دانش آموزان دبیرستانی و هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

فرد دارای سرمایه‌ی اجتماعی زیاد، کسی است که دارای روابط وسیع‌تر، صمیمیت و اعتماد قابل توجه و عمیق است، و بالاخره افرادی که دوستانشان و یا افرادی که با آن‌ها در ارتباطند دارای میزان قابل توجهی از سرمایه‌ی فیزیکی، انسانی و یا فرهنگی باشند. با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان گفت: سرمایه‌ی اجتماعی از تجمع و تعامل سرمایه‌ی‌های فیزیکی، انسانی و فرهنگی زاده و بارور می‌شود و بستر حرکت جامعه را به سوی آینده می‌سازد.
سرمایه‌ی اجتماعی را معمولاً مجموعهای از هنجارهای نظم بخش دانسته‌اند که اعضای گروهی که همکاری و تعاون بین آن‌ها وجود دارد که در آن سهیماند. پیوند اجتماعی، اعتماد، همبستگی گروهی، پایبندی به تعهدات و همیاری جزء شاخص‌های عمده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی محسوب می‌شوند. به این ترتیب سرمایه‌‌ی اجتماعی به نحوی متناظر با نظم اجتماعی است افزایش ان تقویت نظم و کاهش آن حاکی از وجود انحرافات اجتماعی، جرم وجنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، خود کشی و امثال آن است. بنابراین چنان چه سرمایه‌ی‌ اجتماعی به معنی وجود هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی باشد، کج رفتارهای اجتماعی نیز نشانه‌ی فقدان سرمایه‌ی‌ اجتماعی است (صدیق سروستانی، 1387: 245).
1-2- موضوع پژوهش
موضوع پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی سرمایه‌ی‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم در بین دانش آموزان دبیرستانی شهر گمیشان می‌باشد.

1-3- اهمیت سرمایه‌ی اجتماعی
مفهوم سرمایه‌ی‌ اجتماعی در سال‌های اخیر در حوزه‌های گوناگون علوم اجتماعی،‌ اقتصاد و اخیراً در علوم سیاسی مطرح شده است. سرمایه‌ی‌اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند حس همکاری و اطمینان را در میان افراد یک جامعه پدید آورند. در این میان نباید از نقش نهادهای مدنی و دمکراتیک و نیز نقش دولت در گشودن چنین فضاهایی غافل شد. به هر روی، امروز بر جامعه‌شناسان ثابت شده که یکی از ابعاد مهم هر توسعه‌ای توجه به سرمایه‌ی‌های اجتماعی است. از این‌رو سرمایه‌ی‌اجتماعی، یکی از مهمترین شاخصه‌های رشد و توسعه هر جامعه‌ای به شمار می‌آید.
انسان به طور ذاتی در تعامل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور می‌کند. اثرات این کنش‌های متقابل در نقش آن‌ها تا حدی است که حذف آن، زندگی را غیر ممکن می‌سازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنش‌ها پرداخته و به مجموع عواملی پی برده‌اند که آن را سرمایه‌ی‌اجتماعی نامیده‌اند. مفهوم سرمایه‌ی‌اجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می‌دهند و آن‌ها را در جهت دستیابی به هدف‌های ارزشمند هدایت می‌کند. از این‌رو، شناخت عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی می‌تواند در گسترش ابعاد سرمایه‌ی اجتماعی کمک کرده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع شود. مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی ، بستر مناسبی برای بهره‌وری سرمایه‌ی انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می‌شود.. امروزه سرمایه‌ی اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه‌ی فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا می‌کند و شبکه‌های روابط جمعی و گروهی انسجام بخش میان انسان‌ها و سازمان‌هاست. از این‌رو در غیاب سرمایه‌ی اجتماعی، سایر سرمایه‌ی‌ها اثربخشی خود را از دست می‌دهند و بدون سرمایه‌ی اجتماعی پیمودن راه‌های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می‌شود (مبشری،‌1387، 16).
