دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد سبکهای دلبستگی

دانلود پایان نامه

دیگران تحت تأثیر نحوهای است که آنها را در فضای روانشناختی خود جای دادهاند (لیبرمن، تروپ و استفان، 2007). بسته به اینکه افراد در فضای روانشناختی ما جایگاهی نزدیک و یا دور را به خود اختصاص داده باشند، به گونهای متفاوت با آنها رفتار خواهیم کرد. بدین ترتیب، احتمال بیشتری وجود دارد نسبت به افرادی که آنها را در فضای روانشناختی خود از نظر اجتماعی نزدیک ادراک میکنیم توجه اخلاقی روا داریم و با آنها به طور اخلاقی رفتار کنیم و چنانچه افراد و یا گروههایی را در فضای روانشناختی خود دور ادراک کنیم احتمال کمی وجود دارد نسبت به آنها توجه اخلاقی روا داریم و به صورت اخلاقی رفتار کنیم (هاردی، بتاچرجی، رید و آکوئینو، 2010). از این رو، فاصلهی روانشناختی با دامنهی وسیعی از رفتارهای غیر اخلاقی (پرخاشگری و خشونت) و اخلاقی (کمک کردن به دیگران) در ارتباط است و بر این اساس رید و آکوئینو (2003) فاصلهی روانشناختی را دربردارندهی دو بعد جهتگیری غلبه اجتماعی و حریم رعایت اخلاقی میدانند. که در ادامه توضیح داده خواهند شد.
2-3-1- جهتگیری غلبه اجتماعی
تبعیض، اختلاف و نابرابری تجربهای فراگیر در تمام جوامع انسانی است. منشأ این اختلافات و نابرابریها گاهی قومیت، نژاد، مذهب و به بیانی دیگر عضویت افراد در یک گروه است. پیامد ناگوار این اختلافات و نابرابریها از جمله رشد روزافزون خشونتهای گروهی، توجه نظریهپردازان را به بررسی این موضوع و تئوریپردازی در این زمینه جلب کرده است.
یکی از نظریههایی که در سطوحی چندگانه به بررسی این موضوع میپردازد نظریهی غلبه اجتماعی است. در این نظریه اعتقاد بر این است که تمام جوامع بشری بر اساس سلسله مراتب گروهی ساختار یافتهاند (سیدانیوس و پراتو، 1999) و مبنای این سلسله مراتب عوامل مختلفی چون نژاد، جنسیت، قومیت، ملّیت، مذهب و … میباشد. در این نظریه اعتقاد بر این است که جوامع با به رسمیت شناختن برتری یک گروه نسبت به سایر گروه ها سعی در کاهش اختلافات و تبعیضها دارند. به بیانی دیگر، جوامع تبعیضهای موجود در بین گروه ها را با ترویج این عقیده که یک گروه نسبت به سایر گروه ها برتری دارد توجیه میکنند و این اعتقاد به طور وسیع و به عنوان یک حقیقت آشکار از سوی اعضای جامعه پذیرفته میشود. این امر باعث میشود ارزشهای مثبت اجتماعی مانند شغل، ثروت و رفاه به افراد گروه برتر تخصیص داده شود و ارزشهای منفی اجتماعی برای افراد گروه زیردست در نظر گرفته شود (پراتو، سیدانیوس، استالورت و ماله، 1994).

گرچه این نظریه به نقش جوامع اهمیت زیادی میدهد اما همهی افراد یک جامعه به طور یکسان تحت تأثیر این عقاید قرار نمیگیرند و در افراد متعلق به موقعیتهای اجتماعی مشابه تفاوتهای بسیاری در برخورد با گروه های دیگر، تبعیض و ترجیح نابرابری به چشم میخورد. این تفاوتها تصادفی و یا ناشی از محیط افراد نیست بلکه، به جهتگیری روانشناختی افراد نسبت به ارتباطات گروهی و سلسله مراتبی مربوط است که جهتگیری غلبه اجتماعی نامیده میشود. بنابراین، جهتگیری غلبه اجتماعی متغیر محوری تفاوتهای فردی در رابطه با پذیرش و یا عدم پذیرش ارتباطات نابرابر گروهی است (پراتو، سیدانیوس و لوین، 2006).
