دیدگاه های کارت امتیازی متوازن و کارت امتیازی متوازن

دانلود پایان نامه

برای دستیابی به موفقیت مالی ،چه تالاش هایی باید صورت دهیم ؟

فرآیند داخلی


شرکت باید بر کدامیک از فرآیند هایش تمرکز بیشتری کند تا بتواند نظر صاحبان سهام و مشتریان را تامین کند؟

مشتریان
جهت دستیابی به چشم انداز،چگونه در نظر مشتریان نمایان شویم؟
رشد ویادگیری
چطور می توانیم تواناییهایمان را برای تغییر و توسعه حفظ کنیم تا چشم اندازمان معقق شود؟
شکل2- 2:تبدیل چشم انداز و استراتژی به چهار جنبه BSC(صدوقیان . تدوین،1386،ص50)
2 ـ 10 ـ 5. ساختار کارت امتیازی متوازن
کارت امتیازی متوازن روشی شناخته شده از مدیریت استراتژیک است که استراتژی بلند مدت را از طریق یک مکانیزم اندازه گیری به یک سیستم مدیریت تبدیل میکند. کارت امتیازی متوازن، چشم انداز و استراتژی را به ابزاری مؤثر در انتقال اراده استراتژیک و انگیزه از بالا به پایین سازمان، سنجش و پایش عملکرد در نیل به اهداف تبدیل میکند. کارت امتیازی متوازن رابطه ای برای تبدیل یک چشم انداز بزرگ به مجموعه روشنی از اهداف کلان است که اهداف کلان را به یک سیستم از معیارهای عملکرد تبدیل میکند که نمایانگر یک تمرکز استراتژیک در سطح کل سازمان می باشد.
برخلاف روش های مالی سنتی، کارت امتیازی متوازن جهت گیری سازمانی را فقط به سمت آینده قرار می دهد. این عمل به وسیله سنجش عملکرد استراتژیک از چهار دیدگاه مختلف انجام می گیرد.
دیدگاه “نوآوری و رشد” توجه مدیران را به زیر ساختارهای موفقیت آتی معطوف می کند. افراد و زیر بنای سازمانی و سرمایهگذاری کافی در این زمینه ها برای هر موفقیت پایداری لازم است. ایجاد و توسعه یک سازمان فراگیرنده واقعی باعث موفقیت در دیدگاه بعدی کارت امتیازی متوازن، یعنی دیدگاه “فرایند های داخلی” می شود. دیدگاه “فرایند داخلی” توجه مدیران را به فرایندهای کلیدی داخلی معطوف میکند که کسب و کار را هدایت می نماید.
بهبود در فرآیندهای داخلی، یکی از نشانگرهای اصلی زمینه ساز، نشانگر پیشران موفقیت مالی در آینده است، اگر چه برای تبدیل فرآیندهای بهره ور به سود مالی، شرکت ها می بایست در وهله اول “مشتریان” خود را راضی کنند.
دیدگاه «مشتری» کسب و کار از دیدگاه مشتری را بررسی می کند و فعلایت ها را به سمتی سوق می دهد که سازمان در راستای رفع نیازها و تامین خواسته های مشتریان حرکت کند.
در نهایت دیدگاه مالی نتایج نهایی کار شرکت را در نظر میگیرد. آنچه شرکت به ذینفعان خود عرضه میکند. در مجموع این چهار دیدگاه تصویری متوازن از عملکرد بالفعل و بالقوه کسب و کار ترسیم می نماید. (ساسانی، 1380، ص 12 ـ 13)
2 ـ 10 ـ 6 . چارچوب کارت امتیازی متوازن
در اوایل دهه 1990 رابرت کاپلان، استاد دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد به اتفاق دیوید نورتن که در آن زمان مدیر یک شرکت تحقیقاتی بود طرح تحقیقاتی را به منظور بررسی علت موفقیت دوازده شرکت برتر آمریکایی و مطالعه روش ارزیابی عملکرد در این شرکت انجام دادند. در این مقاله اشاره شده بود که شرکت های موفق برای ارزیابی عملکرد خود فقط به سنجه های مالی متکی نیستند بلکه عملکرد خود را از سه منظر دیگر یعنی مشتری، فرایند داخلی و یادگیری رشد مورد ارزیابی قرار می دهند. به این ترتیب کاپلان و نورتون اعلام کردند که برای انجام یک ارزیابی کامل از عملکرد سازمان می بایست این عملکرد از چهار زاویه یا منظر مورد ارزیابی قرار گیرد. (بختیاری، 1386 ، ص 14) .
2 ـ 10 ـ 6 ـ 1. منظر مالی
تا قبل از دهه 1980 معیارهای عمده اندازهگیری عملکرد را شاخصهای مالی نظیر درآمد، ساختار هزینه حاشیه سود، بازده و سرمایه و نرخ گردش داراییها و امثالهم تشکیل می داد.
در دیدگاه مالی استراتژی در سطح واحد تجاری شامل سود عملیاتی، بازده سرمایه گذاری، ارزش افزوده اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری و همچنین افزایش درآمد، کاهش هزینه و مطلوبیت دارایی است. در این معیار به پاسخگویی به انتظارات مالکان بنگاه اقتصادی که نتیجه سایر دیدگاه ها اعم از مشتری مداری، روند درونی و آموزش و رشد است می پردازد. (گودرزی، 1383 ، ص 37)
دیدگاه مالی بعنوان کانون تمرکز اهداف و معیارهای طراحی شده در سایر دیدگاه های کارت امتیازی متوازن عمل میکند. کلیه معیارهای انتخاب شده در دیدگاه مشتری، فرایند داخلی و رشد و یادگیری باید به عنوان حلقه ای از زنجیره روابط علت و معلولی در راستای بهبود عملکرد مالی عمل نمایند. کارت امتیازی متوازن با تعیین اهداف مالی بلند مدت و سپس مرتبط نمودن آن ها با مجموعه ای متوالی از اقداماتی که برای رسیدن به این اهداف در حوزه فرایندهای مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و کارکنان و سیستم ها لازم است به انجام می رسند سعی در شفاف نمودن استراتژی سازمان دارد.
اهداف ومعیارهای مالی باید دو نقش را در کارت امتیازی متوازن ایفاء نمایند:
1. عملکرد مالی مورد انتظار از یک استراتژی را تعریف و تعیین نماید.
2. به عنوان هدف نهایی معیارها و اهداف تعیین شده در سایر دیدگاه ها عمل نماید. (منصوری وعالمی، 1388، ص 23 ـ 22 )