پایان نامه درباره انعقاد قرارداد، کارشناسی ارشد

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :  مطالعه بیمه‌ی‌ طلاق و ساز و کارهای اجرای آن در حقوق ایران

تکه ای از متن پایان نامه :

 

یک خانواده که به عنوان بیمه‌گزار حق ‌بیمه را پرداخته و اعضای خانواده خود را به عنوان بیمه‌‌شدگان، طرفداری می‌نماید. پس شخصی که احتمال تحقق حادثه یا خطر برای او، موجب انعقاد قرارداد بیمه‌ گردیده و مشخصات نامبرده به عنوان بیمه‌شده در بیمه‌نامه ذکر گردیده می باشد، شخص بیمه‌شده نامیده می‌گردد.

در بیمه‌ی طلاق زوجه، بیمه‌شده تلقی می‌گردد زیرا بیمه‌ی طلاق برای طرفداری از زندگی و حیات اوست که انعقاد یافته می باشد و در صورت وقوع طلاق، اوست که از بیمه بهره‌مند می‌گردد نه پرداخت گردد. چهارم اینکه؛ بیمه‌گزار، شخص ثالثی را هم بیمه‌شده و هم به عنوان ذینفع بیمه قرار می‌دهد مانند بیمه‌ی عمر به شرط حیات شخص ثالث، و پنجم اینکه؛ بیمه‌گزار، شخص ثالثی را بیمه‌شده و شخص ثالث دیگری را ذینفع بیمه قرار می‌دهد مثلاً اگر بیمه‌گزار وسیله‌ی نقلیه‌ی متعلّق به ثالثی را بیمه نماید در این‌ صورت بیمه‌شده شخص ثالث و ذینفع بیمه اشخاص ثالث زیان‌دیده از حادثه خواهند بود.[1]

در قرارداد بیمه‌ی‌ طلاق، در یک حالت، زوجه به عنوان بیمه‌گزار، خود هم شخص بیمه‌شده می‌باشد و هم ذینفع بیمه؛ زیرا با انعقاد قرارداد بیمه، خود را در برابر خطر طلاق، بیمه ساخته (بیمه‌‌شده) و در صورت وقوع آن، اوست که از سرمایه یا مستمری پرداخت شده از سوی بیمه‌گر منتفع می‌گردد (ذینفع)، پس از میان حالات پنج‌گانه‌ی‌ فوق، صورت اول محقق شده می باشد. در حالتی دیگر که دولت تأثیر بیمه‌گزار را برعهده دارد، بیمه‌شده و ذینفع بیمه، زوجه می‌باشد زیرا زوجه در برابر وقوع طلاق تحت طرفداریِ بیمه‌گر قرار گرفته (بیمه‌شده) و از طرفداری‌های مالی او بهره‌مند می‌گردد (ذینفع)، لذا از میان صُوَر پنجگانه‌ی فوق، صورت چهارم تحقق یافته می باشد. به علاوه، اگر زوجه فوت کند و کودکانی داشته باشد، آنان نیز می‌توانند به عنوان ذینفع از قرارداد بیمه بهره گیری کنند به شرط آنکه در عقد به آن تصریح شده باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه، حقوق ایران

[1]ـ امیر صادقی نشاط، «غرر و شرط به نفع ثالث در بیمه عمر (حقوق مدنی ـ حقوق بیمه)»، (فصلنامه پژوهشنامه بیمه، شماره 32، زمستان 1372، صص 35 ـ 41) ص 35 و 36.