راهنمایی و رانندگی و پیشگیری از جرم

دانلود پایان نامه

1.از اماکن، اشیا و افراد بزهدیده با احتساب وقایع مرتبط با هر یک از آن ها فهرستی تهیه کنید.
2.با توجه به تعداد وقایع مرتبط، از زیاد به کم آنها را مرتّب کنید.
3.درصد وقایع مرتبط با هر شخص، مکان یا فرآورده را محاسبه کنید.
4.درصدهای مربوط به وقایع را با هم جمع کنید، از مبتلاترین فرد، اشیا یا مکان شروع کنید.
5.درصدهای مربوط به افراد، مکان ها یا اشیا را با هم جمع کنید. 6.مجموع درصدهای اشخاص، مکان ها و اشیا را با مجموع درصدهای وقایع مقایسه کنید این امر نشان دهنده آن است که مبتلاترین فرد یا مکان چقدر در معضل مورد نظر دخیل است.
ارتکاب زیاد جرایم بر این طیف از اشیا، اماکن و اشخاص، نشان دهنده جذابیت آنها برای بزهکاران است.اما از حیث مسافت طی شده توسط بزهکار برای ارتکاب جرم بر اشیا ، اماکن و اشخاص مزبور نیز آیا می توان وجود رابطه ای جرم شناسی را نشان داد؟ شاید دانستن این موضوع جالب باشد که بسیاری از مطالعات نشان می دهند مسافتی که برا ی ارتکاب جرم طی می شود، اغلب کوتاه است . بزهکاران عموماً در یک یا دو مایلی منازلشان مرتکب جرم می شوند. برای مثال ، اَندی برایول در اداره پلیس وست میدلند، یکی از بزر گ ترین ادارات پلیس انگلستان258074، مورد عزیمت بزهکاران برای ارتکاب جرم در طول 2 سال را تحلیل کرده است( ویلز و همکاران،2000: 251) او با این تحلیل به نکات زیر دست یافته است:
حدود نیمی از عزیمت ها، مسافتی کمتر از یک مایل بوده اند.
طول مسیر با توجه به نوع جرائم متفاوت است برای مثال دله دزدان از مغازه ها، نسبت به دیگر بزهکاران مسافت بیشتری را طی کرده اند.
زن ها نسبت به مردها مسافت بیشتری را طی کرده اند، احتمالاً بدین خاطر که اکثراً مرتکب دله دزدی می شوند.
بزهکاران در عزیمت برای ارتکاب جرم بسیار متفاوت از یکدیگرند برخی از آنها در محله خود مرتکب جرم شده اند و برخی دیگر مسافت بیشتری را طی کرده اند، خصوصاً هنگامی که با دیگر بزهکاران در ارتکاب جرم شرکت کرده اند.
بزهکاران نوجوان، در مناطقی بسیار نزدیک به منزل خود مرتکب جرم می شوند، در حالی که بزهکاران 20 ساله و بالاتر مسافت بیشتری را طی کرده اند.
ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که اجرای هر گونه راهکار یا اتخاذ هر گونه تدبیری، نیازمند بررسی های متنوعی است . از سویی استفاده از تجربه های دیگر حوزه های قضایی، شهرها و در نهایت، کشورها می تواند در زمینه پیشگیری از جرم بسیار ثمربخش باشد . اما از جمله مهم ترین نکات در این گونه موارد، نحوه بومی سازی راهکارهایی است که سابق بر این در زمان یا مکان دیگری به اجرا درآمده اند . یکی از راه های کلیدی و کاربردی در بومی سازی راهکارها و راهبردهای پیشگیری از جرم و نحوه اجرای آنها عبارت است از توجه دقیق به دو نکته1. مکانیسم تدبیر یا راهکار مورد نظر،2. زمینه سازی برای اجرای تدبیر یا راهکار بنابراین، نمی توان به صراحت و به روشنی کارایی یک راهکار پیشگیرانه را تأیید کرد . از حیث ساز و کار باید به مسایلی نظیر میزان جرایم منطقه مورد نظر، هزینه راهکار، مدت زمان اجرای آن، قابلیت نهاد یا سازمان مجری و … توجه کرد. از نظر زمینه اجرا، باید به مکان و موقعیت مورد نظر در اجرای راهکار توجه شود هیچ راه حل آماده ای برای کاهش یا رفع جرم نیست پس می توان به این نتیجه رسید که از همین رو است که در شرایط کنونی، ضرورت تخصصی شدن پلیس وسایر نهادهای مسئول پیشگیری از جرم در مقابله با جرایم به ویژه در بخش تجزیه و تحلیل و تمهید راهکار از هر زمان دیگری آشکارتر است
مبحث سوم : روش های عملی ومتولی پیشگیری وضعی
مصادیق و روش‌های عملی پیشگیری وضعی از جرم مدتهای مدیدی پیش از اینکه تحت این عنوان مشهور شود، وجود داشته است، تمامی اقداماتی که برای خنثی کردن فعالیتهای سارقین اماکن و افزایش مراقبت از فضاهای عمومی تشکیل گروههای مراقبت توسط پلیس . سیستم قضایی انجام شده با آنچه که کلارک آنرا پیشگیری وضعی از جرم نام نهاده است، کاملاً مطابقت دارد و پیشگیری وضعی از جرم عنوان جدیدی است بر آنچه که پلیس یا عامه آنرا پیشگیری از جرم می‌نامند. در تقسیم بندی انواع پیشگیری پیشگیری وضعی از انواع پیشگیریهای جدید به شمار می‌رود.
