راهبردهای شناختی و فراشناختی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی

دانلود پایان نامه

همچنین سولسمان و ناسان (2008؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) به منظور کاهش و مقابله با تعللورزی راهکارهای زیر را پیشنهاد کردهاند:
حس ضرورت: یعنی داشتن انگیزهی درونی برای شروع و ادامهی یک هدف. حس ضرورت در مقابل تعلل قرار دارد و قویترین عامل برای فائق آمدن بر مشکلات میباشد. دلیل اصلی برای تعللورزی این است که هدف خاصی وجود ندارد که در فرد چنان اشتیاق شدیدی ایجاد کند که اقدام به کاری کند و تلاش کند تا آن را به اتمام برساند.
تعیین اهداف مشخص: داشتن اهداف مشخص، جهت، مسیر حرکت و تصمیمگیری را مشخص میکند. هنگامی که اهداف نامشخص است، جهتگیری صحیحی برای انجام آنها وجود ندارد. در این صورت انجام یک عمل بسیار دشوار است. تعیین اهداف بلندمدت و کوتاهمدت به فرایند تصمیمگیری و غلبه بر تعللورزی کمک شایانی میکند.
اولویتبندی اهداف: یکی از عوامل مهم در کارآیی فردی، توانایی تعیین اولویت از میان اهداف، وظایف و فعالیتهاست؛ لذا ضروریست فرد بتواند اهداف کماهمیت، مهم و فوری را از هم تفکیک کرده و آنها را رتبهبندی کند.
پرداختن به یک کار واحد: پرداختن به یک کار واحد مستلزم این است که فرد زمانی که کاری را شروع میکند، تصمیم بگیرد تا پایان انجام آن روی کار متمرکز شود. این روش یکی از مؤثرترین تکنیکهای مدیریت زمان است.
پذیرش مسؤلیت کامل نتایج: پذیرفتن مسؤلیت کامل یک تکلیف، منجر میشود که فرد بهانهها و دلایل تعللورزی را نپذیرد و روی تواناییهای خود متمرکز گردد.
تمرین تعلل سازنده: از آنجایی که افراد قادر نیستند تمام کارهایی که مجبور به انجام آن هستند در یک بازهی زمانی تمام کنند، در انجام کارها تعلل میورزند. بر این اساس میتوان با انضباط فردی کارهای کمارزش و نامربوط را برای انجام کارهای مهم و ضروری به تأخیر انداخت. تفاوت بین افراد کارآمد و ناکارآمد در این است که افراد کارآمد در تکالیفی که ارزش زیادی ندارند تعلل میورزند اما افراد ناکارآمد روی وظایفی تعلل میورزند که موجب تحول در زندگیشان میگردد (سولسمان و ناسان، 2008؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
همچنین بارتلین (2012؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) در مورد مدیریت زمان و نحوهی کاهش تعللورزی به موارد زیر اشاره نموده است:
مدیریت زمان: زمانبندی موجب کاهش استرس و آزاد شدن انرژی میگردد. برنامهریزی و تنظیم کارهای روزانه، هفتگی و ماهانه منجر به این میشود که فرد احساس کند بر زندگی خود مسلط است. همچنین اعتماد به نفس و قدرت فردی نیز افزایش مییابد.
انجام کارها در ساعات اوج آمادگی: ساعت اوج آمادگی درونی، ساعاتی از روز است که طبق ساعت زیستی تنظیم میگردد، یعنی زمانی که در فرد بیشترین هوشیاری و آمادگی وجود دارد. ضروریست افراد از ساعت اوج آمادگی درونی خود آگاهی داشته باشند و مهمترین کارهای خود را در آن ساعت برنامهریزی کنند.
تعیین محدودیت زمانی: تعیین مهلت برای انجام وظایف و اهداف مهم، فرد را وادار میکند تا سختتر و مؤثرتر کار کند. برای تکلیفی که زمان تعیین نگردد هیچ اجباری برای پایان آن وجود ندارد و به راحتی تا آخرین لحظات به تأخیر میافتد.
مقاومت در برابر میل به کمالگرایی: یکی از دلایل مسامحه و تعلل در انجام کارها، کمالگرایی است. دانستن این نکته ضروریست که هیچ کاری بار اول کامل و بینقص نیست، اما با انجام اصلاحات و تغییرات در انجام تکلیف به مرور زمان میتوان آن را به صورت بینقص و کامل انجام داد.
پیشبینی موانع: پیشبینی نمودن، این فرصت را به افراد میدهد تا موانع و مشکلات احتمالی که ممکن است در فرایند انجام تکالیف با آن روبهرو شوند را به حداقل ممکن برسانند. همچنین قادر خواهند بود قبل از بروز مشکلات، روشهای لازم برای مقابله با آن را تعیین نماید و آمادهی مبارزه با عواملی شود که منجر به تأخیر در انجام وظایف میگردد.
