دانشگاه علوم پزشکی و شیوه‌های مقابله

دانلود پایان نامه

بررسی ارتباط بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی‌کارکنان اداره کل مخابرات شهر زاهدان
همبستگی معناداری بین فرسودگی شغلی با سلامت عمومی‌و زیر ابعاد آنها: خستگی عاطفی با اضطراب و اختلال در خواب و سلامت عمومی، مسخ شخصیت با سلامت عمومی، اضطراب و اختلال در خواب با فرسودگی شغلی، عدم کفایت شخصی با اختلال در روابط اجتماعی مشاهده شد.
عبدی ماسوله و همکاران(1386)
بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روانی پرسنل پرستاری بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران
رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت روانی معنی‌دار بود.
سینگ و سوآر (2013)
پیامدهای سلامتی ناشی از فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی بیشترین تاثیر مضر را بر سلامت روانی می‌گذارد و حمایت اجتماعی بیشترین تاثیر را درجلوگیری از آن ایفا می‌کند.
زارع و همکاران(2013)
تحلیل رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت روانی بین وکیل‌های زن
اکثریت وکلا مسخ شخصیت و خستگی عاطفی پایینی دارند درحالیکه 46 درصد از وکلا سطح پایینی از احساس موفقیت فردی را نشان داده اند. و رابطه معنی‌داری بین فرسودگی شغلی و سلامت روانی وجود دارد.
ایوانز و همکاران (2006)
بررسی سلامت روانی، فرسودگی و رضایت شغلی در میان کارگران بخش اجتماعی انگلستان و ولز
احساس ارزش گذاری پایین در کار، مطالبات افراطی شغلی، آزادی عمل محدود شده در تصمیم گیری، ناراحتی از مکان کاری با رضایت شغلی پایین و فرسودگی شغلی بالا در ارتباطند.
مسلچ و همکارانش (2001)
بررسی وضعیت فرسودگی شغلی
سطح بالای فرسودگی شغلی در بین نمونه‌های آمریکای شمالی نسبت به نمونه‌های اروپایی وجود دارد.
) رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت روانی
در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت، سلامت انسان به معنای رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی است. بر این اساس، یکی از سه رکن مهم سلامت انسانها، سلامت روان می‌باشد که در تعامل با سلامت جسمی‌و اجتماعی باعث سلامت کلی می‌گردد. عوامل مهمی‌سلامت روان انسان را به مخاطره می‌اندازد، مواجه شدن او با وقایع ناخوشایندی که به طور روزمره با آنها سر و کار دارد؛ وقایعی نظیر مرگ نزدیکان، بیماری، حوادث و سوانح، مشکلات اقتصادی، بی عدالتی‌های اجتماعی، انجام خطاهای روزمره، مشکلات محیط کار، هر یک از این وقایع؛ انسان را تحت فشار روانی قرار می‌دهد. فشار روانی از طریق ساز وکارها ی روانی ـ عصبی بر جسم و روان انسان اثر می‌گذارد و در دراز مدت می‌تواند به ایجاد و تشدید اختلالات جسمی‌یا روانشناختی بینجامد. در صورتی که افراد زیادی از جامعه تحت تاثیر آثار ناشی از فشار روانی باشند، به طبع آن، این وضعیت باعث آثار سوء اجتماعی نیز خواهد شد. افراد در موقعیت‌های فشار آور از شیوه‌های مقابله ای متفاوتی استفاده می‌کنند. کارآمد بودن یا ناکارآمد بودن این شیوه‌های مقابله، نقش اساسی در بهزیستی جسمی‌، روانی و اجتماعی افراد دارد. (سلیمان نژاد و همکاران، 1390).