حل و فصل اختلافات و پلیس جامعه محور

دانلود پایان نامه

مبحث یکم : پلیس جامعه محور و تغییر الگوهای رفتاری
همه قلمروهایی که در جامعه ساخته می‌شوند از آنجایی که فعالیت انسان محسوب می‌شوند، تغییر می‌پذیرند و تغییر نیز از آدمیان سرچشمه می‌گیرد. امنیت و احساس امنیت محلی از جمله قلمروهایی است که تغییرات زیادی را به واسطه تعاریف بنیانگذاران به خود دیده است و به این ترتیب مأموران نقش اساسی در فرآیند تغییر دارند. تغییر در رفتارهای امنیتی شرایطی می‌طلبد که پلیس اجتماع محور بعنوان مأمور تغییر در الگوهای رفتاری مردم محله، بایستی بدان توجه کند.
پلیس هنگامی در افزایش امنیت و احساس امنیت محله‌ای موفق خواهد بود که به امنیت و سازوکارهای آن توجه داشته باشد که موارد زیر از شرایط آن می‌باشد:
1- برانگیختن حس نیاز به تغییر : پلیس اجتماع محور غالباً باید سعی نماید تا احساس نیاز به تغییر در الگوهای امنیتی در مردم محل را بوجود آورد. ابتدایی‌ترین اقدام عملی پلیس جلب اعتماد اهالی محل در خصوص طرح امنیتی جدید و نشان دادن اهمیت آن و در درجه دوم، یافتن راههایی برای اقناع اهالی محل در خصوص کارآمدی و قابل اجرا بودن آن طرح است.
2- برقراری رابطه تغییر : هنگامی که نیاز به تغییر در اکثر اهالی محل ایجاد شد، مأموران پلیس باید با اهالی مذکور ارتباط برقرار کنند. ارتباط بعنوان نخستین نیاز هر نظام در هر سطح، بنا به اتفاق نظر علمای ارتباطات، یک فرآیند و به قول ماکس وبر شکل خاصی از کنش متقابل اجتماعی است. به این ترتیب پلیس اجتماع محور با برقراری ارتباط،اعتبار بخشیدن به اهالی، ایجاد حس اعتماد به نفس و بالاخره همدلی با آنان، روابط خویش با آنان را استحکام می‌بخشد. پلیس اجتماع محور باید به خاطر داشته باشد که پیش از پذیرش هر گونه تغییر و نوآوری، اهالی محل باید مأموریت پلیس را پذیرفته باشند. زیرا تا زمانی که مردم محل به پلیس اعتماد نکرده و او را مشروع ندانسته باشند، احتمال برقراری رابطه با آنها چندان آسان نیست (ریجارد،1376 : 89)
3- ایجاد انگیزه تغییر در افراد جامعه : پلیس جامعه محور باید اهالی محل را به تغییر رفتار امنیتی جدید تشویق کند. به این ترتیب پلیس برای ایجاد تغییر در الگوهای امنیتی محله، باید نقش یک مشوق را ایفا کند تا مأمور پیشگیری و تنبیه مجرمان. چرا که اگر وظیفه اصلی پلیس را دستگیری مجرمان بدانیم، به این وسیله نه تنها هراس ساکنان محل همچنان فرو نخواهد نشست، بلکه پلیس به زودی احساس درماندگی خواهد نمود.
4- تبدیل نیت به عمل : مأموران پلیس باید تلاش کنند تا با توجه به نیازهای اجتماعی کنشگران، در رفتار آنها تأثیر بگذارند. زیرا که اگر توصیه‌های امنیتی جدید پلیس با نیازهای اجتماعی مردم همخوانی نداشته باشد، احتمال پذیرش آن کاهش می‌یابد. یکی از دلایل این که ساکنان اجتماعات محلی و کوچک بیش از ساکنان مناطق مشابه در شهرهای بزرگ از پلیس خود راضی‌اند، این است که شباهت‌های زیادی میان اخلاق پلیسی و اخلاق محلی وجود داشته و از طرف دیگر مأموران پلیس محله حساسیت بیشتری نسبت به نیازهای اجتماعات محلی و گروهی از خود نشان می‌دهند.نتیجه این که ساکنان محلی و پلیس اجتماع محور در مناطق کوچک خود را سرگرم تلاش برای حفظ زندگی گروهی و ایجاد پیوندهای عاطفی می‌بینند، در حالیکه همین افراد در یک شهر بزرگ، صرفاً خود را یا متقاضی و یا ارائه دهنده خدماتی خاص، آن هم با بنیاد فردگرایانه، تصور می‌نمایند.
5- تثبیت تغییر و جلوگیری از عدم ادامه : تنها ایجاد تغییر و یا نوآوری در یک اجتماع کافی نیست، بلکه استمرار و تداوم یک تغییر و یا نوآوری از ایجاد تغییر نیز مهم‌تر است. پلیس‌های محله باید به گونه‌ای عمل نمایند که با فرستادن پیام‌های تشویق، آن رفتار را تثبیت نمایند.
6- دستیابی به رابطه‌ی نهایی : هدف نهایی پلیس محله، اول این است که افراد محله را از وابستگی به عادات سطحی و فردی برهاند و دوم آنکه آنها را به سمت اخلاق اجتماعی ، رهنمون سازد. پلیس اجتماع محور می‌تواند با افزایش توانایی کنشگران محلی برای تغییر، ضمن افزایش نقش‌آنها در فرآیند تغییر رفتار، زمینه فعالیت و حضور دائمی خود را محدود سازد.
مبحث دوم: حضور نگهبان محله
یکی از اقدامات بازدارنده‌ای که جوامع غربی سال‌هاست از آن بهره‌ می‌برند ولی در ایران طرح جدیدی به حساب می‌آید، استفاده از پلیس محله یا نگهبان محله است. بسیاری از کشورها و حتی شهرها و مناطق، بمنظور شناخت بهتر پدیده مجرمانه و امنیت در یک محل معین و جهت دهی مناسب ، اقدام به گذاشتن دیده‌بان نموده اند. دیده بان ممکن است محلی، منطقه‌ایی و … باشد و زمانی که اطلاعات و مشاهدات این دیده بانها جمع‌آوری می‌گردد، بررسی و جهت دهی می‌شود. مأموریت اصلی این نهاد، مستند کردن اقدامات کنش‌گران محلی در خصوص معضلات مربوط به برنامه کاری است و تحلیل آنها بر مبنای جمع‌آوری اطلاعات عمده است نه داده‌های پلیس سنتی.
کنفرانسی که در ژانویه 1971 در نیویورک در رابطه با اداره پلیس تشکیل شد، قابل توجه می باشد این است که ، در خصوص فروریختن برجهای دو قلو به بحث و بررسی نشستند و به این نتیجه رسیدند که اگر اداره‌ی پلیس آمریکا، دارای واحدهای پلیس محلی می‌بود و تمامی حرکات افراد زیر ذره بین قرار می‌گرفت، چنین حادثه‌ایی بوقوع نمی‌پیوست که سبب دگرگونی اداره پلیس آمریکا گشت.
یکی از تعابیری که در مورد پیشگیری از جرم بیان می‌شود: «یافتن سوزن در داخل انباری از کاه و علف و خشت» است. حال سؤال این است که آیا می‌توان جهت شناسایی محل سوزن، با استفاده از گیرنده‌ها (سنسورها) انبار بزرگ کاه و علف را، به نحوی کنترل کرد؟ که به این نتیجه می‌رسیم که اخراج کامل پلیس محلی از کار، بمعنای از دست دادن کامل فرصت است.
به عنوان مثال بعد از حوادث 11 سپتامبر، می‌توان کشف کرد که، پیشگیری مستلزم همکاری بسیاری از نهادها از قبیل اداره گمرک، مهاجرت، اداره اطلاعات پلیس امنیت پروازو پلیس محلی است، که همکاری متقابل این نهادها و تبادل اطلاعات، سبب شناخته شدن مظنون می‌گردد.