جهتگیری غلبه اجتماعی ابتدا به عنوان میزان تمایل افراد برای غلبه و برتری اجتماعی خود و گروهشان بر سایر گروه ها (سیدانیوس،1993؛ به نقل از میچینو، دامبران، گایموند و مئوت، 2005) و بعدها به صورت تمایل کلی افراد به ارتباطات نابرابر بین گروه های اجتماعی تعریف شد (سیدانیوس، لوین، فدریکو و پراتو، 2001). در واقع، جهتگیری غلبه اجتماعی یک جهتگیری نگرشی کلی نسبت به ارتباطات بینگروهی است و بیانگر افکار و عقاید افراد مبنی بر این است که فرد و یا گروهی از افراد نسبت به دیگران جهت برخورداری از برتری و غلبه بر سایرین سزاوارترند و همین امر باعث تخصیص نامتناسب بیشتر منابع اجتماعی به افراد گروه برتر میشود. بنابراین افراد با جهتگیری غلبه اجتماعی بالا نسبت به افرادی که از جهتگیری غلبه اجتماعی کمتری برخوردارند بیشتر از روابط نابرابر و سلسه مراتبی گروه ها حمایت میکنند (پراتو، سیدانیوس، استالورت و ماله، 1994).
سیدانیوس و پراتو (1999) معتقدند که میزان جهتگیری غلبه اجتماعی و تمایل به روابط نابرابر و سلسله مراتبی به جایگاه فرد و گروه نیز بستگی دارد. بدین صورت که افراد دارای جایگاه بالا در مقایسه با افراد دارای جایگاه پایین، بیشتر به حفظ ساختار اجتماعی سلسله مراتبی و جایگاه خود تمایل دارند. از طرفی، جهتگیری غلبه اجتماعی به عنوان یک صفت و ویژگی در نظر گرفته میشود که به لحاظ محتوایی با بعضی از ابعاد شخصیت مانند توافقپذیری و گشودگی به تجارب (هیون و بوسی، 2001) به صورت معکوس در ارتباط است و بر سطح پیشداوری نسبت به سایر گروه ها و متعاقباً تبعیض و پرخاشگری نسبت به آنان اثر میگذارد (میچینو، دامبران، گایموند و مئوت، 2005). افزون بر این، افراد با جهتگیری غلبه اجتماعی به عنوان افرادی خشن، سلطهجو و جستجوگر بیملاحظهی قدرت توصیف شدهاند که در ارتباطات خود نیز خواهان سلطه و غلبه بر دیگران هستند و این امر به اشکال مختلفی چون پیشداوری، تبعیض، پرخاشگری و خشونتهای بینگروهی نمود مییابد (لوین، فدریکو، سیدانیوس، رابینوویتز، 2002).
بر این اساس، توجه به دیگران و هر نوع جهتگیری جامعه پسندانه که حاکی از اهمیت و توجه به دیگران باشد به طور منفی با جهتگیری غلبه اجتماعی در ارتباط است (لالوند، گیگیور، فونتاین، اسمیت، 2007). از این رو، جهتگیری غلبهی اجتماعی ادراک ما از افراد و گروههایی را منعکس میکند که از نظر روانشناختی دور هستند.
2-3-2- حریم رعایت اخلاقی
بعد دیگر سازهی فاصلهی روانشناختی، حریم رعایت اخلاقی است. حریم رعایت اخلاقی بیانگر مرز و محدودهای است که در آن افراد و گروه ها به صورتی تعریف میشوند که فرد مایل است نسبت به آنها توجه اخلاقی نشان دهد (رید و آکوئینو، 2003). دامنهی این مرز میتواند از علاقه و تمرکز صرف بر نیازهای خود تا در نظر گرفتن تمام انسانها و یا جایی بین این دوحد باشد. بنابراین افرادی با حریم رعایت اخلاقی نسبتاً وسیع به جای تمرکز بر تفاوتهای بینگروهی، مرز و محدودهی خود را وسیع تعریف میکنند تا افراد زیادی را در برگیرد. چنین افرادی، افراد بیگانه (افرادی با پیشینه و وابستگیهای گروهی متفاوت و حتی غریبهها) را افرادی ارزشمند میدانند و نسبت به آنها توجه اخلاقی روا میدارند. آنچه بعد حریم رعایت اخلاقی میسنجد، ادراک ما از افراد دیگر به عنوان افرادی است که از نظر روانشناختی در مبدأ و نزدیک هستند، همراه با تعریف گروه، با درجهی شمول بسیار، که با تقسیم منابع محدود با دیگران و نشان دادن رفتار جامعه پسند نسبت به آنان در ارتباط است (هاردی، بتاچرجی، رید و آکوئینو، 2010).
