دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکی

دانلود پایان نامه

3) انتخاب و اتخاذ فرایندهای تشریک مساعی و مشارکت و همدستی در فعالیت های روزانه.
نمودار شماره 2-گام های برنامه اجرایی فرهنگی برودی (2005)
نمودار شماره 3- که چارچوب نظری (مفهومی) پژوهش حاضر برای درک بهتر به صورت درختی نمایش داده شده است برنامه فرهنگی برودی (2005) است که در صفحات قبلی به صورت مفصل بدان پرداخته شد.
پیشینه تحقیق
1-مقدمه
هر کار تحقیقی بایستی در راستای تحقیقات قبلی و ادامه دهنده و تکمیل کننده آن‏ها باشد. هر کار تحقیقی در پیوستاری جای می گیرد، به این معنا که از کارهای تحقیقی قبلی اثر پذیرفته و درکارهای بعدی اثر می‏گذارد. بنابراین طبیعی است که یک محقق با کارهای تحقیقاتی قبلی که درباره موضوعات مشابه صورت گرفته، آشنایی حاصل کند و نسبت به وجوه مشابهت و یا مفارقت کار خودش با این جریانات فکری آگاهی پیدا کند. محقق لازم است موقعیت موضوع تحقیقش را نسبت به چهارچوب فکری شناخته شده به روشنی تعیین کند. (کیوی، 1385، 38) در این پژوهش نیز با مرور آثار و تحقیقات مشابه با موضوع، بااستفاده از یافته های تحقیقات قبلی، آثار و منابع مرتبط، شامل طرح های پژوهشی، مقالات انتشار یافته در مجله های علمی –پژوهشی و علمی –ترویجی معتبر در غالب تحقیقات داخلی و خارجی تنظیم و ارائه شده است. دراین تحقیق از 19 اثر علمی مشابه با موضوع تحقیق شامل 15 اثر داخلی و 4 اثر خارجی به عنوان پیشینه تحقیق استفاده شده است. که چکیده هر کدام ارائه می گردد. البته لازم به یادآوری است که تحقیقی که دقیقا مشابه با موضوع پژوهش باشد کم بود در حد دو تا سه تحقیق لذا سعی بر آن شد تا به موضوعاتی که تا حدودی نزدیک به موضوع پژوهش است یاری جوییم.
الف) تحقیقات داخلی
در زمینه موضوعات فرهنگی در ایران تحقیقات زیادی انجام شده است. اما تحقیقاتی که اختصاصا به فعالیت‏های فرهنگی و هنری پرداخته باشد بسیار محدود است لذا به بررسی موضوعات نزدیک به آن در ذیل پرداخته می شود.
1-کانون های فرهنگی و هنری و توسعه سرمایه اجتماعی عنوان پژوهشی است که توسط حامد شیری و ابوالفضل مرشدی در سال 1389 انجام پذیرفت. این پژوهش قابلیت کانون های فرهنگی و هنری را به عنوان تشکل های مدنی دانشگاهی در توسعه سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرارداد. با استناد به موضوع تحقیق اشکال سه گانه “سرمایه اجتماعی درون کانونی” “سرمایه اجتماعی بین کانونی “و “سرمایه اجتماعی نهادی”با توجه به مولفه های سه گانه سرمایه اجتماعی یعنی “شبکه روابط”، “همیاری” و “اعتماد” در بین این کانون ها مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق از ترکیبی از روش های کمی (پیمایشی) و کیفی (مصاحبه) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق اعضای کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه‏های دولتی شهر تهران بودند که حجم نمونه در بخش کمی 200 نفر و در بخش کیفی 25 نفر بودند. نتایج این تحقیق نشان میداد که اشکال درون گروهی سرمایه اجتماعی (درون کانونی) بر اشکال برون گروهی و تعمیم یافته (بین کانونی و نهادی) در کانون ها غلبه دارد اگرچه تمایل در بین کانون ها به جهت گسترش اشکال برون گروهی سرمایه اجتماعی وجود دارد اما فضای ایجاد شده توسط مدیریت دانشگاه‏ها و اعمال محدودیت های گسترده امکان توسعه سرمایه اجتماعی تعمیم یافته را از کانون ها سلب کرده است.
