دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نظام ملی نوآوری، سنجش نوآوری، علم و فناوری

دانلود پایان نامه

پیشنهاد آنان بهتر است در قدم اول هر کدام از اجزای اصلی سیستم به صورت مجزا مورد تحلیل قرار گیرند و در مرحله بعد نتایج حاصله برای دستیابی به وضعیت کل سیستم با هم ترکیب گردند. کارلسون و همکارانش کارکرد نظام ملی نوآوری را در 3 دسته طبقه بندی کردند؛ خلق دانش جدید، انتشار دانش و بهره گیری از دانش جدید، که برای هر بعد شاخص هایی را ارائه نمودند.
لیو و وایت70 (2001) برای سنجش و تجزیه و تحلیل نظام ملی نوآوری، برعکس رویکرد کارلسون و همکارانش به جای تحلیل اجزاء به طور مجزا بر تحلیل کل سیستم تاکید کردند.در این چارچوب نقاط ضعف اساسی تحقیقات در مورد نظام های ملی نوآوری یعنی فقدان عوامل توصیفی سطح سیستمی پرداخته می شود. به عبارت دیگر در این چارچوب به جای شروع با مقوله بازیگران نظام ملی نوآوری از قبیل مؤسسات تحقیقاتی یا دانشگاه ها و سپس بحث در مورد اهمیت هریک از بازیگران در نظام ملی نوآوری ، از یک سری واژه های عام و کلی تحت عناوین بازیگران اولیه ، بازیگران ثانویه و نهادها برای تحلیل و تشریح سطح سیستمی نظام ملی نوآوری استفاده کرده اند.
پورتر71 و همکاران (2002) برای سنجش نظام ملی نوآوری، مفهوم چارچوب ظرفیت نوآوری ملی را با ترکیب 3 مفهوم تئوریک متفاوت، تئوری رشد درون زا، تئوری رقابت پذیری بین المللی مبتنی بر خوشه های صنعتی و تحقیقات در مورد نظام ملی نوآوری ارئه نمودند. ظرفیت نوآوری ملی عبارت است از توانایی یک کشور در هر دوبعد اقتصادی وسیاسی برای تولید و تجاری سازی یک جریان مستمر فناوری های جدیددر بلند مدت است که به نقاط قوت زیر ساخت عمومی نوآوری کشور، وجود محیطی برای نوآوری در خوشه های صنعتی و استحکام پیوند های بین این دو بعد بستگی دارد. در نهایت پورتر و همکارانش با توجه به مشکلاتی که در سنجش ظرفیت نوآوری وجود داشت، تنها شاخص مناسب استفاده از حق انحصاری اختراع بین المللی برای سنجش نوآوری دانستند.
گودینهو72 و همکاران (2003) نیز برای ارائه شاخص های مورد نظر خود جهت سنجش نوآوری در نظام ملی نوآوری از طریق نگاشت نهادی 8 بعد تامین منابع، شاخص های رفتار بازیگران، شاخص های تعامل و ارتباطات، شاخص های تنوع و توسعه نهادی، شاخص های ارتباط بیرونی (جذب)، شاخص های ساختار اقتصادی، شاخص های نوآوری، شاخص های انتشار را برای نظام ملی نوآوری در نظر گرفتند، سپس برای هر بعد شاخص هایی را ارائه کردند.
سازمان ملل در کمیسیون های مختلف خود شاخص هایی را برای سنجش علم، فناوری و نوآوری با رویکرد جامعه دانش محور توسعه داده است که این شاخص ها در گزارشی که کمیسیون اجتماعی و اقتصادی غرب آسیا73(2003) تدوین نموده است، به طور کامل آمده است. این شاخص ها با رویکرد به جامعه دانش محور تنظیم شده و سنجش آنها در طول زمان می تواند میزان و نحوه حرکت کشورها به سمت این جامعه را مورد تحلیل قرار دهد. برای این منظور در این گزارش ابتدا در هفت حوزه کلی شاخص های علم و فناوری و نوآوری شناسایی شده اند (شاخص های تحقیق و توسعه، شاخص های مرتبط با انتشارات، شاخص های مرتبط با مالکیت فکری، شاخص های آموزش عالی، تراز پرداخت های فناوری، قرار دادها و ارتباط علم، فناوری و نوآوری با شاخص های اجتماعی). پس از شناسایی شاخص های مختلف در قالب دسته بندی فوق، این شاخص ها با توجه به نوع کارکردشان در 6 حوزه که به عنوان اهداف یک نظام علم، فناوری و نوآوری محسوب می شوند دسته بندی گردیدند، تا بتوان توان هر کشور را در دست یابی به هر کدام از این اهداف، بررسی و تحلیل نمود. این حوزه ها شامل، شاخص های مرتبط با خلق علم و فناوری و نوآوری، شاخص های مرتبط با انتشار علم و فناوری و نوآوری، شاخص های مرتبط با انتقال علم و فناوری نوآوری، شاخص های مرتبط با بهره برداری از علم و فناوری و نوآوری، شاخص های بهره وری تولیدناخالص داخلی و شاخص های مرتبط با نوآوری محصولی و فرایندی می باشند.
اتحادیه اروپا در سال2000 در پاسخ به جهانی سازی و تغییرات اقتصاد دانش محور به منظور ارتقاء نوآوری بین کشورهای عضو و تبدیل شدن به پویا ترین اقتصاد دانش محور، تهیه سنجش نوآوری اروپا را در دستور کار خود قرا داد. این اتحادیه در جدیدترین ویرایش خود(2006)، بر اساس 25 شاخص مرتبط با فرایند نوآوری در سطح ملی شاخص های مورد نظر خود را در 5 بعد کلی ارائه کرده است که عبارتند از: محرک های نوآوری، خلق دانش، کارآفرینی و نوآوری، کاربردها و دارایی های فکری، سه بعد اول جت سنجش ورودی های نوآوری در نظر گرفته شده اند و دو بعد دیگر برای سنجش میزان خروجی نوآوری انتخاب شده اند که در مجموع با استفاده از این 25 شاخص میزان نوآوری در نظام ملی نوآوری به صورت دوره ایی در میان کشور های عضو سنجیده می شود.
