آن در قسمتهای مرکزی، یا تشکیل نشده و یا بسیار کم ضخامت و فشرده است.
7) پس از رسیدن ماگمای اسیدی به محیط رسوبی و آوردن رسوب‌های در حال تشکیل و همچنین بوجود آوردن گنبدهای ریولیتی، خود نیز به صورت بخشی از سازند هرمز درآمده است.
8) نتیجه اینکه سازند هرمز یک واحد سنگی از نوع رسوبی-آتشفشانی است که ردیف چینه‌شناسی آن با توجه به کلیدهای واژه، در گنبدهای نمکی گوناگون قابل شناسایی است.
این نویسندگان سپس سازند هرمز را به 5 بخش اصلی تقسیم کرده‌اند: