حمایت از بزه دیدگان و بازدارندگی از جرم

دانلود پایان نامه

در دهه‌های اخیر سازمانهای پلیس در کشورهای مختلف جهان، توجه ویژه‌ایی به امر پیشگیری از جرم معطوف داشته‌اند و تلاش داشته‌اند که با مداخلات پیشگیرانه مانع از گسترش جرم و بی نظمی در جوامع شوند. لذا این سیاست‌ها، حاکی از نگرش‌های مختلف می‌باشد که اقدامات مداخله‌ای پلیس در زمینه‌ی پیشگیری از جرم مبتنی بر رویکردهای خاص می‌باشد که برخی از این رویکردها را مورد بررسی قرار می‌دهیم:
1- رویکرد پلیس جامعه محور: در این رویکرد، پلیس خود را به عنوان بخشی از جامعه دانسته و تلاش دارد با جلب همکاری سایر اقشار اجتماعی به پیشگیری از جرم بپردازد که این رویکرد پلیس جامعه محور با سه رکن اصلی، شناخته می‌شود:
الف- دخالت دادن جامعه: پلیس جامعه محور به عنوان تلاش‌هایی، تعریف شده است که برای گسترش مشارکت بین اعضای جامعه و سازمان‌های مدنی در تأمین امنیت و پیشگیری از جرائم و ناهنجاری‌ها صورت می‌گیرد. پلیس جامعه محور در زمان تعیین اولویت‌ها و انتخاب تاکتیک‌های پیشگیرانه و اجرای آنها، خود جامعه را دخالت می‌دهد.
ب- مسئله محوری: پلیس جامعه محور در انجام مأموریت پیشگیری از جرم بدنبال تغییر گشت‌ها و اقدمات واکنشی به رویکرد مسئله محوری است.
ج- تمرکز زدایی: تمرکز زدایی یک راهبرد سازمانی است که با اعطای استقلال عمل به واحدهای محلی پلیس، انعطاف و چابکی لازم برای هماهنگی پلیس با الزامات جامعه محلی را فراهم می‌کند. Brodeur, 2007;38))
مهم‌ترین آثار اجرای پلیس جامعه محور، حضور مشهود پلیس در جامعه، اطلاع رسانی به جامعه توسط پلیس، ایفای نقش مربی و الگو برای جامعه، حمایت از بزه دیدگان و کمک به مشارکت‌های پیشگیری از جرم است. پلیس می‌تواند بعنوان بخشی از یک رویکرد جمعی به امنیت در محله‌ها حضور مشهود داشته باشد. اغلب اوقات، هدف از حضور مشهود پلیس در جامعه، بازدارندگی از جرم از طریق حضور قوی پلیس در صحنه، برقراری نظارت و ایجاد اطمینان عمومی در مورد امکان دسترسی سریع به پلیس است. برخی از شیوه‌های رایج برای حضور مشهود پلیس گشت پیاده، گشت اسب سوار است. افزایش ترس از جرم، نگرانی در مورد رفتار ضداجتماعی در میان ساکنان و بازار روبه رشد ابزارهای امنیتی دولت‌ها را وادار به اولویت دادن به رفع ترس از جرم در سطح ملی نموده و توقع زیادی برای حضور مشهود پلیس در جامعه ایجاد کرده است.(فهیمی،1389: 96)
به عنوان نمونه در ژاپن حدود 000/15 کیوسک که کوبان نامیده می‌شوند، تمامی ایام هفته را مشغول کار هستند تا به جامعه در مورد حضور پلیس قوت قلب دادند هر چند حضور مشهود پلیس در جامعه می‌تواند هزینه بر باشد، اما موجب هدایت خدمات پلیسی به تمام نقاط جرم خیز و مناطقی که از آنها تماس بیشتری با پلیس گرفته شده، می‌گردد. بعنوان مثال در انگلستان موقعیت‌ مأموران پلیس حمایت اجتماعی در نتیجه تصویب قانون اصلاح سازمان پلیس مصوب 2002 تثبیت شده است. افسران پلیس با حمایت اجتماعی از طریق حضور مشهود در جامعه و کمک به حصول اطمینان از حضور موثر پلیس از طریق برخورد با موارد ایجاد مزاحمت و رفتار ضد اجتماعی، موجب تقویت احساس امنیت در جامعه می‌شوند. از سوی دیگر، پلیس می‌تواند از طریق ارائه اطلاعات کلی در مورد شیوه‌های اجتناب از بزه دیدگی و مدیریت خطر جرم به جامعه، به پیشگیری از جرم کمک کند.
