دانشگاه و تولید علم و تحولات علم در ایران

دانلود پایان نامه

1-4-2- اهداف فرعی :
تعیین میزان تولیدات علمی- پژوهشی اعضای هیات علمی در 5 سال گذشته
تعیین ارتباط عوامل فردی با تولیدات علمی اعضای هیات علمی
تعیین ارتباط عوامل سازمانی با تولیدات علمی اعضای هیات علمی
تعیین ابزارها و مجراهای ارتباطی مورد استفاده اعضای هیات علمی برای کسب اطلاعات علمی
تعیین عوامل انگیزشی موثر بر تولیدات علمی اعضای هیات علمی
تعیین موانع موجود در راه تولیدات علمی و پژوهشی از دیدگاه اعضای هیات علمی
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1- مبانی نظری پژوهش
مبانی نظری پژوهش شامل چهار بخش می باشد. در بخش اول به علوم و تحولات علم در ایران و علم و فن آوری می پردازد و بیان می کند که رشد تولید علمی در سال ها متمادی به چه صورت بوده است. بخش دوم به دانشگاه و تولید علم، نقش اعضای هیات علمی در دانشگاه ها، تعاریف و مفاهیم ارتباطات علمی و نقش ارتباطات در تولید علم می پردازد. بخش سوم به موانع تولید علم در کشور می پردازد و نهایتاً بخش پایانی به مباحث علم سنجی و اهمیت آن در مسایل علمی پرداخته است.

2-1-1- علم چیست؟
امروزه در زبان فارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت به کار برده می شود و غفلت از این دو نوع کاربرد اغلب به غلط های بزرگ انجامیده است:
1- معنای نخستین علم به معنای دانستن در برابر ندانستن است. در این معنا علم در برابر جهل است. به همه دانستنیها صرفنظر از نوع آن ها علم می گویند. مطابق این معنا اخلاق، ریاضیات، فقه، دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند و هر کس یک یا چند رشته از آن ها را بداند عالم دانسته می شود.
2- کلمه علم در معنای دوم منحصراً به دانستنی هایی اطلاق می شود که از طریق تجربه مستقیم حسی به دست آمده باشد. علم در اینجا در برابر جهل قرار نمی گیرد بلکه در برابر همه دانستنیها قرار می گیرد که مستقیماً از آزمون حسی بر نمی خیزد. علم تجربی نوعی از انواع دانستنیهای بسیاری است که در اختیار بشر قرار دارد. رشد علم به معنای دوم عمدتاً از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حالیکه علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول)تولدش با تولد بشریت هم آغاز است.
بعضی علم را هر نوع آگاهی فرد از محیط و اطراف خود می دانند و بیان می کنند که علم محصول کنجکاوی انسان است. به عبارتی دیگر قدمت علم را با قدمت انسان یکی می دانند. به هر حال علم چه به معنای آگاهی انسان نسبت به محیط اطراف خود و چه به معنای دانستن در برابر ندانستن و یا دانستنی ها که از طریق تجربه مستقیم حسی به دست آمده باشد تعریف شود، زاییده حس کنجکاوی انسان و نیاز به دانستن است.
دانش تولید شده موجب پیشرفت و تعالی بشر است و دارایی دست یافته ای است که به هیچ دارنده ای تعلق ندارد و سرمایه میراث مشترک همه جوامع بشری است و لذا، طبیعی است که از انسانی به انسان دیگر و از کشوری به کشور دیگر انتقال می یابد. انجام این مهم مستلزم کار خلاق و تصمیم گیری سازنده در زمینه هایی همچون تشخیص نیاز انسان ها، شناخت منابع و هماهنگی و هم آوایی با آرمان های فرهنگی جامعه مورد نظر می باشد و همه اینها، ضرورت ارزیابی ارزشها را ایجاب می کند (فقیه، 1379).
2-1-1-1- تحولات علم در ایران
تاریخچهّ تولید علم در ایران، به روزگاران کهن بر می گردد و با تاریخ کشور ما عمیقاً پیوند خورده است . در قرون و اعصار گذشته تاکنون در سرزمین ما به علم، عالم، دانش و معرفت توجه فراوانی شده است و مراکزی که از کتب و اسناد تاریخی نگهداری می کرده اند، دارای ویژگیهای بوده اند که امروزه همان ویژگی ها همچنان مورد توجه متخصصان قرار دارند.
از جنبه اعتقادی نیزدر دین اسلام، خواندن و نوشتن و بطور کلی علم و عالم از جایگاه بسیار رفیعی برخوردار است و مسائل علمی از صرف علم بودن خارج شده و در هاله ای از تقدس قرار می گیرند. به همین دلیل نیزعالم ازمنزلت وجایگاه معنوی والایی برخوردار است. علاوه بر آن، ایران از زمانهای بسیار دور جامعه ای دانایی محور بوده است و مردم عقل جمعی و اجماع را می پسندیده اند. این مطلب حتی از نام برخی آثار تاریخی مانند هگمتانه، «همه دانا» کاملاً مشهود است (کیانی هفت لنگ، 1390). 
بررسی روند توسعهی علم در ایران حکایت از این دارد که طی هفتصد سال (قرن دوم تا نهم هجری) علم در ایران رشد قابل توجهی داشته و دانشمندانی از آن بر خاسته اند که در عرصه علم، شهرت جهانی داشته اند (ابراهیمی، 1386).
با ایجاد مدرسه دارالفنون در دوره قاجار و بعدها با ایجاد دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر، رفته رفته تولیدات علمی افزایش یافت.در دوره پهلوی و در دهه ها 40 و 50 بعد از افزایش دانشگاه ها و دانشجویان نسبت به قبل پژوهش ها تکانی خورد به طوری که در سال 1354 تعداد مقالات پژوهشی کمتر از 400 مقاله بوده و این رقم در سال 1357 نزدیک به 700 مقاله رسیده است (منصوری، 1382). در سال های اوایل انقلاب چنان که طبیعی است تعداد مقالات کاهش یافته و در سال 1367( سال پایان جنگ) این رقم در حدود 150 مقاله بوده است (داوری اردکانی، 1390).