در باب سبک مخفیانه دیس آنرد ۲؛ وقتی کمال گرایی مصیبت بار می شود

دنیایی پر زرق و برق، پیچیدگیای مخفی و پیدا، اشیا و مشکلات جایگذاری شده، لباسای مخفی سازی، طراحی عجیب مراحل، داستان عمیق و غوطه ور کننده؛ ذهن کاربر وقتی با عنوانی مانند Dishonored 2 (بررسی سایت ما) با تموم این المانای خاص و تنها مواجه می شه دچار خود درگیریایی بعضی وقتاً سخت می شه.

بدون دودلی میشه با صورتی رمبو گونه و پر سروصدا وارد دنیای کارناکا شد و دربا و شیشه ها رو شکست، سروصدا درست کرد و بین اینکه خنده تمسخر آمیزی روی لبانمان نقش بسته گوشت و استخوانای دشمنان رو سلاخی کرد.

اما آدمی وقتی با یه بازی با درونمایه Stealth رو به رو می شه، ناخودآگاه می خواد به یه خزنده کوچیک و نامحسوس تبدیل شده، در سایه ها قدم زده، دشمنان رو ضمن ذکر عبارت «معذرت می خوام» زیر لب از سر راه ورداشته و اجسادشان رو در نقاط غیر قابل رویت و مخفی بذاره.

هم اینکه به عنوان یه گیمر حساس هر چند لحظه یه بار منتظر می مونیم تا بازی به درستی ذخیره شه و مثلا اگه محل حضورمون در دیس آنرد ۲ لو بره، برامون مثل یه مرگ یهویی بوده و مجبور هستیم واسه حفظ روند کامل و بدون مشکل خود مرحله رو دوبارهً از نو بارگذاری کنیم.

براساس تحقیقات انجام شده بازیایی که زیمنه ای در اختیار گیمر قرار میدن تا بتونن شخصیت ایده آل شون رو در دنیای مجازی پیاده کنن، بیشتر از بقیه عناوین انگیزه بخش و جذاب هستن.

یعنی اگه دوست دارین یکی از مدیران نچسبی باشین که بعضی وقتا به کارمندانش تلنگر می زنه شک نداشته باشینً بازی مس افکت رو دوست دارین؛ عنوانی که به گیمر اجازه میده در میان ماجراهای نجات دادن سیاره و این حرفا، به مدیریت و کنترل شرایط بپردازه.

اما دیس آنرد ۲ به این سادگیا نیس؛ در وافع کسی نمی تونه ادعا کنه ذاتاً دوست داره مخفیانه زندگی و حرکت کرده و در سایه ها به این سو و اون سو بدود. بلکه این بازی طوری طراحی شده که نشون میده پیشرفت دهندگانش تمایل دارن گیمر به صورت مخفیانه بازی کنه.

در واقع سازندگان و طراحان مراحل با جایگذاری مشکلات و اشیای مختلفی در راه که بشه پشت اونا مخفی شد و از طرفی ساختار گیم پلی که خطر دیده شدن یا نشدن رو از راه رابط HUD نمایش میده، ً از گیمرها میخوان که بازی رو به صورت Stealth پیش ببرن.

هم اینکه در نظر گرفتن اچیومنت یا تروفی منحصر به فردی که به اتمام کل داستان بازی بدون حتی یه بار تیراندازی، لو رفتن و انجام اون به صورت به طور کاملً مخفیانه اختصاص داره، باعث می شه بازیکن ناخودآگاه تلاش کنه با دقت بیشتری جلو رفتن کرده و کارای احمقانه ای از اون سر نزنه.

ما بازیای ویدیوی رو به کمک وسیله ای به نام کنترلر انجام می دیم؛ گجتی که همونطور که از اسمش بر میاد، کنترل بازی رو به دست گیمر می سپرد. اما بعضی وقتا شرایط از کنترل خارج می شه و تقصیر اون می تونه گردن بازیکن باشه یا حتی گردن پیشرفت دهنده و طراح.

این وسط طراح مرحله رقابت اصلی رو پیش روی بازیکن قرار میده تا اونو حل کنه و تا وقتی که مهارت و ایستادگی لازم رو نداشته باشیم، بازی اجازه جلو رفتن رو به ما نمی ده.

انگار بخش اعظمی از این بازی به نحویه که بازیکن تشخیص بده چی انتظارش رو میکشه و چه کارایی باید در آینده بکنه. بیشتر وقتا این روند از پیش تعیین شده و تنها یکی از مسیرهای انتخابی به پایانی شدن مرحله به صورت تموم و کمال منجر می شه.

پس «کمال» به عامل اصلی دیس آنرد ۲ تبدیل می شه؛ همون طور ای که ضربه کردن دشمن در استریت فایتر بدون اینکه نوار سلامتی کاراکتر ما دست خورده باشه، بالاترین درجه لذت رو جفت و جور می کنه، رفتار به طور کاملً مخفیانه و دور از چشما به مراتب بیشتر از بقیه روش ها شادی بخش میشه.

در دنیای کارناکا فشار اصلی پیشبرد این روند روی دوش گیمره؛ ذهن مخاطب دائم درگیر میشه و ناخودآگاه باید منتظر فرصتی واسه بارگذاری دوباره مرحله باشین.

کافیه در سکانسی لو برید؛ این دقیقاً همون هنگام فشارزاییه که شروع به سرزنش خود می کنین و نگرانی از دست رفتن یا حتی ذخیره شدن خودکار بخش از پیش رو گذشته، مثل خوره به جانتون میفته.

واقعا دیس آنرد ۲ یه سری از راه ها و رویکردهای جور واجور رو واسه پیشبرد روایت کارناکا ارائه می کنه، اما اگه بخواین کمال گرایانه و بدون مشکل جلو برید، فقط با یه خط داستانی مشخص و مشخص طرف هستین.

میدونیم که قسمت بزرگی از لذت یه بازی ویدیویی به ثبت رکورد، کسب جوایز، رقابت با بقیه و ارائه بهترین کارکرد ربط داره.

بعضی وقتا مرز موفقیت و شکست به روشنی پیدا هستش؛ درست مانند صدها پازل خاص و عجیب و غریب بازی The Witness یا مبارزات Last Man Standing.

اما بازیایی که با خطر و خطر کردن و امثالهم همراه هستن، به شایدا و احتمالات تکیه می کنن و گیمر رو مجبور به انجام اعمال سختی کرده و در صورت مشاهده کوجکترین خطایی شدیدا مجازات می کنن، بی رحمانه و سخت مثل دیس آنرد ۲ طراحی شدن.

بازی دیس آنرد ۲ مثال بارزی از یه عنوان تموم عیار در صنعت بازیای ویدیوییه که ارزش چندین بار تکرار رو داره.

اگه کمال گرایی و بینش پیشبرد اون به صورت بدون مشکل گریبانتان رو گرفته و گیم پلی چند ساعته اون، مدت زیادیه وقت و فکرتون رو مشغول به خود کرده، پیشنهاد می کنیم بازه انتظارات خود رو حتی بالاتر از این مبحث ببرین.

چون بعد از تموم شدن بازی به صورت به طور کاملً مخفیانه، مطمئنا تفکری در ذهنتون ایجاد می شه که اگه فلان مرحله رو پر سروصدا انجام می دادم چه می شد؟ یا اگه تموم جریان بازی رو بزن بهادری جلو بروم چه اتفاقاتی می افته؟

پس پیشنهاد می شه خلاقیت خود رو به کار ببرین، روایت دیس آنرد ۲ رو به چند روش جور واجور دنبال کنین و مطمئن باشین هیچوقت نا امید نمی شین.