بازنگری و تجدید برنامه: این مرحله چگونگی انجام کار را منعکس میکند. نظارت و بازنگری بر روند انجام تکالیف به افراد آگاهی میدهد تا حیطههایی که نیاز به اصلاح و بازنگری دارند را مشخص سازند و براساس آن اهداف و برنامههای خود را مجدد سازماندهی کنند (بارتلین، 2012؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
9-1-2 پژوهشهای انجام شده در رابطه با تعللورزی
پژوهشهای مرتبط با تعللورزی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: 1) پژوهشهای مربوط به متغیرهای پیشایندی تعللورزی؛ 2) پژوهشهای مربوط به پیامدهای تعللورزی. بهعلاوه میتوان پژوهشهای مربوط به پیشایندهای تعللورزی را به دو دستهی عوامل فردی و محیطی تقسیمبندی کرد. در ادامه برخی از این پژوهشها مرور شده است.
1-9-1-2 عوامل فردی مرتبط با تعللورزی
چاری و دهقانی (1387) در پژوهشی رابطهی بین تعللورزی تحصیلی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که راهبردهای خودتنظیمی به طور منفی و معنادار تعللورزی تحصیلی را پیشبینی میکنند. همچنین مؤلفههای راهبردهای انگیزشی یعنی خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیشبینیکنندهی منفی تعللورزی تحصیلی بودند.
نامیان و حسینچاری (1390) در پژوهشی به تبیین تعللورزی تحصیلی دانشجویان براساس باورهای مذهبی و هستهی کنترل پرداختند، نتایج این پژوهش نشان داد که تعللورزی تحصیلی به وسیلهی بُعد (مؤلفه) اخلاقیات از جهتگیری مذهبی و هستهی کنترل درونی به صورت منفی پیشبینی میشود. همچنین نتایج نشان داد که هستهی کنترل درونی و بُعد اخلاقیات از جهتگیری مذهبی پیشبینیکنندهی منفی دو بُعد تعللورزی در آمادهسازی تکالیف و تعللورزی در آمادهسازی مقاله هستند. همچنین تعللورزی در آمادگی برای امتحان، توسط هیچ یک از ابعاد جهتگیری مذهبی و هستهی کنترل درونی پیشبینی نشد.
عوضیان، بدری، سرندی و قاسمی (1390) در پژوهشی به بررسی رابطهی بین تعللورزی و عزتنفس با انگیزش پیشرفت پرداختند، یافتههای این پژوش نشان داد که بین دو متغیر عزتنفس و انگیزش پیشرفت با تعللورزی ارتباط منفی وجود دارد، همچنین بین عزتنفس و انگیزش پیشرفت رابطهی مثبت و معناداری وجود داشت.
نتایج پژوهش راثبلوم، بسویک و مان (1988، نقل در شیرزادی، 1389) در خصوص پیشبینیکنندههای روانشناختی تعللورزی نشان داد تعللورزی با عواملی از قبیل دودل بودن در تصمیمگیری، پایین بودن عزتنفس و داشتن عقاید غیرمنطقی دربارهی خود مرتبط است. تعللورزی در بین افرادی که در تصمیمگیری دچار تردید هستند و قادر به یافتن راهحل منطقی برای مشکلات خود نیستند، بیشتر است. همچنین افرادی که عقیده دارند که باید توانایی انجام هر کاری را داشته باشند، در هنگام مواجه با شکست احساس خودکمبینی میکنند و در نتیجه انجام امور خود را به تعویق میاندازند. افرادی که عزتنفس پایینی دارند، تعللورزی بیشتری دارند و از آن به عنوان سپری برای حفظ عزتنفس خود استفاده میکنند. آنها همچنین نشان دادند که اضطراب و افسردگی با تعللورزی مرتبط هستند.
استیل (2007) عواملی را که در پژوهشهای مختلف به عنوان پیشایندها، دلایل و پیامدهای تعللورزی مورد توجه قرار گرفته بودند را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که عواملی از قبیل خشم و عصبانیت، روانرنجوری و احساساتی بودن با تعللورزی ارتباط ضعیفی دارند، اما عواملی مانند خودکارآمدی، انگیزش پیشرفت، خودکنترلی، بیزاری از تکلیف، هشیاری و اضطراب و پریشانی از جمله پیشبینیکنندههای قوی تعللورزی هستند.
رستم اوغلی، موسیزاده، رضازاده و رستم اوغلی (1392) در پژوهشی به بررسی نقش تعللورزی، خودتنظیمگری و باورهای فراشناختی در پیشبینی ناگویی خلقی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه به این نتیجه رسیدند که تعللورزی و باورهای فراشناختی به واسطهی خودتنظیمگری بر نارسایی هیجانی تأثیر میگذارد. دانشآموزان با خودتنظیمگری بالا که از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده میکردند تعللورزی و ناگویی خلقی پایینتری داشتند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها بیشتر بود.