2-دکتر نوروز هاشم زاده و همکاران در سال 1390 پژوهشی را تحت عنوان “عوامل موثر بر گرایش دانشجویان به برنامه های فرهنگی دانشگاه (مقایسه دانشگاه آزاد اسلامی تهرا ن شرق با دانشگاه دولتی شهید بهشتی) انجام دادند. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگده علوم انسانی و دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی تهرا ن شرق است که 359 نفر از شهید بهشتی و 169 نفر نیز از تهران شرق بودند که با فرمول نمونه گیری کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بود و متغیرهای مورد اندازه گیری عبارت بودند از: میزان دینداری، گرایش به فرهنگ غرب، آگاهی از برنامه های فرهنگی، ارزیابی تطابق برنامه‏های فرهنگی با نیازهای دانشجویان، ارزیابی از برنامه ریزی واحدهای برنامه های فرهنگی، فرضیه ها با کمک آزمون ها و ضرایب آماری متناسب با نوع متغییر ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج حاکی از آن بود که؛ هر چه میزان گرایش دانشجویان به فرهنگ غرب بیشتر باشد میزان گرایش به برنامه های فرهنگی دانشگاه کمتر است. گرایش دانشجویان به برنامه های فرهنگی در دو دانشگاه و میانگین ارزیابی دانشجویان از میزان برنامه ریزی و اجرای برنامه های فرهنگی در دو دانشگاه یکسان می باشد دانشجویان دانشگاه تهران شرق در مقایسه با دانشجویان شهید بهشتی ارزیابی مثبت تری از میزان تطابق برنامه های فرهنگی دانشگاه با نیازهای خود دارند.
3-“بررسی تفاوت های قومیتی دانشجویان از نظر فعالیت در کانون های فرهنگی دانشگاه‏ها درسال1387 “عنوان پژوهشی است که سراج زاده و ادهمی بر روی 20 دانشگاه تحت پوشش وزارت علوم، پژوهش‌ها و فناوری اجرا شد. پرسش اصلی این تحقیق این بود که: آیا دانشجویان متعلق به اقوام مختلف ایرانی از نظر میزان عضویت و مشارکت در کانون های فرهنگی تفاوت دارند ؟ که این پرسش با تحلیل ثانویه داده های دو طرح پیمایشی که در میان دانشجویان دانشگاه‏های دولتی تحت پوشش وزارت علوم اجرا شده بود مورد بررسی قرار گرفت و یافته های آن براساس ویژگی های فرهنگی روابط قومی در ایران مورد تحلیل قرار گرفت. حدود سه پنجم پاسخگویان فارس. حدود یک پنجم آذری و بقیه سایر اقوام بودند آن‏ها در پایان پژوهش خویش به این نتیجه رسیدند، که توجه به این برنامه ها در خصوص افزایش روحیه مشارکت در دانشجویان بسیار موثر است، به ویژه اینکه این موضوع می تواند برای دانشجویان اقلیت مذهبی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، چرا که دانشجویان متعلق به اقوامی که احساس نابرابری بیشتری در توزیع منابع ارزشمند اجتماعی دارند، توجه بیشتری به انجمن ها و کانو‌ن های دانشجویی دارند و میزان عضویت و مشارکت آنان در این کانون ها بیشتر می باشد، چرا که آنان فکر می کنند می توانند با مشارکت فعال در این کانون ها بیش تراز گذشته به افزایش حقوق اجتماعی خویش در دانشگاه تاکید داشته باشند.
4-علیرضا دهقان و غلامرضا غفاری در سال 1384 تحقیقی را با عنوان “تبیین مشارکت اجتماعی–فرهنگی دانشجویان دانشگاه‏های علوم پزشکی شهر تهران” انجام دادند که این تحقیق با هدف تبیین بخشی از عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی –فرهنگی دانشجویان، چگونگی تاثیر و ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و اعتماد اجتماعی دانشجویان با مشارکت اجتماعی و فرهنگی آن ها مورد بررسی قرار گرفت و ویژگی های شخصیتی در قالب متغیرهای عام گرایی، بیگانگی اجتماعی، آینده گرایی، و موقعیت کنترل و اعتماد اجتماعی در دو سطح بین فردی و اعتماد نهادی، به عنوان متغیرهای مستقل و مشارکت اجتماعی–فرهنگی به عنوان متغیرهای وابسته ی این تحقیق در قالب روحیه مشارکتی، میزان مشارکت و فعالیت های مشارکتی مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. بر اساس یافته های این مقاله هرچند که بیشتر متغیرهای مورد بررسی با مشارکت اجتماعی – فرهنگی دانشجویان رابطه ی معناداری را نشان می دهند. آن‏ها به این نتیجه رسیدند، هرچند تمایل شرکت در تشکل ها و کانون های فرهنگی بالا است، اما بیشتر دانشجویانی که در این کانون ها و تشکل ها عضو می شوند، بیشتر عضو عادی هستند تا عضو فعال و سطح مشارکت آنان به نحو مطلوبی ارزیابی نمی‏شود، که این پژوهش علت این کمبود مشارکت را ویژگی های شخصیتی افراد و عدم احساس خودی بودن در هنگام فعالیت در این گروه ها دانسته است.