نقش پلیس ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد و به جایگاه پلیس در نظام حاکمیت هر دولتی بستگی دارد. اصل کلی این است که هر چه سیستم پلیس در یک کشور اقتدارگراتر و دور از جامعه باشد. به همان نسبت، پلیس واکنشی و سرکوبگرانه‌تر عمل می‌کند ولیکن در جوامعی که پلیس ارتباط بیشتری با شهروندان داشته و باصطلاح جامعه محور باشد، پلیس نقش بسیار مهم و حساسی را در امر پیشگیری از جرم ایفا می‌کند، علی الخصوص در پیشگیری وضعی که مرتبط با از بین بردن فرصت‌های جرم و موقعیت‌های پیش جنایی است. در پیشگیری وضعی پلیس یکی از اهرم‌های عمده در افزایش زحمت ارتکاب جرم و بالا بردن خطر دستگیری بشمار می‌رود. این نقش‌ها، بعنوان مثال از طریق تمرکز حضور مأموران گشت پلیس در مناطق جرم‌خیز و زمان‌های پر جرم یا تقویت مراقبت همسایگی و مراقبت محله‌ایی و حتی از طریق دخالت فعال پلیس درامر پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط صورت می‌گیرد.(فهیمی،1389: 80)
به عنوان نمونه پلیس انگلستان، واحدی بنام معماری پیشگیری دارد که مأموریت واحد مذکور نظارت و بازرسی بر طراحی ساختمان‌هایی است که سازندگان و طراحان آن داوطلبانه تمایل دارند معیارهای پیشگیری طبیعی از جرم را در بنای ساختمان رعایت نمایند. کارشناسان واحد مذکور ضمن بازدید از ساختمان‌ها، پیشنهادات مناسب را به سازندگان ارائه می‌دهند تا با رعایت حداقل هزینه، بهترین نتایج پیشگیرانه را به دست آورند. در پایان کار نیز به این ساختمانها یک برچسب ایمنی در برابر جرم می‌دهند که نشان مذکور روی ساختمان نصب می‌شود و طبعاً چنین ساختمان‌هایی از مطلوبیت و در نتیجه قیمت بالاتری نزد خریداران برخوردارند. حتی بسیاری از ساختمان‌های موجود نیز به دنبال انجام تغییرات در طراحی و دریافت برچسب ایمنی هستند و از پلیس می‌خواهند که به آنها برچسب ایمنی بدهد و پلیس کارشناس خود را می‌فرستد و بازدید می‌کند و دستور تغییرات لازم را می‌دهد تا پس از احراز ضوابط لازم، برچسب مربوطه صادر شود.
نکته دیگر، این است که کشورهای مختلف جهان که تجارب زیادی در امر پیشگیری دارند به این نتیجه رسیده‌اند که پیشگیری وقتی اثر بخش خواهد شد که از کوچکترین سلول‌های جامعه مانند خانواده، سپس محله و شهر آغاز شود و در سطح ملی فقط راهبردهایی از مرکزیت حکومت استانها و شهرها ابلاغ شود ولی طراحی و اجرای برنامه‌های پیشگیری به سطوح پایین واگذار شود. پس می‌توان اینطور نتیجه گرفت که:
1- پلیس بیش از پیش به سمت ایفای نقش پیشگیری از جرم گام برمی‌دارد. محدودیت منابع مالی برای مبارزه با بزهکاری، ناتوانی سیستم عدالت کیفری و سیستم زندان تقریباً همه کشورهای دنیا را به تفکر در زمینه راهکارهای حل مشکل جرم وا داشته است و خوشبختانه پیشگیری از جرم اولین رویکرد جایگزین در این زمینه به شمار می‌رود.