1-4- سرمایه‌ی اجتماعی در جهان و ایران
سرمایه‌ی اجتماعى حلقه مفقوده‌اى است براى پاسخ به این سؤال که چرا برخى از کشورهاى پیشرفته و برخى از کشورها عقب افتاده‌اند. مفهوم سرمایه‌ی اجتماعى در کنار سرمایه‌‌هاى مالى و انسانى قابل توضیح و تبیین است. تامپسون استاد دانشگاه انگلستان معتقد است دولتى که نتواند مهارت‌ها و دانش زمانش را توسعه دهد و از آن بهر ه بردارى کند توانایى توسعه را نخواهد داشت. بنابراین یکى از سرمایه‌ی‌‌ها، سرمایه‌ی‌ی انسانى، یعنى میزان آمار رشد تخصص، معلم، دانش و تکنو لوژى است. اما در عصر جدید فرانکفورتى‌ها و به ویژه هابرماس با نقد دنیاى صنعتى مى‌گویند که انسان محدود شده و در اختیار صنعت و تکنولوژى قرار گرفته است. در صورتى که تکنولوژى باید در خدمت انسان باشد. در کنار سرمایه‌ی انسانى سرمایه‌ی مادى و مالى نیز مطرح مى‌شود که انسان تنها با داشتن دانش نمى‌تواند به توسعه برسد و وجود منابع خام و منابع مالى نیز زمینه ساز توسعه است. اما در برخى کشورها از جمله ژاپن با وجود اینکه منابع خام و معدنى ندارند، اما پیشرفته هستند. در کشور کوبا که هیچ بى‌سوادى وجود ندارد اما عقب افتاده است. فرانسه بیش از دو میلیون بى‌سواد دارد اماپیشرفته است. اتیوپى در تحت استعمار هیچ کشورى نبوده است اما بسیار عقب افتاده است. کشورهاى اروپاى شرقى از خیل عظیم تکنولوژى برخوردارند اما در کل پیشرفته نیستند. پس یک حلقه مفقوده وجود دارد و آن سرمایه‌ی‌ی اجتماعى است. طى یک تحقیق علمى در دانشگاه نیویورک علت عقب ماندگى برخى از مناطق شهرى نسبت به دیگر مناطق و محله‌ها در آمریکا نبود خمیرمایه جامعه مدنى اعلام شده است. تشریک مساعى در کارها جهت افزایش سطح رفاه عمومى خمیر مایه جامعه مدنى را تشکیل مى‌دهد و همین خمیر مایه جامعه مدنى یک نوع سرمایه‌ی اجتماعى است اگر چه به تنهایى نمى‌تواند عامل توسعه باشد سرمایه‌ی مالى، سرمایه‌ی انسانى و سرمایه‌ی اجتماعى سه ضلع یک مثلث براى توسعه جوامع محسوب مى‌شوند.
در جوامع غربى هر فرد عضو ده‌ها گروه سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، ادبى و… است و پایگاه اجتماعى افراد بواسطه تعلق به این گروه‌ها تبیین مى‌شود. در این گذار سرمایه‌‌هاى گذشته را نباید دور ریخت و نابود کرد اما شکلى پویاتر و نوین‌تر بایستى رشد کند. شوراها در صورت غیر ادارى آن جهت حل مسائل اجتماعى مفید هستند و به عنوان یک سرمایه‌ی اجتماعى تلقى مى‌گردد و این سرمایه‌ی اجتماعى نه فقط تابعى از تعدد شوراها و گروه‌هاى مردمى است بلکه عمق و ابعاد مثبت و منفى آن نیز مورد نظر است. اگر اعتبار و ارزش‌هاى لازمه به این گروه‌ها حاکم نباشد در جهت منفى به کار گرفته خواهند شد. همچنین بایستى از سرمایه‌‌هاى اجتماعى سنتى جامعه ایران حداکثر بهره گرفته شود. در محیط و بسترهاى ناسالم سرمایه‌ی اجتماعى شکل نمى‌گیرد. اعتماد به نظام‌هاى اقتصادى – اجتماعى وروابط خانوادگى لازمه و زیربناى شکل گیرى و تراکم سرمایه‌ی اجتماعى است. شوراها در این راستا به عنوان یک حرکت تازه، جالب و جامع است که اگر معمارى خوبى در چارچوب احزاب، گروه‌ها و سازمان‌هاى غیر دولتى داشته باشد به عنوان یک سرمایه‌ی اجتماعى با ارزش مى‌تواند مورد استفاده قرارمى گیرد (اخترمحققی، 1385، 121).
