دوران نوجوانی و جوانی و نظریه سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه
2-7-2-امنیت و قانون مندی
امنیت و به ویژه امنیت انسانی در سایه رعایت قوانین و قانونمندی همه افراد جامعه پدید می آید. عدم توجه به قوانین و مقررات یکی از اساسی‌ترین عوامل در به مخاطره افتادن امنیت انسانی است و بر کلیه جنبه های امنیت انسانی تأثیر گذار است. برای مثال، عدم رعایت قوانین مربوط به سرعت وسایل نقلیه بر جنبه امنیت جانیِ بحث امنیت اجتماعی اثرگذار است، همچنین عدم رعایت قوانین مربوط به سودهای اقتصادی منجر به مخاطره در امنیت اقتصادی می گردد و … . از این بحث می توان نتیجه گرفت که پایبندی و یا عدم پایبندی به قوانین و مقررات اجتماعی، یکی از عوامل مؤثر بر امنیت انسانی است. حال لازم است نقش و یا تأثیر گذاری سازمانهای مردم نهاد را بر میزان قانون پذیری و قانونمندی افراد بررسی نماییم. همانگونه که پیشتر نیز گفته شد یکی از ویژگیهای سازمانهای مردم نهاد قانونمندی آنهاست. به بیان دیگر چنانچه سازمان غیردولتی و داوطلبی از ویژگی قانونمندی برخوردار نباشد، نمی توانیم آن را سازمان مردم نهاد تلقی نماییم. از آنجا که این ویژگی (قانونمندی) لازمه هویت بخشی به یک سازمان مردم نهاد می‌باشد، افرادی هم که علاقه مند به فعالیت در آن سمن هستند، باید ضمن پذیرش این قوانین به آن عمل نمایند. افرادی که توانایی پذیرش قوانین را نداشته باشند به خودی خود از بدنه سمن‌ها خارج می شوند. این موضوع بیان کننده این است که حضور در یک سازمان مردم نهاد نیازمند قانون مدار بودن و قانونمندی فردی است. از سوی دیگر، افرادی که با عضویت سازمانهای مردم نهاد اقدام به فعالیتهای داوطلبانه می‌نمایند، برای اجرای صحیح فعالیت ها و اقدامات نیازمند رعایت قوانین مشخصی می باشند که فرد لازم است این قوانین را بیاموزد. این آموزش و یادگیری از طریق برگزاری کلاس انجام نمی‌گیرد بلکه فرد با قرار گرفتن در جریان فعالیتها و کسب تجارب به این توانایی دست پیدا می کند. این روش آموزش که در روشهای آموزش به عنوان «آموزش غیرمستقیم» از آن یاد می شود یکی از اثرگزارترین تکنیکها در جهت آموزش مباحث به افراد به ویژه در سازمانهای غیردولتی می باشد. کسب این تجارب و این آموزشها اثرگذاری زیادی بر قانون پذیری و قانونمند شدن اعضاء و فعالان سازمانهای مردم نهاد دارد. نتیجه به دست آمده از این بحث بیان کننده تأثیرگذاری سازمانهای مردم نهاد بر قانونمندی فردی اعضای خود و همچنین تأثیر مثبت قانونمندی افراد بر گسترش امنیت انسانی است که تصویر زیر آمده است. با نگاهی به نقشهایی که سمن ها می‌توانند در گسترش امنیت انسانی ایفا نمایند، می‌توان گفت که در گسترش امنیت انسانی از طریق قانونمندی، سمن ها نقش زمینه ساز را ایفا می نمایند(زاهدی اصل:1390، 5).