از جمله تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سنجش نوآوری در سطح سازمانی ساز مان همکاری و توسعه اقتصادی(2007) می توان اشاره کرد که به عنوان یکی از ساز مان های پیشرو در زمینه ارائه شاخص هایی جهت اندازه گیری فعالیت های علم و فناوری مبنای کار خود را به ارائه شاخص های مورد نظر سنجش نوآوری قرار داده است. آخرین ویرایش از این شاخص ها در سال 2007 تدوین شده است که در این ویرایش، شاخص های مذکور در 9 حوزه تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری در دانش، منابع انسانی در فعالیت های علم و فناوری، سیاست های نوآوری، عملکرد نوآوری، فناوری ارتباطات و اطلاعات، فناوری های خاص، جهانی سازی علم و فناوری، جریان های اقتصادی جهانی و تجارت و بهره وری تقسیم شده اند. در این ویرایش سعی
شده تا شاخص های مورد نظر کل فرآیند نوآوری را پوشش دهند.
همچنین سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(2005) به منظور سنجش نوآوری در سطح سازمان، دستور العمل اسلو74 را منتشر کرده است که در این دستور العمل از میان دو روش موردی و موضوعی برای سنجش نوآوری در سطح شرکت، از روش موضوعی استفاده شده است و جهت تحقق این امر هفت حوزه زیر را مورد بررسی قرار داده است: اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت مثل میزان فروش و سطح اشتغال و میزان سرمایه گذاری، اطلاعات مربوط به فعالیت های نوآوری مثل ورودی های تحقیق و توسعه(فعالیت های طراحی صنعتی، بازار یابی و . . . )، اهداف فرآیند نوآوری منابع فعالیت های نوآورانه، خروجی های نوآوری مثل محصولات و فرآیندهای نوآورانه، موانع نوآوری، بررسی تاثیرات فناوری های نوآورانه، موانع نوآوری، بررسی تاثیرات فناوری های کلیدی چون IT بر فرآیند نوآوری.
در تحقیقی که توسط امارا و لندری75(2005) با مطالعه سنجش نوآوری در کشور کانادا انجام شد، منابع اطلاعات را به عنوان یک شاخص مهم جهت تازگی نوآوری در شرکت های تولیدی معرفی کردند. در این بررسی به تاثیر چهار مقوله از منابع اطلاعاتی که شرکت های مذکور برای توسعه یا بهبود تولیدات یا فرآیند های صنعتی خود از آنها استفاده می کنند، توجه شده است: منابع داخلی، منابع بازار، منابع تحقیقاتی و به طور کلی منابع اطلاعاتی موجود.
در تحقیقی که توسط اسمیت76 و همکارن (2008) انجام گرفت، با مطالعه بر روی عوامل تاثیر گذار بر توانایی یک سازمان جهت اداره کردن نوآوری شاخص هایی را مشخص کردند که عبارتند از: معیار تکنولوژی، فرآیند نوآوری، استراتژی سازمان، ساختار سازمان، فرهنگ سازمان، کارمندان، منابع، مدیریت دانش، و سبک مدیریت و رهبری.
در تحقیقی که توسط لای تین77 (2005) انجام گرفت، با عنوان سنجش عملکرد نوآوری، شاخص های فرهنگ سازمانی، رهبری، توانایی نیروی کار، ساختار و فرآیند سازمانی، همکاری و مشارکت، سرمایه گذاری در نوآوری و عملکرد خلاق را به عنوان شاخصهای سنجش عملکرد نوآوری مشخص کرد .
در تحقیقی که توسط آنتونی رد78 (2000) انجام گرفت شاخصهای حمایت مدیریت از فرهنگ نوآوری، تمرکز بر مشتری یا بازار، ارتباطات داخلی و خارجی، استراتژی نوآوری منابع انسانی، تشکیل تیم و کار گروهی، مدیریت دانش و برون سپاری، رهبری، توسعه خلاق، وضعیت استراتژیک، ساختار انعطاف پذیر، بهبود مستمر و استفاده از تکنولوژی را به عنوان ابعاد نوآوری در سازمانهای موفق شناسایی کرد.
در تحقیقی که توسط کوئی چن و شو چن79 (2010) با عنوان شناسایی یک سیستم حمایت از نوآوری برای موسسات آموزش عالی تایوان انجام گرفت، شاخصهایی را برای حمایت و ارزیابی نوآوری شناسایی کردند که عبارتند از: تحقیقات آکادمیک، فرآیند اداری، اعضای هیئت علمی و کارمندان، توسعه بازار، ساختار سازمان، فرهنگ سازمان و سبک رهبری.
در تحقیقی که توسط چی هسیو80 و همکارن (2010) انجام گرفت،با عنوان عوامل موثر بر نوآوری سازمانی مدارس در مؤسسات و دانشگاههای فنی، 7 شاخص را معرفی کرد که عبارتند از، رهبری، امور اداری، امور دانشجویی، دستور العمل و برنامه آموزشی، توسعه تخصص معلمان، استفاده از منابع و فضای دانشگاه .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژه های کلیدیضمیر، برخی، ترکیبی