بنابراین پلیس محلی، در شناسایی، متوقف کردن، یا پیشگیری می‌تواند نقش بزرگی داشته باشد و این مهمترین نکته‌ایی است که کشورها باید به آن پی ببرند و می‌توان به جای واگذاردن مسائل به متخصصان و تفحصات کامل، پلیس محلی را دخالت داد و پلیس محلی را در اماکن عمومی مستقر نماییم تا با نظارت کامل و حضور مستمر بر اوضاع و احوال مسلط باشند.
بخش دوم : نمودهای عملی پلیس محلی در ارتباط با پیشگیری از جرم
پلیس محلی با بهره‌گیری از تجربیات پلیس سنتی و با مشورت نمایندگان محلی مردم و شرکت دادن آنها در سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه خود می‌تواند جرائم خُرد را آگاهانه و با مطالعه تحت مهار و کنترل درآورد. از آنجایی که بزهکاری پدیده‌ای است اجتماعی و یکی از معضل‌ها و منبع عمده نگرانی و دل مشغولی مردم محسوب می‌شود، بدیهی است همکاری متقابل و مشارکت هماهنگ پلیس محلی با این نهادها در کاهش نگرانی ناشی از جرم و نیز میزان جرائم مؤثر خواهد بود. بنابراین نمودهای عملی پلیس محلی در ارتباط با پیشگیری در موارد زیر خلاصه می‌گردد:
1- افزایش حضور پلیس از طریق تأسیس ایستگاهها یا پست‌ها یا گیشه‌های کوچک در چهارگوشه شهرها یا محله‌ها؛ که تعداد این ایستگاهها می‌تواند تابعی از میزان جمعیت و ابعاد جغرافیایی هر محل باشد.
2- تقویت رویت پذیری پلیس از طریق برقراری گشت‌های پیاده یا سواره یا گشت‌های مختلط در نقاط حساس یا محله‌های مختلف.
3- شرکت دادن فعال منتخبان محلی شهر، که منتخبان محلی سیاست‌های عمده پلیس محلی را در زمینه‌ پیشگیری مدیریت می‌کنند و به بزه دیدگان بالقوه در سطح محله، با اقدام‌های حمایتی، بیشتر توجه می‌کنند.
4- ایجاد کمیته‌های مشورتی در کلانتری‌های سطح شهر یا محله که با مشارکت نمایندگان مردمی علاقمند به حل و فصل مسائل مربوط به بزهکاری و مهار بزهکاری و امر پیشگیری متناسب با محل.
لذا اقدامات پلیس محلی در مقابله با جرایم محلی، نشان می‌دهد که پلیس محلی از یک سو، همواره در دسترس مردم و در تماس مستمر مستقیم با شهروندان است و از سوی دیگر، نهادی است که به اقداماتی بمنظور شور و نشاط به شهروندان محل، مبادرت می‌نماید یعنی در بین افراد محله، تحرک و جنب و جوش ایجاد کرده و شهروندان را در پیشگیری از وقوع جرائم و حل و فصل اختلافات ناشی از جرائم کوچک مشارکت داده و با کمک آنها و واقعیت‌های جامعه و بافت جمعیت محل اقدام به سیاستگذاری می‌کند.(فهیمی،1389: 20)
مبحث یکم: فلسفه ی وجودی پلیس محلی و مقایسه آن با پلیس سنتی
«یکی از مصادیق پلیس جامعه محور، طرح نگهبان محله و یا پلیس محله است که در آن مراقبت از محله‌ها، اشخاص حقیقی و حقوقی، توریستها، اماکن عمومی و خصوصی، مجتمع های تجاری، مؤسسات مالی و اعتباری، جایگاه سوخت گیری، واگذاری بخشی از فعالیت‌های انتظامی که موضوع ماده 122 قانون برنامه و توسعه …. است، به آنان واگذار کرده است.