5-پژوهشی در سال 1384 تحت عنوان”بررسی روند برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی دانشگاه‏های دولتی اصفهان طی برنامه های دوم و سوم توسعه کشور “توسط حمیدرضا رشیدی نگاشته شده است هدف از این پژوهش بررسی روند برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی در دانشگاه‏های مربوطه بود و نتایج بدست آمده از این تحقیق بیانگر آن بود که میان مولفه های شاخص های کیفی در برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی طی برنامه دوم و سوم توسعه تفاوت چندانی وجود ندارد. امادر خصوص شاخص های کمی میان دو برنامه تفاوت اساسی مشاهده می شود. میان عملکرد مجریان فرهنگی در برنامه دوم نیز تفاوت چندانی وجود ندارد اما در برنامه سوم تفاوت میان عملکرد اداره کل امور فرهنگی و جهاد دانشگاهی با مجریان دیگر فعالیت های فرهنگی مشاهده می شود.
6-پژوهش دیگری، توسط خانم ملیحه نیک کار، فرزانه فرزین و آقای رکن الدین احمدی لاری در سال 1384 تحت عنوان “بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه شیراز نسبت به برنامه های فرهنگی و هنری” صورت پذیرفته است. هدف از این پژوهش بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه شیراز نسبت برنامه های فرهنگی این دانشگاه بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان علاقه دانشجویان به برنامه های فرهنگی نسبتا زیاد است و این افراد ضرورت بر نامه های فرهنگی را در حد نسبتا زیادی حس می کنند اما میزان آگاهی آن‏ها از این برنامه ها بسیار ناچیز است. نتایج آزمون فرضیات این تحقیق نشان می دهد که بین سه متغییر علاقه، احساس نیاز به کسب اطلاع و آگاهی، با میزان مشارکت آن‏ها رابطه مستقیم دارد. و علاقه‏مندی در میان زنان و افراد مجرد و ساکنین شهر های بزرگ، افرادی که پدر و مادر آن‏ها از سطح تحصیلات بالایی برخوردارند و همچنین کسانی که وضع در آمدی بهتری دارند، بیشتر است.
7-مقایسه میزان علاقه دانشجویان زن و مرد دانشگاه شیراز به برنامه های فرهنگی و هنری و میزان مشارکت آن‏ها در اینگونه برنامه ها عنوان تحقیقی است که توسط ملیحه نیک کار و همکاران در سال 1382 صورت گرفته است. جامعه آماری تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز در تمامی گرو ه ها و مقاطع آموزشی بودند از طریق پرسشنامه ای که بین 1400 دانشجو پخش کردند داده های مورد نیاز خود را بدست آوردند. البته از این تعداد فقط 780 پرسشنامه برگشت داده شد. که از کل دانشجویان پاسخگو 54 درصد مرد و 46 درصد زن بودند. نتایج حاصله از بررسی ها نشان دهنده اینست که میزان علاقه زنان به فعالیت‏های فرهنگی و هنری بیشتر از مردان است. و بیش از آن‏ها آگاهی از برگزاری چنین برنامه هایی را لازم می دانند؛ اما از سویی آگاهی و میزان مشارکت زنان از برگزاری این گونه برنامه ها از مردان کمتر است. در میان فعالیت های فرهنگی و هنری علاقه به برگزاری نمایشگاه‏های کتاب و کنسرت موسیقی از بیشترین درجه علاقه و کمترین علاقه به تئاتر نشان داده شده است.