2- در بحث پیشگیری وضعی، پلیس نقش اساسی و راهبردی دارد. اندیشه‌های اصلی پیشگیری وضعی از سوی پلیس به جامعه پیشنهاد و معرفی می‌شود و حتی با وجود گسترش روز افزون بخش امنیت خصوصی در اکثر کشورهای جهان، موسسات مذکور از سیاست‌های کلی پلیس ملی پیروی می کنند. یکی از مصادیق پیشگیری وضعی که مربوط به پلیس محلی می شود ، رویت پذیری پلیس در محله ها و مناطق شهری و در اماکن عمومی با لباس رسمی است ، حال چه به صورت پیاده و یا سوار بر اتومبیل و موتور . در این صورت خطر بروز وقوع جرم کاهش می یابد چرا که بزهکار با رویت پذیری دائم پلیس در محل ، از ارتکاب جرم منصرف می گردد . همین اقدامات پلیس محلی که متولی پیشگیری وضعی می باشد ، چنانچه در چارچوب اختیارات قانونی و با توسلّ به ابزارها و شیوه های قانونی صورت بپذیرد ، پلیس محلی می تواند کانون حرکت پیشگیری وضعی باشد زیرا که ، پیشگیری وضعی اساساً برای از بین بردن فرصت های وقوع جرم در جامعه است و پلیس محله می آید که این فرصت ها از بین ببرند .
مبحث چهارم : اصول و استراتژی های پیشگیری وضعی
پیشگیری وضعی از جرم یک تأسیس انگلیسی است که اوّلین بار در سال 1983 توسط کلارک مطرح شد و در عالم جرم شناسی جای خود را باز کرد . مطالعات بسیاری در این زمینه در سال 1992 صورت گرفت و در سال 1997 با تغییراتی تجدید شد . پیشگیری وضعی از جرم اشاره به روش خاصی دارد که مبتنی بر متعالی کردن جامعه و نهادها نیست . بلکه تکیه بر کاهش دادن فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم دارد . این پیشگیری متضمن مدیریت ، طراحی و یا دستکاری محیط جرم است و به گونه ای که ارتکاب جرم خطرآفرین شده یا همراه با زحمت بسیاری باشد ، اساساً سودآفرینی جرم را کاهش دهد . طبیعی است که این تغییرات باید توسط مجرمین ادراک شده تا موثر واقع شود .
گفتار اوّل : اصول حاکم بر پیشگیری وضعی
در برنامه پیشگیری، علی الخصوص پیشگیری وضعی، رعایت موازین حقوق بشر و حقوق شهروندی حائز اهمیت خاصی است و نمی‌توان به بهانه پیشگیری از وقوع جرم به حقوق شهروندی تجاوز کرد و موازین اسلامی و حقوق بشری را نادیده گرفت. حفظ حریم خصوصی و امنیت شخصی از مهمترین حقوق اسلامی است که اسلام و به تبع آن، قانون اساسی و قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی بر آنها تأکید کرده است. نمی‌توان به بهانه پیشگیری، بازرسی از منازل، بازرسی اتومبیل‌ها و بازرسی فردی را گسترش داد و الا به مرور زمان گسترش پیشگیری وضعی، منحصر به نقض حقوق شهروندی خواهد شد. همانگونه که بعد از حادثه 11 سپتامبر در آمریکا تصویب قانون ضد تروریسم درکنگره، اینگونه شد و به بهانه پیشگیری از تروریسم، شنود تلفنی، انگشت نگاری اجباری در مرزها، بازرسی حساب‌های بانکی و … گسترش یافت. بنابراین پیشگیری وضعی و یا انتظامی، تلاش پلیس برای کشف جرم، تعقیب بزهکاران و دستگیری آنان نیست و در واقع پیشگیری وضعی، اصطلاح شناخته شده‌ایی است که وضعیت مدار است و بر وضعیت و موقعیت متمرکز است نه بر اشخاص.
نصب دزدگیر، نصب دوربینهای مدار بسته، تابلوهای هشدار دهنده راهنمایی و رانندگی، حضور پلیس در اماکن عمومی با لباس رسمی به صورت پیاده یا سوار بر موتور یا اتومبیل، ایجاد روشنایی در خیابان‌ها و کوچه‌ها و … خطر دستگیری را برای افراد افزایش می‌دهد و ارتکاب جرم را دشوارتر می‌کند و موجب انصراف از بزهکاری می‌شود. در یک دسته بندی کلّی ، اصول حاکم بر پیشگیری وضعی به دو دسته تقسیم می شود :