1-5- بیان مسئله
ایده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی بر تمام محققین و متفکرین علوم اجتماعی تأثیر گذارده است البته این مفهوم به خاطر کاربرد‌های عملی اش توجه سیاستگذاران و دیگر علاقه مندان را به خود جلب کرده است در تمامی این رشته‌ها این ایده که روابط می‌توانند در نقش یک منبع عمل کنند، به کرات از طریق زمینه‌های تجربی متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است البته ایده اهمیت شبکه‌های اجتماعی همراه با هنجارهایی که آن‌ها را در کنار هم نگه میدارند ایدهی جدیدی نیست. یک مثل قدیمی انگلیسی می‌گوید: «آن‌چه می‌دانید مهم نیست بلکه آن‌که می‌شناسید مهم است» بنابراین همان‌طور که عقل سلیم بر اهمیت شبکه‌ها صحه می‌گذارد، اهمیت شبکه‌ها و کلاً سرمایه‌ی‌ اجتماعی در علوم اجتماعی هم پذیرفته و تثبیت شده است.
نظریه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی به طور ذاتی خیلی ساده است. ایده‌ی محوری آن را می‌توان در واژه‌ی «روابط» خلاصه کرد. اعضای جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آن‌ها قادر به همکاری با یکدیگر می‌شوند و به این طریق چیزهایی را کسب می‌کنند که به تنهایی قادر به کسب آن نمیباشند. انسان‌ها از طریق مجموعه‌ای از شبکه‌ها به هم متصل می‌شوند و تمایل دارند که ارزش‌های مشترکی با سایر اعضای این شبکه‌ها داشته باشند (جان فیلد، 8،1388).
این ایده که سرمایه‌ی اجتماعی منافع مشهودی را به دارندگان آن باز می‌گرداند نیز به راحتی از طریق شواهد قابل بررسی است ولی از انجا که سرمایه‌ی اجتماعی دارای کاربردهای متفاوتی بوده و بدیهی است که سطح شواهد تحقیق از منطقهای به منطقهی دیگر یا از فرهنگی به فرهنگ دیگر میتواند متغیر باشد. بنابراین سرمایه‌ی‌ اجتماعی و ابعاد آن می‌تواند بر میزان گرایش به جرم افراد اثر منفی یا مثبت داشته باشد و از انجا که دانشآموزان از قشرهایی‌اند که ممکن است جامعه پذیری آن‌ها تحت تأثیر عوامل مختلف و گروههای رسمی یا غیر رسمی مختلفی صورت گیرد و با گروههای مختلفی از دوستان و… تعاملات اجتماعی داشته باشند. بنابراین مسئله این است که ابعاد مختلف سرمایه‌ی اجتماعی مثل شبکه‌های اجتماعی دانش آموزان، اعتماد اجتماعی آن‌ها و پذیرش هنجارهای اجتماعی و… چه اثری بر گرایش به جرم و بزهکاری در آن‌ها می‌شود؟ (صدیق سروستانی،1386، 244)
فوکویاما در اثری که آن را پایان نظم نامیده است به کاهش فزاینه‌ی سرمایه‌ی‌ اجتماعی در کشورهای صنعتی اشاره می‌کند واز ان به عنوان «فروپاشی بزرگ» یاد می‌کند (فوکویاما،2000: 2). به نظر وی تاریخ زندگی بشر تاریخ تغییر و تحول در نظام هنجارهای اجتماعی است روند این تغییر با صنعتی شدن جوامع شدت گرفته و رد پاره‌ای از موارد چنان شتابان پیش رفته که به بوی زوال برخی از نهاد‌ها و سازمان‌های اجتماعی (مانند خانواده) برخاسته است. افزایش نرخ طلاق افزایش تعداد خانوادههای تک والدی و افزایش نرخ تولد کودکان نامشروع همه نشانه‌های محکم چنین زوالی‌اند در مورد جرم وجنایت هم تقریبا در همه‌ی کشورهای صنعتی به غیر از ژاپن شاهد افزایش نرخ انواع حرایم خشونت امیز از جمله قتل، آدم ربایی، سرقت، تجاوز در دو سه دهه‌ی اخیر پایان قرن بیستم هستیم تعدا د قتل در هر یک صدهزار نفر جمعیت در ایالات متحده در سال 1950تنها 5 نفر بوده که در سال 1994 به 9 نفر رسیده است نرخ جرایم علیه دارایی‌های مردم هم در سال 1960 حدود 190مورد در یکصد هزار نفر جمعیت بوده که در سال 1995 به نزدیک 450 مورد رسیده است دزدی خود رو در آمریکا در سال 1984 بیش از 1200 مورد در سوئد نزدیک به 1800 مورد در انگلستان بیش از 1600 مورد در المان حدود 1600 مورد در کانادا بیش از 1400 مورد در فرانسه بیش از 800 مورد و درذ ژاپن بیش از 200 مورد در هر یکصد هزار نفر جمعیت گزارش شده است (فوکویاما، 2000، 3).
