دانلود تحقیق در مورد فرهنگ عامه

دانلود پایان نامه

سجاد7اشاره می کند.308

4-3- توجه به فرهنگ عامه مردم عصر نزول(اشعار و متون عرب معاصر نزول)
هر چند استعمال واژه ای در عصر نزول تعیین کننده مراد و مقصود از قرآن نیست ولی به دلیل نزدیکی عرب های آن زمان به عصر نزول، سخنان آنان در فهم معانی واژه ها در عصر نزول موثر است.
ملا فتح الله کاشانی نیز همانند سایر مفسّران از شعر عرب به عنوان یکی از مصادر اصلی و منابع لغوی برای مستند سازی توضیح واژه ها، استفاده کرده است و آن ها را به عنوان شاهد و فهم معنای کلمه بیان می کند. به عنوان نمونه در تفسیر آیه(خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ)309 “انسان از شتاب آفریده شده است. به زودى آیاتم را به شما نشان مى‏دهم. پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید.” طین را به عنوان یکی از معانی (عَجَلٍ) بیان می کند و در تایید این معنا به شعر عرب استناد می کند:
“و النبع ینبت بین الصخر ضاحیه و النخل ینبت بین الماء و العجل”310
یعنی چشمه از میان سنگ ها می روید و نخل بین آب و خاک(گل) می روید.
ملا فتح الله در این جا با استناد به شعر عرب این مطلب را یاد آوری می کند که یکی از معانی که برای (عَجَلٍ) آمده است، طین می باشد و با توجه به این، معنای آیه فوق این است که خداوند انسان را از گل آفریده است چنان که در برخی دیگر از آیات نیز به آفریده شدن انسان از گل اشاره کرده است.311 در هر حال مفسّر در این جا برای بیان معنای واژه به شعر عرب استناد کرده است.
وی همچنین در تفسیر آیه (الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا …)312 “همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] قرار داد.” یکی از معانی فعل (جَعَلَ) را “طفق و صار” به معنی آغاز کردن، می داند و در این باره به شعر عرب استناد می کند:

“فقد جعلت قلوص بنى سهیل من الاکوار مرتعها قریب”313
یعنی ماده شتر جوان بنى سهیل از جایی که به چراگاهش نزدیک است، شروع به چریدن می کند.
همان طور که در ترجمه شعر مشخص است، جعلت در این جا به معنای آغاز کردن است. وی بعد از بیان این معانی برای جعل، آن را در آیه مورد به معنای “صیر” گردانیدن می داند و آیه را براساس این معنی ترجمه می کند: یعنی کسی که زمین را برای شما بساطی گسترده گردانید.
مفسّر در برخی موارد بدون استناد به شعر یا نثر عرب به معنی لفظ در زمان نزول اشاره می کند و لفظ را با توجه به معنای زمان نزول تفسیر می کند به عنوان مثال ذیل تفسیر آیه (وَاذْکُرُواْ اللّهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ)314 “و خدا را در روزهایى معیّن یاد کنید، پس هر کس شتاب کند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد]، گناهى بر او نیست، و هر که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نیست.” معنای (إِثْمَ) در جاهلیت را تعجیل بیان می کند و با توجه به این معنا به تفسیر آیه می پردازد و می نویسد که بعضی از متاخران نیز همین معنا را برای اثم در نظر گرفته اند و خداوند متعال در این آیه می فرماید که برای کسی که عجله کند و در دو روز یاد خدا کند، گناهی نیست. وی همچنین با توجه به شرطیه بودن جمله، ثبوت اثم را برای کسی که قبل از این دو روز عجله کند، مستلزم می داند.315
خداوند در آیات قبل به تشریع احکام حج تمتع پرداخته است و در این آیه به حاجیان دستور می دهد که بعد از روز دهم ذی الحجه خداوند را یاد کنند، مفسّران با توجه به روایات منظور از ایام معدوده را سه روز بعد از روز دهم ذی الحجه می دانند بنابراین کسی که بخواهد عجله کند در دو روز نخست یعنی یازدهم و دوازدهم ذی الحجه بیتوته کرده و یاد خدا می کند و در روز سیزدهم کوچ می کند.
ملا فتح الله کاشانی با توجه به معنای اثم در عصر نزول این معنا را برای آیه مطرح کرده است که کسی که در ایام معدودات عجله یا تاخیر کند گناهی بر او نیست. اما برخی دیگر از مفسّران به دلیل نبودن هیچ قیدی در آیه اثم را منحصر در عجله یا تاخیر نمی دانند، بلکه آیه را این گونه معنا می کنند که کسی که حج را تمام کرده گناهانش بخشوده شده و گناهی بر او نیست خواه در دو روز عجله کند یا در سه روز تاخیر کند.316