2-7-3-امنیت و هویت
یکی از مهمترین عوامل اثر گذار بر امنیت انسانی در یک جامعه بحث هویت و یا بحران هویت است. جوانی که در خانواده دیده نشده و مدام تحقیر شده است و به واقع نتوانسته هویت اصلی و انسانی خود را بیابد، مسلماً گرفتار بحرانی شدید می‌شود. اینچنین فردی با حضور در جامعه و برای سرکوب کردن این احساس حقارت، درصدد معرفی خود به جامعه به عنوان یک انسان بر می آید. حال اگر جامعه نتواند راهنمای خوبی برای او باشد، این فرد از راههایی غلط به رفع نیاز خود خواهد پرداخت. ساده‌ترین و اولین اقدام یک فرد به ویژه جوانان و نوجوانان برای قراردادن خود در معرض توجه سایرین و ابراز وجود، تغییر در نوع پوشش و استفاده از رفتارهای خاصی است که توجه سایرین را به خود جلب نماید. اینگونه رفتارها که ناشی از قرار گرفتن فرد در بحران هویت است اثرات شدیدی بر روی برخی از جنبه های امنیت انسانی خواهد گذاشت. جوانی که علاقه مند است به عنوان عضوی فعال و تأثیرگذار در جامعه محسوب شود، چنانچه جامعه نتواند این نیاز وی را پاسخ دهد، ممکن است در دام گروهک های نوظهوری همچون شیطان پرستان و … گرفتار گردد. جوان با حضور در یک سازمان مردم نهاد و با پذیرفتن مسئولیت در قبال سایر اعضاء سازمان مردم نهاد و همچنین جامعه خود و با دخالت در برنامه ریزی های ملّی برای ساختن آینده می تواند هویت خود را بازیابد. جوانی که از میزان ارزش خود در جامعه، میزان تأثیرگذاریش بر امور و نیاز جامعه به حضور او مطلع باشد هرگز به سمتی کشیده نخواهد شد که بخواهد با انتخاب پوششی خاص و غیر متعارف، خود را در جامعه نشان دهد و یا با عضویت در گروهک های نو ظهور دینی نیازهای اجتماعی خویش را ارضا نماید. ولی جوانی که به عضویت یک سازمان مردم نهاد در می‌آید، در هر لحظه به فکر این است که چگونه می‌تواند نقش خود را در کمک و پیشرفت جامعه پر رنگ تر نماید. سازمانهای مردم نهاد بر اساس ساختار حاکم، موجب بازیابی هویت فرد شده و نقش، اهمیت و اثربخشی ایشان را در روند رشد جامعه به تصویر می کشد. مسلماً این افراد نه تنها تهدیدی برای امنیت اجتماعی نیستند بلکه دولت می‌‎تواند با برنامه ریزی دقیق و با بکارگیری ایشان در سازمانهای مردم نهاد گامهای موثری برای گسترش امنیت انسانی بردارد(ایرانشاهی:1390، 264).
2-7-4-امنیت و مسئولیت پذیری
چنانچه کمی به گذشته بازگردیم خواهیم دید که خانواده ها به عنوان مهمترین رکن یک جامعه تلاش می کردند تا از همان دوران نوجوانی و جوانی فرزندان خود را مسئولیت پذیر تربیت نمایند. اگر گامی به عقب بگذاریم، می توان رد پای این موضوع را در خاطرات پدران و مادرانمان ببینیم. دختران و پسرا به محض اینکه از نظر جسمانی توانایی می یافتند به جامعه خود خدماتی ارائه دهند، از سوی خانواده‌ها مسئولیت‌های زیادی را دریافت می کردند و از همان سنین کودکی و نوجوانی، خود را در قبال خانواده و حتی جامعه مسئول می‌دانستند. این مسئولیت پذیری موجب می‌شد تا فرد نسبت به امنیت خود، خانواده خود و جامعه احساس خطر نماید و تدابیری را در جهت ارتقاء امنیت خود بیاندیشد. امروزه با سلطه قدرتمند جهان مدرن، خانواده