میزان قتل در امریکا حدود دو برابر فرانسه و سه برابر کشورهایی چون انگلییس آلمان سوئد و ژاپن و میزان ادم ربایی در امریکا بسیار بیش‌تر از این تعداد است آدم ربایی در ایالات متحده بیش از 35 نفر در هر یکصد هزار نفر در سال است که حدود 10 برابر از انگلیس و ژاپن بیشتر است آزار جسمی و سواستفاده‌ی جنسی از کودکان هم در یکی دو دهه‌ی پایانی قرن 20 طبق گزارش امارهای رسمی چه در امریکا و چه سایر کشورهای صنعتی اروپای افزایش کاملا شتابانی داشته است (صدیق سروستانی ،1386، 246).
1-6- ضرورت و اهمیت تحقیق
مردمی بودن و مردمداری مانند شمشیر دو لبه است (غفاری و رمضانی،1388، 137) افراد علاوه بر آنکه میتوانند سرمایه‌ی اجتماعی خود را برای همکاری در جهت نیل به اهدافی که برای اعضای شبکه و اجتماع مفید هستند به کار برند، میتوانند آن را در جهت حصول مقاصدی که به لحاظ اجتماعی و اقتصادی مخرب هستند هم به کار گیرند. سرمایه‌ی‌ اجتماعی مخرب علاوه بر اینکه برای تحقق اهدافی که عموما نامطلوب هستند مورد استفاده قرار می‌گیرد اغلب از طریق روشهای غیر قانونی از جمله «استفاده از زور یا خشونت یا فعالیت‌های غیر قانونی» تقویت می‌گردد. در مطالعه‌ای در باره‌ی دو کشور امریکای لاتین (گواتمالا وکلمبیا) مک ایوین و مرز خاطر نشان ساختند که اقلیت قابل توجهی از تمام سازمان‌های اجتماعی فقط برای اعضای خودشان منافعی تولید کرده و نسبت به دیگران اعمال خشونت نموده‌اند این سازمان‌ها شامل گروههای چریکی و مبارز، باندهای محله‌ای، باندهای مواد مخدر و گروه‌های مردمی مبارزه با جرم و بی نظمی بوده‌اند تقریباً از بین هر پنج سازمان عضویتی که بیشتر آن‌ها مرد سالار بودند یکی از آن‌ها خشونت امیز بود (غفاری و رمضانی، 1388، 140).
سرمایه‌ی اجتماعی را معمولاً مجموعه‌ای از هنجارهای نظم بخش دانسته‌اند که اعضای گروهی که همکاری و تعاون بین آن‌ها وجود دارد در آن سهیم‌اند پیوند اجتماعی، اعتماد، همبستگی گروهی، پایبندی به تعهدات و همیاری جز شاخص‌های عمدهی سرمایه‌ی‌ اجتماعی محسوب می‌شوند. به این ترتیب سرمایه‌ی‌ اجتماعی به نحوی متناظر با نظم اجتماعی است افزایش آن تقویت نظم و کاهش آن حاکی از و جود انحرافات اجتماعی، جرم وجنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، خود کشی و امثال آن است. بنابراین چنانچه سرمایه‌ی‌ اجتماعی به معنی وجود هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی باشد، کجرفتاری‌های اجتماعی نیز نشانهی فقدان سرمایه‌ی‌ اجتماعی است (صدیق سروستانی، 1387، 245). از آنجا که پدیده‌های اجتماعی معمولاً متاثر از علل و عوامل خاص و تابع شرایطی مشخص است از این رو در این تحقیق اگر به بررسی رابطه‌ی دو متغیر مهم سرمایه‌ی‌ اجتماعی و گرایش به ارتکاب جرم پرداخته شود و نوع رابطه‌ی آن‌ها مشخص شود می‌توان به پیش بینی و کنترل پرداخت و از بسیاری از کج رفتاری‌های اجتماعی و رفتاری جلوگیری کرد و به تقویت سرمایه‌ی‌ اجتماعی در وجه مثبت آن پرداخت و از پیامدهای وجوه منفی سرمایه‌ی‌ اجتماعی پیشگیری کرد.
1-7- هدف تحقیق