4-4- استناد به سخنان صحابه و اهل لغت
مفسّر در موارد بسیار زیادی به سخنان صحابه خصوصا ابن عباس در بیان معنای واژگان استناد می کند به عنوان نمونه در آیه (رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ)317 “بار پروردگارا، میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترین داورانى” با توجه به قول ابن عباس، واژه “فتح” را به قاضی معنا کرده است318 و یا در آیه (لَابِثِینَ فِیهَا أَحْقَابًا)319 “روزگارى دراز در آن درنگ کنند.” واژه احقاب را به دهور یعنی روزگاران دراز معنا کرده است.320
گاه نیز مولف به سخن لغت شناسان اشاره می کند و معنای واژه ای را با استفاده از سخن اهل لغت بیان می کند به عنوان نمونه در مورد معنای واژه (رَمَضَانَ) در آیه(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ)321″ماه رمضان [همان ماه‏] است که در آن، قرآن فرو فرستاده شده است.” به قول خلیل بن احمد اشاره می کند و آن را مشتق از “رمض” که به معنای بارانی که قبل از پاییز می بارد و گرد تابستان را از عالم می شوید، می داند و تسمیه ماه رمضان به این نام را از آن جهت می داند، که این ماه همه گناهان را می شوید.322

4-5- اشاره به وجود معانی مختلف در لفظ
ملا ف
تح الله کاشانی در هر جا که لازم می بیند به معانی مختلف واژه اشاره می کند به عنوان مثال وی در ذیل آیه شریفه (… وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ)323 “ولى کسانى که به کفر گراییده‏اند مى‏گویند خدا از این مثل چه قصد داشته است [خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مى‏کند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏کند.” معانی مختلف دو واژه اضلال و هدایت را بیان می کند وی واژه “اضلال” را به معانی امتحان، عذاب و تلبیس می داند و تنها حمل معنی اخیر را برای خداوند جایز نمی داند و از آن جا که اضلال در آیه مورد بحث به خداوند متعال نسبت داده شده است، معنای آیه را با توجه به دو معنای نخست مطرح می کند، مفسّر در ادامه واژه هدایت را به معانی زیادی الطاف، اثابت، حکم، ارشاد، ایجاد علوم ضروری در قلوب بندگان، می داند و سه وجه معنایی اول را مختص مومنان و دو وجه اخیر را شامل جمیع مومنان و کافران می داند، ملا فتح الله برای هر کدام از معانی که در این جا ذکر می کند مستندی از قرآن یا شعر عرب و … می آورد.324
وی همچنین در ذیل تفسیر آیه شریفه (تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ)325 “آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان.” معانی مختلف واژه (أُمَّهٌ) از جمله جماعت، امام، قامت، استقامت در دین،حین و اهل ملت واحده را بیان می کند و برای هر کدام از این معانی نیز مستندی از آیات قرآن یا شعر عرب می آورد و معنای امت در آیه مورد بحث را جماعت یا گروه می داند.326
در آیاتی دیگری نیز ملا فتح الله کاشانی به ذکر معانی مختلف واژگان پرداخته است که از ذکر آن در این جا خودداری می کنیم خواننده محترم می تواند برای اطلاع بیشتر به تفسیر منهج الصادقین مراجعه کند.327

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعمقایسات زوجی، تحلیل عاملی، ناسازگاری