8-در تحقیقی تحت عنوان “فعالیت های فرهنگی و تحصیلی دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان”، توسط خانم مهری رجالی وهمکاران در سال 1389 انجام پذیرفته، که هدف آن شناسایی نقاط قوت و ضعف، فعالیت های فرهنگی و تحصیلی دانشجویان بود تا بر اساس نتایج حاصل از آن بتوان کارایی برنامه ریزی آینده را تقویت کرد. این مطالعه مقطعی بر روی 238 نفر دانشجوی دانشکده بهداشت صورت گرفته است روش نمونه گیری تصادفی بود. داد ها با استفاده از پرسش نامه خود تنظیم شده شامل اطلاعات دموگرافیک، نحوه گذارندن اوقات فراغت در داخل و خارج از دانشگاه، بهره مندی از کتابخانه، شرکت در امور مذهبی، خدمات رفاهی و آموزشی، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردیدو به وسیله نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. توزیع جنسیتی دانشجویان مورد مطالعه 4/79 درصد دختر و 6/20 درصد پسر را نشان داد. نتایج حاصله حاکی از این بود که 2/32 درصد از دانشجویان در برنامه های فرهنگی و مذهبی دانشگاه شرکت نمی کردندو 2/21 درصد همیشه در این برنامه ها شرکت می کردند در میان فعالیت های فرهنگی کتابخانه و استفاده از ان رتبه بالاتری داشت. همچنین حدود 3/82 درصد نیاز به اردوهای یک روزه، فعالیت های فرهنگی (تئاتر، پخش فیلم، موسیقی) را جزء ضروریات خود می دانستند. در نتجیه گیری تاکید شد که از آن جایی که اکثر دانشجویان مجرد بوده، بیشتر وقت خود را در خوابگاه ها سپری می کردند لازم بود که مسئولان دانشگاه برنامه ریزی دقیقی برای پر کردن اوقات فراغت دانشجویان در غالب فعالیت های فرهنگی انجام دهند.
9-آقای مهدی شکاریان در سال 1386 پژوهشی را تحت عنوان “بررسی عوامل فردی و اجتماعی موثر بر گرایش دانش آموزان به فعالیت های فرهنگی و هنری در منطقه یازده تهران” انجام دادند. این پژوهش اکتشافی –توصیفی درباره گرایش دانش آموزان به فعالیت های پرورشی و تاثیر عوامل فردی و اجتماعی بر آن است. جامعه بررسی شده عبارتست از دانش آموزان پنج مدرسه منطقه یازده آموزش و پرورش شهر تهران، در دو مقطع راهنمایی ودبیرستان (دخترانه و پسرانه) که به سبب کثرت، حجم نمونه این تحقیق 278 نفر بوده و برای گرد آوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه استفاده شده و برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از فراورده های آماری نظیر، جدول های توزیع فراوانی و نمودارهای مختلف استفاده شد. مهم‏ترین نتایج این تحقیق بدین قراراست: 42/33 درصد دانش آموزان، گرایش زیادی به فعالیت های فرهنگی و هنری مدارس دارند. در این میان 37/22 درصد از گرایش متوسط برخوردارند و 2/42 درصد دارای گرایش کم هستند. آزمون های استفاده شده نشان دهنده از وجود رابطه معنادار بین برخی متغییرهای –سن –جنس و پایه تحصیلی دانش آموز ان، تشویق از سوی مربی، علاقه مندی دانش آموزان به او، نقش خانواده و گرایش به فعالیت های فرهنگی و هنری دارد. تمایل دانش آموزان به شرکت در فعالیت‏های ورزشی بیش از سایر فعالیت ها بوده است. پس از این فعالیت ها به ترتیب، تمایل به شرکت در فعالیت های فرهنگی و هنری، علمی و تحقیقی و مذهبی وجود داشته است. همچنین برخی از ویژگی های فردی نظیر سن، جنس، پایه تحصیلی دانش آموز با فعالیت های پرورشی رابطه معناداری وجود دارد.
10-بررسی میزان استقبال و عدم استقبال دانش آموزان دختر منطقه 5 تهران از مراکز فرهنگی و هنری، 1384 آتنا محمدیان، رساله مذکور، دستاورد یک بررسی اکتشافی–توصیفی درباره عوامل فردی و اجتماعی موثر بر میزان استقبال و عدم استقبال دختران دانش آموز از مراکز فرهنگی و هنری است. این پژوهش در سال 84 بین 185 نفر دانش آموز دختر مقطع دبیرستان صورت پذیرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر وجود رابطه بین سن میزان آشنایی و سابقه سکونت در محل با مراجعه به مراکز فرهنگی و هنری است.
11-شیوه های موثر در فعالیت های فرهنگی، بهرام حمید زاده، 1390 بررسی شیوه های فعالیت های فرهنگی و هنری در ارتباط با توسعه فرهنگ و نظام جامعه پذیری. پس از آشنایی با پیش نیازهای مفهومی فرهنگ (تعریف لایه ها و سطوح فرهنگ) و نیز آشنایی با مکانیزم های پیدایش فرهنگ، مهم ترین اصولی که می تواند شیو های فعالیت های فرهنگی را به سمت و سوی تکامل واقعی و پایدار سوق دهد را شناسایی می‏کنیم. باورها، ارزش ها و رفتارهای فرهنگی که از طریق شیو های فرهنگی، حفظ و منتقل می گردند از زمینه‏های متفاوتی تاثیر می پذیرند –با توجه به اینکه زمینه های شناختی مناسب توسعه، از طریق نظام جامعه پذیری شکل می گیرند و توسعه میابند، برنامه ریزی برای زمینه های شناختی از طریق گزینش شیوه‏های فرهنگی مناسب ضرورت دارد. براین اساس مدیریت فرهنگی جامعه می بایست توجه لازم در هماهنگی مبانی و اصول و شیوه های فرهنگی نومده در این صورت، تکامل فرهنگی، طراوت و انعطاف‏پذیری و قدرت پاسخگویی به نیازمندی ها را به ارمغان خواهدآورد.