ها روز به روز میزان مسئولیت‌های محوله به کودکان و نوجوانان خود را کم و کمتر می کنند تا آنجایی که امروزه مشاهده می شود جوانان و نوجوانان نه تنها در قبال جامعه مسئولیتی را احساس نمی‌کنند، بلکه هیچگونه احساس مسئولتی در قبال خانواده خود نیز ندارند. مسلماً این گونه افراد با قرار گرفتن در شرایط نامساعد، از عاملان مهم اخلال در نظم و امنیت فردی می شوند. البته هنوز هم چنانچه به جوامع روستایی بنگریم تبلور مسئولیت پذیری جوانان و واگذاری مسئولیت توسط خانواده ها را خواهیم دید. برای مثال؛ پسران جوان و چه بسا نوجوان مسئولیت مهمی همچون به چرا بردن گله کل ساکنان روستا را برای چند روز برعهده می‌گیرند. این افراد از همان دوران نوجوانی می آموزند که در قبال جامعه خود مسئول هستند و امنیت خود را به دلیل اینکه جامعه و خانواده به وی نیازمند هستند مورد توجه قرار می دهند. در دنیای امروز سازمانهای مردم نهاد مخصوصاً سازمانهای مردم نهاد جوانان می توانند نقش بسیار مهمی در این خصوص ایفا نمایند. فعالیت افراد در یک سازمان مردم نهاد به عنوان یک جامعه کوچک، با توجه به اینکه فعالیت در اینگونه از سازمانها نیازمند پذیرش مسئولیت های مختلفی می باشد می‌تواند این حس(مسئولیت پذیری)را در فرد افزایش دهد. فعالیت در سازمانهای مردم نهاد موجب ارتقاء احساس مسئولیت در جوانان شده که این احساس خود به خود از یک جامعه کوچکی همچون سمن به جوامع بزرگتر تعمیم می‌یابد و فرد را از گرایش به سمت رفتارهای مخل امنیت فردی و انسانی منع می کند(رفیعی و همکاران:پیشین، 359).
تجربیات نشان می دهند که در بسیاری از مواقع نه تنها فرد با افزایش توانمندیهای خود روز به روز بر احساس مسئولیتش در سازمانهای مردم نهاد می افزاید بلکه در اکثر اوقات دوستان نزدیک خود را نیز برای فعالیت در سمن و پذیرش مسئولیت های مختلف تشویق می‌نماید.
2-7-5-امنیت و اعتیاد
اعتیاد به ویژه اعتیاد جوانان به مواد مخدر و انواع متنوع داروهای روان گردان، یکی از مهمترین جنبه‌های امنیت انسانی و یکی از اصلی‌ترین دغدغه های هر فرد، هر خانواده، هر کشور و به طورکلّی دنیا در هزاره سوم است. اعتیاد از جمله معضلاتی است که بیشترین بودجه دولتی و بین المللی را به خود اختصاص داده است و متاسفانه در سطح دنیا نه تنها نتایج به دست آمده کاهش معتادین را نشان نمی دهد، بلکه روز به روز و لحظه به لحظه بر این آمار افزوده می شود. اعتیاد یکی از مهمترین مخاطرات امنیت انسانی در تمام نقاط دنیاست و سالهاست که این مورد به شکل تهدیدی بین المللی در آمده است. سازمانهای مردم نهاد به عنوان مجامعی تأثیر گذار، در این حوزه به مشارکت دولت شتافته اند تا بتوانند بر کاهش آمار وحشتناک اعتیار تأثیر بگذارند. سازمانهای مردم نهاد مبارزه با اعتیاد همچون NA با اعلام موجودیت و با حضور در جامعه نقش مهمی را در کمک به دولت و همچنین معتادین ایفا نموده‌اند. در کشورهای پیشرفته دنیا، سازمانهای مردم نهاد به دلیل اینکه سازمانهایی برآمده از دل مردم می باشند بیشترین مسئولیت را در پیشگیری و حتی درمان این بیماری خانمان سوز برعهده دارند(رحیمی:1390، 33).