2- 4- پژوهشهای پیشین
در بررسی پژوهشهای انجام شده ابتدا به مرور تحقیقات پیرامون دلبستگی خواهیم پرداخت. سپس، تحقیقات مربوط به دو متغیر هویت معنوی و فاصلهی روانشناختی را بررسی خواهیم کرد.
2-4-1- یافتههای تحقیق در زمینهی تأثیر دلبستگی بر هویت معنوی و فاصلهی روانشناختی
دلبستگی به طور گسترده و در تحقیقات مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است و ارتباط آن با متغیرهای بسیاری بررسی شده است. پارهای از تحقیقات به بررسی پیامدهای فردی و بخشی دیگر از تحقیقات به بررسی پیامدهای بینفردی دلبستگی پرداختهاند. در رابطه با پیامدهای فردی، دلبستگی در ارتباط با متغیرهای مختلفی چون هوش هیجانی (رمضانی و همکاران، 1385)، بهداشت روانی (فینی، 2000)، معنویت (گرنکویست و همکاران، 2007؛ رینرت، 2005) و هویت (فیبر و همکاران، 2003؛ هاوق و بورجویس، 2002، بنوسون، هریس و رجرز، 2010) بررسی شده است و در رابطه با پیامدهای بینفردی دلبستگی، تأثیر آن بر متغیرهای مختلفی چون اعتماد به دیگران (سیمونز، گوتی، نلسون و لیتل، 2009)، کیفیت ارتباطات (نافتل و شیور، 2006)، پرخاشگری و خشم (سیمونز، پاترنیت و شور، 2001، طالبی و ورما، 2007) و رفتار ضداجتماعی (مارکوس و بتزر، 1996) بررسی شده است.
با توجه به مدل پژوهش ابتدا به بررسی پژوهشهای انجام شده در رابطه با دلبستگی و هویت معنوی به عنوان یکی از پیامدهای فردی دلبستگی خواهیم پرداخت و سپس تحقیقات مربوط به دلبستگی و فاصله رواشناختی را بررسی خواهیم کرد.
2-4-1-1- یافتههای تحقیق در زمینهی تأثیر دلبستگی بر هویت معنوی
با توجه به اینکه هویت معنوی متغیر جدیدی در حوزه رواشناسی است پژوهشی که به صورت مستقیم نقش خانواده و روابط عاطفی خانواده را در ارتباط با آن سنجیده باشد یافت نمیشود. از این رو، به بررسی پژوهشهایی در زمینهی ارتباط دلبستگی با سبکها، وضعیتها و ابعاد هویت (مانند هویت اخلاقی و هویت جنسی) خواهیم پرداخت.
در زمینهی تأثیر دلبستگی بر سبکهای هویت بررسیهای متعددی صورت گرفته است. به عنوان مثال حجازی و نگهبان سلامی (1388) در تحقیقی به بررسی رابطه دلبستگی به والدین و همسالان با سبکهای هویت در نوجوانان پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد دلبستگی ایمن به والدین، قدرت پیشبینی سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد هویت را دارد و دلبستگی ایمن به همسالان با سبک هویت هنجاری ارتباط معنادار دارد. علاوه براین، بررسی نقش جنسیت در متغیرهای این پژوهش حاکی از آن بود که پسران در میزان دلبستگی ایمن به والدین و تعهد هویت و دختران در دلبستگی ایمن به همسالان بر یکدیگر برتری دارند.