12-ارزیابی برنامه های فرهنگی در برنامه های اول تا سوم توسعه و چالش های برنامه ریزی فرهنگی مینا اصفهانی، 1387 این تحقیق یک تحقیق کیفی است که به برسی جایگاه برنامه ریزی فرهنگی در برنامه اول تا سوم توسعه از سال 83-72 می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که سیاست های کیفی و کلان این برنامه ها محقق نگردید و علت آن نیز این بود که بین دو حلقه، اتصال وجود نداشت؛ به عبارتی دیگر به علت نبود راهکارهای عملیاتی بین اهداف کمی وکیفی و عدم تناسب آن‏ها باهم، اهداف کیفی مورد نظر محقق نگردید. از سوی دیگر آنچه مهم است تبین رایطه بین ساختار اجتماعی با آسیب های فرهنگی، مارا به این مهم رهنمون می کند که در برنامه ریزی فرهنگی نمی توان صرفا به فرهنگ پرداخت؛ زیرا بسیاری ازموارد آسیب های فرهنگی وابسته به ساختاراجتماعی هستند و تا هنگامی که این ساختار ها تغییر نکنند احتمال تغییر ویژگی های فرهنگی منتفی است.
13-پژوهش دیگری در سال 1374 دکتر منوچهر محسنی با هدف شناخت نگرش ها و رفتارهای (اجتماعی و فرهنگی) ساکنان مناطق شهری کشور، در حوزه فرهنگ انجام داده است این بررسی ضمن آنکه شرایط فرهنگی کشور را توصیف، و تصویری کلی از آن طراحی می کند، در زمینه چند متغییر جنس، سن، سواد، وضع تاهل، و درآمد خانوار تجزیه و تحلیل آماری مبتنی بر فرض ارتباط این متغییرها با متغییر های وابسته به عمل آورده است که نتایج حاصل از آن در رسانه های خبری گزارش گردیده است.
14-علی اکبر پایدار فر (1974) تحقیقی در مورد وضعیت اجتماعی و فرهنگی و جمعیتی عشایر و روستائیان و شهر نشینان در سال (1347-1346) در استان فارس انجام داده است. وی در پژوهش خود مواردی چون داشتن رادیو، استفاده از برنامه های خاص آن امکان مطالعه روزنامه ها و میزان و چگونگی آن، و دیدن فیلم در سینما را مورد بررسی قرار داد.
15- بررسی واگذاری فعالیت های فرهنگی به بخش های غیر دولتی و ارائه راهکار مناسب با توجه به برنامه‏های سوم و چهارم توسعه عنوان پژوهشی است که اسماعیل کاووسی در سال 1387 بدان پرداخته است. در این پژوهش به بررسی و واگذاری فعالیت های فرهنگی به بخش خصوصی از دو منظر کلی مورد بحث قرار گرفت اول اینکه مشخص شود فعالیت های فرهنگی به چه معنا می باشد؟ دوم اینکه آیا فعالیت‏های فرهنگی می تواند به بخش های خصوصی واگذار شود ؟ تمامی تلاش این پژوهش این بوده که مدیران در سایه تحلیل این پژوهش بتوانند تصمیمات مطلوبی را در حوزه فرهنگ به عنوان زیر بنای سایر مطالعات انجام دهند. فرضیه مطرح شده این بود که به علت عدم تبیین استاندارد های امور تصدی گری بخش فرهنگی، واگذاری فعالیت های فرهنگی به بخش غیر دولتی مطابق برنامه سوم و چهارم توسعه نبوده و موفقیت چندانی در این زمینه نداشته است.
ب) تحقیقات خارجی
در زمینه موضوعات فرهنگی بیشتر بررسی هایی که در ارتباط با فعالیت های فرهنگی انجام گرفته مربوط به جنبه های گردشگری این فعالیتها بوده اما چند تحقیق که تا حدودی مربوط به آن است در ذیل به آن‏ها اشاره می شود.