پلیس همچنین می‌تواند در آگاه سازی عمومی و تبلیغات رسانه‌ای بمنظور تغییر گرایش‌ها و رفتارهای مربوط به جرم و خشونت شرکت نموده و برای جلوگیری از بزهکاری نوجوانان، زنان، اقلیت‌های فرهنگی و افراد ناتوان تلاش کند.
بزه دیدگان اغلب نیاز به مراقبت و حمایت فوری، قوت قلب و در برخی موارد ارائه مشاوره دارند. ارائه حمایت قوی به بزه‌دیدگان، اعتماد عمومی به پلیس را افزایش داده و بزه دیدگان را ترغیب به گزارش موارد جرم به پلیس و درخواست کمک از آن می‌کند.
در کانادا، استفاده از اطلاعات پلیس در مورد پراکندگی جغرافیایی جرم و تجزیه و تحلیل جرم در سطح ملی، برای پشتیبانی از مشارکت‌های پیشگیری از جرم در شهرهای وینیپک، رجینا و مونترال مورد استفاده قرار گرفته است.
پلیس همچنین می‌تواند اطلاعات پلیس موفق جامعه محور و مشارکت‌های مربوط به تأمین امنیت را به مردم ارائه دهد. این امر مخصوصاً در تحول فرهنگ سازمانی پلیس واجد اهمیت است و موجب توجه بیشتر و دقت نظر پلیس در کسب مهارتهای لازم برای بهبود امنیت محله‌ها می‌شود.
در کشور ما نیز در دهه‌ی اخیر، توجه زیادی به سوی تحقق پلیس جامعه محور معطوف شده است. خطوط کلی حرکت به سوی جامعه محوری پلیس در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به قرار ذیل بوده است:
– ناجا باید پلیس جامعه محور را در اعماق خود نهادینه کند تا آحاد کارکنان نیروی انتظامی دارای این رویه و رویکرد باشند؛
– امنیت واقعی در سایه ایمان برقرار می‌شود و در سایه بشر مادی امکان برقراری امنیت مطلوب فقط با فاکتورهای مادی توسعه، امکانپذیر نیست؛
– بدون وجود پلیس مقتدر و مشارکت مردمی امنیت به هیچ وجه تحقق نمی‌یابد. ( www.police.ir)
– پیشگیری اجتماعی از جرائم موثرتر از پیشگیری انتظامی و مقدم‌تر از آن است؛
2- رویکرد حل مسئله : رویکرد حل مسئله در پیشگیری از جرم می‌تواند بعنوان یک رویکرد سیستمی به پیشگیری از جرم تعریف شود که شامل شناسایی و تحلیل جرم بوده و منجر به اجرای تدابیری بمنظور کاهش یا پیشگیری از جرم می‌شود.
اعمال رویکرد حل مسئله، نخست با شناسایی جرم بالقوه یا بالفعل آغاز می‌شود که این شناسایی بر اساس گردآوری اطلاعات مختلف در مورد آمار جرم صورت می‌گیرد و سپس این اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و پس از اجرای این راهبردها، میزان تأثیر راهبردهای اجرا شده بر جرم ارزیابی شده و تصمیم گیری می‌شود. حل مسأله محدود به مسائل محلی و پروژه‌های کوچک نمی‌شود و انواع مختلفی از مسائل جرم می‌تواند با استفاده از رویکرد حل مسأله مورد پیشگیری قرار گیرند.
3- رویکرد پنجره‌های شکسته: سوالی که از سالیان دور به ذهن بسیاری از جامعه شناسان و جرم شناسان و افسران پلیس را به خود مشغول کرده، این است که چه چیزی باعث می‌شود که برخی از محله‌ها از نظم و آرامش برخوردار باشند. ولی برخی دیگر به تباهی کشیده می شوند ؟ که تفکر در این خصوص، سبب بروز نظریه پنجره‌های شکسته شده است. این نظریه‌ بر این استوار است که صرف نظر کردن از مسائل کوچکی مانند نوشتن مطالب خلاف اخلاق روی دیوار، ریختن آشغال در پیاده رو، احساس انحطاط محله را به دست داده و مردم را وادار می‌کند که محله را ترک کرده یا بی تفاوتی پیشه کنند(Morin ,2005. 29)
نظریه‌ی پنجره‌های شکسته برای نخستین بار توسط جیمز ویلسون و جرج کلینگ در ماهنامه آتلانتیک مطرح شد. اصول کلی این نظریه چنین بود:
1- بی نظمی و ترس از جرم ارتباط قوی با یکدیگر دارند؛
2- پلیس قانون خیابان را اجرا می‌کند و مردم جامعه در بررسی این قواعد شرکت می‌کنند؛
3- در محله‌های مختلف، قواعد متفاوتی حاکم است؛
4- بی نظمی ناخواسته منجر به فروریختن کنترل‌های اجتماعی می‌شود؛