در پژوهش دیگری نیز که به منظور بررسی رابطه دلبستگی و سبکهای هویت انجام شد، نتایج نشان داد که دلبستگی به والدین پیشبینی کنندهی سبکهای هویت میباشد و به طور مثبت با سبک اطلاعاتی، سبک هنجاری و تعهد در ارتباط است و با سبک هویت گسیخته دارای ارتباط منفی معنادار میباشد. از این رو، دلبستگی به والدین و روابط عاطفی با آنان با برخورداری از سبکهای هویتی انطباق یافتهتر در ارتباط بود (ایمتیاز و نکوی، 2012 ).

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره اختلالات روانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علاوه بر این، پارهای از تحقیقات نیز به بررسی رابطه دلبستگی با وضعیتهای هویت پرداختهاند. در این زمینه میتوان به تحقیق مککینون و مارسیا (2002) اشاره کرد. در این پژوهش تعدادی از مادران کودکان پیشدبستانی بررسی شدند و ارتباط میان وضعیت هویت و سبکهای دلبستگی آنان و ادراک آنان از رشد کودکان مطالعه شد. نتایج نشان داد مادرانی که در وضعیت هویت موفق و خلاف آنچه انتظار میرفت در وضعیت هویت زودرس قرار داشتند در دلبستگی ایمن نیز نمرات بالاتری داشتند. از طرفی، دلبستگی هراسناک با وضعیت هویت تعویقی و آشفته در ارتباط بود.
در همین راستا باقری، بهرامی و جلالی (1388) به بررسی رابطه سبکهای دلبستگی با نوع هویت در جمعیت ایرانی و در زندانیان 15-30 ساله پرداختند. یافتههای این پژوهش حاکی از معناداری رابطه سبکهای دلبستگی و نوع هویت بود. بدین ترتیب که زندانیان دارای سبک دلبستگی ایمن به ترتیب بیشتر دارای وضعیت هویت موفق و تعویقی بودند، در حالیکه زندانیان با سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی- دوسوگرا) بیشتر دارای وضعیت هویت آشفته و زودرس بودند.
چنانچه مشاهده میشود یافتههای پژوهش در زمینه ارتباط بین وضعیت هویت زودرس و سبک دلبستگی ایمن و یا ناایمن متناقضاند. در این راستا میتوان به فراتحلیلی که به منظور روشن ساختن ارتباط بین دلبستگی و وضعیت هویت انجام شده است اشاره کرد. در این فراتحلیل نتایج چندین پژوهش در این زمینه از سال 1966 تا 2005 بررسی شد. نتایج این مطالعه بین سبکهای دلبستگی و وضعیتهای هویت همبستگی ضعیف تا متوسطی نشان داد. با این حال دلبستگی ایمن دارای همبستگی قویتری با وضعیت هویت موفق (21/0) و وضعیت هویت آشفته (23/0-) بود. اما علی رغم اینکه سهم میانگین دلبستگی ایمن در وضعیت هویت موفق در مقایسه با وضعیت هویت آشفته و زودرس به مراتب بالاتر بود، برخلاف آنچه انتظار میرفت وضعیت هویت زودرس با دلبستگی ایمن و وضعیت هویت تعویقی با دلبستگی ناایمن ارتباط داشت. بر این اساس، برخلاف انتظار محققان این پژوهش، دلبستگی ایمن بیشتر با بعد تعهد هویت مرتبط بود تا بعد اکتشاف آن (آرست و همکاران، 2009).
علاوه بر این، پارهای از تحقیقات نیز به بررسی رابطه دلبستگی با ابعاد و محتوای هویت پرداختهاند. در این زمینه میتوان به مطالعهی هیگلر، دی و مارشال(1995) با عنوان دلبستگی به والدین و هویت جنسی اشاره کرد. این مطالعه بر روی 218 نفر از دانشجویان به منظور آزمون ارتباط سطح دلبستگی با جنسیت و هویت جنسی انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد هویت جنسی زنانه و ترکیبی از زنانه و مردانه، در مقایسه با هویت جنسی مردانه و یا خنثی با سطوح بالاتر دلبستگی به والدین ارتباط دارد. علاوه براین، میانگین دلبستگی به مادر هم در زنان و هم در مردان از دلبستگی به پدر بیشتر بود و گرچه بین زنان و مردان در دلبستگی به والدین تفاوت معناداری وجود نداشت، میانگین نمرهی دختران در دلبستگی به همسالان بیشتر از دلبستگی پسران به همسالان خود بود.