عوامل موثر بر نوآوری درآموزش عالی

در بحث نظری به مقوله نوآوری از جنبه های محتلف پرداخته شد و اکنون به تعیین عوامل مؤثر بر نوآوری در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی پرداخته می شود:

امور دانشجویی، پژوهشی و آموزشی

امور آموزشی: آموزش و توانمند سازی نیروی انسانی در فعالیت های مربوط به نوآوری، به رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها منجر خواهد شد. در واقع بایستی نیازهای آموزشی نیروی انسانی در دانشگاهها، به ویژه اعضای هیئت علمی باید شناسایی و تعیین شود. برای پاسخگویی به این نیاز ها لازم است دوره های آموزشی طراحی و با یک برنامه زمانبندی شده اجرا شود. آموزش و توانمند سازی اعضای هیئت علمی جوان به ویژه توسط اعضای هیئت علمی با تجربه باید مورد توجه قرار بگیرد(گوپتا و مکدانیل81، 2002).

امور پژوهشی: دانشگاهها از طریق ایجاد یا توسعه مراکز تحقیقاتی و پژوهشی می توانند تولید علمی خود را افزایش دهند. همچنین توسعه و گسترش همایش ها، نشست ها و نمایشگاه های علمی موجب رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها خواهند شد. برگزاری همایش ها و نشست ها در سطح گروه و بخش، دانشکده و دانشگاه، ملی و بین المللی فرصتی را برای اعضای هیئت علمی فراهم خواهد ساخت تا بتوانند دستاوردهای پژوهشی و یافته های دانشی خود را با دیگران در میان بگذارند و از دستاوردها و یافته های دانشی دیگران مطلع شوند (دری و طالب نژاد، 1387).

امور دانشجویی: تقویت و توسعه ی دوره های تحصیلات تکمیلی به ویژه ایجاد دوره های میان رشته ای موجب رشد و توسعه نوآوری در دانشگاه ها خواهد شد. دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی می توانند از طریق چاپ مقالات مستخرج از پایان نامه های تحصیلی و همچنین همکار و دستیار پژوهشی اعضای هیئت علمی در اجرای پروژه ها و فعالیت های علمی موجب افزایش تولید علم در دانشگاه ها شوند(درّی و طالب نژاد، 1387).
عوامل مختلفی وجود دارند که می تواند بر بخش آموزشی، پژوهشی و دانشجویی دانشگاهها و مراکز علمی تأثیر بگذارند که مهمترین آنها عبارتند از:

برگزاری تعداد همایش ها در دانشگاه؛
امتیازات پژوهشی که در اختار دانشگاه گذاشته می شود؛
تعاملات علمی و بین المللی دا
نشگاه؛
حمایت مالی که از طرف وزارت علوم در اختیار دانشگاه ها گذاشته می شود؛
تعداد مجلات پذیرفته شده و انتشار یافته در دانشگاه؛
ارتقاء اساتید در دانشگاه؛
حضور دانشجویان خارجی در دانشگاه؛
تعداد استادان دارای درجه دانشیاری و استادی؛
ایجاد اتاق های فکر در دانشگاه؛
رقابت فعال دانشگاه ها؛
کیفیت در خدمات ارائه شده توسط دانشگاه ها؛
مشاوره و راهنمایی گرفتن از متخصصان دانشگاهی؛
رفتار اداری( کارکنان)؛
گردش امور(نحوه انجام دادن کارها در دانشگاه ها).

2-نیروی انسانی

در مقوله منابع انسانی در می یابیم که سازمان های نوآور، فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضای خود را آن طور که روزآمد باشد تشویق می کنند. امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را کاهش دهند و به افراد جرأت می بخشند که تغییر پذیر باشند. زمانی که اندیشه جدیدی تکامل می یابد پیشتازان تغییر فعالانه و با شور و شوق این اندیشه را

دیدگاهتان را بنویسید