2-7-6-امنیت و گرایشات مذهبی
یکی از اصلی ترین عواملی که موجب برقراری و گسترش امنیت انسانی می‌گردد، پایبند بودن افراد به دستورات دینی و تمایل و گرایش به مذهب است. اگرچه به طور ذاتی گرایش داشتن به هر مذهبی موجب ارتقاء سطح امنیت انسانی می گردد ولی با توجه به اینکه دین اسلام، کامل ترین دین است که کلیه جنبه‌های زندگی بشر را بررسی نموده و برای تک تک رفتارهای آن دستوراتی ارائه نموده است از تأثیر بیشتری برخوردار است. برای مثال چنانچه دستورات مربوط به خمس و ذکات بکار گرفته شود، اثرات زیادی بر امنیت اقتصادی و امنیت حیاتی مردم خواهد داشت. همچنین دین مبین اسلام دستورات فراوانی در جهت ارتقا جان انسان دارد که این موضوع تأثیر زیادی بر توسعه امنیت جانی دارد. سازمانهای مردم نهاد مذهبی با تمرکز بر فعالیتهای ترویجی، گامهای بسیاری مؤثری در جهت ارتقاء سطح دانش مذهبی جامعه بر داشته‌اند. علاوه بر هیئت‌های مذهبی که سالهاست در این رابطه فعالیت می کنند، در نسل جدید اینگونه سازمانها، سمنهای فعال و توانمندی تشکیل شده اند که همگام با نیازهای جامعه به تحقق اهداف خود می پردازند(معصومی:1389، 38).
2-8-مبانی نظری و دیدگاه‌ها
در این خصوص به نظریاتی می توان اشاره نمود. این نظریات عبارت است از:
2-8-1-نظریه کنش اجتماعی
نظریه کنش موجه معتقد است که قصدهای رفتاری تأثیر مستقیمی بر رفتار دارند. با اینحال عوامل دیگری هم وجود دارد که بر رفتار مؤثر است؛ به عنوان مثال رفتاری که درگذشته انجام شده است در غالب موارد مهمترین
تعیین کننده رفتار در آینده است. صرفنظر از اینکه چه گرایشی اظهارشده و جه هنجارهایی مطرح می باشد، حرکت از قصد رفتاری به رفتار عینی می تواند تحت تأثیر عواملی چون امکان عینی اقدام نیز قرار گیرد. مثلا اگر
شخصی گرایش مثبتی برای کمک به فقرا داشته باشد و جامعه نیز این کار را ارزشمند نمایند به طور طبیعی قصد رفتاری برای آن افزایش می یابد، اما اگر این شخص خودش گرفتار باشد و پولی در اختیار نداشته باشد که در این راه صرف کند، در این صورت این قصد رفتاری تبدیل به عمل نخواهد شد(کریمیان پور:1389، 21).
2-8-2-نظریه سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از متعلقات جوامع و ملتها و افراد، همزمان، هم علت و هم معلول است. سرمایه اجتماعی به نتایج مثبتی چون؛ توسعه اقتصادی و کاهش جرم و جنایت می انجامد. به نظر استیگلیتز، سرمایه اجتماعی به لحاظ ماهوی دارای چهار بعد است:
1.سرمایه اجتماعی نوعی دانش تلویحی است. آن جزئی از چسب اجتماعی است که موجب همبستگی اجتماعی می شود و همچنین مجموعهای از قابلیتها و تواناییهای شناختی است. برای مثال: سواد کامپیوتر، بخشی از سرمایه اجتماعی است که برای دارنده آن نوعی سرمایه است.
2. سرمایه اجتماعی، مجموعه ای از شبکه هاست که خود را در قالب گروههای اجتماعی نشان می دهد
3. سرمایه اجتماعی، انباشتی از وجهه و شهرت و نیز شیوهای برای تنظیم این وجهه و شهرت است. افراد برای
کسب وجهه سرمایه گذاری می نمایند.
4. سرمایه اجتماعی، سرمایه سازمانی است که به واسطه آن مدیران شیوه های اعمال مدیریت خود را بسط می دهند( غفاری: 1390، 17).