4-6- شناسایی معنای حقیقی و مجازی و فرق نهادن بین آن ها
مولف تفسیر منهج الصادقین در جاهای مختلفی از تفسیر خود به معنای حقیقی و مجازی اشاره می کند، به عنوان مثال وی ذیل آیه (إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ)328 “بى‏گمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده است.” برای ایذاء دو معنای حقیقی و مجازی بیان می کند و می گوید اگر ایذاء بر معنای حقیقی حمل شود که همان اذیت کردن است در حق رسول خدا9صحیح است و باید در مورد خدای تعالی در معنای مجازی حمل شود یعنی کاری که موجب کراهت خداوند است، انجام می دهند؛ در این حالت لفظ واحد بر دو معنی مختلف حمل شده است که مخالف با مذهب علمای عرب است و یا این که بگوییم مراد ایذاء رسول9است و ذکر خدا برای تعظیم است و اگر ایذاء بر معنای مجازی حمل شود مراد از ایذاء خدا و رسولش9 انجام امری است که موجب کراهت آنها باشد خواه مخالفت امر خدا کنند یا به او چیزی نسبت دهند که از آن منزه است یا تکذیب نبوت پیامبر9کنند، در هر دو صورت خدا و رسولش9 را اذیت کرده اند؛ ملا فتح الله خود بعد از ذکر معنای مجازی و حقیقی و بیان تفاوت میان آن ها ایذاء در آیه مورد بحث را بر معنای مجازی حمل کرده و آیه را بر اساس آن تفسیر می کند.329
مفسّر همچنین ذیل تفسیر آیه (ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلاَئِفَ فِی الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ)330 “آن گاه شما را پس از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار مى‏کنید.” در تفسیر (لِنَنظُرَ) به ذکر معنای حقیقی و مجازی آن می پردازد و معنای مجازی را برای نظر کردن خداوند به بندگان ترجیح می دهد؛ چرا که قرینه ای برای ترجیح معنای مجازی وجود دارد و آن اینکه نظر کردن به معنای حقیقی بر حق تعالی روا نیست، چرا که نظر کردن در معنای حقیقی یا به معنای تفکر است و تفکر یکی از وظایف قلب است و به کار بردن آن در این جا درست نیست، و یا به معنای گردانیدن چشم و نگاه کردنِ پروردگار است که مستلزم جسم بودن پروردگار است و آن نیز نادرست است. پس باید نظر در این جا به معنای مجازی که همان علم خداوند است، به کار رفته باشد.331
در موارد دیگری نیز ملا فتح الله به معنای حقیقی و مجازی اشاره کرده و با فرق نهادن بین آن ها یکی را بر دیگری ترجیح داده است، خواننده محترم می تواند به متن تفسیر منهج الصادقین مراجعه کند.332

5- نقد و بررسی روش ملا فتح الله در توجه به مفردات
ملا فتح الله کاشانی در توجه به مفردات راه میانه را برگزیده است وی در مقدمه تفسیرش در مورد روش خویش در بررسی لغات و مفردات در تفسیر منهج الصادقین می نویسد: “و در بیان اعراب و لغت بر طریق خیر الامور اوسطها سلوک نماید و بعضى از سخنان ارباب تحقیق را نیز به حیّز تحریر درآورد.333”

5-1- امتیازات
با کاوش در تفسیر منهج الصادقین روشن می شود که مفسّر از این قاعده در جاهای مختلفی از تفسیر خویش بهره برده و به آن توجه داشته است که مثال های آن را قبلاً یادآور شدیم. در هر حال توجه به این قاعده توسط مفسّر با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده است. استناد به آیات، روایات، اشعار عرب و سخنان صحابه و نیز توجه به معانی مختلف در لفظ و شناسایی معنای حقیقی و مجازی و فرق نهادن بین آن ها و همچنین اجتهاد مفسّر در معنای کلمات از نقاط قوت روش تفسیری مفسّر در توجه به مفردات است ولی نقاط ضعف و کاستی هایی نیز در روش وی در زمینه تبیین مفردات به چشم می خورد که به آنها اشاره می شود.

5-2- کاستی ها
5-2-1- عدم تبیین همه مفردات
یکی از کاستی هایی که در روش تفسیری منهج الصادقین دیده می شود این است که مفسّر به تبیین همه مفردات نپرداخته است ممکن است برخی از مفردات واضح بوده و نیاز به تبیین نداشته باشد اما تبیین برخی از مفردات که وی به آن نپرداخته است، در تفسیر آیات و روشن شدن معنا و مفهوم آیات موثر بوده است. به عنوان نمونه در تفسیر (یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا)334 “روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد.” به تبیین کامل معنای (تَمُورُ) و (مَوْرًا) نپرداخته است و تنها آن را به اضطراب معنا کرده و از آن گذشته است335 در حالی که در معانی دیگری همچون جریان سریع، انحراف از حرکت مستقیم و اختلاف در حرکت معنا شده است336 همچنین در آیه (مُتَّکِئِینَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِیٍّ حِسَانٍ)337

دیدگاهتان را بنویسید