علاوه بر این، میوس، اوستروگل و ولیبرگ (2002) نیر در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه دلبستگی به والدین و همسالان و هویت نوجوانان به مقایسه و بررسی تأثیر دلبستگی به والدین و همسالان بر هویت دانشآموزی و هویت ارتباطی افراد پرداختند. نتایج حاصل از مصاحبه با 148 نوجوان متعلق به گروه های قومی مختلف نشان داد که دلبستگی به والدین پیشبینی کنندهی هویت دانشآموزی نوجوانان و دلبستگی به همسالان پیشبینی کنندهی هویت ارتباطی آنان بود. بر اساس این پژوهش نوجوانان در بعضی از زمینه های زندگی خود به ویژه موضوعات مربوط به آینده مانند تحصیل تحت تأثیر دلبستگی خود به والدین قرار داشتند و در برخی از موضوعات به ویژه موضوعات مربوط به حال مانند روابط اجتماعی تحت تأثیر دلبستگی به همسالان قرار داشتند.
چنانچه مشاهده شد دلبستگی ایمن با وضعیت هویت موفق و سبک هویت اطلاعاتی در ارتباط است و بر محتوای هویت از جمله هویت جنسی و هویت دانشآموزی افراد نیز تأثیر گذار است. از این رو، به نظر میرسد که بعد معنوی هویت نیز از دلبستگی به افراد مهم تأثیر میپذیرد.
2-4-2- یافتههای تحقیق در زمینهی تأثیر دلبستگی بر فاصلهی روانشناختی
چنانچه پیشتر بیان شد، فاصلهی روانشناختی و نحوهای که افراد را در فضای روانشناختی خود ادراک میکنیم، یکی از عوامل تأثیرگذار بر رفتار اخلاقی و یا غیر اخلاقی است. علاوه بر این، جهتگیری غلبه اجتماعی و حریم رعایت اخلاقی به نوعی بیانگر نگرشهای غیر اخلاقی و اخلاقی فرد در ارتباط با افراد و یا گروه ها هستند. از این رو، با توجه به نزدیکی مفهومی و نظری فاصلهی روانشناختی و دو بعد آن با رفتارهای اخلاقی و یا غیر اخلاقی، در بررسی ادبیات پژوهش مربوط به فاصلهی روانشناختی از این دست تحقیقات نیز استفاده شده است. بنابراین در این قسمت به بررسی پژوهشهایی خواهیم پرداخت که دلبستگی را در ارتباط با این مفاهیم سنجیدهاند.
در این زمینه، میکیولینسر و همکاران (2003) به بررسی اثر احساس پایدار و موقتی برخورداری از پایگاهی ایمن بر ارزشهای از خودگذشتگی پرداختند. احساس پایدار برخورداری از پایگاه ایمن در واقع بیانگر سبک دلبستگی افراد بود که در قالب دو سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی اندازهگیری شد و نمرات پایین در این دو بعد بیانگر دلبستگی ایمن بود. احساس موقتی برخورداری از پایگاه ایمن نیز از طریق یادآوری خاطرات شخصی و یا مشاهدهی تصاویر افراد حمایتگر فعال میشد. علاوه بر این، ارزشهای از خودگذشتگی نیز از یک سو شامل ارزشهایی چون کمک کردن، بخشیدن و وفاداری بود که توجه و مراقبت نسبت به افراد نزدیک را نشان میداد و از سوی دیگر، ارزشهایی چون عدالت اجتماعی، برابری و صلح جهانی را در برداشت که توجه و مراقبت نسبت به تمام انسانها را منعکس میساخت. نتایج این پژوهش نشان داد که احساس برخورداری از پایگاهی ایمن و نمرات پایین در دلبستگی اجتنابی به طور معناداری با ارزشهای از خودگذشتگی در ارتباط است. بدین ترتیب دامنهی ارزشهای اخلاقی، توجه و مراقبت افراد

دیدگاهتان را بنویسید